تحلیل و نقد بیانیه شورای مرکزی حزب چپ درباره انتخابات ۱۴۰۰

حزب چپ ایران (فدائیان خلق) روز، چهارشنبه ۸ بهمن ماه ۹۹ با صدور بیانیه شورای مرکزی، خواهان تحریم گسترده انتخابات ۱۴۰۰شد.

نظر به این که حزب چپ از نیروهای جنبش فدایی تشکیل شده و من از ابتدای نوجوانی افتخار تعلق به این جنبش را داشته ام و تا امروز هم نزدیک ترین یارانم فدائی خلق اند، بر عهده خود می دانم که نظر خود نسبت به این بیانیه را با رفقای شورای مرکزی حزب، و دیگر علاقه مندان به جنبش فدایی، در میان بگذارم. امیدوارم که این گونه تبادل نظرها در صفوف فدائیان، و فراتر از آن، در صفوف همه فعالینی که خود را چپ می دانند، بسط یابد و هر موضع گیری مهم سیاسی از راه گفتگوها و تبادل نظرها در درون جنبش ما، شکل گیرد و اعلام شود.

فشرده بیانیه چنین است:

حکومت برخلاف سابق تمایلی به بالا بردن سطح مشارکت ندارد. جامعه در مسیر گذار از جمهوری اسلامی گام گذاشته و انتظار می رود که اعتراضات مردم از نوع ۹۸ و ۹۶ با عمق و گستردگی بیشتر تکرار شود. تحریم گسترده‌‌ی انتخابات فرمایشی، فرصتی مناسب برای تقویت جنبش اعتراضی مردم است. حزب از دوستداران خود در داخل و خارج از کشور می خواهد که به هر شکل که می‌توانند کمپين «نه» به انتخابات فرمایشی را پر طنین‌تر کنند و جمهوری اسلامی را هرچه بیشتر منزوی‌ سازند.

۱-عدم توجه به تاثیر انتخابات فرمایشی بر مختل کردن شرایط گفتگو با امریکا

به نظرم تخمین بیانیه در این باره که حکومت نمی کوشد انتخابات ۱۴۰۰را پر رونق برگزار کند درست است. این تخمین هم که اگر انتخابات فرمایشی برگزار شود احتمال اعتراضاتی از نوع ۹۸ و ۹۶ با عمق و دامنه بیشتر قطعا افزایش خواهد یافت کاملا درست است. اما نتیجه گیری که از افزایش دامنه و شدت اعتراضاتی از آن دست مسیر جامعه برای گذر از جمهوری اسلامی به یک رژیم دموکراتیک گشوده خواهد شد، غیرواقعی است. تنها نتایج پیمودن این مسیر ناممکن شدن بازگشت به برجام و ادامه تحریم ها و فلاکت اقتصادی و سرکوب بیشتر و خشونت بیشتر است.

این کاملا درست و منصفانه است که مسئولیت اصلی پیمودن این مسیر و عواقب آن بر عهده حاکمان جمهوری اسلامی است. اما مسئولیت چپ هم این است که به نیروهای تحول خواه کشور هشدار دهد که انتهای پیمایش این مسیر آزادی و دموکراسی و رفاه زحمتکشان و پیشرفت کشور نخواهد بود. مهم ترین حاصل پیمودن این مسیر برهم خوردن مذاکرات برجام، ادامه تحریم ها و فلاکت اقتصادی بیشتر و حکومتی اقتدارگراتر است. هزینه سنگین پیمودن این مسیر بر اقتصاد کشور، و بیش از همه بر سفره زحمتکشان، تحمیل می شود. پیمودن این مسیر تحمیل می کند، کشور را باز هم در برابر رقبای منطقه ای تضعیف می کند. قرار گرفتن کشور در این مسیر امکان فعالیت مدنی و مبارزات مطالباتی صلح آمیز را محدودتر و افق گذر به دموکراسی برای ایران را دورتر خواهد برد. 

تصادفی نیست که در بیانیه هیچ اشاره ای به تحریم ها و ضرورت احیای برجام نشده و ارتباط نتایج انتخابات ۱۴۰۰ با مذاکرات احتمالی با امریکا و ۱+۵  نشده است. چون اعتقادی وجود دارد که تحریم مهم ترین مساله حاد کشور نیست و استبداد مهمترین مساله کشور است و راه آن هم تعمیق و گسترش اعتراضات ۹۸ و ۹۶ است.

