قلاب كردن ايران در تور شوراى امنيت راهگشا نيست

موضوع فعاليت هسته‌اى ايران، رويدادی است كه مدت‌هاست نظر خيلى‌‌ها را به خود جلب كرده است. موضوعى كه باعث واكنش متفاوت دول، احزاب وگروه‌هاى سياسى شده است. موضع‌گيرى اخير هيات سياسى-اجرايى سازمان فدائيان خلق ايران اكثريت از جمله واكنش‌هاى سياسى بحث‌آفرين بوده است. مرورى كوتاه بر رئوس «اطلاعيه هيات سياسى-اجرايی» نشان ميدهد كه در تضاد آشكار با سياست مصوب سازمان بوده و حاكى از آن است كه راديكاليسم سياسى هنوز از سيماى سازمان زدوده نشده است و عليرغم هشيارى سياسى شوراى مركزى سازمان هر از چند گاهى با خروج از كوما دغدغه‌آفرين بوده است.
راديكاليسم مزبور با تظاهرات راست‌روانه يك روز تحت عنوان اتحاد با دموكراسى‌خواهان به وحدت با سلطنت‌طلبان مى‌انديشد و عمل ميكند و امروز با اقدامى چپ‌روانه با انتشار اعلاميه يك‌پارچه آمريكاپسند به‌طور ناخودآگاه ضرورت دخالت در امور داخلى ايران را تبليغ ميكند. اگر چه شوراى مركزى به هنگام و با اقدام سنجيده حركت اول راست‌روانه را حركتى سازمانى قلمداد نكرد. انتظار ميرفت كه شوراى مركزى به مثابه ارگان هدايتگر كشتى درگير ناملايمات تشكيلاتى سازمان و با اقدام، هيات سياسى-اجرايى تحت امر خود را به چالش فراميخواند. اقدامى كه از رشد راديكاليسم كاسته، پرستيژ سازمان را حفظ كرده و دغدغه كوشندگان سياسى متاثر از راديكاليسم را تسكين ميداد كه شوربختانه چنين اقدامى را شاهد نبوديم.
صاحب قلم ضرورت احساس كرد تا نكات تحريك‌كننده و منازعه‌برانگيز اعلاميه هيئت سياسى را برشمرد تا شايد تاثيرات هر چند اندكى در كاهش خطاى سياسى فاحش ارگانهاى ذيل شوراى مركزى ايجاد نمايد.
سرنشينان زورق هيات سياسى در اعلاميه خود اقدام شوراى حكام آژانس مبنى بر گزارش ايران به شوراى امنيت را نمايش اراده فراگير نيرومند جهانى عليه جمهورى اسلامى دانسته و در سطور پايين تر مينويسند «جهان تصميم خود را گرفته است» در ادامه رژيم ايران عامل عمده بحران كنونى هسته‌اى تلقى شده و در جهت مهار بحران خواستار اعمال هر چه سريع‌تر «اراده فراگير نيرومند جهانی» در اشكال گوناگون تحريم اقتصادى تا حمله نظامى ميگردد. اندكى تامل در اعلاميه عجولانه وقتى با سكوت شوراى مركزى در هم مى‌آميزد، احساس نگران‌كننده‌ را شكل می‌دهد كه شايد نگرشى خلاف مصوبات بنيادين سازمان در شرف عملياتى شدن است.
به بررسى رئوس متاثر از خطاى سياسى باصره‌اى هيات سياسى ميپردازم. استناد رفقا به اراده فراگير نيرومند جهانى از مفروضات واقعى و مواضع هر يك از عناصر تشكيل‌دهنده اراده مزبور برخوردار نيست. اگراز چنين واقعيتى برخوردار بود به پديده عدم حصول اجماع كشورهاى قدرتمند باور ميكرد. عدم اجماعى كه تاكنون نتوانسته است به درك مشتركى بيانجامد تا تاكتيك واحدى در مورد بازدارندگى ايران اعمال نمايند.
دامنه ذهنيگرى سياسى فراتر از آن است كه گمان ميرفت و گرنه با سطحى‌نگرى و عصبيت سياسى از ناكارآمدى تاكتيك بهره‌گيرى از «شكاف‌هاى بين قدرت‌هاى جهانی» سخن نمى‌راندند. رفقاى مذكور اگر باور دارند كه سياست، علم تضادهاست و در جهت پاسخگويى به اين تضاد مؤلفه‌هاى سياسى در گير را بايد از نظر دور نداشت. مؤلفه‌هايى كه هر يك داراى منافع معين و خاص خود بوده و عليرغم اشتراك نظر در زمينه‌اى، بارها شاهد آن بوده‌ايم كه تضاد منافع سياست‌ورزى را ايجاد نموده كه آن اشتراك نظر را كمرنگ و بى‌اثر كرده است. نشست ١+۵ مسكو در ١٨ آوريل ٢٠٠۶ سمت كارآمدى تاكتيك استفاده از تضاد و شكاف دول جهانى را بار ديگر ثابت ميكند.
