آواي وحش ادبي كارگران

عنوان زيباي رمانهاي؛ گرگ دريا، خوشه هاي خشم، آواي خشم ، سپيد دندان و غيره را خواننده نه تنها مرهون نويسندگان آنها است،بلكه زبان شيرين ترجمه فارسي. يكي ازاين نويسندگان فراموش نشدني، با نام مستعار، جك لندن ،نويسنده آمريكايي است. نام واقعي او؛ جان گريفي چيني مي باشد. جك لندن باكمك حدود 50 اثر ادبي خود، مستقيم يا غير مستقيم،به تجزيه وتحليل جامعه آمريكا در دوره خاصي پرداخت.آثار مهم او پيرامون موضوعاتي مانند؛ بيكاري، مبارزات كارگري و يا ناآراميهاي اجتمايي آغاز نظام سرمايه داري در آمريكا هستند. او خود مدتي به دليل آوارگي،ماجراجويي و بي خانماني درزندان بود.جك لندن تنها نويسنده اي است كه بعضي از آثارش در دوره حكومت شوروي استالينيستي، آلمان هيتلري، و آمريكاي روزولتي با تيراژ بالا منتشر شدند.به اشاره گروهي ديگر از منتقدين ادبي،آثار او نه تنها درنظام سلطنتي پروس و جمهوري وايمار،بلكه دردوره فاشيسم هيتلري و سالهاي بعداز جنگ جهاني دوم،ي عني اشغال متفقين، درآلمان اجازه نشرداشتند.او سالها دربعضي از كشورهاي اروپا در كنار همينگوي و توماس وولف، از محبوب ترين نويسندگان آمريكايي بود.در كشورهاي بلوك شرق سا بق به او عنوانهايي مانند فرزند خلق يا نويسنده طبقه كارگر دادند. درشوروي، او از پرخواننده ترين نويسندگان خارجي بود. در سال 1975 حدود 13 ميليون جلد از آثارش به زبانهاي جمهوري هاي مختلف ترجمه شد و وارد بازارگرديد. جك لندن حتا بعد از انقلاب اكتبر مورد تحسين لنين در بستر مرگ قرار گرفت. ن.كروپسكايا، همسر لنين در كتاب “آنطور كه لنين بود“ مينويسد، دو روز قبل از مرگ لنين، او از من خواست تا رمان “ عشق به زندگي  “ جك لندن را شبها برايش بخوانم، لنين بارها به خنده افتاد و كتاب را براي ادامه در روز بعد، روي ميزاطاق خوابش ميگذاشت.

 

جك لندن درسال 1876 در آمريكا بدنيا آمد و در سال 1916در آنجا درگذشت. چون پدرش فالگير بود، در دايره المعارف هاي سوسياليستي او را نويسنده اي خرده بورژوا ميدانند كه به خدمت زحمتكشان درآمده بود.جك لندن، خود زندگي سخت وپرماجرايي داشت.او به شغلهاي گوناگون، ازجمله : روزنامه نگاري،كارگري كارخانه، راهزني، پليس دريايي، ناخداي كشتي،دانشجويي، خبرنگاري،كارگري معدن طلا، و غيره پرداخت.

جك لندن در سال 1879 در سن 20 سالگي به يك محفل و جمعيت “اشتراكيون-عاميون“! پيوست كه به بحث پيرامون مانيفست كمونيست و آثار ماركس،كانت،ن يچه و اسپنسر مي پرداختند.او چندين بار كانديداي احزاب و سازمانهاي سوسياليست براي شغل شهرداري شد و هربار به سخنرانيهاي انقلابي در اجتماعات سوسياليستي آمريكايي مي پرداخت.او سرانجام بر اثر كار و تلاش زياد، بيماري، اعتياد به الكل و افسردگي روحي درسن 40 سالگي درگذشت يابه روايتي خودكشي نمود.

جك لندن دربعضي از آثارش اشاره ميكند كه مبارزه طبقاتي كارگران وسرمايه داران اجتناب ناپذيراست.او در تمام عمر مبلغ سوسياليسم و انقلاب كارگري و منتقد نظام سرمايه داري بود و به تجزيه و تحليل قانون جنگل و گرگ صفتي آن پرداخت و از نوگرايي سوسياليسم و نيروي فرح بخش طبيعت حمايت نمود.با وجود تنوع آثار او، در آنها هميشه دو انگيزه مهم، يعني رابطه انسان باطبيعت و رابطه فردبا اجتماع مطرح ميشوند. او داراي داستانهايي ماجراجويانه درباره حيوانات نيز هست.