اکثریت بزرگ فدائیان خلق در طی دو دهه اخیر همواره خواهان تنش زدایی و آغاز گفتگوی میان جمهوری اسلامی با امریکا و عادی سازی مناسبات دو کشور بوده اند. این خواسته مهم ملی و صلح جویانه در این بیانیه ناپدید است. جا داشت بیانیه تصریح می کرد که این انتخابات در شرایطی رخ می دهد که در ایالات متحده دولتی روی کار آمده است که ممکن است نه فقط با زبان تحریم و تهدید، بلکه با بازگشت به برجام و گفتگوهای صلح آمیز اختلاف خود با ایران را پیگیری کند.

اگر تدوین کنندگان این بیانیه به اهمیت صلح با امریکا و رفع تحریم ها و تاثیر آن بر زندگی زحمتکشان اذعان می داشتند محال بود توجه نکنند که فرمایشی کردن انتخابات ۱۴۰۰ امکان تکرار اعتراضات ۹۸و ۹۶ را بشدت افزایش داده و در چنان شرایطی محال است امریکا به برجام بازگردد یا تحریم ها را، زیر فشار خرد کننده دست راستی ها، تشدید نکند.

فدائیان خلق مطلع اند که چگونه اپوزیسیون دست راستی ایرانی در روزهای اخیر تمام فشار خود را برای جلوگیری از انتخاب رابرت مالی به جای برایان هوک به کار انداخت. ما مطلعیم که آنها از هیچ توطئه ای برای منتفی کردن و سترون کردن مذاکره میان ایران و امریکا خودداری نمی کنند. در تهران هم افراط گرایان دست راستی، از با اجرای احکام اعدام، تصویب قوانین خطرناک، با جو سازی علیه مدافعان برجام، از هیچ توطئه ای، برای سنگ اندازی در راه برجام خودداری نمی کنند.وظیفه حیاتی ماست که هشدار دهیم که فرمایشی کردن انتخابات ممکن است وضعیت سیاسی کشور را چنان بحرانی کند که دولت بایدن، مثل ۲۰۰۹، زیر فشار دست راستی های مخالف برجام از مذاکرات پا پس بکشد. ما وظیفه داریم عواقب خطرناک انتخابات فرمایشی برای کشور را به همگان هشدار دهیم. سکوت در برابر چنین توطئه ها و تلاش های دست راستی ها در تهران و واشنگتن برازنده جنبش فدایی نیست.

(نقد فوق نسبت به رفتار حکومت در قبال انتخابات ۱۴۰۰ موضوع اصلی مصاحبه من با روزنامه مستقل بود. اما مصاحبه با تیتری مجعول و گمراه کننده منتشر شد و تکذیبه من هم متاسفانه در ارگان حزب چپ، در کنار اطلاعیه دفتر شورای مرکزی انعکاس نیافت)

۲-عدم توجه به تفاوت کیفی اعتراضات ۹۸ و ۹۶ و مبارزات مسالمت آمیز مدنی و مطالباتی

جنبش ها و حرکت های مدنی و مطالبه محور نشانه بالا رفتن سطح آگاهی و اعتماد به نفس شهروندان، پویایی اجتماعی و اکثرا دارای خصلت ترقی خواهانه است. کاهش تنش در مناسبات دولت ملت، گشایش امکان گفتگو میان نمایندگان گروه های اجتماعی با مسئولان حکومتی لازمه دوام یابی و قوام گرفتن این نوع جنبش هاست. تنش افزایی، تهدید خارجی، درگیری در مخاصمات با همسایگان، با امنیتی کردن فضا، از سازمان یابی مبارزه مطالباتی، نهادسازی و شکل گیری رهبری پایدار برای آنها جلوگیری می کند. رشد جامعه مدنی و صلح لازم و ملزوم یک دیگرند. تشنج در روابط خارجی و فشارهای تحریمی بدترین دشمن مبارزات مدنی و بهترین دوست اعتراضات خودبخودی، شورشی و خشونت آمیز است. 