اعلاميه رفقاى ديده‌بان رهبرى به‌طور ناباورانه تيغ كاخ سفيد را تيز ميكند در عين‌حالى كه بنا به موضعگيريهاى مقامات كليدى و ارشد آمريكا و اروپا آنان تمايلى به تيز كردن تيغ و چنگ و دندان نشان دادن به ايران را ندارند و در اين رابطه مرورى كوتاه به موضعگيريهاى در اين زمينه ميكنم.
ابتدا از آلترناتيو حمله نظامى به ايران آغازميكنم. واشنگتن پست مينويسد: حمله نظامى به جمهورى اسلامى ناممكن است. در رابطه با گزارش نشريه نيويوكر مبنى بر حمله قريب‌الوقوع به ايران يكى از مقامات آمريكايى ميگويد: ما چنين برنامه‌هايى را به بحث و تباددل نظر نمى‌گذاريم. جك استراو نيز ميگويد: بريتانيا پيشدستى در حمله به ايران را نخواهد پذيرفت. رفقا! بپذيريد كه سياست‌ورزى ديپلمات‌هاى غربى سنجيده‌تر و وزين‌تر ازسياست‌كارى يك نهاد سازمان ماست. محافل ديپلمات‌هاى غرب پذيرفته‌اند كه هر گونه حمله نظامى به ايران به تاخير افتادن فعاليت هسته‌اى جمهورى اسلامى را به‌دنبال خواهد داشت.
اما هم‌زمان با آن آتش افكار عمومى بين‌المللى به‌ويژه افكار عمومى مسلمانان را بر ضد آمريكا و غرب خواهد افروخت. بنابراين در زمينه حمله نظامى رعايت احتياط را نموده و آن را در دستور كار قرارنمى‌دهند. موضوع محاصره اقتصادى به روايت اعلاميه هيات سياسى يا به بيان ديگر تحريم هوشمند نيز از سنجيدگى خاص پشتوانه دارد. در زمينه تحريم هوشمند نيز مخالفان دستيابى ايران به فناورى هسته‌اى با طبيعت صلح‌آميز دست به عصا حركت مى‌كنند. طرح موسوم به «آزادى ايران» قانون ٢٨٢ كنگره بخشى از نمايندگان آمريكا در مورد تحريم و مجازات تنها اعمال محدوديت‌هايى براى مقامات ايران را پيشنهاد ميكنند. طرح در صحن علنى كنگره عنوان و پس از بررسى جهت تعديلاتى به طراحان باز گردانيده ميشود.
بنابراين آمريكا و همراهانش در مورد محاصره اقتصادى يا تحريم هوشمند متاثر ازسياست بازدارندگى ايران نيز به اراده فراگير واحدى دست نيافته‌. قطعا استراتژيست‌هاى غربى با بررسى تحريم‌ها آگاه هستند كه تحريم‌ها به موازات اينكه بر اقشار كم درآمد و محروم فشار مى‌آورد اما نمى‌تواند دولت‌ها را تضعيف كند. از سويى ديگر ماحصل تحريم‌ها باعث رشد اقتصادى نيز شده زيرا صنايع داخلى را به خلاقيت و حركت وا داشته است.
اميدوارى به نتايج عملكرد شوراى امنيت نيز از عناصر تشكيل‌دهنده متن اطلاعيه هيات سياسى سازمان است. در اين رابطه نيز تحليل رفقا متشكل از مفروضات غلط است. بايد تاكيد كرد كه دخالت شوراى امنيت به معناى پايان تلاش‌هاى غرب جهت يافتن راه حل از طريق مذاكره و گفتگو نيست بلكه آغاز مرحله‌اى جديد در تلاش‌هاى ديپلماتيك غرب عنوان شده است.
رفقاى هيات سياسى با نگاهى سطحى و ساده به موضوعى پيچيده و درازدامن مبادرت به موضع گيرى نموده‌اند كه در تضاد با مواضع رهبرى و مخالف مصوبات ارگان‌هاى عاليترسازمانى ميباشد. تحليل‌هايى از اين دست كه باعث دورى از استراتژى ميگردد. اثرات زيان‌بار بر حيثيت سازمان دارد. رفقا فراموش كرده‌اند كه در آخرين كنگره سازمان مصوبات متعددى تصويب گرديد. از جمله مصوبات مزبور‌، تلاش براى بهبود روابط تيره و عادى‌سازى مناسبات سياسى بين ايران و آمريكا ميباشد. اطلاعيه مزبور چنين سياستى را مد نظر ندارد و در خدمت تيره باقى ماندن روابط بين دو كشور متخاصم مى‌باشد. پس ميتوان ادعا نمود كه تيرگى روابط بين ايران و آمريكا تنها در ديپلماسى لنينستى جايگاه دارد.
