بحث سیاسی پیرامون ناآرامی های مرزی (سراوان بلوچستان)

در تاریخ  چهار شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۹- ۱۰ مارس ۲۰۲۱، بحث سیاسی پیرامون نا آرامی های مرزی (سراوان بلوچستان)، به دعوت سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)- برلین در اتاق زوم تدارک وبرگزار شد. این جلسه با حضور رفقای شرکت کننده از آلمان، هلند، سوئد، نروژ، دانمارک و آمریکا برگزار گردید.

گشایش بحث: رفقا سیامک و بیژن 

در دور اول رفقا سیامک، و بیژن موضوع مورد بحث را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دادند. سپس بحث به دور دوم و سوم کشیده شد. حضور دیگر رفقا، به غنی تر شدن بحث کمک کرد.

سیامک:

ابتدا به ریشه ها و دلایل اصلی که مردم و بویژه جوانان مناطق محروم را به سمت مشاغل خطرناک و کاذب مثل کولبری و سوخت بری کشانده است، پرداخت و گفت:

بلوچستان، چه در گذشته و در رژیم ستم شاهی و چه اکنون در استبداد سیاه شیخ، همواره جزو محروم ترین و‌توسعه نایافته ترین مناطق ایران بوده و است. مردم این نواحی محروم از ثروت ملی هیچ سهمی نمی برند.
آنگاه به سیاستهای مخرب و سرشار از تبعیض، ظلم و بی عدالتی و سرکوب اعمال شده توسط جمهوری اسلامی پرداخته و پدیده دردناک کولبری و سوخت بری را محصول و پیامد بیش از چهار دهه دزدی و چپاول سران نظام جمهوری اسلامی و اعمال سیاست های غلط که به ایجاد و گسترش فقر و بی عدالتی و بیکاری فراگیر در جامعه و توسعه نیافتگی مفرط در مناطق محروم کردستان و سیستان و بلوچستان و مناطق عرب نشین خوزستان انجامیده است، دانست. نرخ بیکاری در سطح استان سیستان و بلوچستان تا مرز ۷۰ درصد می رسد. در مواجهه با چنین وضعیت دشواری، جوانان بیکار بدون هیچگونه چشم انداز روشنی برای آینده و برای زنده ماندن خود و خانواده های خود، ریسک جان می کنند و با مایه گذاشتن از هستی خود در ازای مبالغ ناچیزی بارهای سنگین و پرخطر را در مسیرهای صعب العبور و‌ مرگبار به دوش خسته خود می کشند و خطر گیرکردن با سرمای بیرحم و جانسوز زمستان و خطر مواجهه با گلوله های پاسداران ظلم و جنایت را متقبل می شوند تا بلکه باری از دوش خانواده بردارند. ارمغان جمهوری اسلامی به مردم مناطق محروم، تن دادن به شغل کاذب و مرگبار کولبری و سوخت بری است.
سیامک در ادامه به استیلای نگاه امنیتی جمهوری اسلامی نسبت به مردم مناطق محروم پرداخت و گفت جمهوری اسلامی از فردای سر کار آمدن همواره مردم این مناطق را غیر خودی و دشمن دانسته است و بهمین خاطر مانع مشارکت آنها بر اداره منطقه و دخالت در تعیین سرنوشت خود شده است. عامل مذهب هم نقش بسزایی در وضعیت موجود منطقه دارد چرا که مردم سیستان و بلوچستان، کردستان و مناطق عرب نشین خوزستان عمدتا اهل تسنن هستند، تعلق مذهبی مردم این استانها از عوامل اساسی در غیر خودی دانستن مردم این مناطق از طرف جمهوری اسلامی است. این نگاه پر از تبعیض نظام جمهوری اسلامی در عدم تقسیم عادلانه ثروت ملی در استانهای محروم نقش برجسته ای ایفا می کند که خود از جمله دلایل توسعه نیافتگی این بخش از ایران است.

