تاخير در اعلام نتايج انتخابات

تاخير معنادار و طولانی در اعلام نتايج نهائی انتخابات پانزده دسامبر عراق، نشان از وخامت روزافزون اوضاع داخلی و نيز تنش جدی در روابط مابين نيروهای عمده و اصلی سه گانه اين کشور دارد. اعتراضات جناح سنی و علمانی عراق به اين انتخابات سرانجام کار را بدانجا کشانيد که هيئتی بين المللی برای تحقيق حول اين مسئله وارد عراق شود که البته تا کنون اين هيئت نتيجه بازرسی خود از صندوقهای رای را اعلام نکرده است و به گفته خودشان کماکان مشغول رسيدگی به شکايات و تقلبات احتمالی هستند.
در وضعيت کنونی البته ميتوان چندين چندين موضع صريح و واضح را در رابطه با انتخابات در صحنه سياسی عراق تشخيص داد: در وحله نخست ما با شيعيان عراق روبرو هستيم که بر روند انتخابات و نتايج آن مهر تائيد صد در صد ميگذارند و معتقدند که آنچه گذشت حقيقت مسلم بوده و آنان توانسته اند بار ديگر به نتايجی مشابه انتخابات اول اين کشور دست يابند. و متعاقب آن عبدالعزيز حکيم درخواست انتخابات مجدد را رد کرد و از تشکيل کابينهای متشکل از شيعيان، کردها و تعدادی از سنيها سخن به ميان آورد و نهايتا ايده دولت ائتلاف ملی را مردود دانست.
در مرحله دوم کردها قرار دارند که اگر چه نخست همان موضع شيعيان را داشتند، اما بعدا خيلی سريع گذشته از تاييد صد در صد روند انتخابات، پشت سر پيشنهاد آيت الله سيستانی قرار گرفتند که برای جلوگيری از تجزيه عراق پيشنهاد کرده بود که ترکيب پارلمان بر اساس درصد ترکيب جمعيتی باشد و بر اين مبنا دولت اتحاد ملی تشکيل شود. و اين ميرساند که اگر چه کردها با شيعيان در صحنه سياسی عراق قرابت بيشتری دارند، اما ترس از يک حاکميت مذهبی آنان را به اتخاذ سياست جديدی کشانيده است.
سياستی که ملاقاتها و سفرهای متعدد سران شيعی به کردستان ظاهرا نتوانست در آن تغييری بوجود بياورد. و سرانجام سنيها هستند که بر انتخابات مجدد تاکيد دارند و حتی فراتر از آن اکنون داعيه پست رياست جمهوری را نيز در دولت آينده دارند. اما دور نيست که در صورت يک بازنگری جدی به تقسيم کرسی ها سرانجام با وضعيت همراهی کنند.
اما آنچه که پيش از هر چيز در وضعيت کنونی ميتواند تاثير تعيين کننده داشته باشد، مواضع آمريکا است که ظاهرا عليرغم تائيد بسيار خوش بينانه انتخابات اخير و نتايج آن که در سخنان بوش خود را نشان داد، اکنون با سکوت معناداری روبرو هستيم که تا حد زيادی ناشی از عدم تصميم نهائی اين کشور پيرامون وضعيت جديد عراق ميباشد.
در واقع آمريکا هنوز اعلام نکرده است که چه موضعی در قبال گفته سيستانی و يا مواضع اخير کردها و يا شيعيان دارد. اما ظواهر امر چنين نشان ميدهند که نهايتا با اعلام نتايج نهائی از طرف کميته تحقيق که به احتمال زياد بنوعی سازش ميان طرفين باشد، بسنده خواهد کرد، و به اين طريق غير مستقيم به پيشنهاد سيستانی لبيک گفته باشد.
و ما در اين فضای سردرگم و ناروشن اين کشور بلا زده، شاهد اوج گيری مجدد جنگ و ترور و خشونت کور هستيم که نشان ميدهد ظرفيت شورشيان بسيار فراتر از آن سنجشهائی بودهاست که قبلا ارائه داده شده بودند، که بيگمان آينده عراق را با مشکلات بسيار عديده ای روبرو خواهد کرد.
بنابراين اختلافات بر سر تقسيم کرسيها و نوع توافقات، و نيز ادامه جنگ و خشونت و ترور، ما را دوباره در مقابل سخنان دومينيک دوولپان قرار ميدهد که گفت خطر تجزيه عراق جدی است. اما شايد پيش از آنکه خطر در تجزيه اين کشور باشد، خطر در برآمد يک نيروی سياسی_شيعی در فرم دولت آينده عراق است که همه را بنوعی نگران کرده است. اين نگرانی البته قبلا به شيوه های گوناگون در سخنان مسئولين کشورهای گوناگون خود را نشان داده است.
اما شايد تازه ترين موارد آن اخطار پادشاه اردن باشد که از تشکيل هلال شيعی از ايران تا لبنان سخن به ميان آورد. و نيز تلاشهای دولتهائی مانند دولت عربستان سعودی است که با پشتيبای از عبدالحليم خدام برای سرنگونی دولت بشار اسد، در صدد ايجاد دولت قدرتمند سنی در سوريه برای ايجاد توازن در مقابل دولت شيعی در عراق هستند.
و متاسفانه همه اين روندها نشان ميدهد که دمکراسی مورد نظر نيروهای مهاجم به عراق عملا اکنون به قدرت گيری نيروهای سياسی_مذهبی انجاميده است. امری که نه تنها خود پروژه دمکراسی را در کل منطقه به چالش جديتری از گذشته فراخوانده است، بلکه جهان مدرن را نيز با مشکلات بزرگتری از گذشته مواجه کرده است. 

٢٤ دی ١٣٨٤ 

افزودن نظر جدید