خیز حاکمیت برای تکرار

این بار از امکان افشای تقلب انتخاباتی توسط یک نامزد، بسیج مردمی جهت اعتراض بە آن، و راە انداختن جنبش سبزی دیگر، خبری نیست. نە اصلاح طلبان با بودن چنین نامزدی، امکان و انگیزە آن را دارند، نە مردم دیگر برایشان نتیجە انتخابات مهم است و نە حاکمیت احساس می کند با مهندسی گستردە و عمیقی کە انجام دادە فعلا با چنین مشکل بزرگی روبرو می شود. واقعیت این است کە مردم آنگاە حوادث انتخاباتی را بە فرصت تبدیل می کنند کە در آن مشارکت داشتەباشند، و بخواهند بر سر نامزد مشخصی اصرار داشتە و مبارزە کنند. اما آنگاە کە همە بنوعی مثل هم می شوند و امکان رقابت بە کمترین سطح فرو می پاشد دیگر انگیزەای برای راەانداختن جنبشی حوڵ انتخابات وجود نخواهد داشت.

اگر سخنان فائزە هاشمی در خصوص پایان جمهوریت نظام و شروع دوران حکومت اسلامی را مبنا قرار بدهیم، با این حساب ما بعد از انتخابات وارد دوران کاملا متفاوتی خواهیم شد. دورانی کە سە قوە حاکمیت یکی شدە، امکان تسلط نیروهای امنیتی و نظامی گستردەتر شدە و انتخاباتها دیگر هیچگاە بە امکانی برای مشارکت مردم و اعمال ارادە نسبی بدل نخواهند شد. در چنین شرایطی دو جبهە حاکمیت و نیروهای مخالف شکل می گیرد، و هر آنچە باید برای تحول رخ دهد، کاملا از تعارضات بیرونی گذر خواهدکرد و جامعە بە عینە وارد شرایط دو قطبی بودن می شود. اگر تا حالا تعیین استراتژی در مقابل انتخاباتهای ریاست جمهوری، مجلس و شوراهای اسلامی بنوعی همە اپوزیسیون و نیروهای مخالف را درگیر کردەبود، بعد از این چنین مناسبتهائی از اهمیت آنچنانی برخوردار نخواهندبود کە بتوانند احتیاج بە بسیج آنچنانی داشتەباشد؛ زیرا علالقاعدە تنها باید تودە معقتد بە خود رژیم در آن شرکت کنند، و اکثریت مردم آن را تحریم خواهند کرد.

پس مبارزە جایگاە خود را تغییر خواهد داد و از این بە بعد عنصر خیابان باید نقش بارزتری بیابد. و این تغییر اتفاق خواهد افتاد زیرا اصلاح طلبان بە عنوان نیروی میانی و حائل کە بخش مهم و اساسی موجودیت خود را از بازیهای شبە دمکراسی درون و پیرامون حاکمیت می گرفتند، دیگر از جایگاە قبلی خود برخوردار نخواهندبود.

اما امکان دیگری وجود دارد. آنهم عقب نشینی حاکمیت در مقابل وضعیت پیش آمدە درست بمانند بعد از پایان دوران احمدی نژاد است. بی گمان اگر یکدست کردن حاکمیت منجر بە ایجاد بحرانهای سخت در درون نظام شود و جراحی ساختار در جهت تحکیم موقعیت نیروهای تندرو و امنیتی منجر بە شکافهای لاینحل و خطرناک شود، امکان دارد نظام دوبارە عقب نشینی کند. امید حاکمیت بە سازش با غرب در این دورە مذاکرات برجامی، تحکیم روابطش با چین و حس اعتماد بنفسی کە با شکست ترامپ در آن ایجاد شدەاست، همە و همە خامنەای و اعوان و انصار را بە این نتیجە رسانیدە کە می شود بعد از این طور دیگری نظام را ادارە کرد.

متاسفانە اصلاح طلبی و میانەروی نتوانستند در تمامی این سالها کاری انجام دهند. هستە سخت قدرت سر سخت تر از آن بود کە تصور می شد. حال، اصولگرایان تندرو همە تمهیدات لازم را با کمک رهبر نظام چنان چیدەاند کە با برون رفت از جناح بندیهای ساختاری، حاکمیت را بە گمان خود آرامش و توان ادارە کشور ببخشند. البتە آنان در دورە احمدی نژاد یک بار این را امتحان کردند و حال با تجاربی چند و با اطمینان خاطر بیشتری اطمینان یافتەاند کە این بار بر خلاف دفعە قبل خواهند توانست.

با اطمینان می توان گفت کە بەنوعی منطق حکمرانی دوران احمدی نژاد تکرار خواهد شد، و حتی اگر اصلاح طلبان بە زیر تیغ سرکوب نروند و جنبش سبز دیگری هم شکل نگیرد، اما بی منطقی تندروها در ادارە کشور، مثل دملی چرکین، با گذشتن هر روز بیشتر دهان باز خواهد کرد و خود حاکمان یکدست نظام، حاکمیتشان را بە دست خود بە پای ذبح و نکبتی بیشتر خواهند برد. در چنی صورتی، کشور متاسفانە بە یک مسیر با دو مشخصە کشیدە خواهد شد: استبداد بیشتر، و همراە آن امکان تشدید مبارزە در شکل خشونت آمیز.

 

بخش: 

افزودن نظر جدید