چنگ انداختن سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و نیروهای نظامی، امنیتی به تمامی امکان های شغلی و اقتصادی مشروع و غیر مشروع، حداقل فرصتهای شغلی موجود را از جوانان این استانها ربوده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از مدت ها پیش در تلاش پیگیر بوده است تا سوخت بری که تنها مفر باقیمانده درآمد و ارتزاق مردم محروم بلوچ است را به انحصار خود در آورد. آنان برای پیش برد هدف شوم خود از انجام هیچ جنایتی فروگذار نیستند. سران حکومت با وقاهت و بی شرمی مردم و جوانان این مناطق را قاچاقچی می نامند، اما کیست که نداند قاچاقچی اصلی خود سران سپاه پاسداران و امنیتی ها هستند که کشتی، کشتی نفت و مواد سوختی را قاچاق می کنند و به کسی پاسخگو نیستند، چرا که پشتشان به "آقا "گرم است.
این جنایت توسط آتش به اختیاران ولی فقیه صورت گرفت، در واقع کشتن سوخت بران محروم و جوانان بی گناه بلوچ در راستا و تداوم کشتار کولبران رنج کشیده کردستان,انجام گرفت که با گلوله های پاسداران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شدند.
سران رژیم پس از این جنایت در سیستان و بلوچستان اقدام به قطع اینترنت کردند تا بلکه از آگاهی و اطلاع مردم سایر مناطق ایران جلوگیری کنند و پس از آن با اتهامات واهی و بی اساس, بازداشت و سرکوب مردم و فعالان مدنی این مناطق را آغاز کنند، شیوه ایی که در دوران سلطه ابراهیم رییسی بر قوه قضاییه اوج تازه ای گرفته است. در مقابل اما مردم نیک می دانند که همبستگی با مردم بلوچ و حمایت از مبارزات آنها، آن وظیفه مبرم و آن ابزار نیرومندی است که لرزه بر اندام استبداد جمهوری اسلامی خوهد انداخت. 

بیژن:
وی به سرکوب، امنیتی کردن مناطق مرزی ایران و اعتراضات مردم اشاره و تاکید کرد که در این شرایط سخت سرکوب و اختناقی، تعامل از بین می‌رود. وی ضمن هشدار به حاکمان در سرکوب نکردن اعتراضات، یادآور شد کە تامین امنیت اجتماعی و برقراری و حفظ آزادی و امنیت اجتماعی از وظایف دولت است. امنیتی کردن بعنوان یک روش برای جوابگویی به خواست های برحق مردم مناطق محروم و ستمدیده ایران، راه پاسخگویی نیست و دردی از مردم را دوا نمی کند. نه تنها درمان نیست بلکه باعث گسترش خشونت در جامعه شده و فرصت را برای دشمنان داخلی و گروهای مسلح،  فراهم می کند و این به هرز رفتن نیروها کمک می کند. غیرواقعی است که ما منکر نیروهای خواهان تنش و خشونت باشیم. نیروهایی که در هر شرایط بدنبال سودجویی های خود هستند و دغدغه حال مردم و نان سفره آنها، نگرانی این نیروها نیست. در حق مردم حاشیه نشین ایران که عمدتا سنی ها هستند، بسیار ظلم روا شده است. او ضمن تاکید بر تاثیر فاجعه بار تحریم ها روی سفره مردم اظهار داشت.  

در این شرایط بغرنج چه باید کرد؟  

وی به تاثیر میزان سواد و ایجاد کار و راه‌اندازی سرمایه گذاری های داخلی و تقویت آن در جهت کاریابی و ایجاد شغل های تخصصی و غیر تخصصی، می پردازد، و جمهوری اسلامی را به توجه و اجرای این راهکارها فرا می خواند.
می توان با ایجاد و حمایت از تعاونی های محلی، آن قسمت از اقتصاد را که در دست سودجویان است خارج کرد و با تقویت تولیدات محلی، کاریابی را گسترش داد.عدم امکانات  عمومی آموزشی و فقر آموزشی و فقر اقتصادی، باعث شده است که مردم  به کارهایی کشیده شوند که در خدمت پر کردن جیب سودجویان است. سودجویانی که با در دست داشتن این قسمت از اقتصاد فقط بدنبال سودجویی های خود هستند و بس. جلوگیری از فرار مغزها، ایجاد تخصص و کارهای تخصصی و تقویت تولیدات محلی راهکارهایی هستند که می توانند، ضمن مقابله با اقتصادی که در دست سودجویان است، به رشد و اقتصاد مناطق محروم کشور کمک کند. وی گفت که خطاها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تنها و عامل عمده، تش ها در منطقه نیست. وی بار دیگر بر نقش آموزش و ایجاد اشتغال در مناطق محروم و همچنین تقسیم ثروت، بعنوان راهکارهای اساسی برای رشد و ارتقا این مناطق و بهبودی وضع بد اقتصادی آنها تاکید کرد.