بیانیه مبارزه سازمان یافته مدنی و اعتراضات ناسازمان یافته ی غیر مدنی را در هم آمیخته است. برخی فعالان از فحوای کلام آن می توانند برداشت کنند که گویا اعتراضات ۹۸ و ۹۶ نوع ارتقا یافته و شکوفا شده ی مبارزات مدنی و مسالمت آمیز است. 

نیروهای ترقی خواه و مردم گرای کشور از حق اقشار و گروه های اجتماعی مختلف برای پیگیری مطالبات سیاسی و مدنی از حکومت اجماعا دفاع می کنند و این دفاع محدود به چپ های سوسیالیست نیست. اما در مورد شیوه اعتراض های ۹۸ و ۹۶ در میان نیروهای ترقی خواه کشور وحدت نظر وجود ندارد. سرنگونی طلبان از گسترش این نوع اعتراضات استقبال می کنند. آنها فکر می کنند این نوع اعتراضات اهرمی برای به زیر کشیدن حکومت فعلی و برکشیدن حکومت مطلوب است. اما نیروهای مدافع جنبش های مدنی به حکومت معترض اند که با بستن راه اعتراض مدنی و مسالمت آمیز، با ممنوع کردن تشکل های مدنی، راه را شورش های کور می گشاید و هر بار که این نوع شورش ها رخ دهد جز زیان بهره ای نخواهد داشت، نه برای حکومت، نه برای معترضان، و نه برای کشور. مدافعان صدیق جنبش های مدنی در عین حال اتهامات حکومت در مورد دست داشتن قدرت های خارجی و مجاهدین و سلطنت طلبان در راه اندازی اعتراضات ۹۸ و ۹۶ بوده اند را بشدت محکوم و آن ادعای کذب می دانند.

بین محکوم کردن دروغ های حکومت و اعتراض به رفتار با معترضان، و امید بستن به این نوع مبارزه و سودای گسترش آن را داشتن تفاوت جدی وجود دارد. وقوع این نوع اعتراضات نشانه «ارتقای آگاهی توده ای» یا «ورود رژیم به آستانه سرنگونی» یا قرار گرفتن جامعه در مسیر گذار به دموکراسی نیست. البته اصلا ناممکن نیست که شرایط به گونه ای رقم بخورد که ترکیبی از شورش های شهری، مداخلات خارجی، و درگیری های درون نظام، ثبات سیاسی را مختل کند. اما این تصور کاملا خطاست که فکر کنیم در آن صورت جامعه ما لزوما در مسیر دموکراسی قرار خواهد گرفت و یا شرایط در راستای آرزوهای ما تغییر خواهد کرد. توجه کنیم که ما جامعه ای داریم که هنوز قدرتمندترین نیروهای سیاسی در آن، چه در حکومت و چه در طیف مخالفین، اقتدارگراترین نیروها دست بالا را دارند. 

          ۳-مهم ترین عرصه فعالیت فدائیان خلق

بیانیه، زیر عنوان «جامعه و انتخابات»، به درستی می گوید: مردم بدون اعتنا به انتخابات پیگیر مطالبات خود هستند و برای تحقق خواست های خود به روش های مختلف مبارزه می کنند. بیانیه اما از فدائیان خلق دعوت نمی کند که مهمترین وظیفه میدانی ما شرکت در همین مبارزات مطالباتی روزمره مردم است. بیانیه کمی پائین تر از دوستداران حزب در داخل و خارج کشور می خواهد در کمپین «نه» به انتخابات فرمایشی شرکت کنند و خواهان برگزاری انتخابات آزاد برای مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی بر اساس اعلامیه حقوق بشر باشند.

تلاش در راه برگزاری انتخابات آزاد و مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی واقعا بی معناست. هیچ طرح عملی و قابل اجرا در برای پیگیری این امور وجود ندارد. این نوع دعوت ها دعوت به بی عملی است. درست این بود که بیانیه از فدائیان خلق مشخصا دعوت می کرد که در مبارزات مطالباتی گروه های اجتماعی حضور یابند و برای در راه تحقق خواسته های مشخص زحمتکشان مبارزه کنند.

