راه برون رفت کشور از وضعيت بحرانی گذار از استبداد به دموکراسی است!

بعد از خروج امريکا از برجام، همه روزه خبر لغو قرارداد بانک ها و شرکت های بزرگ با ايران در رسانه ها درج می شود. بانک ها و شرکت های بزرگ اروپا، هند، روسيه و چين يک به يک از قراردادها با ايران کنار می کشند. هم‌اکنون بسیاری شرکت‌های اروپائی علیرغم همکاری اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی از تعاملات اقتصادی خود با ایران به شدت کاسته‌ و یا در کل به آن پایان داده‌اند. شرکت های بزرگ از ميان تجارت با آمریکا يا ایران، دست به انتخاب می زنند.

اتحاديه اروپا بر ماندن ايران در برجام و تداوم اجرای تعهدات از سوی جمهوری اسلامی و پای بندی برتعهدات بين المللی پای می فشارد، از مذاکره با جمهوری اسلامی و از حضور شرکت های خصوصی در ايران استقبال می کند و خروج از برجام را در جهت تشدید بى ثباتى در خاورمیانه و افزایش خطر درگیری های نظامی می داند. اما اروپا امکانات زيادی برای مقابله با تحريم های دولت امريکا و جلوگيری از خروج شرکت های بزرگ از ايران ندارد. اروپا حتی در زمانى که آمریکا در برجام حضور داشت، نتوانست انتظارات سرمایه گذارى خارجى پسابرجامى جمهورى اسلامى را برآورده سازد.

قرائن حاکی از آن است که تحريم های اقتصادی و فشارهای سياسی دولت ترامپ در همراهی با دولت دست راستی نتانياهو و دولت عربستان سعودی، وضعيت فوق العاده دشواری را برای کشور ما به وجود خواهد آورد. به ويژه از زمان شروع تحريم ها که به کاهش ميزان صدور نفت ايران خواهد انجاميد و بخش قابل توجهی از بازارهای نفتی روی ايران بسته خواهد شد. اقتصاد کشور به درآمد نفت وابسته است.

جمهوری اسلامی به حکومتی فاسد و رانت خوار تبدیل شده و به خاطر سیاست های ماجراجویانه و تنش زا با فشارهای شديد بين المللی روبرو است. اقتصاد کشور در وضعيت به شدت بحرانی قرار دارد. ابعاد بحران را می توان در ميزان فقر و بيکاری، ورشکستگی مداوم واحدهای توليدی و کاهش ظرفيت توليدی آن ها، عدم پرداخت دستمزد چندماهه کارگران واحدهای توليدی، نرخ منفی سرمايه گذاری، افت شديد ارزش ريال در مقابل ارزهای خارجی و فساد و رانت خواری مشاهده کرد. اقتصاد کشور توان تحمل تحريم های سنگين و سخت را ندارد و با اعمال تحريم های امريکا و خارج شدن شرکت های بزرگ از ايران، با بحران عميقی مواجه خواهد شد.

سران حکومت ايران عليرغم آگاهی بر اين وضع، مدعی اند که اين بار هم بحران ها را پشت سر خواهند گذاشت. علی خامنه ای می گويد: "جمهوري اسلامي در ۴۰ سال گذشته همه مقاطع و حوادث گوناگون آنها را با قدرت و استقامت و با تدبير پشت سر گذاشته و مقطع فعلی را نيز با قدرت و تدبير، پشت سر خواهد گذاشت."

برخلاف ادعای خامنه ای، جمهوری اسلامی در ۴۰ سال گذشته بحران ها را حل نکرده، بلکه آن ها را دور زده است. بهمين خاطر بحران ها استمرار يافته، انباشته شده و به مرحله انفجاری رسيده است. در حال حاضر جمهوری اسلامی با بحران های متعدد سياسی، اقتصادی، اجتماعی و زيست محيطی، با عدم اعتماد مردم و نارضايتی گسترده و با موج اعتراصات بی سابقه گروه های مختلف اجتماعی در داخل کشور مواجه است و نمی تواند بربحران های انباشته و درهم تنيده غلبه کند. دولت ترامپ اعلام کرده است تحريم ها را پيگيرانه پيش خواهد برد و بردامنه آن خواهد افزود. حتی تهدید تحریم هائی که هنوز اعمال نشده اند، به شدت بر بحران های داخلی افزوده است. برخلاف تصور علی خامنه ای، دست جمهوری اسلامی برای مهار انبوه بحران ها و مقابله با تحريم ها، خالی است.

برای برون رفت از وضعيت بحرانی

برجام فرصت بی نطيری برای يک انتخاب استراتژیکی فراهم آورده بود. اما بلوک قدرت و در راس آن خامنه ای برجام را به عنوان انتخاب تاکتیکی برای پشت سر گذاشتن تحريم ها به حساب آورد، بر جدا کردن برجام با سایر مسائل مورد اختلاف با غرب تاکيد کرد، مذاکره با آمریکا را ممنوع نمود و به اقدامات تحريک آميز همانند نوشتن "مرگ براسرائيل" روی موشک آزمايشی روی آورد و با اين کار بر پيچيدگی اوضاع و بر دشمنی ها افزود.  