رضا جوشنی:

من وقایع سراوان را بهانه می کنم یک مساله عمومی تری را با شما در میان می گذارم: کنش - واکنش های حکومت ومردم در رابطه با شکل وشیوه چگونگی طرح مطالبه عمومی، وجود و فقدان دموکراسی در جامعه و گرایش مقابله حکومت با مردم و حدت و شدت سرکوب. همانطور که می دانیم قضیه ازنقطه مرزی شمسر سراوان شروع شد و به تمام شهر سراوان واشغال فرمانداری آن کشیده شد. گفته شده که به شهرهای دیگر استان نیز سرایت کرد و مردم منطقه به حمایت از زحمتکشان «سوخت بر» برخاستند که از چند و چون آن اطلاع موثقی در دست نیست. رسانه های مجازی بویژه رسانه های خارجی به تشویق و تحریض مردم در دیگر نقاط کشور در حمایت از مردم ومحکومیت سرکوب وکشتار سوخت بران زحمتکش به طرق مختلف از جمله ریختن به خیابان ها دست یازیدند. و سازمان و احزاب سیاسی و نشریات و رسانه های  داخل و خارج نیز هر یک به فراخوررابطه خود با حکومت و مردم به اتخاذ موضع و تبلیغ و احتیاط و مبالغه پرداختند.

جامعه روشنفکری و ما به شمول فعالین و افراد و سازمان ها واحزاب سیاسی در این رابطه وحوادث مشابه، درگیر یک پارادوکس اجتماعی قرار دارند؛ بدین قرار طبیعی است که محرومین جامعه (محرومین از امکانات و نعم مادی و معیشتی، محرومین از ابراز وجود هویتهای قومی و جنسی و فرهنگی و مذهبی، محرومین از حقوق مدنی و شهروندی) در شرایطی به درجات مختلف دست به عکس العمل هایی برای رفع آن محرومیت ها و اعلام مطالبه و احقاق حق خود بزنند. که البته شیوه و چگونگی این عکس العمل های مطالبه خواهان به عوامل درونی و پیرامونی چندی مشروط است از جمله هر چه محرومیت ها بیشتر، درجه فقر افزونتر و سابقه وتجربه مطالبه خواهی و تجربه هایی از این دست کمتر و نیز استیصال ناشی از تنگدستی ها زیادتر، امکان اعتراضات خود بخودی مهیاتر و تکان های اجتماعی و اتفاقات غیرمترقبه افزون تر خواهد بود و واکنش نیروهای دولتی و سرکوب گران نیز بیشتر خواهد بود.

در این میان بویژه وجود یا عدم وجود تشکل ها و نهادهای اجتماعی و مدنی به مثابه نهادهای میانجی میان محرومین و حکومت در شکل مطالبه وچگونگی واکنش های نیروهای حکومتی در سیر و روند امر نقش تعیین کننده ای بازی می کند. تجربه نشان داده است که درهر کشوری مناسبات دموکراتیک تر باشد طرح مطالبه و چگونگی ارایه آن کم ضررتر  وراحت تر وباکشمکش های کمتری بین حکومت ومردم مواجه می شود. ولی اگر حکومت یک حکومت غیردموکراتیک و یا ضد دموکراتیک با یک ساختار متصلب دیکتاتوری و استبدادی باشد، شکل مطالبه و روند آن چه بسا در قالب دیگری امکان بروز پیدا می کند و حکومت نه تنها با اصل طرح مطالبه به مخالفت می نشیند که به ستیز با مطالبه کنندگان روی می آورد و دست به سرکوب و حتی کشتار وحشیانه (نمونه سراوان) می زند. و طبیعتا خشونت باز تولید میشود وگسترش مییابد.

حضور طبقات و اقشار میانه می تواند به مثابه  حایل و عایقی عمل کند. درست تر بگوئیم هر قدر ضخامت و گستردگی اقشار متوسط جامعه بویژه مدرن آن افزونتر، به همان میزان امکان و احتمال بروز رویدادهای ناگهانی  وغیر منتظره دراشکال خشونتبار آن کمتر خواهد بود.

