شانزدهم اذر چگونه؟

شانزدهم اذر 1332 دانشجویان دست به دست ایستاده در برابر نمادهای استبداد بعد از کودتا، ناگهان تفنگ ها کشیده می شود و سه اذر اهورایی نمادی می شوند علیه استبداد.

بهمن 1340 در فضای نیمه باز دانشگاه مورد سرکوب شدید قرار می گیرد و بسیاری منفعل و جمعی رادیکال می شوند، این خواسته استبداد حاکم بود.

13ابان 1357 حمله به دانشگاه تهران توسط نیروهای مسلح برای خونین شدن و مرعوب کردن است.

13 ابان سال 1358 اشغال سفارت امریکا به معنی پاسخ به کشتار ها و ستم های استبداد پهلوی و اعتراض به حمایت امریکا از استبداد پهلوی بود.

اما اگر خشونت پاسخ مناسب خشونت بود یا فقط استعمار خارجی عامل اصلی بود، باید از اشغال سفارت امریکا دیگر دانشگاه و حاکمیت به تعامل می رسیدند. اما چرا چنین نشد؟

پس نشانه گذاری نادرست صورت گرفته بود، خشونت استبداد و استعمار را با توهین پاسخ گفتن به لحاظ حقوقی قابل درک است، اما در روال منطق راهبرد چاره کار نیست.

چاره کار نبود، چون در اردیبهشت 1359 انقلاب فرهنگی شد.

انقلاب فرهنگی چاره کار نبود، از سوی دیگر، 18تیر 1378 بسیار شباهت به واقعه بهمن 1340 داشت و همان نتیجه گرفته شد، یعنی رادیکال شدن بخشی از جریان دانشجویی و انفعال اکثریت دانشجویان و محدود شدن فضای دانشگاه به وسیله حاکمان.

ده سال از 18 تیر 1378 می گذرد، انان که تجربه ای داشتند از تجربه انقلاب فرهنگی، 18 تیر 1378 را می دیدند، چون رویه حذف و طرد را پایانی نیست.

برخی از قربانیان و متهمان 18 تیر 1378 از بانیان انقلاب فرهنگی 1359 بودند و حکایت تلخ تکراری گشته "ای کشته، که را کشتی، تا کشته شوی باز" تکرار شد و باز هم می تواند تکرار شود.

برای این که این تکرار تلخ، تکرار نشود چه باید کرد؟

چه انان که حاکمند اگر نتیجه را می برند، اما اصول را می بازند چه ما که اپوزیسیون هستیم که اصول را می بریم اما نتیجه را می بازیم، البته اگر ناگزیر در میدان انتخاب باشیم، دومی بهتر از اولی پس باید طور دیگری دید و رفتار کرد و حتی اگر سرکوب شد باز اغازکننده رویه بازی باخت – باخت نشد، بلکه گشایشی ایجاد کنیم تا جامعه از این دور تکرار رهایی یابد.

چند سالی است که گفتمان جامعه محوری در ایران در حال تقویت شدن است.

16 اذر امسال می تواند نمادی برای ایجاد دوران جدید در درون جنبش دانشجویی شود که مدتی است که جامعه محوری را تبلیغ می کند.

16 اذر امسال را با هدف و قصد ایجاد مرحله جدید اغاز کنیم که به 18 تیر دیگری ختم نشود. یا سنگ بنای 13 ابان دیگری را نگذارد.

16 اذر با سه اذر سرخ اهورایی به نسل دانشجو تحمیل شد و ما میراث دار چنین خط سرخی شدیم که سرخی ان به سبزی ختم نشد، بلکه به تیرگی نفرت منتهی شد، اشغال سفارت امریکا منجر به این نشد که من و تو ایرانی ما شویم. شعار وحدت به معنی حذف منتقد و مخالف شد.

دشمن خارجی باعث شد که ایرانیان را خودی و غیر خودی کنیم، این خودی و غیر خودی تنها از سوی حاکمیت اعمال نمی شود در سطوح پایین تر دیگران هم نسبت به دیگری اعمال می کنند.

باید به طور قاطع بپرسیم که هر کس و جریان به ترتیب داشتن نقش و شرایط چه نقشی در این دور تکرار داشته است، به عبارتی اگر استعمار دشمن علت این همه بد بختی های یک ملت بود چرا بعد از سیزدهم ابان 1358 وضع دموکراسی در ایران بد تر شد و باز به هجدهم تیر رسید، 18 تیری که تکرار بهمن 1340 بود.

16 اذر می تواند اغازی بر پایان تکراری باشد که جامعه ما را به عاقبت سنجی رهنمون کند.

اما چرا 16 اذر می تواند نماد موثری باشد، چون روشن فکران و نخبگان و حتی حوزه ها از دانشگاه تاثیر می پذیرند.

دانشگاه اغاز گر و بدعت گذار است درد و درمان جامعه با این نهاد مدرن رابطه مستقیم دارد.

انچه در دانشگاه باب می شود، بعد از مدتی در جامعه موثر واقع می شود و حاکمیت را نیز تحت تاثیر خود قرار می دهد. با توجه به این ویژگی دانشگاه، 16 اذر را باید از نگاه سبز برگزار نمود، رنگ سبز رنگ انتقام نیست، رنگ حیات است یعنی زندگی و شادی و زیستن، زیستن در مرگ و بعد از مرگ.

