بە راست تندرو میدان ندهید

آنگاە کە چپ برای دنیای سرمایەداری خطری جدی بودەاست؛ از راست ترین جناحهای موجود در دنیای سیاست برای مقابلە و بە عقب نشاندن آن، بدون هیچ ملاحظەای کمک گرفتە شدەاست: از فاشیسم گرفتە، تا فالانژها و نیروهای مذهبی تندرو کە هیچ وقت در ارتکاب جنایت کم نیاوردەاند. فاشیسم آلمانی، موسولینی، نیروهای مجاهد افغانی و نیز کمک بە نیروهای مذهبی در ایران برای در دست گرفتن قدرت در جریان انقلاب بهمن در قرن گذشتە (کە بخوبی در خاطرات سولیوان، سفیر آمریکا در تهران از آن صحبت بە میان آمدەاست)، از نمونەهای بارز آن هستند.

باید گفت چنانکە تجربە فاشیسم آلمانی نشان می دهد، جنایت فاشیستی را تنها جنایت استالینیستی توجیە نمی کرد. حملە بە سوسیال دمکراتها کە بە مبارزە پارلمانی معتقد بودند و از راههای مسالمت آمیز امر تغییر را نیز تعقیب می کردند، بخوبی موید این امر است کە برای فاشیسم نە جنایت طرف مقابل، بلکە برنامەهای ضد سرمایەداری اصل موضوع است و برای همین آنچە کە در چنتە دارند را برای سرکوب آن بکار خواهند بست.

اما جریان فاشیستی و مذهبی تنها مختص بە قرن گذشتە نیست، و با پایان عمر شوروی این بازی هنوز پایان نیافتەاست. درست است از یک فاشیسم منسجم و بشدت قدرتمند در سطح منطقەای و جهانی بمانند سابق خبری نیست، اما هم اکنون در اقصاء نقاط دنیا جریانات راست تندرو، فاشیستی و مذهبی بنیادگرا، از جملە در خود اروپا فعالند و کماکان در مقابل چپ عمل می کنند. این جریانات، دیگر بطور عمدە خود را تنها در مقابل کمونیستها نمی یابند، بلکە جریانات میانە چپ موضوع اساسی آنهایند و از تمام امکانات موجود استفادە می کنند تا چپ را در گستردەترین معنای خود عقب برانند. بریویک، تروریست نروژی کە در سال ٢٠١٢، در نروژ دهها تن را از جوانان سوسیال دمکرات این کشور بە قتل رساند، بخوبی نفرتی را منعکس می کند کە سالها قبل بیشتر علیە کمونیستها عمل می کرد.

حال این سئوال مطرح است کە در تقابل با چین کە خود را کمونیستی معرفی می کند و بهرحال رقیب ایالات متحدە آمریکا محسوب می شود،١ آیا ما دوبارە شاهد استفادە غرب از نیروهای مافوق راست فاشیستی و مذهبی علیە این کشور خواهیم بود، یا اینکە این بار اساسا با توجە بە حساسیت موجود در قبال اینگونە نیروها و خطر آنها برای دنیای بشدت درهم تنیدە کنونی، غرب با احتیاط بیشتر عمل خواهد کرد؟

گمانی در این نیست کە چین با توجە بە داشتن استراتژی دیگر کە در سال ٢٠٠٣، آن را تحت عنوان 'خیزش صلح آمیز' فورمولە کرد، بعلت عدم دخالت فیزیکی و نظامی در دیگر کشورها، امکان استفادە نیروهای نیابتی علیە خود را تقریبا بە صفر رسانیدەاست. بنابراین امکان آمریکا برای تجهیز، سازماندهی و ارسال نیروهائی تندرو علیە این کشور منتفی است. خیزش صلح آمیز، دست رقیب مقابل را بستە است.

استفادە تاریخی و مستمر جهان لیبرال دمکراسی از نیروهای ارتجاعی و پیشامدرن برای مقابلە با نیروهای رقیب خود، اشتباە فاحش و ننگ بزرگی برای جهان مدرن است. باشد کشورهای مسئول یک بار برای همیشە از دست زدن بە تکرار دوبارە چنین تجربەهائی پایان دهند و با این کار خود جهان را محل امن تری برای زندگی کنند.

زیرنویس:

١ـ در تازەترین نشستی کە جو بایدن با ینس استولتنبرگ مسئول ناتو داشتە، بر خطر عروج چین برای غرب و مقابلە با آن دوبارە تاکید شدەاست.

افزودن نظر جدید