تجربه زیسته جوامعی که به دموکراسی رسیده اند می گوید: راه نهادینه سازی دموکراسی توانمندسازی شهروندی و نهاد سازی برای افزایش اقتدار جامعه در مقابل حکومت است. هیچ نقب مستقیمی از اینجا به انتخابات آزاد و مجلس موسسانی که صدای همه اقشار ملت در آن باشد وجود ندارد. انتخابات آزاد محصول توانمند سازی جامعه از یک سو و توانمندی نیروهای سیاسی برای همزیستی با یکدیگر با حکمیت صندوق رای است.

اعتراض به حکومت برای بستن راه صندوق رای بر نامزدهایی که نارضایتی مردم را نمایندگی می کنند، نباید فعالیت ما را به عرصه هایی بکشاند که اصلا جنبه اجرایی ندارند و حرف توخالی است.

کاش بیانیه به یاد ما فدائیان خلق می آورد که در ماه های پیش رو، که امکان تازه ای برای تنش زدایی از مناسبات میان ایران و امریکا پدید آمده است، وظیفه سیاسی همه ما فدائیان خلق است که از هیچ کوششی برای افشا و منزوی کردن نیروهای مخالف مذاکره و توافق ایران و امریکا، عقب زدن و شکست دادن نیروهایی که برای حفظ تحریمها لابی می کنند، فروگذار نکنیم. کاش بیانیه، به جای دعوت از ما به «مبارزه برای تشکیل مجلس موسسان»، به یاد ما می آورد که مبارزه علیه اعدام، حمایت از قربانیان استبداد و همبستگی با خانواده های زندانیان سیاسی، دفاع از حقوق ستم کشیدگان از حکومت، هم چنان از مهم ترین عرصه های فعالیت ما فدائیان خلق است.

این که اصلاح طلبی، در معنای «تغییر در حکومت»، از راه صندوق رای، فعلا سترون است، به آن معنا نیست دوران مبارزات مطالبه محور (رفرمیستی) سر آمده و حالا وقت مبارزه برای «تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی بر اساس اعلامیه حقوق بشر» فرا رسیده است.

۴-بیانیه انتخابات و استراتژی سیاسی

موضوع مهم هر موضع گیری راهبردی، تاثیر گذاری بر توازن قدرت میان نیروهای سیاسی، از راه برانگیختن واکنش های مثبت یا منفی در میان آنهاست. بیانیه دعوت به تحریم انتخابات ۱۴۰۰ هم تلاشی است برای باز تعریف رابطه فدائیان با دیگر نیروهای سیاسی کشور. در میان ناراضیان و مخالفان در رابطه با انتخابات 1۱۴۰۰سه طیف با سه رویکرد متفاوت در صحنه سیاسی فعالند:

طیف اول نیروهایی هستند که به روش های اصلاح طلبانه پای بندند و به پیگیری اهداف سیاسی در نظام اعتقاد دارند. آنها در این روزها مشغول رایزنی هستند تا استراتژی سیاسی خود در روند انتخابات ۱۴۰۰ را طراحی کنند. به نظر می رسد آنها علاقه مند هستند که چهره ای که بازتاب دهنده مطالبات اقشار ناراضی کشور است را، قطع نظر از این که شورای نگهبان بپذیرد یا نپذیرد، به عنوان یک نامزد اجماعی معرفی کنند.

این طیف از اصلاح طلبان معتقدند که متحد شدن حول نامزدی که توان نمایندگی مطالبات مردمی را داشته باشد به بسیج و تشکل یابی مردم و به توانمند سازی جامعه در مقابل حکومت کمک می کند. آنها می گویند معرفی نامزدی که پایگاه مردمی دارد، قطع نظر از این که حکومت رد صلاحیت بکند یا نکند، حرکتی است در مسیر توانمند سازی مردم؛ حرکتی که رخوت کُش است و می تواند تناسب قدرت موجود میان جامعه و حکومت را تحت تاثیر قرار دهد.