رفقا آگاه هستند كه در منطقه خاورميانه اسرائيل اتمى باعث نگرانى شده است. دغدغه اروپا و آمريكا گرچه به‌طور وسيع و علنى عنوان نميگردد ولى تك‌مضراب‌هايى نيز شنيده ميشود. جك استراو در زمينه چالش‌آفرينى اسرائيل گفته است: ما آرزو داريم كه اسرائيل نيز پيمان منع گسترش تسليحات اتمى را امضاء كند(١) اى كاش رفقا همچون استراو چنين آرزويى را بيان ميكردند.
در مورد طبيعت فناورى هسته‌اى نيز نظرگاه‌هاى متفاوت و متناقضى وجود دارد. اما آنچه مسلم است كه همه مقام‌هاى غربى دستيابى ايران به فناورى هسته‌اى با سرشت صلح‌آميز را ميپذيرند چنانچه بوش ابراز ميكند: از حق ايران براى انرژى هسته‌اى صلح‌آميز دفاع ميكنيم. يا اينكه كرارأ عنوان ميشود كه ما خواهيم ايرانيان از مزاياى انرژى هسته‌اى صلح‌آميز بهره‌مند شوند. اما از سوى ديگر ميكوشند تا حد امكان ايران به جرگه ۹ كشور كه غنى‌سازى را در كشور خود انجام ميدهند، نپيوندد و جزء ١۷ كشورى باشد كه انرژى هسته‌اى را توليد ميكنند بى‌آنكه مراكز غنى‌سازى در كشور خود را داشته باشند. چنين تلاشى كه اسباب منازعه هسته‌اى بين آمريكا و دول برخوردار از توان غنى‌سازى با ايران را فراهم كرده است برخوردار از چه عاملى است. آيا رفقا ميدانند كه تجارت هسته‌اى يا اقتصاد سبك در مبادلات اقتصادى جايگاه خاصى يافته است. 
به‌هر طريق چه هيات سياسى بخواهد يا نخواهد «امريكا و اروپا وضعيت ايران به مثابه تلاشگر خواهان انرژى هسته‌اى را خواهد پذيرفت اما سعى خواهند كرد فعاليت‌هاى ايران را تا حد ممكن تحت كنترل داشته باشند»(٢) آيا رفقاى جستجوگر اخبار و رويدادهاى ايران به‌طور گزينشى اخبار و رويدادها را بررسى ميكنند. گزينشى كه بيشتر و پيشتر از هر چيز تصويرى خوشايند از سازمان در اذهان ملت ايران شكل نخواهد داد و روند جلب اعتماد مردم به سازمان را با لطماتى مواجه ميسازد.
موضوع مناقشه‌برانگيز ديگر اعلاميه طرح واژه «اپوزيسيون مستقل و متحد» است واژه‌اى كه در گستره ادبيات سياسى سازمان رايج نسيت. بنابر اين چنين واژگانى باز جايگاه هيات سياسى را به چالش ميخواند و عامل چنين چالشى اقدام خلاف شرح وظايف تشكيلاتى رفقاى هيات سياسى ميباشد. مشكلى نيست كه رفقاى هيات سياسى در رابطه با سياست رهبرى سازمان و اجراى مصوبات كنگره مى‌كوشند و به هيچ‌وجه در مقام سياست‌سازى و واژه‌سازى قرار ندارند و چنين وظيفه‌اى براى آنان تعريف نشده است.
طرح واژگان مستقل و متحد مى‌تواند تداعى‌كننده تمايل بازگشت به واژگان لنينيستى تلقى شود كه در اين رابطه نيز نيز تجديد نظر اساسى و ضرورى به نظر ميرسد. اما خوشبختانه اعلاميه با اپوزيسيون ۷۵ ميليون دلارى دولت بوش مرز بندى گذرا كرد كه باز در جاى خود باعث خوشحالى گرديد. چنين مرزبندى سبب خواهد شد تا طيف راست اپوزيسيون دام بر مسير سازمان نگستراند و ديگر نيروهاى سياسى چپ برانداز نيز سازمان را در تور اتحاد دموكراسى‌خواهانه گرفتار نسازند. هر چند كه هيات سياسى سازمان در پرتو اعلاميه خود قصد به قلاب انداختن ايران در طور شوراى امنيت سازمان ملل متحد را دارد.

۱- سايت ايران امروز ١٣ مارس ٢٠٠۶، متن كامل سخنرانى جك استراو 
۲- سايت بى بى سى. جان سيمپسون سردبير امور جهانى ١٣ مارس ٢٠٠۶ 

افزودن نظر جدید