در سوگ محمد رضا سلمالیان و یاد همیشگی او

در گذشت دکتر محمد رضا سلمالیان عزیز خبر دل آزاری بود برای هر آنی که او را دیده بود و از نزدیک می شناخت. این فدایی خلق با گرفتار آمدن در چنگال یک بیماری نادر و کشنده در سوئد بگونه ناگهانی درگذشت و از دست ما و میان ما برفت. رفتنی که، دوستدارانش را در سوگی تکان دهنده نشاند. کم نیستند آنانی که در افسوس و تاثر از این واقعه غمبار به سر می برند.

او را به نام سازمانی "رسول" صدا می زدیم. مظهر آرزوهایی نیک برای مردمش بود و بشریت. نمادی از پایبندی به آمالی که از همان نوجوانی آنها را برگزید و تا به آخر هم به اصالت آن آرزوهای عدالت خواهانه پایبند ماند. یاد این "فدایی خلق" همیشه اهل سئوال فراموش ناشدنی است که وقتی هم به نقد یک رشته از باورها و برداشت هایش رسید، وفاداری به هدف شریف و آرمان انسانی برگزیده خود را ترک نگفت. یادش برای همراهانش ماندنی است.

"رسول"، انسانی بود پرشور و فداکار و در عمل، آماده انجام هر ماموریت اجتماعی و سیاسی که آنها را منطبق با باورهایش می یافت. انگیزه اصلی وی از مهاجرت دوم یعنی ترک ترکمنستان شوروی به کابل افغانستان چیزی نبود مگر اعزام شدن به ایران به منظور انجام وظیفه سازمانی. او خطر می پذیرفت و مایه گذاری برای آرمان در پیش می گرفت. پر تکاپو بودن او فراموش نمی شود.

این زاده و بزرگ شده رامسر معطر، همیشه هم در پی افکار تازه و زندگی و فعالیت با طراوت بود و میان همه آنانی که از نزدیک او را می شناختند شاخص به نو اندیشی، پرسشگری، کهنه ستیزی، خلاقیت ها و تیز هوشی. تا در کارخانه ای از شوروی مشغول کار شد طی زمان کوتاهی و با نشان دادن کارآمدی، آزمودگی و درست کرداری از خود سریعاً به عنوان جوانی ماهر و مهربان انگشت نمای کارکنان آنجا شد. "رسول" در فعالیت فکری و سیاسی نیز «متفاوت» می نمود. ملاک برای او، حقیقت و حقانیت بود. او را به طغیان علیه کهنگی و رد هر آنچیزی می شناختیم که نمی توانست پاسخگوی واقعیت شود. خوی و خصلت اش چنین بود.

دریغ که "رسول" رفت. انسانی را از دست دادیم عمیقاً انساندوست و بسی جستجوگر. چه زود هنگام نیز رفت. فقد او واقعاً غم انگیز است. کی می توان از یاد نهاد خاطره ماندگاری که از "رسول" هست؟
بهزاد کریمی

افزودن نظر جدید