طیف دوم مخالفان راستگرای جمهوری اسلامی، مجاهدین خلق، سلطنت طلبان و نیروهای پیرامون آنان هستند که در خارج کشور طی۴ سال گذشته در جهت همگرایی و آلترناتیو سازی برای برچیدن حکومت حرکت کرده و تا حدود زیادی هم موفق شده اند حمایت همتایان امریکایی خود و پشتیبانان منطقه ای ایشان را نیز به دست آورند. این نیروها، نه فقط علیه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان، بلکه علیه هر نیرویی که برای بهبود روابط ایران و امریکا تلاش کند مبارزه می کنند. آنها همیشه هر نوع انتخابات در جمهوری اسلامی را تحریم کرده و همیشه برای تشدید تحریم ها علیه جمهوری اسلامی مبارزه کرده اند. آنها می کوشند مبارزات مطالباتی مردم به اهرمی برای سرنگونی رژیم فرا رویانده شود. آنها عموما اعتراضات از نوع ۹۸ و ۹۶ را عالی ترین شکل مبارزه می شناسند. آنها انتظار داشتند سیاست فشار حداکثری به نارضایی عمومی دامن زند به خیزش عمومی علیه نظام فراروید و آنها، با حمایت فعال بین المللی از عهده ساقط کردن حکومت برآیند و قدرت را به دست گیرند.

طیف سوم نیروهایی هستند که برای پایان دادن به جمهوری اسلامی مبارزه می کنند، اما نه اتکایی به قدرت های خارجی دارند و نه برای تشدید تحریم ها علیه کشور تلاش می کنند. در عوض آنها به حکومت معترض اند که چرا در منطقه ماجراجویی می کند و چرا با امریکا مذاکره نمی کند. آنها همه از برجام دفاع کرده و خروج امریکا از آن، حتی ترور قاسم سلیمانی و محسن فخری زاده، را هم محکوم کرده اند. این طیف با هر نوع آلترناتیو سازی در خارج کشور، و هر نوع مداخله خارجی برای تغییر رژیم در ایران مخالف است. این طیف در اصول معتقد است که راه تغییر رژیم از طریق بسیج مردم و مبارزات مدنی باید هموار شود. حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، و قبل از آن سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوری خواهان، طیفی از نیروهای ملی مذهبی، از شناخته شده ترین نیروهای این طیف در خارج کشورند.

حالا آیا می توان تخمین زد که واکنش طیف اول یا دوم به بیانیه اخیر چیست؟ کدام طیف از این این بیانیه استقبال و کدام طیف آن تبری می جوید؟

زمان انتشار بیانیه و محتوای آن به گونه ایست که، قطع نظر از نیت تدوین کنندگان، در طیف اول یاس و در طیف دوم امید می آفریند.

هرگاه تدوین کنندگان بیانیه آگاهانه قصد داشتند که در طیف اول امید و در طیف دوم یاس ایجاد کنند می توانستند امروز با صدور یک بیانیه از چهره هایی که خواست ها و مطالبات بنیادین مردم، از جمله انتخابی بودن حکومت، را نمایندگی می کنند، دعوت کنند که خود را برای انتخابات ۱۴۰۰ نامزد کنند. فدائیان خلق می توانستند از در لحظه حاضر از تلاش ها برای معرفی یک نامزد مورد اعتماد ناراضیان و مخالفان، و تلاش برای تولید اجماع حول او استقبال و آمادگی خود را برای مشارکت در چنین روندی اعلام کنند.

هرگاه در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۹ چنین بیانیه ای از سوی فدائیان خلق انتشار می یافت، آیا محتوای آن با اسناد مصوب کنگره حزب چپ، و یا با سنن دیرینه فدائیان مغایر بود؟ آیا چنین بیانیه ای باز هم از نظر تولید یاس و امید در طیف های اول و دوم سپهر سیاسی کشور همان بود که این بیانیه تولید کرده است؟

۵-جمع بندی سه ساله

نزدیک به سه سال پیش در سخنرانی کوتاه خود در کنگره تاسیسی حزب چپ گفتم در این حزب نوبنیاد هم فعالین اصلاح طلب عضو هستند و هم فعالین تحول طلب. اما تحول طلبی اندیشه غالب است. اما تحول طلبان تنها زمانی می توانند از عهده پیگیری اهداف خود برآیند که با اصلاح طلبان متحد عمل کنند. پس از کنگره هم در پیش نوشتم:

