شعار "نه به رئیسی" با تحریم انتخابات محقق نخواهد شد

در رابطه با انتخابات پیش رو، ما اگرتحلیل مشخصی از شرایط مشخص نداشته باشیم نتیجه و تصمیم سیاسی درستی نمی توانیم بگیریم. وقایع چند هفته اخیر منتهی به خرداد ماه و حذف اصلاح طلبان و میانه روها با تیغ تند نظارت استصوابی پیش فرض ها درستی را پیش روی احزاب و فعالین سیاسی می گذارد:

یکم – باید بپذیریم حلقه سخت قدرت با سردمداری جبهه ی پایداری و با رضایت رهبر و با کمک شورای نگهبان تصیم به حذف جمهوریت و استقرار حکومت اسلامی بر اساس الگوی مصباح یزدی و حجتیه گرفته است، و محلل و اسباب این کار در دوران گذار جناب ابراهیم رئیسی است. و تعیین رهبر بعدی هم در همین فرآیند وقتی سه قوه با هم هماهنگ وهم آیند باشند، بسادگی مطابق میل آن ها صورت خواهد گرفت. پی آمد این کار تعطیلی نظام انتخابات و از بین رفتن آزادی های نیم بند سیاسی و بستن فضای مجازی (چنانچه رهبر در سخنرانی آخر بدان اشاره کرد) و فعال مایشا شدن نیروهای نظامی و امنیتی است. چیزی که همتی هم در جمع بندی نهاییش تحت عنوان کره شمالی شدن ایران از آن نام بر.

 دوم- رهبری و راس هرم قدرت برای تحقق هدف پیش گفته روی عدم مشارکت مردم و سردی انتخابات و عدم وجود کاندیدای آلترناتیو در این انتخابات حساب باز کرده و اصلا دنبال مشارکت حد اکثری نیست که اگر خلاف این می بود دست به قلع و قمع کاندیداهای اصلاح طلب نمی زد. به قول تاج زاده نوعی کودتای انتخاباتی در شرف وقوع است. که قهر مردم از صندوق رای و تحریم و نیز عدم وجود پتانسیل کافی در طبقه متوسط شهری برای حضور درخیابان کاتالیزور انجام این کودتای انتخاباتی است. تحریم بدون حضورپر شور در خیابان و بدون داشتن سوخت و انرژی کافی برای اکت اجتماعی جایگزین برای هسته سخت قدرت در اجرای کودتای انتخاباتی بهترین راهکار و برای جنبش اجتماعی ما ایرانیان برای مشروط کردن قدرت سمی مهلک است.

 سوم - به استدلالهای براندازان خارج نشین در تحریم انتخابات کاری ندارم. اما به استدلال های اصلاح طلبان رادیکال و تحول خواهان داخل که قائل به حفظ سرمایه اجتماعی خویش با تاکتیک تحریم انتخابات هستند باید بگویم این تاکتیک تحریم چیزی جز منزەطلبی و عافیت طلبی و اخلاق گرایی با هدف حفظ منافع گروهی وسیاسی نمی تواند باشد. آری با رای ندادن و در خانه نشستن این فریضه رفع تکلیف و رفع مسئولیت انجام خواهد شد و به قول شما با مشارکت حداقلی مشروعیت نظام زیر سوال خواهد رفت. اما مراد هسته سخت قدرت در یک دست کردن حکومت و نفی جمهوریت حاصل خواهد شد در فردای ٢٨ خرداد همگان به خانه هایشان خواهند رفت. یک خانه تکانی بزرگ اما در دستگاه بورکراسی دولت ودانشگاهها وغیره اتفاق خواهد افتاد وآقای رئیسی برای تشکیل دولت طیبه اش اقتصاد دانان را به خط خواهد کرد نتیجه این که اصلاح طلبان و منتقدین و صادق ترین آنها آقای تاج زاده اگر انرژی و پتانسیل اعتراضی قوی در لایه لایه طبقه متوسط شهری می دیدند با قلع وقمع کاندیداهایشان توسط حکومت اینچنین مداراجویانه رفتار نمی کردند. نمایندگان مستعفی مجلس ششم در سال ١٣٨٢ هیچ یادشان نرفته است که وقتی استعفانامه هایشان را تقدیم مهدی کروبی می کردند و در آن مجلس خطبه های آتشین ایراد می نمودند. از سوی طبقه متوسط و بخش معترض آن هیچ همراهی با آنان نشد و آب از آب هم تکان نخورد. در آن زمان چنان فضای تحریم جامعه را فرا گرفت که با وجود تایید صلاحیت بهترینها برای شورای شهر تهران به خاطر عدم مشارکت مردم آباد گران با آرایی اندک شورای شهر تهران را مسخر کردند و احمدی نژاد را بر صندلی شهرداری تهران نشاندند و بقیه ماجراها. آری "سیاست هنر تکرار است"، اما نه تکرار کارهای اشتباه بلکه تکرار کارهای درست است حتی اگر در لحظه شکست بخوریم. حکومت می خواهد از صندوق رای اعتبار زدایی کند، اما ما می خواهیم با تحریم صندوق رای از حکومت مشروعیت زدایی کنیم ! فردای انتخابات 28 خرداد ومشخص شدن برنده و بازنده به ما نشان خواهد داد. که کدام راه درست بوده است و آن وقت اما زمان را نمی توان به عقب بر گرداند. "نه به رئیسی" با نه به صندوق رای مترادف نخواهد بود. چرا که یکی ناقض دیگری است. حکومت دنبال خرید مشروعیت نیست بلکه دنبال به هراج گذاشتن و فروش جمهوریت به بهای سردی جامعه سیاسی و مدنی است. برهم زدن بازی اقتدارگرایان با شعار تحریم محقق نمی شود.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

استدلال قوی و درستی است ولی کو گوش شنوا بعد از ۴۰ سال چپ خارج ازکشور ساز خانگی خود را می زند وحکومت هم در پوست خود نمی گنجد . می خواهم بدانم که زمانی که حکومت از «جمهوری» به خلافت اسلامی تبدیل شد اقایان چه و کی را تحریم خواهند کرد . مبارزه سیاسی با مائویسم مذهبی فرق دارد!