اکنون کشور به جهت عملکرد جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته از جمله پيشبرد سياست های تنش زا در منطقه و با اعمال سياست های زورگويانه دولت ترامپ، با وضعيت به شدت دشواری روبرو است. بدون تغييرات اساسی در سياست ها و ساختارها، نمی توان از وضعيت بحرانی کنونی عبور کرد. ما ضمن محکوم کردن خروج دولت ترامپ از برجام و سياست های خصمانه مثلث امريکا، اسرائيل و عربستان نسبت به ايران، معتقديم که:

ـ عليرغم خروج امريکا از برجام و اعمال تحريم های اقتصادی، جمهوری اسلامی بايد در برجام بماند و از اقدامات تحريک آميز نظير فرمان اخير خامنه ای برای بالا بردن توان غنی سازی اورانیوم و تعلیق بررسی لایحه الحاق به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم خودداری کند. خروج جمهوری اسلامی از برجام و ادامه برنامه هسته ای، به متحد شدن امريکا و اروپا در مقابل ايران و بازگشت تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد و منزوی تر شدن ايران منجر خواهد شد و خطر حمله نظامی به ايران را افزايش خواهد داد. همکاری با اتحاديه اروپا به سود منافع کشور است و لازم است مذاکرات با اروپا ادامه يابد. بايد توجه داشت که طیف بزرگی از سیاستمداران اروپا در مقابل زورگوئی و جاه‌طلبی ترامپ برای سیطره بر دنیا با استفاده از ابزار برجام به تقابل برخاسته اند و خواهان همکاری ايران و اجتناب از اقدامات تحريک آميز آن هستند.  

ـ مسئله کانونی در دور کنونی تنش ها، سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی و در درجه اول سياست ستیز با اسرائیل است. اين سياست به تقويت افراطی گری در دولت امريکا، اسرائيل و عربستان سعودی منجر گشته،  هزينه فوق العاده سنگينی را بر کشور ما تحميل کرده و به نتانياهو  فرصت طلائی برای شکل دادن مثلث شوم عليه ايران را داده است. جمهوری اسلامی بايد از دشمنی با اسرائیل دست بردارد، دو دولت ـ دو ملت را بپذيرد، از قطعنامه‌های سازمان ملل و از مذاکرات صلح بین اسرائیل و فلسطین حمایت کند.

ـ حضور نظامی جمهوری اسلامی در سوريه برای کشور لطمات سیاسی، اقتصادی و انسانی سنگينی به بار آورده است. جمهوری اسلامی بايد به حضور نظامی در سوريه پايان دهد و در این راستا آمادگی خود را برای خروج از سوریه هم اکنون اعلام دارد.

ـ مناسبات بين جمهوری اسلامی و امريکا در طی ۴۰ سال گذشته خصمانه بوده است. ترامپ مصمم است جمهوری اسلامی را يا به تسليم وادارد و يا با تشديد تحريم ها و فشارها بر بستر نارضايتی گسترده مردم زمينه را برای فروپاشی آن فراهم سازد. دشمنی جمهوری اسلامی با امريکا به کشور ما لطمات جبران ناپذيری زده است. جمهوری اسلامی بايد به دشمنی با آمریکا پايان دهد و وارد یک میدان بزرگ برای حل مشکلات فیمابین از طريق ديپلماتيک گردد.

ـ راه پايان دادن به خصومت ها و غلبه بربحران ها و جنگ ها، گفتگو و مذاکره است. جمهوری اسلامی بايد با بهره گيری از ظرفیت های برجام به مثابۀ یک مصوبه بین المللی توسط شورای امنیت، برای مذاکرۀ بی قيد و شرط چند جانبه حول مسائل مورد مشاجره، حتی مذاکره دوجانبه با دولت امريکا اعلام آمادگی نمايد.

جمهوری اسلامی و در راس آن علی خامنه ای برای پيشبرد مقاصد خود با سرنوشت کشور بازی می کند. منافع ملی ما نه در پیشبرد سیاست های تنش آفرين، ماجراجويانه و خطرناک، بلکه در فاصله گيری از اين سياست ها است. جمهوری اسلامی بايد بداند که بدون تغيير سياست  خارجی و منطقه ای، سياست های داخلی و ساختار سياسی، کشور با مخاطرات سنگينی روبرو خواهد شد که مسئوليت آن مشخصأ برعهده سران آن است.  کشور در وضعيت فوق العاده دشواری قرار دارد. نيروهای جمهوريخواه بايد دست در دست هم بگذارند و همراه با اکثريت مردم کشور ما که خواهان "تغيير" هستند، حکومت را برای تغيير سياست های خارجی و داخلی و ساختار سياسی تحت فشار قرار دهند و زمينه های گذار از استبداد به دموکراسی را فراهم سازند.

 

۶ تير ۱۳۹۷ (۲۷ ژوئن ۲۰۱۸)

افزودن نظر جدید