«در ترکیب ۲۵ نفره شورای مرکزی حزب جدید گرچه کسانی حضور دارند که خود را اصلاح طلب می نامند و تقویت اصلاح طلبان در جمهوری اسلامی را نیز تحولی مثبت تلقی می کنند، اما فکر غالب بر شورای مرکزی و منشوری که تصویب شده متمایل به تحول طلبان است...مهم ترین تصمیم سیاسی تحول طلبان تعیین نوع رابطه با اصلاح طلبی است: سوال محوری این است که آیا در روندهای جاری اصلاح طلبان متحد تحول طلبان هستند یا نیستند؟ حامیان هر دو پاسخ در کنگره با وزن های متفاوت حضور داشتند. با شناختی که از سوابق اعضای کنگره در دست است در روندهای جاری بعید است مقابله با اصلاح طلبان، یا تضعیف و انزوای آنان، به مشی غالب حزب چپ ایران (فدائیان خلق) بدل شود

امروز گرچه هنوز در حزب هم سرنگونی طلبان، هم تحول طلبان و هم اصلاح طلبان عضویت دارند، اما در شورای دوم هیچ کس که خود را رفرمیست اعلام کند انتخاب نشده و حضور ندارد.

اگر حزب واقعا عزم دارد که میراث دار صدیق جنبش فدایی باشد باید خصلت چند صدایی در آن از میان نرود. واقعیت این است که طی این سه ساله به تدریج نقش آفرینی و حضور رفقای اصلاح طلب در حزب کم رنگ تر و بازتاب مواضع و دغدغه های آنها نیز در اسناد حزب محدودتر و محدودتر شده است.

اگر اراده مسئولان حزب آن باشد که رفرمیسم چپ هم به حزب همان قدر حس تعلق داشته باشد که چپ های تحول طلب، می بایست بیانیه تحریم انتخابات پس جلسات گفتگو و تبادل نظر، از راه دعوت به ارائه مقاله، و از راه طرح پرسش و نظر سنجی، اعضا و علاقه مندان به حزب را فرامی خواند که در مباحثه برای تعیین سیاست حزب در انتخابات ۱۴۰۰ اظهار نظر کنند. از پی جمع بندی این اظهار نظرها نشست شورای مرکزی حزب برگزار می شد و پیش نویس بیانیه حزب به رای گذاشته می شد.

ملاحظات، ظرائف، و حساسیت بالای بیانیه نویسی فقط در این نیست که تمام کلمات و فرازهای آن فاصله ما را از دیگران تعریف و تعیین می کنند. شیوه تدوین و میزان رفت و برگشت های بیانیه و مواضع اعلام شده در آن نیز در تولید و تنظیم حس تعلق به حزب و یا دوری از آن کاملا موثرند.

نزدیک به سه سال از تاسیس حزب می گذرد و به نظر می رسد که برای اندازه گیری حس تعلق طیف های فکری و سیاسی حزب، برای سنجش حس تعلق اعضا به حزب، داده های کافی فراهم شده باشد.

سیری که حزب چپ ایران (فدائیان خلق) از بدو تاسیس تا امروز طی کرده است توام با تضعیف و حذف طیفی از فدائیان گسترش یافته که به مبارزات اصلاح طلبانه و مسالمت آمیز اعتقاد دارند.

بیانیه اخیر، نه تنها نشانی از حضور و مشارکت و اهمیت چپ رفرمیست در صفوف حزب نیست، بلکه خط مشی آنان در روند انتخابات هم نادیده گرفته شده است.

بیانیه اخیر محصول چالش میان نگاه رفرمیستی و نگاه رادیکال نسبت به حکومت نیست. در حزب مکانیسم هایی با کارکرد عالی وجود دارد که تصمیم گیری در یک فضای چند صدایی را ممکن می کند. این مکانیسم ها، که حاصل نیم قرن تجربه اند، در اساسنامه و آئین نامه های ارگان های مختلف حزب تعبیه اند و به حزب امکان می دهد که تعامل و مشارکت گرایش های گونه گون درون حزب حس حضور و تاثیر گذاری خود را از دست ندهند و به حاشیه رانده نشوند. و اکنون سوال این است که تا چه میزان در مسیر تدوین، تصحیح و تصویب این بیانیه رفقای فدایی با گرایش های مختلف حضور داشته، بحث کرده و تاثیر گذار بوده اند. کجا استدلال ها و دغدغه های گرایش رفرمیستی در فضاهای درونی حزب بازتاب یافته و استدلال و منطق رفقایی که معتقد به متن حاضر بوده اند درج شده است؟