حالا ما چکار باید بکنیم آیا تنها به محکوم کردن ها بسنده کنیم یا در این رابطه وظایف دیگری نیز پیش روی ما قرار می گیرد؟ دوست دارم دراین جا اگرمجاز باشم مقایسه ای بکنم  بین طرح مطالبه واعتراض واعتصاب کارگران هفت تپه  وواقعه سراوان. گرچه هریک از این دو ویژگی ها خودرا داشته اند. سراوان بلافاصله به سرکوب وکشتار منجرشدودوروزه خاتمه پیداکرد. در حالیکه اعتراض و اعتصاب کارگران هفت تپه تاچند ماه ادامه یافت و علیرغم دستگیری و محکومیت دستگیر شدگان به نتایجی نیز دست یافت. زیرا که هفت تپه ای ها سخنگو داشتند تشکل داشتند و اعتصاب واعتراض شان حساب شده هدایت میشد والخ ... ودر مقابل اعتراضات خیابانی چه بسا خودبخودی و بنابراین بدون برنامه از پیش معین شده که از هدایت تشکل ها و نهادهاد های مدنی واجتماعی و امثالهم برخوردار نباشد، با خطراعمال خشونت نیروهای سرکوب مواجه می شود و تحقق مطالبه آنها نیز بی جواب میماند. باتوجه به نکات فوق وظیفه مستمری برعهده فعالین و سازمان ها و احزاب سیاسی و دیگر حوزه های اجتماعی مدنی قرار می گیرد که؛ ذهن و اراده و وظیفه ما نباید فقط متوجه جانبداری از مطالبات دموکراتیک به خیابان آمده ها، که معطوف به حل این حلقه میانجی در تشویق به ایجاد تشکل ها و نهادهای ضرور باشد تا هم مطالبات آنهابیشترتوسط نهادها وتشکل های شان هدایت شده و متعارف تر و عکس العمل و مداخله عمال حکومت و اعمال زور آنان محدودتر و ضرر و زیان مطالبه خواهی اقشار و طبقات مختلف میهن ماتحت تاثیر فشار حاکمیت کمتر و کمترشود. 

 البته درست این است که احزاب و سازمانها هم جا پای سندیکاها و اتحادیه ها و کانونها و انجمنها و گروههای اجتماعی و مدنی مشخص و سازمانهای محلی نگذارند و از اینطریق نیروی خود و آن نهادها را به هرز نکشانند. نهادهای فوق بطور مثال: سندیکای کارگری "با تعلق و اتکا به نیروی تحت پوشش خود" وظیفه کسب حقوق طبقاتی و صنفی خود را به روال ویژه و متناظر و متناسب با مطالبات و مبارزات آنها به عهده خواهند داشت و احزاب سراسری، از مطالبات عادلانه و دموکراتیک گروهها و طبقات اجتماعی پشتیبانی می کنند و از این طریق مناسبات بین خود و نهادهای صنفی، اجتماعی و مدنی را تنظیم می نمایند. بی آنکه قیمی برای آنان باشند و آنان را به زایده خود بدل کنند و یا بدتر از آن خود،آگاهانه از ابتدا به تشکیل چنین زایده هایی، آنچنان که رسم برخی از احزاب سابق ایران بوده است، دست یازند.

 

در دور دوم بحث، دیگر رفقا بحث را کاملتر کردند.

محمود سیدی:

وی تاکید می کند که مرزها امنیتی شده‌اند. کارهای غیر قانونی و قاچاق و رو آوردن به کارهایی که در خدمت سودجویان است، دردآور است و انسانی نیست. دولت بدون یک برنامه جامع و کامل در جهت ایجاد کار، نمی تواند با اینطور کارهای غیر انسانی مقابله کند. نباید تنها از زاویه سلبی وارد نشوند.


فرخ نعمت پور:
او به بررسی زوایایی از این مسئله می پردازد که بسیار مهم هستند و مورد توجه جمع قرار می گیرد. فرخ بە نشست اخیر جهانگیری با نمایندگان ارومیە می پردازد کە در آن جهانگیری از حل و ساماندهی کولبران می گوید و نە از برچیدن آن. در کردستان جمعیت وسیعی از این طریق امرار معاش می کنند. وی به کولبری بعنوان یک شغل در کردستان می پردازد، شغلی که قانونی است و افراد شاغل از دفترچه کار برخوردار می باشند و این نشان دهنده شکل قانونی آن است. این کولبران قانونی، از مسیرهای قانونی برای کار خود استفاده می‌کنند. وی ادامه می‌دهد که جمهوری اسلامی از عوامل سازمانگر این مسئله است زیرا از این طریق می توان بنوعی تحریمها را دور زد. بورژوازی تجاری که با نهادهای امنیتی در ارتباط تنگاتنگ هستند، به غیرقانونی شدن کولبری کمک می‌کنند. به کولبرها در مسیرهای خارج از مسیرهای قانونی تیراندازی می شود. نیروهای باج گیر از راههایی غیر قانونی در آنطرف مرز، آنها را مورد سواستفاده قرار می دهند. بورژوازی امنیتی با استفادە از نیروهای امنیتی، برای کولبرها تهدید بشمار می روند. بخش قاچاق یک مراوده با دنیای خارج می باشد. او تاکید کرد که شغل کولبری در کردستان از زمان تحریمهای اوباما شدت پیدا کردە است. وی در ادامه به نقش بورژوازی مافیایی می پردازد. فرخ معتقد است که کولبرها را نمی توان سازماندهی کرد. چرا که پایە ثابت ندارند و بشدت متغیراند، کولبرها از افراد و طبقات و اقشار گوناگون تشکیل شده اند: زنان، مردان، جوان، مسن، تحصیل کردگان دانشگاهی، روستائیان، ...



