شرکت در انتخابات، جرم سیاسی است

آیا ما در یک پیله و یا حباب گیر کرده ایم؟

آیا ما واقعاً در یک پیله و یا حباب فیلتر گیر افتاده ایم و قادر به بهره گیری از زندگی سیاسی آن دیگران خارج از محدوده خود نیستیم؟ آیا ما آنچنان در بی هویتی خود گیر کرده و پا در گل مانده ایم که فقط قادر به شنیدن نظراتی هستیم که نظرات ما را تایید می کنند؟ آیا ما می دانیم که صدا های دیگر، دیدگاه های مختلف، و ضد استراتژی ها یی هم جود دارند که هیچ هم سویی با رفرمیست های ملتزم به قانون اساسی جاری ندارند؟ حالا چهل سال است که در یک پریود ملال آور، که هزینه های سنگینی را هم بر دوش ما می گذارد، از ما دعوت می شود که بشتابید و رای بدهید، وگرنه کشور از دست خواهد رفت! این دعوت نامه های راه سعادت، که جغرافیای خیر و شر را هم ضمیمه خود کرده اند، بیش از چهار دهه است که از شیپور این منادیان رستاخیز،همراه واژه های شرایط ویژه، خطرجنگ، خوب و بد و خیر و شر به گوش می رسد. چهار سال پیش هم همین افراد مثل مار از سوراخ  بیرون خزیدند وبا همین ادبیات بیات و کپک زده و استدلال های عوام فریبانه، مخاطبان خود را به طرف چهار راه بد و خوب کشاندند، که نتیجه کارشان، انتخاب چهار وزیر اطلاعات در مجلس خبرگان بود! وزیرانی که در قتل عام زندانیان سیاسی دردوره های مختلف نقش اساسی بازی کرده اند، و ابراهیم رئیسی هم که در رقابت با حسن روحانی باخته بود، برنده پست ریاست قوه قضائیه شد! باید تاکید شود، در تمام این بده بستان های انتخاباتی، هیچ نفعی به حال مردم محروم جامعه نرسید و طی این چهار دهه، نتیجه انتخابات ها،حتی منجر به یک مصوبه رفاهی نشده و "نظام" اسلامی قدمی از بندهای فقهی و بشدت ارتجاعی قانون اساسی،عقب نشینی نکرده است.

تئوری ترس 

حال این پرسش پیش می آید: آیا ما دردام تئوری های ترس افتاده ایم، ترس از تغییر، ترس از همه آن چیز هایی که راه های مختلفی را پیش پای ما می گذارد و ما نیاموخته ایم و به خود جرات نداده ایم که برای یک بار هم شده، آن دیگری را تجربه کنیم؟ همه بازیگران سیاسی چهل سال اخیر همان هایی هستند که بودند و می دانیم که هیچ قدمی در جهت منافع ملی بر نداشته اند. در چهل سال اخیر همه چیز را کهنه تر کرده اند، همه چیز را بی ارزش تر کرده اند، فساد و رانت و خشونت و کشتار دیگر اندیشان را قانونی کرده اند، سرمایه گذاری علیه فرهنگ عمومی، دست درازی به اموال مردم، از جمله، چپاول نقدینگی صندوق بازنشستگی، دشمنی قرون وسطایی با زنان، سانسور بی سابقه مطبوعات.دستگیری و شکنجه وکلا و حقوقدانان شریف کشور، دستگیری کارگران، معلمان، اساتید، فعالین حوزه حقوق بشر؛ از بدیهیات عملکرد "نظام مقدس" جمهوری اسلامی گردیده است. و سرانجام علیرغم در خواست مکرر حقوقدانان و فعالین سیاسی، برای برگزاری یک رفراندوم در تغییر قانون اساسی کهنه و ایدولوژیک و بشدت ارتجاعی جمهوری اسلامی که هیچ هم سویی و اعتنایی به منافع عمومی ملت ایران ندراد، تا به امروز پاسخی دیده نشده است. از طرفی باید یادآوری کرد که همه قدم هایی هم که توسط دلسوزان و اندیشمندان کشور، در تقویت نهاد های مدنی از دهه های پیش از بهمن ماه سال ۵۷ برداشته شده بود، از طرف مسولان جمهوری اسلامی، با رذالت و جنون قرون وسطایی به ویرانی کشیده شده است.