اجرای اساسنامه و رعایت آئین نامه های ارگان ها فقط بخشی از الزامات برای کار کردن در یک فضای دموکراتیک را تامین می کنند و هرگز رفتار گرایش های درون حزب نسبت به هم دیگر را تعریف نمی کنند. حقوق و مقررات هرچقدر هم که منصفانه و دموکراتیک باشند باز جای رفتار انسان را نمی گیرند. فعالینی هستند که کمتر به اهمیت حضور نگاه دیگر و حفظ تنوع درونی حزب حساس اند و مدام به تقویت گرایش خودی در حزب مشغولند. کسان دیگری هستند که حفظ و تقویت حس تعلق به حزب در وجود دیگری را وظیفه حیاتی خود تلقی می کند. و هرگاه به دینامیک حرکت حزب در سه ساله اخیر نگاه کنیم یقننا به این نتیجه نخواهیم رسید که گرایش مسلط برهم حزب موفق شده است حس تعلق و مشارکت را در وجود آندسته از اعضا که گرایش رفرمیستی دارند تقویت کند.

در کنگره بنیان گذاری رفقایی با گرایش رفرمیستی هم در ارگان های رهبری حزب انتخاب شدند، در کنگره نخست این رفقا داوطلب شدند اما رای نیاوردند. و در طی یک سال و نیم اخیر مراجعه به حاملان این گرایش و لحاظ کردن دغدغه ها و رعایت حساسیت های آنها در بیانیه ها کم رنگ تر و کم رنگ تر شده است.

کاهش ارتباط با رفقای حامل گرایش رفرمیستی و تاثیر گذاری آنها در حزب کاهش ارتباط با بخشی از پایگاه اجتماعی حزب و با کل گرایش رفرمیستی در جامعه است. این روند حزب را قوی تر نمی کند. توجه کنیم که حزب در خارج کشور تاسیس شده و عرصه اصلی تاثیر گذاری آن هم در خارج کشور است. و هرگاه مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و مبارزه علیه هرگونه اصلاح در حکومت، مبارزه برای تغییر رفتار حکومت با مردم و با جهان به موضوع اصلی هویت بخش و هدایت کننده حزب تبدیل شود، تمام مرزهای تاریخی، نظری و سیاسی میان حزب و دیگر گرایش های سرنگونی طلب فرو خواهد ریخت. دور شدن از گرایش رفرمیستی و ناشنیده ماندن صدای این گرایش در حزب نه فقط پیوند حزب با بخش بزرگی از پایگاه اجتماعی ما فدائیان خلق را سست می کند، بلکه مسیری است که در انتها مرزهای حزب را با گرایش های راستگرا کم رنگ و کم رنگ تر خواهد کرد.

۶-و یک توضیح

 دفتر شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) ماه گذشته با صدور اطلاعیه ای، با اشاره به مصاحبه روزنامه مستقل با من، به درستی، اما بدون اشاره به جعلی بودن تیتر مصاحبه، اعلام کرده است که من عضو حزب نیستم و مواضع من هم ربطی به حزب ندارد. در این اطلاعیه همچنین، به سهو یا به عمد، از عنوان «فدایی خلق» در اشاره به نام من خودداری شده است. از این نظر، در آستانه پنجاه سالگی جنبش فدائیان خلق، بار دیگر برای رفقای صادر کننده آن اطلاعیه و نویسندگان بیانیه حاضر برای پیشبرد اهداف نیک فدائیان خلق آرزوی موفقیت کرده و یادآور می شوم که فرخ نگهدار از روز تاسیس جنبش فدایی خود را فدایی خلق شناخته، برای سربلندی و نیک فرجامی این جنبش با همه هستی خود تلاش کرده و محال است که او عمر را در منزلگاه دیگری به پایان برد.

 فرخ نگهدار 

 

منبع: 
به نقل از سایت «به پیش»

افزودن نظر جدید