راه قدس ازکربلا نگذشت، اما راه کربلا از سرپل ذهاب فقرزده می گذرد

کژال دختر9 ساله اهل سرپل ذهاب، در حالی که خواهر 5 ساله اش روژان را در آغوش گرفته، باحسرت و چشمانی اشکبار به کاروانهای زیادی می نگرد، که ضریح های ساخته شده از طلا و محموله های حاوی مصالح ساختمانی، فرشهای بزرگ، مواد خوراکی، آب آشامیدنی، دارو و دیگر لوازم بهداشتی و آمبولانسهای متعدد را به شهرهای مذهبی عراق حمل می کنند. کژال در زلزله سال گذشته پدر و مادر جوانش را از دست داده، و با خواهرش تحت سرپرستی عمویش، در یک چادر زندگی می کنند. کژال و روژان و دیگر همشهریانشان دیرگاهی است که از فقر و محرومیت و تبعیض رنج می برند و پس از زلزله، شرایط زیستی آنان به مراتب فلاکتبارتر شده است.

در 40 سال گذشته، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی، مردم این منطقه انواع و اقسام محرومیتها و تبعیضها را تحمل کرده اند. بدیهی است که بعضی مشکلات مردم محروم سرپل ذهاب در تمام عرصه ها با دیگر مناطق محروم مشترک است، اما این مردم در بعضی عرصه ها دارای مشکلات مضاعف اند و می توان سرپل ذهاب را با بلوچستان فقیر و عقبمانده مقایسه کرد.

مشکلات و رنجهای مردم سرپل ذهاب را می توان در نکات زیر برشمرد:

یکم: مردم سرپل ذهاب پیرو آیین یارسان یا اهل حق اند. جمهوری اسلامی در آغاز افزون بر سرکوب احزاب و سازمانهای سیاسی، مذاهب غیررسمی را نیز مورد سرکوب قرارداد. از این رو آیین بهایی و یارسان مورد آزار و ایذا قرار گرفتند. رژیم تلاش می کرد تا از برگزاری مراسم آیین یارسان جلوگیری کند و آنان را به اجبار به شرکت در مساجد و مراسم محرم وادارد. اما بدیهی است هرگاه هویت و فرهنگ یک قوم یا آیین مورد سرکوب و تبعیض قرار گیرد، [پیروان آن] برای حفظ هویت خود مقاومت کنند. از این رو تلاش رژیم برای تحمیل باورهای خود به پیروان یارسان به شکست انجامید. از مراسم اصلی یارسان که رژیم موسیقی ستیز آن را برنمی تابد، نواختن تنبور و خواندن اشعار مذهبی ای است، که آن را کلام می نامند. هنگام برگزاری مراسم مذهبی در عبادتگاه که "جم خانه" نام دارد، زن و مرد و کودک و بزرگسال در کنار یکدیگر تنبور می نوازند و سرودهای کلام یا اشعار عرفانی را می خوانند.

دوم: در جنگ ویرانگرحکومتهای جمهوری اسلامی وعراق، پس از استان خوزستان مردم سرپل ذهاب و شهرها و روستاهای اطراف، بیشترین میزان کشته ها، ویرانیها، اسرا و جنگزدگان را داشتند. شهرهای قصر شیرین، کرند و سرپل ذهاب به ویرانه تبدیل شدند، و عده زیادی از مردم غیرنظامی و کشاورزان به اسارت ارتش عراق درآمدند و  سالها در اردوگاه رمادیه، انواع محرومیتها، شکنجه ها و تحقیر ها را تحمل کردند. داستان زندگی اسیران در اردوگاه رمادیه بخشی از دردناکترین و تلخترین سرنوشتهای هموطنانمان در تاریخ معاصر است. اکنون پس از گذشت 30 سال از خاتمه جنگ، هنوز بازسازیها بطور کامل انجام نشده است.

سوم: در شهر سرپل ذهاب که 85 هزار جمعیت دارد، کارخانه یا کارگاه های بزرگ و فعالیتهای کارآفرین وجود ندارد، از این رو جوانان برای تأمین هزینه های زندگی راهی شهرهای بزرگ می شوند و به کارهای شاق تن در می دهند یا اگر امکان مالی داشته باشند به کشورهای اروپایی یا کانادا پناهنده می شوند. رهبر مذهبی یارسان به فرماندار اعتراض کرده که بعلت بیکاری، پسران جوان ما شهررا ترک کرده اند و دختران ما امکان ازدواج را ازدست داده اند.

چهارم: یکی از علتهای این که رژیم توجهی به رشد اقتصادی این منطقه ندارد کینه دیرینه ایست که از آغاز انقلاب از مردم این منطقه دارد. در ماه های اولیه انقلاب، شهرهای سرپل ذهاب و کرند پایگاه نیروهای چپ، به ویژه سازمان فدایی بود و ستاد سازمان در شهر کرند مستقر بود و بیشتر جوانان با شور وهیجان انقلابی، هوادار سازمان فدایی بودند و مردم شهر و روستا برای حل مشکلات خود به این ستاد مراجعه می کردند. در انتخابات مجلس خبرگان که تمام سازمانها و احزاب سیاسی در آن شرکت داشتند، کاندیدای سازمان فدایی در استان کرمانشاه، رفیق سیروس مأوایی تمام آرای دوشهر کرند وسرپل را کسب کرد. این نتایج برای حاکمیت جمهوری اسلامی خوشایند نبود، پس به تدریج، بر امنیتی کردن منطقه افزود.

پنجم: وقوع زلزله در سال گذشته نیز بر مشکلات مردم منطقه افزود، با تمام کمکهای مردمی، هنوز بخش زیادی از شهر سرپل ذهاب و روستاهای اطراف آن بازسازی نشده و همچنین بیشتر خانه ها، مدارس و درمانگاه ها نیز بازسازی نشده اند. بیشتر مردم هنوز در چادرها زندگی می کنند، که در زمستانها از باران و سرما رنج می برند و در تابستانها در معرض خطر مارزدگی وعقرب زدگی قرار دارند.

در مراسم روز اربعین، رژیم برای تبلیغ قدرت نمایی و برای رقابت با مراسم حج و دولت عربستان سعودی و ادعای توانایی بسیج کردن مردم، میلیاردها تومان را هزینه راهپیمایی اربعین کرده است، که با یکصدم این بودجه می توان تمام مناطق زلزله زده را بازسازی کرد، اما رژیم مسئولیتی در برابر مردم این شهر که اقلیت مذهبی و قومی اند، احساس نمی کند. در طی 8 سال جنگ، مهمترین شعار رژیم این بود که راه قدس از کربلا می گذرد اما این شعار با کشته شدن ده ها هزار انسان که هیچ گونه دخالتی در ایجاد جنگ نداشتند و ویرانی یخشی از سرزمین مان و هزینه میلیاردها دلار تخقق نیافت. اکنون مردم محروم سرپل ذهاب با چشمان حسرت زده خود مشاهده می کنند که چگونه راه کربلا از سرپل ذهاب فقر زده می گذرد و ثروت ملی بجای هزینه برای بازسازی و زدودن فقر، هزینه ساختن و رونق کربلا می شود.

افزودن نظر جدید