درباره آنتونى گيدنز و چكيده آثار او

ميان جامعه شناسان شهيرى كه كتاب هايشان در ايران ترجمه و منتشر و خريدارى مى شود، آنتونى گيدنز -Anthony Giddens- از اقبال بلندترى برخوردار است. يك دليل آن، نياز جامعه فرهنگى و دانشگاهى ايران به درك اجتماعى عميق تر از مسائل معاصر است و يك علت هم خود گيدنز و كيفيت آثار او است. البته جامعه شناسى و ساير شقوق علوم اجتماعى سال هاست به يك مؤلفه فعاليت روشنفكرى در ايران بدل شده است و حتى وسوسه آن، معمولاً سياستگران حرفه اى را نيز به خود جلب و جذب مى كند. اين مسأله در ميان روشنفكران مذهبى نيز مصداق دارد. 
كتابى كه گيدنز را در ايران مرجعيت بخشيد و تثبيت كرد، اثر عمومى و مدرسى وى به نام «جامعه شناسى» بود.(۱) اين اثر مفصل كه در برگيرنده هفت بخش و بيست و دو فصل و يك ضميمه درباره چگونگى استفاده از كتابخانه بود، براى دانشجويان جامعه شناسى تمهيد و تأليف شده بود و با خلاصه نگاشت ها، توضيح مصطلحات هر بحث و مفاهيم اصلى و بالاخره پرسش هايى در پايان هر قسمت و نيز مقدمه هاى آموزنده و فهرست هاى عالى در هر فصل به صورت جداگانه، فقط و فقط براى آموزش تدوين شد و مورد استفاده قرار مى گرفت. از اين نظر، اثر وى در قياس با ساير آثارى كه قبلاً در زبان فارسى ترجمه يا تأليف شده بود، امتيازات فراوانى داشت. امتيازاتى كه كتب تام باتومور يا بارنزوبكر يا حتى ريمون آرون از فرنگى ها و احسان نراقى و اميرحسين آريانپور از وطنى ها فاقد آن بود. علاوه بر اين، بحث هاى گيدنز با توجه به جديدترين منابع در معتبرترين سطح تأليف شده بود و مباحث عينى ترى در باب مسائل معاصر جهان را نيز در برداشت. اين نوشدگى و بهكرد تا آنجا بود كه مسائلى مرتبط با انقلاب ايران يا آخرين تحولات اجتماعى و سياسى در امريكا و اروپا را نيز در دايره مباحث خود قرار مى داد. مهم تر از همه، از چنان صراحت و روشنى اى در بيان مباحث برخوردار بود كه هيچ ابهام و سوء برداشتى براى خوانندگان آماتور جامعه شناسى ايجاد نمى كرد. اينگونه، آنتونى گيدنز به مرجعى مهم و مداوم در عرصه مطالعات جامعه شناسى در ايران بدل شد. پس از آن به سرعت شاهد ترجمه و انتشار آثار ديگرى از وى بوديم.(۲)
آنتونى گيدنز درباره جامعه شناسى نكته ظريفى گفته است: «جامعه شناسى رشته به غايت متنوعى است. تفاوت هايى كه از لحاظ ديدگاه هاى نظرى و روش شناسى در اين رشته وجود دارند آن را به شعب و مكاتب متعدد فكرى كه همه رقيب يكديگرند منشعب مى كنند. هر نوع شيوه طبقه بندى نظريات جامعه شناختى به اين ترتيب تا حدودى جنبه خودسرانه به خود مى گيرد. ولى يك دوگانگى كلى بين طرز «برخوردهاى» جامعه شناسان با نظريات كلى جامعه شناسى وجود دارد كه در زمان حاضر شايد بارزتر از هر زمان ديگر است. مبادى اين دوگانگى را مى توان به راحتى در معضلات سياسى مورد بحث متفكران اجتماعى كلاسيك تشخيص داد و پيوندى را كه تا امروز هنوز هم به طرزى كم و بيش مستقيم بين اين دوگانگى و نوعى جهت گيرى قاطعاً ارزشى در زمينه تفكرات سياسى وجود دارد مشاهده كرد...»(۳)
اين جستار، تقريباً بيانگر وضع كنونى جامعه شناسى در جهان پيشرفته است و كتاب ها و آثار پرتعداد گيدنز حتماً صحت آن را تأييد مى كند. كتاب هايى كه حجم فوق العاده زيادى را در بر مى گيرند و دسترسى بدان ها نيز بسيار دشوار است. معهذا از حسن اتفاق و به اهتمام فيليپ كسل -Philip Cussell- در سال ۱۹۹۳ توسط انتشارات مك ميلان، منتخباتى بسيار عالى و سنجيده از آثار گيدنز، همراه با مقدمه اى مفصل و روشنگر در باب شخصيت و نظريات وى و كتابشناسى و توضيحات ديگر در پايان اثر، در دسترس خوانندگان و علاقه مندان آثار وى قرار گرفت. انتشار برگردان فارسى همين اثر توسط حسن چاوشيان به تازگى، امكان بسيار ارزشمندى براى خوانندگان فارسى زبان فراهم آورده تا فقد اصل آثار گيدنز و دشوارى مضاعف پژوهشگران و دانشجويان جامعه شناسى در ايران تا حدودى برطرف و آسان شود.(۴)