پروین :
وی به این نکته می پردازد که کارهایی چون کولبری و سوخت بری، کارهایی است که در مناطقی که فقر، بیکاری، محرومیت و ستم بیداد می کند و عمدتا سنی نشین هستند  ایجاد شده است که مردم از این طریق نانی به سفره خالی خود بیاورند. این شغل ها فردی است و سود دهی آنهم فردی است و در نهایت به پر کردن جیب چپاولگران کمک میکند. چه باید کرد؟ ایجاد زمینه سازی های اشتغال و تقویت تولیدات محلی و بالا بردن سطح آموزش و آگاهی از جمله نکات مهم راهبردی حل این معضل هستند.
فراموش نکنیم که عدم سازماندهی مردم در این منطقه، باعث سرکوب شدید آنها شده است. چیزی که در اعتراضات کارگران جنوب دیده نمی شود.

ملیحه :
در این قسمت ملیحه دریچه ایی دیگر می گشاید و از تلاش هایی که هم در جهت ایجاد اشتغال در مناطق محروم توسط دولت انجام شده است و هم به بهبود وضعیت موجود کمک کرده است، سخن می گوید. بطور مثال از کارخانه فولاد کردستان می گوید. وی در ادامه به مبارزه طبقاتی کارگران صنعتی در جهت تغییر اساسی شرایط طاقت فرسای کاری می گوید و تاکید می کند که آنچه که مبارزه کارگران را از کولبران و یا سوخت بران متمایز می کند، همانا متشکل بودن و هدفمند بودن آنهاست. وگرنه خیلی راحت این نارضایتی ها می تواند مورد بهره‌برداری آن قسمت از اپوزیسیون قرار گیرد که عملا خواستار آشوب و ناآرامی و تشنج خارج از کنترل در کشور می باشند، مانند شورای گذار. تاریخ مبارزات بر علیه بیداد به ۴۰ سال اخیر نمی رسد بلکه ریشه در حکومت دیکتاتوری گذشته دارد.
ملیحه تاکید کرد که سیاست و اقتصاد با یکدیگر پیوند دارند اما این مهم را نباید از یاد برد که هر کدام از این دو پدیده را باید در جای خود بررسی کرد. باز تاکید کرد که باید سطح تولیدات داخلی را بالا برد.


حمید:
حمید به تاثیر متقابل و مستقیم گسترش فقر و خشونت با هم می پردازد. و با اشاره به پیام خانم نرگس محمدی به مناسبت روز جهانی زن در برنامه "نقش زنان در جنبش فدایی"، تاکید میکند که عمق این فاجعه حتی نیروهای فعال مدنی را هم در بر می‌گیرد.
او ادامه می‌دهد که باید دید که فضای خشونت آمیز و قهرآمیز، کدام نیرو می تواند بهره گیرد. خشونت‌های حکومت را باید ایزوله کرد. از حرکت‌ها و جنبش‌های مدنی باید پشتیبانی کرد و مشکلات کشور را با  سیاست گذاری صحیح باید حل کرد.
رفیق حمید پیشنهاد کرد که این بحث ها را بصورت دوره ای  دهیم و در هر دوره، یکی از واحد های کشوری مدیریت بحث را داشته باشد.

محمود کرد:
به این نکته پرداخت که باید دنبال علل ریشه تبعیض ها بود. او گفت که با راهکارهای مشخص که اشتغال سازی یکی از آنها می باشد، در رفع مشکلات باید حرکت کرد. باید دید که ما بدنبال چه هستیم؟ آیا دل به بهبودی وضعیت داریم و یا اینکه می خواهیم از این آب گل آلود برنامه سرنگونی را پیش ببریم. یک چیز برای ماروشن است، راه حل در سرنگونی نیست.

 

سازمان فداییان  خلق ایران( اکثریت)- برلین 

 

**********************************

با احترام: رضا کاویانی 

جمعه ۲۹ اسفند ماه ۱۳۹۹- ۱۹ مارس ۲۰۲۱

 

 

 

 

 

 

 

 

افزودن نظر جدید