گفتمان های سطحی 
از ما جامعه ای به جا مانده که فقط می تواند در سطح آب شنا کند، همین! حتی شهامت نگاه به اعماق را ندارد، به همین دلیل، با علاقه وافردر گفتمان های سطحی و کاملا بی خطر، با گشاده رویی شرکت می کند، در باره آب و هوا توصیه های ملی و فراملی اراثه می دهد،اما وقتی فعالان محیط زیست را مورد شکنجه قرار می دهند، وقتی آنها را سربه نیست می کنند، واکنشی جدی در جامعه دیده نمی شود. سال هاست که صدای مسائل حواشی، بلند تر از صدای دردهای کهنه و بی پاسخ مانده به گوش می رسد. سال هاست که رفرمیست ها، مخاطبان خود را تشویق به گذشتن ازعرض خیابان می کنند، آنها می دانند که در طول خیابان همیشه خبری است که با سیاست و تحلیل شان جوردرنمی آید، آن ها سعی کرده اند فراموش کنند که باند رفسنجانی، چگونه تدارک کشتار هنرمندان را که به ارمنستان دعوت شده بودند، دیده بود. آن ها سعی کرده اند فراموش کنند که دولت روحانی، ماه ها حقوق کارگران را نداده و  در مقابل اعتراض آنها، با درفش و گلوله پاسخ داده است.آن ها سعی کرده اند فراموش کنند که جمهوری اسلامی، زندان بزرگ روزنامه نگاران و دگراندیشان است. آن ها نمی خواهند بپذیرند که اسلام دین رفرم نیست و قانون اساسی جمهوری اسلامی که ملهم از فقه شیعی است، اصلاح پذیر نیست. نیروی ماندی که با پرچم همه با هم! سال هاست که از بام خیال و سفسطه گری سقوط کرده و دیگر بر نخواسته اند

 آیا می خواهیم حباب فیلتر خود را ترک کنیم؟

 این روزها خیلی ها از اقبال عمومی در محافل مجازی و حضور چند ده هزار شرکت کننده، اظهار خوش حالی می کنند و به رخ این و آن می کشند، اما  به هیچ وجه، به روی خودشان نمی آورند که آن ده ها ملیونی که در این محافل نیستند و یا بهتر بگویم خارج از این محافل مجازی زندگی می کنند، چه کسانی هستند! آن ها نمی خواهند بدانند آن ملیون ها نفر، همان "آن دیگری"ها هستند که از این همه مشاطه گری نظام، حالشان بد می شود، حاضر به تایید و پذیرش نظام قرون وسطایی نیستند، آیا ما می خواهیم حباب فیلتر خود را ترک کنیم یا که از آن "دیگری ها" بگذریم، می خواهیم آنها را از محاسبات خود بیرون بیندازیم، می خواهیم صورت مساله را پاک کنیم تا از بار سوال های سخت خلاص شویم؟ یادمان باشد صدای آن دیگران، هر گز از گلدسته ها شنیده نخواهد شد، آن دیگران از کارخانه ها، از کوچه ها به خیابان ها سرریز خواهند شد. باید تاکید کنم که حافظه تاریخ به آلزایمر دچار نخواهد شد! آیا جنس حسن روحانی و ابراهیم رئیسی آنقدرمتفاوت هستند که یکی را به آقای خوب و یکی را به آقای بد تقسیم کنیم و همین طورهر چهارسال در این خیمه شب بازی مبتذل شرکت کنیم و عمل خود را حفاظت از حرمت صندوق رای و انتخابات، تعبیر و تفسیر نماییم ؟ بسیار جالب توجه است که مسولان و برنامه ریزان انتخابات های مهندسی شده، بیشتر ازهر چیز بر بستر نا آگاهی های توده های مردم امید می بندند و هر دوره با بوق و کرنا، خرید بلیت های لاتاری خوشبختی را به آنها پیشنهاد می دهند، فعالین سیاسی و به اصطلاح دلسوز و رفرمیست نیز، توصیه های مشابهی دارند، آنها هم مخاطبان خود را به سوی پل صرات هدایت می کنند و برایشان موعضه می کنند که ما در شرایط حساسی هستیم، اشتباه شما در انتخاب کاندید ریاست جمهوری، روزگار شما را سیاه خواهد کرد! این دوستان، به روی مبارکشان نمی آورند که در این چهارسال های پی در پی، هم همین توصیه ها را فرموده اند و این سیاست گذاران نظام اسلامی هم، هر سال و هر ماه و هر روز،این کشور را ویران تر کرده اند و روزگار مردم کشور را دیگر نمی شود سیاه تر از این توصیف کرد. آیا این همه ویرانگری و استفاده سوء از قدرت جرم نیست؟ آیا ترویج دروغ و تلاش درهدایت مردم به نا کجا آبادها، جرم نیست؟ از نگاه من، شرکت در انتخابات، جرم سیاسی است.

پنجشنب ۲۰ خرداد ۱۴۰۰- ۱۰ یونی ۲۰۲۱

 

افزودن نظر جدید