اصلاح طلبی و ناسیونالیسم

هسته اصلی اصلاح‌طلبی از آغاز، حداقل در سطح گفتمانی، دموکراتیزاسیون بود و بسط آزادی‌های سیاسی و اجتماعی. در این گفتمان، پاسخگو ساختن قدرت، تقویت جامعه و مشارکت مردم استراتژی‌های اصلی به شمار می‌رفتند. در کنار اینها جلب نظر اقلیت‌ها و زنان اهمیت یافت و قرار شد اصلاح‌طلبی صدای این گروه‌هایی باشد که نادیده گرفته شده بودند. اما پس از دو دهه اصلاح‌طلبان نوعی بازسازی گفتمانی را در پیش گرفته‌اند. این بازسازی از یک سو ناشی از فشار وارده از سوی بدنه اجتماعی است؛ فشاری که از ناتوانی‌شان در برآورد این اهداف شکوه داشت و از دیگر سو محصول شرایط سیاسی و اقتصادی کشور است. برخی از تحلیلگران این بازسازی را با تغییر از گفتمان دموکراسی به گفتمان ناسیونالیسم صورت‌بندی کرده‌اند. نگاهی دقیق‌تر به تحولات این چند سال و به ویژه پس از اتفاقات سال 1388 از درستی این تحلیل خبر می‌دهد‌ اما چه عواملی باعث سمت‌گیری اصلاح‌طلبان به سوی ناسیونالیسم شد و پیامد این گذار برای آنها و ایران چیست؟
مهم‌ترین عوامل تمرکز بر ناسیونالیسم را باید از یک سو در قدرت محافظه‌کاران در داخل جست و دیگری در شرایط ژئوپلیتیکی خطرناک در سطح منطقه‌ای. در داخل مهم‌ترین استراتژی محافظه‌کاران ناتوان جلوه دادن اصلاح‌طلبان بوده است. آنها می‌خواستند به بدنه اجتماعی خواهان تغییر نشان دهند که پیروزی در صندوق‌های رای به هیچ روی به معنای رسیدن به اهداف نیست. در نتیجه این استراتژی و البته سوءمدیریت‌های اصلاح‌طلبان دیگر نمی‌شد با برخی ایده‌ها و مفاهیم کلی بدنه اجتماعی را راضی نگه داشت. اصلاح‌طلبی در نوعی تهی‌شدگی گفتمانی قرار گرفته بود. در عین حال اتهاماتی که پس از سال 1388 بر اصلاح‌طلبان وارد شد[اتهاماتی نظیر وابستگی به خارج و عدم پایبندی به ارزش‌های ایرانی-اسلامی] باعث شد آنها به مفهوم ملت و ایرانی بودن به عنوان ابزاری برای نشان دادن تعهد خود متوسل شوند. از سوی دیگر جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران و عربستان، افزایش تخاصمات و ظهور چهره‌ای مثل ترامپ باعث رادیکال شدن فضا و امنیتی شدن سیاست‌ها شود. در چنین شرایطی و در حالی که جناح مقابل سیاست خارجی را به عرصه‌ای هویتی- ارزشی بدل کرده بود تاکید بر ناسیونالیسم، بهترین راه برای نباختن قافیه سیاسی به نظر می‌رسید.
اما دلالت‌ها و پیامدهای این تغییر گفتمانی چیست؟ می‌دانیم که شکاف‌های اجتماعی در ایران به آستانه‌ای خطرناک رسیده‌اند، گسل‌های قومی و گروهی فعال شده‌اند و در چنین شرایطی تاکید بر ناسیونالیسم، که به صورت بالقوه می‌تواند خاص‌گرایانه و مبتنی بر خوانشی محدود از ایران باشد بسیار خطرناک است. طبیعتا پرداختن به حقوق اقلیت‌ها و هویت‌های کمتر‌بهایافته در ناسیونالیسم ارزشی کمتر از گفتمان دموکراسی‌خواهی دارد. اصلاح‌طلبان با این تغییر وارد بازی خطرناکی شده‌اند. دموکراسی هنوز هم با وجود حرکت افتان و خیزانش شاید بهترین و سالم‌ترین راه برای کشوری مثل ایران باشد. 

منبع: 
جهان صنعت

افزودن نظر جدید