مطالعه چكيده آثار گيدنز بيانگر شيوه نگرش تاريخى وى به مباحث است. تبارشناسى و ريشه يابى نكته ها و مسائل با ديد انتقادى از خصوصيات مكتب فكرى گيدنز است، ضمن آن كه معمولاً مباحث جامعه شناسى را نه به صورت موردى و خاص، بلكه به صورت تطبيقى و با در نظر گرفتن شرايط متفاوت در جوامع گوناگون طرح مى كند و به همين علت به نتايج جامعه و درخشانى مى رسد. گيدنز به رابطه و تأثيرى عميق در جهان امروز، ميان جهان توسعه يافته و جوامع واپس مانده باور دارد و آراى بسيار مهم و نوآورانه اش درباره جهانى شدن، ريشه در همين پيوند متقابل جوامع صنعتى و توسعه نيافته دارد. وى به موضوعاتى نظير نابرابرى هاى اجتماعى و انواع تبعيض هاى نژادى و جنسى و اقتصادى و... توجهى ويژه نشان مى دهد و ريشه بسيارى از معضلات جوامع و جهان معاصر را در اين مسائل مى بيند. او عميقاً به Globalization باور دارد و فكر منسوخ شده نمونه بردارى از يك جامعه و تعميم آن به ساير جوامع را عملاً باطل كرده است. جهان امروز در پيوستگى پيچيده اى، مدام به سوى مسائل مشترك و معضلات همسان پيش مى رود. مسائل زيست محيطى، جنگ و صلح و مخاطرات هسته اى، توزيع انرژى، شكاف ميان شمال جنوب، مسأله رسانه ها، انقلاب اطلاعاتى و ارتباطاتى، تجارت جهانى و... همگى براى گيدنز مسائل مهم و اساسى محسوب مى شود كه بايد با نگاهى فراگير و براساس مطالعات و روش هاى دقيق موضوع بحث و تحقيق قرار گيرد.
اما، چكيده آثار گيدنز، نه فقط به مسائل عينى اجتماعات و جوامع معاصر مى پردازد، بلكه «طيفى گسترده از مباحث مهم نظرى در اين اثر به چشم مى خورد كه از آن جمله مى توان به آراى گيدنز درباره نوشته هاى ماركس، دوركيم، وبر و فوكو اشاره كرد. افزون بر اين، كتاب حاضر رويكرد نوآورانه خود گيدنز را به مسائل بنيادين نظريه اجتماعى باز مى نمايد. انديشه هاى او درباره قدرت، زمان- مكان و نسبت كنش و ساخت، و نيز تحليل هاى روشنگر و معرفت آموز او به وجهى نيكو ارائه شده است.»(۵)
اشارتى كه در عبارت بالا نسبت به زمان - مكان شد، از مؤلفه هاى مهم ديدگاه گيدنز است. به نظر او «حذف زمان و مكان از تحليل اجتماعى يا قائل بودن به اولويت پيشينى يكى بر ديگرى، فهم ما را از راه و رسم شكل گيرى واقعيت اجتماعى به شدت تحريف مى كند.»۶
اين نگاه گيدنز، البته با مفهوم فلسفى آن، نظير تحقق معرفتى به واسطه زمان و مكان در فلسفه كانت متفاوت است. او مكان را گاهى بستر قدرت مى داند، چنان كه او حتى اين پرسش را مطرح مى كند كه «مكان ها چگونه منابعى براى اعمال صورگوناگون سلطه فراهم مى آورند. سلطه براشخاص و برطبيعت. برخى مكان ها مثل شهرها و ملت- دولت ها يا دولت هاى ملى كه دو مورد اساسى اند، مكان هايى هستند كه در آن ها قدرت خلق و متمركز مى شود. اين «ظرف هاى قدرت» به يك سازمان، مثل دستگاه حكومتى دولت، اجازه مى دهند كه توان كنترل تابعان خود را، كه از نظر مكانى و بنابر اين زمانى، در دور دست ها پراكنده اند... همچنان حفظ كند...»(۷)
اين نمونه نشانگر اوج گيرى نظريه پردازى ها و كيفيت بحث هاى آنتونى گيدنز است. بحث هايى كه متفقاً به جهت حل مشكلات بشرى دنبال مى شود.
