نگاهی به «جمعبندی ۳ ساله»

سخنرانی در برنامه پالتاکی به مناسبت گرامیداشت ٨ تیر سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)- گروه برگزاری یادمان ۸ تیر، روز جان باختگان فدائی
٨ تیر روز شهادت ۱۰ تن ار بهترین فرزندان مردم ایران و رفقای سارمان ماست.
٨ تیر روزی است که ساواک، این سازمان امنیتِ رژیم شاه که عامل به تور انداختن و دستگیری صدها مبارز و آزادیخواه بود، طی عملیاتی تحت رهبری یرویز معتمد یکی از مسئولان ساواک، به خانه تیمی رفقا حمید اشرف و یاران، در محله ای واقع در مهرآباد جنوبی تهران، حمله کرد و همه رفقای حاضر در این خانه تیمی کشته شدند.

اسامی این رفقای زنده یاد عبارتند از: طاهره خرم، فاطمه حسینی، محمد رضا یثربی، مهدی فوقانی، محمد حسین حق نواز، عسکر حسینی ابر دهی، یوسف قانع خشک بیجاری، غلامرضا لایق مهربانی، علی اکبر وزیری اسفرجانی و حمید اشرف.

بعد از این حمله، پرویز معتمد با افتخار گفته بود که سالها ماموریت ویژه داشتم که حمید اشرف را زنده یا مرده تحویل ساواک بدهم. او اذعان کرده بود که شاه چندین بار از او پرسیده بود که حمید اشرف کجاست و چرا نمی توانید او را دستگیر کنید؟

اگر تاریخ معاصر کشورمان را ورق بزنیم و نگاهی به گذشته بیندازیم، با کمال تأسف خواهیم دید که کشتن و نابود کردن آزادیخواهان، در مقاطع مختلف از تاریخ کشور ما در مورد مبارزینی مانند ارانی، روزبه، فاطمی، احمد زاده ها، مهرنوش ابراهمی، مرضیه اسکویی، گلرخ مهدوی، سبهری ها، رضایی ها و گلسرخی و دانشیان، جزنی و انوشیروان لطفی و دهها و صدها مبارز با نام و بی نام و نشان در رژیم گذشته و در رژیم کنونی، بوقوع پیوسته و هنوز نیز ادامه دارند. این جنایات از یک طرف خشونت رژیم های استبدادی و دیکتاتوری را نشان می دهند، و از سوی دیگر نمایانگر عزم و اراده آهنین و قابل احترام این آزادیخواهان را عیان می کنند.

در تاریخ هر ملتی شحصیت هایی وجود دارندکه نقش کلیدی و برجسته ای ایفا می کنند. حمید اشرف یکی ار آن بر جسته انسان هایی بود که توانسته بود با درایت و توانایی خود، به مدت ۶ سال، رهبری بلامنازع سازمان چریکهای فدایی خلق را بر عهده بگیرد.

لازم است برای درس گیری از گذشته، نقش حمید اشرف را در به هم پیوستن گروه های پایه گذار سازمان و حفظ وحدت، تداوم حرکت و گسترش جنبش مورد برزسی کوتاه قرار دهیم. به راستی شرط موفقیت حمید چه بود که او توانست ۶ سال سازمان را با کمک دیگر رفقا هدایت کند؟ به این منظور من به نوشته رفیق حمید اشرف بنام جمع بندی سه ساله مراجعه کردم؛ رفیق در این نوشته، به نکات ارزشمندی اشاره می کند، به باز بینی عملکرد خود و سازمان می نشیند.

نکات مهمی که حمید اشرف در این جمع بندی مطرح می کند و مورد توجه من قرار گرفت عبارتند از:

۱ - عدم وقوف به بی تجربگی خود

"مهمترین ضعف ما بی تجربگی مان بود. بقیه ضعف ها از این ناشی می شد که ما به ضعف خود واقف نبودیم. می خواستیم زود به نتیجه برسیم و این با توان و تجربه ما همخوانی نداشت." (جمعبندی ۳ ساله – ص ۳۴)

۲ ـ عدم توجه به نقش زمان در تحقق آرزوهای نیک خود

"ما زمان کافی برای تحقق بخشیدن به طرح ها و آرزوهای سیاسی در نظر نمی گرفتیم ما می خواستیم تمام چیزهایی را که سالها در خفا آرزویش را داشتیم در عرض چند هفته یا چند ماه بدست آوریم، و طبیعی بود که این امکان نداشت." (جمعبندی ۳ ساله – ص ۳۴)