ازجمله آثار او: رمان پاشنه آهنين، آواي وحش،گرگ دريا،در جنگلهاي شمال، دره ماه، آلاسكا، الكل شاه، انسانهاي اعماق اجتماع، ماجراي ريل و وي،چگونه سوسياليست شدم، جنگ بين طبقات، مجموعه مقالات سوسياليستي، انقلاب و مقالات،خون گرگ،مارتين عدن و غيره هستند. اورمان “انسانهاي اعماق اجتماع“ راب هترين اثر خود ميدانست.اين كتاب داستاني است ناتوراليستي كه در سال 1903 نوشته شده و درباره فقر حلبي آبادهاي شرق لندن است.كتاب ديگر او “ پاشنه آهنين “ رماني است آينده نگر و آرمانگرا درباره شورش مردم تحت فشار و مبارزه خونين كارگران در آمريكا كه پيشگويانه نزديك شدن فاشيسم درغرب را اخطارميدهد. تروتسكي اين رمان را درسال 1936 بهترين سند شناخت پروسه تشكيل فاشيسم دانست. جرج ارول گويا رمان “ 1984 “ خودراتحت تاثير آن نوشت. رمان “ مارتين عدن “ كتابي است آموزشي و اتوبيوگرافيك كه شامل غالب دانسته ها و نظرات جك لندن ميباشد. دررمان “ گرگ دريا “ ناخدا لارس جهت مبارزه با جامعه وطبيعت،انسان برتر نيچه را بياد خواننده مي اندازد.ازجمله دلايل محبوبيت جهاني جك لندن اين بود كه مثلا بين سالهاي 1913 تا 1958 حدود 42 اثر ازكتابهايش بصورت فيلم درآمدند.غيراز لنين،متفكريني مانند تروتسكي،بوخارين و رادك به تحسين و تمجيد ودورانديشي كتاب “ پاشنه آهنين “ او اشاره نمودند.جك لندن نه تنها نويسنده اي عدالتخواه و سوسياليست است،بلكه خالق آثاري ماجراجويانه درباره انسان،طبيعت و جانوران نيز ميباشد.با وجود عقايد متناقض، او با ايده هاي انقلابي و استعداد داستانسرايي درخشان خود،تاثير مهمي روي ادبيات و انقلاب بين المللي كارگري گذاشت.

بورژوازي حاكم در دولت، سالها او را مخرب دمكراسي آمريكايي ناميد و كتابهايش را از كتابخانه هاي عمومي شهرها پاكسازي كرد.

روزولت مي گفت او نه تنها درباره گرگها حرفي براي گفتن ندارد بلكه از سگهاي آمريكا هم بي خبر است .با اين وجود،دهها سال بعد، يعني درسال 1975 در آمريكا 17 شكل گوناگون ازكتاب “ آواي وحش “ دربازار وجودداشت كه بعضي از آنها براي كودكان ونوجوانان تهيه شده بودند. به نظر جامعه شناسان ادبي، سفيدپوستان قشر مرفه آمريكا كوشش نمودند او را نويسنده جوانان معرفي نمايند كه مبارزه داروينيستي تنازع بقا يعني هركس ضد هركس را درآثارش تبليغ ميكند. آرزوي آنها اين بود كه  بچه هايشان

بامطالعه كتابهاي جك لندن همچون گرگهايي بشوند كه درجامعه درنده آنزمان طعمه خود را بيابند.اين سوء تفاهم پيرامون آثار او، بحران روشنفكران بي خط بخشي از خوانندگان آثار جك لندن را نشان ميدهد.خوانندگاني كه در آثار او با بعضي نظرات هضم نشده و جويده نگرديده ؛ سوسيال داروينيستي،گاهي راسيستي شوينيستي و نيچه اي او آشنا ميشوند.

آثار جك لندن مانند زندگي او پر از تضاد و تناقض بود.آنها گاهي حاوي داروينيسم، هومانيسم مذهبي مسيحي، نيهيليسم ناتوراليستي، جبرگرايي اجتمايي، فردگرايي و سوسياليسم در كنار هم بودند. اوبراي سوسياليستها پيشگام مبارزه اجتمايي و براي مورخين ادبي، استاد داستان كوتاه نويسي است. فرانس يونگ ميگويد، ازجمله تراژديهاي جك لندن اين است كه مانند تراژدي تمام نويسندگان آمريكا نمي تواند تصميم بگيرد كه براي ناشر و فروش بنويسد يا براي نجات بشريت. آپتون سينكلر مي نويسد، جك لندن همدرد رنجبران بود، اشكهاي او به خاطر فقيران شرق لندن مانند گريه هاي مسيح درباره ساكنين شهر اورشليم بود. تروتسكي كتاب “پاشنه آهنين“ او را چهارچوبي براي تحليل اجتمايي بي عدالتيهاي سرمايه داري لخت و عريان ميدانست. به نظر او زندگي شخصي قهرمان رمان، سرنوشت عمومي بشريت در دوره سودپرستي و استثمار است. با وجود تنوع آثار و كيفيت گوناگون و خوب و بد كتابهاي او، جك لندن را بايد يكي از چهره هاي مهم ادبي آمريكا دانست. 

افزودن نظر جدید