فى المثل مسائلى نظير قدرت و سلطه و امثالهم كه غالباً موضوع پژوهش هاى اوست، در سپهرى سياسى و در سايه بحث هايى جامعه شناسانه به نتيجه مى نشيند و اصطلاحاتى نظير «سياست زندگى» و «سياست رهايى بخش» را مطرح مى كند. براى او «مسأله سياست زندگى اين است كه چگونه مى توان از قدرت براى آفريدن جهانى استفاده كرد كه در آن امكان فعليت يافتن خويشتن خويش فراهم باشد. چنين هدفى صرفاً از طريق نظام هاى انتزاعى و «سياست رهايى بخش» به دست نمى آيد؛ سياست زندگى اغلب ايجاب مى كند كه براى پس زدن «قيد و بند»هاى نظام هاى انتزاعى از نظام هاى تخصصى استفاده شود... در هر دو سياست مذكور خطرهاى احتمالى زيادى وجود دارد. قدرت مهيبى كه نظام هاى انتزاعى خلق مى كنند، توان بالقوه آفريدن آخر الزمانى مدرن، و تهى ساختن زندگى از هر معنايى را در خود دارند؛ اما اين انرژى فرصت هايى هم براى مقاومت و بازساختن پيش مى آورد.»(۸)
چكيده آثار گيدنز مشتمل بر يك مقدمه و شش فصل است. عناوين اين شش فصل به خوبى گواه اهميت مباحث است: ۱- مصاف با سنت هاى نظرى كلاسيك ۲- مسائل كنش و ساخت ۳- زمان و مكان ۴- سلطه و قدرت ۵- ماهيت مدرنيته ۶- نظريه انتقادى.
در ذيل اين شش فصل، بيست و نه مطلب از آثار گيدنز برگزيده و منتشر شد كه حقيقتاً راهگشا و نشانگر فضل و دانش عميق گيدنز و اثبات كننده اين نظر فيليپ كسل است كه: «گيدنز در حال حاضر در صف اول نظريه اجتماعى معاصر است، و يقيناً برجسته ترين شخص در دنياى انگليسى زبان است. وسعت فوق العاده آثار، خلاقيت و ابتكار و توانايى او در توضيح نكات مبهم و دشوار، به راستى اثر گذار است... و نفوذ او بر علوم اجتماعى بسيار چشمگير و در حال افزايش است.»(۹)
ويراستار، مباحث اين كتاب را به گونه اى برگزيده و تدوين كرده است كه تأثير بر يكديگر و چارچوب هاى كلى تفكر گيدنز روشن شود. مقدمه مفصل وى نيز به غايت آموزنده و مفيد است، زيرا ضمن نشان دادن جايگاه معتبر گيدنز، كليدهاى فهم و درك برخى مباحث اساسى وى را ارائه مى كند. همان طور كه گفته شد، نه تنها محققان جامعه شناسى و علوم اجتماعى، بلكه گروه هاى ديگر و پژوهندگان ساير رشته هاى علوم انسانى نيز از آراى گيدنز بهره مند توانند شد. مثلاً سياستگران و سياست انديشان، نه تنها با بسيارى از مباحث جدى و پايه سياست در جهان معاصر آشنا مى شوند، بلكه براى تعميق تفكرشان نيازمندند اينگونه مطالعاتى را دنبال كنند. مثلاً آنجا كه در باب «نظم نظامى جهان»، گيدنز مى نويسد: «نظم نظامى جهان امروز سه بعد نهادى كليدى دارد: تفوق ابر قدرتى، تجارت اسلحه و نظام هاى پيمان نظامى. هر يك از اين سه به طور مستقيم به يكديگر مربوط هستند، زيرا ابر قدرت ها نه تنها داراى نيرومندترين حضور نظامى هستند بلكه بر تجارت اسلحه نيز استيلا دارند و نظام هاى جهانى پيمان هايى نظامى بنا كرده اند كه اغلب مستلزم آموزش نظامى ارتش هاى دولت هاى هم پيمان است.»(۱۰)
