آچمز، و نیاز برای برون رفت از آن

ترامپ با تاکتیک تشدید تقابلات و بحرانی کردن بیشتر روند رویدادها با ایران، در صدد بود بە استراتژی خود کە همانا وادارکردن ایران بە تسلیم و یا کوتاەآمدن از مواضع خود بود، سعی کرد بە معضل نزدیک بە پنج دهە روابط کشور خود با جمهوری اسلامی پایان دهد. در دوران ترامپ ما با روند صعودی بدترشدن شرایط و احتمال بروز جنگ روبرو بودیم، اما تاکتیک ترامپ عمل نکرد و خود او بنابر بسیاری دلایل انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را باخت.

حال با آمدن جو بایدن، روند بە مسیر دیگری دارد پیش می رود. آمریکا در نظر دارد بە برجام برگردد و ایران نیز با تمایل بە این امر، وارد مذاکرات غیرمستقیم با ایالات متحدە شدەاست.

اما سئوال این است کە آیا جمهوری اسلامی این بار با احیای برجام بە همان سیاستهای خود در خاورمیانە ادامە خواهد داد، و یا در زمینە روابط سیاسی با کشورها وارد فاز جدیدی خواهد شد کە در آن مناسبات دیپلماتیک و سیاسی ارجحیت خواهند یافت و بە این ترتیب کشور بە جای بحرانهای بیشتر شاهد آرامش و رشد مناسبات در منطقە با کشورهای دیگر خواهدشد، مناسباتی کە بعلت تحریمهای ایالات متحدە بشدت ضربە خوردەاست.

کشورها می توانند انتخاب کنند کە دارای چە نوع ارتباطی با جهان خارج خود باشند: ارتباط تقابلی، ارتباط تفاهمی و یا چیزی میان این دو.

جمهوری اسلامی علی الظاهر راە سوم را برگزیدەاست، البتە با تمایلی قوی بە ارتباط نوع اول هم. یعنی مخلوطی از هر دو. و ظاهرا قرار است چنین مشی منجر بە تقویت کشور و پیشرفت آن در سطح جهان شود.

اگر اقتصاد اصلی ترین شاخص قدرتمندی کشورها و معیار قدرقدرتی آنهاست، ایران سالهاست کە از چنین خصوصیتی بدوراست. در واقع جمهوری اسلامی کە بنیان قدرت گیری خود را بر ایدئولوژی گذاشتە است و ظاهرا همە بنیانهای مادی قدرت را نفی می کند، نشان دادە کە با این منش خود چقدر از ایجاد و ثبات ایرانی نیرومند بدور است. در واقع تاکید بر معنویت و تحقیر مادیت، همان قدرت معنوی مورد ادعایشان را هم با بحران جدی مواجە کردەاست.

سالهاست جمهوری اسلامی با تاکید بر عنصر معنویت و ایدئولوژی سعی کردە در منطقە و جهان جای پائی برای خود بازکند، اما چنانکە تجربە انقلابهای دیگر نشان دادەاست صرفا با چنین امری نمی توان قدرت شد و یا آن را در درازمدت حفظ کرد. و اگر هم بخواهند یا باید مانند کرە شمالی بە کشوری دارای حامی تبدیل شوند (کە این خود نقض غرض است)، و یا با تغییر از موضع ایدئولوژی بە اقتصاد، از زاویە دیگری با کل مسئلە برخورد داشتەباشند.

حال کشور در آستانە احیای برجام، با این سئوال اساسی روبروست کە آیا می خواهد برجام را بە فرصتی برای تعامل اساسی با دنیا تبدیل کند و یا دوبارە وارد جنگ و مرافعەهای پنهان و آشکار در اقصاء نقاط دنیا خواهد شد.

منطقە در شرایط آچمز قرار گرفتە و در هیچ کجا هیچ کس نە عقب می نشیند و نە بە جلو می رود. جنگ یمن راکد است، در عراق وضعیت همانی است کە بود، در سوریە نیز اوضاع راکد است، تنها احتمال ممکن تغییر وضعیت افغانستان بعلت خروج نیروهای آمریکائی در پاییز امسال خواهد بود کە آن هم فعلا معلوم نیست کە روند حوادث بە کجا خواهدرفت.

برای برون رفت از این آچمز منطقەای همە طرفها و از جملە ایران بە تغییر در سیاست و رفتار نیاز دارند.

آیا جمهوری اسلامی بە این امر توجە نشان می دهد، یا در کماکان بر همان پاشنە خواهد چرخید؟

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

رفیق فرخ عزیز، اگر دقت کنید حضور ایران هم در منطقه در حالت رکود است. علت هم روشن است سیاست خارجی ایران بویژه در زمینه نظامی در منطقه یک سیاست واکنشی بوده است. و تعیین کننده اصلی همه کنش و واکنشها نقشه های آمریکا برای منطقه است.

سلام رفیق ملیحە عزیز، در مورد کامنت شما باید بگویم کە بە نظر من در بعد نظامی علت تنها بە حضور و برنامەهای امریکا برنمی گردد و باید بە هویت ایدئولوژیک نظام هم دقت کرد. از لحاظ تجربە عملی باید بە جنگ ایران و عراق نگاە کرد کە حاکمیت برنامە ادامە جنگ را داشت و سالها بعد قطعنامە ٥٩٨ را قبول کرد؛ و دوم اینکە من قبلا در متنی نوشتە بودم کە رژیمهای انقلابی بعد از پیروزی معمولا گرایش بە صدور انقلاب دارند، این هم در انقلاب فرانسە اتفاق افتاد هم در انقلاب اکتبر ١٩١٧ و هم در کوبا. این ربطی بە تفاوتهای ایدئولوژیکی آنها هم ندارد. جمهوری اسلامی هم از این قاعدە مستثنی نیست. قربانت

رفیق فرخ عزیز شک ندارم که هویت ایدئولوژیک یا حتا مآنچه از مضمون انقلاب بهمن که هنوز در حکومت باقیست، عاملی هست که با حضور همیشگی و نقشه های آمریکا در منطقه برخورد می کند. پیش از این، یمن جنوبی و تا حدودی عراق صدام و سوریه چنین مقابله ای را هدایت می کردند. ولی اصل مسئله به نظر من حضور تجاوزگرانه آمریکا در منطقه و اصرارش بر ایجاد و حفظ منافع در سراسر جهان است بدون اینکه وجوه نادرست سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نادیده بگیریم. در مورد ایده صدور انقلاب به نظر من گرچه حکومت ایران در سالهای اولیه بعد از انقلاب چنین تصور و باوری داشت، اما امروز مسائل را صرفا از زاویه منافع استراتژیک و افزایش قدرت خود در منطقه و پایین آوردن تهدیدهای نظامی نسبت بخود می بیند. یعنی گمانم این است که متوجه ناممکن بودن صدور انقلاب اسلامی با مختصات خود در منطقه ی عموما سنی مذهب شده است!