رنجی کە با گلولە پاسخ دادە می شود

کولبری و سوخت بری، محصول و پیامد بیش از چهار دهه دزدی و چپاول سران نظام جمهوری اسلامی و اعمال سیاست های غلط و مملکت بربادده آنان و ایجاد و گسترش فقر و بی عدالتی و بیکاری فراگیر در جامعه و توسعه نیافته گی مفرط در مناطق محروم کردستان و سیستان و بلوچستان است.

در مسابقه دزدی و غارت ثروت ملی و چنگ انداختن بر تمامی امکانات شغلی توسط سپاه پاسداران، نهادهای امنیتی و مافیای هزارتوی حکومت ولایی، در هفته جاری رژیم جمهوری اسلامی جنایت دیگری آفرید و به روی هموطنان محروم سیستان و بلوچستان که از حداقل امکانات زندگی محروم هستند و برای ادامه زندگی به ناچار به کار طاقت فرسا و خطرناک سوخت بری روی آورده اند، آتش گشود و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشید.

سپاه پاسدان انقلاب اسلامی از مدت ها پیش در تلاش پیگیر بوده است تا سوخت بری که تنها مفر باقیمانده  درآمد و ارتزاق مردم محروم بلوچ است را به انحصار خود در آورد. آنان برای پیش برد هدف شوم خود از انجام هیچ جنایتی فروگذار نیستند.

جمهوری اسلامی از فردای روی کارآمدنش با استیلای نگاه صرف امنیتی به مناطق محروم و نیازمند کشور، فقر و  بیکاری لجام گسیخته و بی عدالتی و تبعیض را بر این بخش محروم میهن ما  رواداشته است. محصول این سیاست و این نوع نگاه استبدادی به مردم کردستان و بلوچستان، دشمن و غیرخودی شمردن آنها، محرومیت از حداقل ضروریات زندگی، بیکاری گسترده و فقر غیرقابل تصور این نواحی محروم و مردم زحمتکش آن است.

بنا بر اعلام رسمی نهادهای ذیربط، نرخ بیکاری در سطح استان سیستان و بلوچستان ۵۰ درصد و در مناطق دور افتاده و محروم تر آنجا به ۷۰ درصد می رسد. در مواجهه با چنین وضعیت دشواری، جوانان بیکار بدون هیچگونه چشم انداز روشنی برای آینده و برای زنده ماندن خود و خانواده های خود، ریسک جان می کنند و با مایه گذاشتن از هستی خود در ازای مبالغ ناچیزی بارهای سنگین و پرخطر را در مسیرهای صعب العبور و‌ مرگبار به دوش خسته خود می کشند و خطر گیرکردن با سرمای بیرحم و جانسوز زمستان و خطر مواجهه با گلوله های پاسداران ظلم و جنایت را متقبل می شوند تا بلکه باری از دوش خانواده بردارند. ارمغان جمهوری اسلامی به مردم مناطق محروم، تن دادن به به شغل کاذب و مرگبار کولبری و سوخت بری است، این است سهم هموطنان شریف ما از ثروت و ‌درآمد منابع عظیم ملی. 

بدنبال کشتار کولبران رنج کشیده کردستان، اکنون نوبت سوخت بران بلوچ است تا با گلوله های پاسداران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شوند. بلوچستان. چه در گذشته و در رژیم ستم شاهی و چه اکنون در استبداد سیاه شیخ، همواره جزو محروم ترین و‌توسعه نایافته ترین مناطق ایران بوده و است. مردم این نواحی محروم، از ثروت ملی هیچ سهمی نمی برند. از آنجا که جمهوری اسلامی آنها را غیرخودی و دشمن می داند، مانع مشارکت آنها بر اداره منطقه و دخالت در تعیین سرنوشت خود می شود. علاوه بر این ستم و جور، فلاکت های حاصل از مشکلات طبیعی همچون  کم آبی و خشکسالی های پیاپی زندگی مردم این منطقه را پر رنج تر کرده است. در این روزگار سخت است که جوانان و خیل عظیم بیکاران منطقه به ناچار دست به کارهای خطرناکی چون سوخت بری می زنند. مردم قاچاقی نیستند، قاجاقچی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی است که بدون هیچ کنترل و بی هیچ محابایی مشغول تاراج منابع و ثروت ملی و قاچاق انواع کالاها از جمله سوخت در مقیاس کلان آن است. پاسداران حمهوری اسلامی، سوخت بران فقیر را غیرخودی و رقیب خود می داند و برای تداوم قاچاق و تاراج بی حد و حساب خود آنها را حذف می کنند. سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی برای گسترش دزدی و غارت خود با حکم ولی فقیه آتش به اختیار عمل کرده و مردم را به خاک و خون می کشند. فاجعه کشتن بیش از ده نفر از جوانان منطقه 'بم پشت' از توابع شهرستان سراوان محصول قوای آتش به اختیار خامنەای و سپاه ظلم و جنایت اوست. مردم به ستوه آمده از این همه ظلم و جنایت و زورگویی، دیگر جانشان به لب رسیده، به خیابان می آیند، در مقابل استبداد می ایستند و صدای اعتراض خود را به گوش جان‌های بیدار می رسانند.

 در چنین شرایطی و طبق معمول همیشگی، مسئولان حکومتی، ابتدا با قطع شبکه اینترنت در شبکه اطلاع رسانی و ارتباطی مردم اخلال ایجاد می کنند که مانع از گسترش خبر و جلب حمایت های دیگر مناطق ایران از مردم بلوچستان شده سپس به شیوه منسوخ تحریف و دروغگویی روی می آورند. نیروی انتظامی و استانداری سیستان و بلوچستان با بی شرمی مدعی شدند که شلیک به سوخت بران سراوانی توسط مرزبانان پاکستانی انجام گرفته است. هدف سران حکومت جمهوری اسلامی از اعمال این شیوه ها، رد گم کنی از جنایت صورت گرفته، تداوم و تشدید فضای امنیتی، سرکوب، بازداشت و زمینه سازی برای اعدام فعالین مدنی بلوچ است.

همبستگی با مردم بلوچ و حمایت از مبارزات آنها، آن وظیفه مبرم و آن ابزار نیرومندی است که لرزه بر اندام استبداد 

می اندازد. در این روزگار سخت، این سخن و پند سعدی بزرگ در گوش جان های بیدار طنین انداز است کە:

"تو کز محنت دیگران بی غمی 

نشاید که نامت نهند آدمی

چو عضوی به درد آورد روزگار 

دگر عضوها را نماند قرار"

افزودن نظر جدید