مصاحبه با هوشمند عقیلی خواننده نامی ایران

در جشن سی و چهارمین سالگرد بنیان گزاری سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) آقای هوشمند عقیلی خواننده سرشناس ایرانی اجرای برنامه هنری را بعهده داشتند که با استقبال پرشور حاضرین مواجه شد. در حالی که همه ما انتظار ورود وی را از بالا و روی صحنه داشتیم؛ آقای عقیلی با روی خندان در کمال متانت و مهربانی ازدرسالن در بین جمعیت ظاهر شد که باعث خوشحالی و شگفتی همگان گردید. 
ایشان برنامه هنری خود را با چند ترانه خاطره انگیز آغاز و تا پایان جمعیت را با خویش به دنیای خاطرات کشاند.
ضمن تشکر مجدد از آقای عقیلی گفتگوی کوتاهی با وی داشتم که در زیر می خوانید.


آقای عقیلی ضمن خوش آمد شما به آلمان و تشکر از وقتی که به من دادید؛ میخواستم از این فرصت استفاده کنم و مصاحبه کوتاهی با شما داشته باشم.
خواهش می کنم. 
آیا اولین بار است که در جشن یک سازمان سیاسی شرکت می کنید؟
نه قبلا ً هم در بخش هنری برنامه های سازمان های سیاسی ایرانی شرکت داشته ام.
نظر شما در رابطه با این برنامه بزرگداشت و جشن چیست ؟
من به تمام نیروهای سیاسی که برای آزادی و دموکراسی در ایران فعالیت می کنند احترام می گذارم. ولی من بیشتر در بخش هنری شرکت می کنم و معمولا ً جو حاضرین را درنظر می گیرم و متناسب با آن ترانه ها را انتخاب می کنم که آیا موسیقی اصیل و کلاسیک را ترجیح می دهند یا موزیک پاپ و امروزی. برای من جالب بود که امشب در اینجا هر دو حالت را دیدم. در بخش کلاسیک و اصیل جمعیت کاملا ً ساکت بود و سراپا گوش و در بخش پاپ هم خیلی خوب و شاد همراهی کردند.
می توانید نظر خود را در مورد نیروهای اپوزیسیون خارج از کشور بگوئید؟
من معمولا ً مایل نیستم که به مسائل سیاسی بپردازم چون من یک هنرمند هستم. ولی هر رژیمی همیشه یک اپوزیسیونی دارد. من کاری به ایدئولوژی سیاسی سازمان ها ندارم بلکه به افراد احترام می گذارم. ما همه انسان های روی کره زمین هستیم و همه باید بتوانیم در کنار همدیگر با رعایت احترام متقابل زندگی کنیم. ما همه شاخ و برگ یک درختیم. بایستی از تعصبات ملی و مذهبی خودداری کنیم. بیاد شعری از مرحوم عماد رام افتادم که همیشه از خودم می پرسیدم که این شعر چه معنی دارد. می گوید:
ایران ایران سرم روی تن من نباشد گرچه بیگانه شود هموطن من 
آینده جریان های سیاسی ایرانی را چطور می بینید؟
بستگی به طرز تفکرها و عشق به اعتقادات و مسائل عقلانی دارد. فقط امیدوارم اینطور نشود که سرزمین ما ایران مثال اسبی شود که همه بخواهند سوارش شوند. منتظر کسی نباشیم که با اسب و شمشیر و یا اینکه با هواپیما از آسمان بیاید و بخواهد ما را آزاد کند. و باید یاد بگیریم که « کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من». و بقول رهی معیری : 
در دام حادثات ز کس یاوری مجوی بگشا گره به همت مشکل گشای خویش
سعی طبیب موجب درمان درد نیست از خود طلب، دوای ِ دل مبتلای خویش
برعزم خویش تکیه کن ار سالک رهی وا ماندم که تکیه کند بر عصای خویش
آیا به نظر شما امریکا به ایران حمله می کند؟
تصمیم گیری های سیاسی را اصلا ً نمی شود روی آن حساب کرد. واقعا ً نمی دانم.
نظر خودتان چیست؟ می خواهید که رهایی ایران از طریق حمله نظامی آمریکا به ایران صورت گیرد؟
ابداً. مطلقا ً. ملت ایران باید خودش برای سرنوشت خودش تصمیم بگیرد نه به کمک یک نیروی خارجی و زمانی که به همدیگر احترام گذاشتیم و دین و مذهب و اعتقاد همدیگر را پذیرفتیم و با هم مدارا کردیم صد در صد به یاری همدیگر به آزادی و دموکراسی خواهیم رسید.
برگردیم به قول خودتان به شهر فرشتگان لس آنجلس، در جو آشفته بازار لس آنجلس شما بعنوان یک هنرمند ایرانی قدیمی آن را چگونه می بینید؟ برای ما که از فرسنگ ها راه دور از طریق رادیو تلویزیون شاهد هستیم واقعا ً دردآور و تأثیرانگیز است. نظر شما چیست؟
فقط یک کلام « با کمال خجالت متأسفم». تأثرانگیز تر از همه ویدئو کلیپ هایی است که می سازند. مثلا ً در شعر از درد و هجر و غربت صحبت می شود و در کلیپ دخترها و پسرهای خوشگل در حال رقصیدن و یا با ماشین و هواپیما در حال سفر و شاد و خوش هستند و اصلا همخوانی ندارند. 
توضیح کوتاهی در رابطه با کارهای هنری بدهم که شاید از هر صد تولید بشود از پنج تای آنها نام برد. که این هم دردناک است.
از خودتان بگوئید، در لس آنجلس چکار می کنید؟
من کلاس ردیف های آواز ایرانی دارم و درس می دهم. 
چه پیامی برای هموطنانتان در ایران و خارج از ایران دارید؟
امیدوارم هر کجا که هستند سالم و تندرست باشند. برای هنرمندان جوان هم می گویم که برای خوانندگی بایستی فن خواندن، فن دکلمه، ردیف های موسیقی و ریتم و سولفژ را بشناسند. گوش آشنا به موسیقی داشته باشند. حتی اگر کاری را هم دزدی می کنند حداقل با آگاهی باشد و کار را خوب بشناسند تا بتوانند کار قابل گوش دادن عرضه کنند.

آقای عقیلی از وقتی که به من دادید بسیار سپاسگزارم. 

افزودن نظر جدید