۳ـ پر بها دادن به خود

"ضعف دیگرمان در تشخیص نیروی خودمان و قدرت رژیم بود. ما به عکس العمل های رژیم به شکل عینی وقوف نداشتیم. کم بها دادن به نیروی مقابل و پر بها دادن به نیروی خود ... " (همانجا)

۴ ــ احترام به تجارب و رعایت آنها

٥ ـ برهیز از تند روی

تند روی بسیار زیان بار است. باید حرکتی مطمئن، آرام و دائمی را سازمان داد؛

۶ـ عملی بودن اهداف و برنامه

درستی هدف و برنامه، در بزرگ بودن و درخشان بودن آن نیست، در عملی بودن آن است.

۷ - احترام به اعضای سازمان و یاد گیری از آنها.

من وقتی به این جمع بندی سه ساله فکر می کنم، برایم بسیار ارزشمند است از اینکه مسئول یک جریان سیاسی نو پا، با حداقل تجربه و آغاز راه سخت و پر بیچ و خم، به بررسی و واکاوی عملکرد خود و سازمانش می نشیند، نقد می کند، بازبینی می کند، نقاط ضعف عملکردهای خود و رفقایش را می شکافد و تلاش میکند از اشتباهات درس بگیرد.

رفیق حمید در تمام نوشته هایش، نقش فداکاری، از جان گذشتگی، تلاش و تفاهم در کار جمعی رفقایش را ارج می گذارد. او در جا به جای نوشته هایش قدر دان رفقایش است، صداقت و از خود گذشتگی رفقایش را همواره مد نظر دارد و در مورد آن می نویسد. تمام مؤلفه های جمع بندی و نکات کلیدی آن، همین امروز هم در جنبش ما کابرد دارد.

رفقا و دوستان!

تعصب در سیاست و چسبیدن به دگم های خود و همیشه خود را محق دانستن و ندیدن و گوش نکردن به صداهای دیگران، ما را به خطاهای متعددی می کشد. ما صدای دوستان و دلسوزان خود را نمی شنویم، منزوی شده، دیگر کسی ما را جدی نمی گیرد و فراموش می شویم. سیاست، هنر گوش کردن به صداهای دیگری و استفاده از تجارب است.

جنبش فدایی، حرکت نسل جوانی بود که در شرایط خاص جامعه و بن بست سیاسی سالهای دهه ۴۰، پا به میدان مبارزه گذاشت. سکوت و سکون را شکست؛ تابو شکنی کرد؛ راه خاص خود را برگزید؛ حرکت کرد، به زمین افتاد و برخاست و این روند دوباره و دوباره تکرار شد و در نتیجه، نیروهای زیادی را به حرکت در آورد.

این جنبش یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین حرکت های انقلابی و مدرن در تاریخ معاصر سیاسی کشور ماست. جنبش فدائی خلق ایران ضمن اینکه اشتباهات زیادی کرد از جمله از درون دچار انشقاق ها و انشعاب ها شد، ولی مدرن بودن، آزادی خواه و عدالت جو بودن، ضد دیکتاتوری بودن، خود بنیاد بودن و مستقل بودن، همیشه در کنار مردم و برای مردم بودن و روحیه باز و نقدپذیری فدائیان، که از خصیصه های بارز جنبش فدائی بودند و موجب ماندگار بودن آن در جامعه شدند.

امروز بیشتر فدائیان، با گذر از تجارب مثبت و منفی و گذار ار رنجها و تغییر و تحولات فکری و برنامه ای و اساسنامه ای توانستیم با تلاش فراوان رفقا و درایت و پختگی لازم، حزب چب ایران (فدائیان خلق) را بوجود آوریم، که از نظر من روئیدن این جنبش چب به فازی بالاتر در میان نحله های چب نوین ایران است.

ما توانستیم با این عمل خود امید ایجاد کنیم، باید بتوانیم این دست آورد مهم را ارج نهیم، این امید را گسترش دهیم و همچنان در سنگر آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و زندگی بهتر مبارزه کرده و برای تحقق انها تلاش کنیم .

با احترام مرضیه شفیع (شمسی)

منبع: 
به پیش

افزودن نظر جدید