رنگ سبز با طراوت همراه است، خشونت طراوت را به قساوت می کشد، سی سال است که جامعه ما از رنگ زرد به سوی رنگ سرخ امده است، رنگ سرخ به مرور زمان تیره شد و تیرگی که به سیاهی می زند.

خون جنون شد در پس ان جنون بسیاری از ارزش ها واژگون شد تولید نفرت و تقدیس انتقام در سنت، مذهب و عرف ایرانی وجود دارد اما این دو اخرین وسیله است نه تنها وسیله. بایستی به جای سهراب کشی به سوی سنت صلح دوستانه سیاوش و سیامک برویم.

باید از تجربه عاشورای حسینی به سوی تجربه مدنی امام صادق حرکت کنیم اگر چه زمانی عاشورایی شدن لازم است نه با ادعای عاشورایی در انتخابات وارد شدن، که جلوه های گوناگون تمدن ایرانی ما را یاری می دهد که توان طور دیگر دیدن را داشته باشیم.

درست است که عده ای کمر به خشونت بسته اند، اما باور کنید که در سیزدهم ابان عقب نشستن خشونت بدون کشته شدن به انان تحمیل شد.

قصد سرکوب بود، باید تلاش کرد که ایده سرکوب را شکست داد و به سوی تعامل روی اورد شکستن ایده سرکوب به مفهوم رسیدن به تعامل برد - برد است یعنی هیچ از اصل و اصول و حق شهروندی ساقط نمی شود.

اتخاذ چنین روشی در رفتن به سوی دموکراسی سودمند تر است، بخشی از حاکمیت عده ای را حذف کرده اند، بعد همراهان قدیمی خود را از پارلمان طرد کرده و انان را به خیابان کشیده اند تا در زندان یا خانه یا گورستان ایشان را حبس کنند.

باید نشان داد که در خانه، خیابان و حتی گورستان ایده ما بازگشت به پارلمان و نهاد های قانونمند انتخاباتی است، منتها با روش حق تجمع و انتخاب کردن و انتخاب شدن قانونمند.

انان می خواهند در خیابان تکلیف و نتیجه را روشن کنند اما نگاه مدنی در خیابان و در صحن دانشگاه و حتی اداره خود را نشان می دهد، اما نتیجه را در گفتگو و تعامل می گیرد. تا شاید سه قاعده "خون بس"، "اعدام بس"و "زندان بس"را در جامعه حاکم کند.

با چنین باوری، باید در 16 اذر شعار داد و تجمع کرد بیگمان راه ان را داوطلبان پیدا خواهند کرد. اگر مشعل راه این باشد، نقشه راه را باید مطابق با ان کشید.

نخبگان، روشنفکران و دانشجویان مدیران جنبش سبز هستند که بر رهبران تاثیر و بر مردم اثر می گذارند.

16 اذر نماد این مدیران است.

فراموش نکنیم مدیران راهبران واقعی جنبشها هستند دقت نظر انها بسیار مهم و کارساز است. 16 اذر را باید سبزتر کرد، حتی اگر راهبرد مسالمت امیز به شکست موقت منتهی شود. باید توجه داشت که بعلت خسارت کمتر امکان رشد مجدد وجود دارد باید توجه کرد که سرکوب بهار پراگ در چکسلواکی اسان نبود تا انگیزه اعتراض را نابود کنداما کشتار وحشتناک چپ ها در یونان به چندین دهه حکومت سرهنگ ها انجامید، امروز یونان با وجود تاریخ وسیع تر از چک عقب تر است.

باید قبول کرد که با رندی می توان حاکمان را مدیریت کرد، حتی جناح سرکوب را، به عبارتی زمانی که قدرت کامل نداری، اما با اتخاذ تاکتیک مناسب، حتی در صورت شکست موقت می توان راه اینده را گشود.

به نظر اینجانب مصدق با وجود ناکامی توانست راه اینده را برای پیروزی کم هزینه کند، اما جریان های چریکی دهه 1350 با وجود ایثار و عشق و فداکاری به واسطه تاکتیک نادرست راه اینده را پر هزینه و احتمال پیروزی را کاهش دادند همان گونه که در جریان انقلاب و بعد از ان از استقلال و ازادی و جمهوریت دور شدیم.

چرا که استبداد را فقط در افراد یا جریانها نمی توان دید، مصداق های استبداد موقتی هستند و توان بازتولید دارد.

حتی میتوان شکست را هم مدیریت کرد که هزینه ها کمتر باشد. در تاریخ شیعه امام حسن چنین کرد و حتی امام حسین در عاشورا.

اما به گمان من این بار می توان به پیروزی امیدوار بود چرا که جنبش سبز اقشار حامی خود را دارد، چشم اندازی تابناک در پیش روست، هزاران هزار چشم امید و انگیزه انواع ابزار هنری و ادبی و همت جوانان و نیز تجربه پیران در اختیار است.

مدیران جنبش نقطه قوت و ضعف خواهند بود در مجموع جنبش تا به حال معقول و محکم به جلو امده است و از حالت سلبی به سوی حالت اثباتی یعنی هدف گزاری و برنامه و خواسته حرکت خواهد کرد.

حوصله، صبوری، استقامت، ارامش و انعطاف لازم است تا در پس ان شادی و امید است.

16 اذر را برای مدیران جنبش، دانشگاه که خواستار ازادی به نمادی جدید تبدیل کنیم تا از دور تکراری گذشته خلاصی یابیم.

افزودن نظر جدید