مسائل ديگر نيز مى تواند اثر اجتماعى و بلكه تربيتى و شخصى قدرتمندى برخواننده بگذارد. بحث گيدنز در ماهيت مدرنيته، يارى شايانى به مردمان جوامع در حال گذار و درك جوهر مدرنيسم مى كند. نكته هايى كه او تحت عنوان «دموكراتيزه كردن زندگى شخصى»(۱۱) مى گويد بسيار تكان دهنده است و من به قطع و يقين مى گويم كه همه ما نيازمند مطالعه آنيم. بحث وى در اين باب، بسيار عينى، ملموس و نكته سنجانه است. هرچند با اين عبارات نغز كه بوى تفوق عاطفى و آرمانگرايى رمانتيك مى دهد آغاز مى شود: «امكان پذير بودن صميمت به معناى نويد دموكراسى است: اين مضمونى است كه من در فصل هاى قبلى مطرح كرده ام... پيدايش رابطه ناب، سرچشمه ساختارى اين نويد است، نه فقط در حيطه رابطه جنسى بلكه در روابط والدين- فرزندان و ساير شكل هاى خويشاوندى و دوستى؛ ما مى توانيم رشد و توسعه چارچوبى اخلاقى براى نظم دمكوكراتيك شخصى را به تصور درآوريم كه در روابط جنسى و ساير حيطه هاى شخصى با مدل عشق رفاقت آميز همخوانى داشته باشد.»(۱۲)
اين نوشتار را با نكته اى و پرسشى كه گيدنز در ضمن مقاله «نظريه انتقادى» مطرح كرده به پايان مى برم. اين دو عبارت مسأله و سؤال اساسى ما است و مى تواند انگيزه اى براى خوانش كتاب در انسان هاى متعمق و با فرهنگ ايجاد كند: «سياست زندگى سياست تصميم گيرى هاى زندگى است. اين تصميم ها چيستند و ما چگونه بايد آن ها را در قالب مفاهيم درآوريم؟» (۱۳)
پانوشت ها:
۱- اين اثر با مشخصات ذيل در ايران منتشر شده است: جامعه شناسى، آنتونى گيدنز، ترجمه منوچهر صبورى، نشرنى، چاپ اول ۱۳۷۲ ، ۹۰۰ صفحه.
۲- از جمله اين كتاب ها:
- دور كيم، ترجمه يوسف اباذرى، انتشارات خوارزمى، بى تا
- جامعه شناسى: پيش درآمدى انتقادى، ترجمه ابوطالب فنايى، فرهنگ، ۱۳۷۳
- سياست و جامعه شناسى در انديشه ماكس وبر، ترجمه مجيد محمدى، نشر قطره ۱۳۷۵
۳- جامعه شناسى مدرن، پيتر ورسلى، ترجمه حسن پويان، انتشارات چاپخش، چاپ اول ،۱۳۷۲ جلد دوم، جستارى از مقاله گيدنز با عنوان: «قدرت در نوشتة هاى اخير تالكت پارسونز»، ص ۴۸۳
۴- مشخصات اين كتاب عبارت است از: چكيده آثار آنتونى گيدنز، ويراستار فيليپ كسل، ترجمه حسن چاوشيان، انتشارات ققنوس، چاپ اول ۱۳۸۳ ، ۴۸۸ صفحه، قيمت ۴۲۰۰ تومان با جلد شوميز
۵- از مقدمه چكيده آثار آنتونى گيدنز، همان
۶- همان، ص ۳۰
۷- همان، صص ۳۱ و ۳۲
۸- همان، ۵۲ و ۵۳
۹- از مقدمه ويراستار، همان
۱۰- همان، ص ۳۸۳
۱۱- ص ۴۳۱ تا ۴۳۵
۱۲- ص ۴۳۱
۱۳- ص ۴۷۲

منبع: 
روزنامه ايران

افزودن نظر جدید