پیمان جدید نظامی ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا

ایالات متحده، بریتانیا و استرالیا یک پیمان امنیتی جدید برای منطقه استراتژیک مهم هند و اقیانوسیه منعقد کردند که هدف آن مهار قدرت روز افزون چین است. خبری که از روز گذشته در جراید و رسانه های مجازی بسیار از آن گفته می شود، گرچه رهبران سه کشور، جوبایدن، بورس جانسون و اسکات موریسون نامی از جمهوری خلق چین به میان نیاوردند، اما موضع آن ها، نشانه گیری علیه چین است، در واقع نوعی تولید بحران جدید جهانی رذیلانه، با نظامی کردن و سهم خواهی ایالات متحده آمریکا و بریتانیا و برخی متحدان آن ها کلید خورده است که از درون آن چیزی جز جنگ افروزی به دست نخواهد آمد. بورس جانسون نخست وزیر انگلستان گفت: هدف این است که دست به دست هم دهیم تا امنیت و ثبات در هند و اقیانوس آرام حفظ شود، دولت ایالات متحده می خواهد فناوری "بسیار محرمانه" را به اشتراک بگذارد تا استرالیا نیز بتواند برای اولین بار زیردریایی های هسته ای داشته باشد. این بخشی از یک پیمان امنیتی جدید برای منطقه هند و اقیانوس آرام است. در همین ارتباط جو بایدن از تأسیس این اتحادیه "Aukus"، یک «گام تاریخی» نام می برد.

در سال ۲۰۱۶، استرالیا یک قرارداد چند میلیارد دلاری با فرانسه برای ساخت دوازده زیردریایی جدید را امضا کرد. که بر اساس آن، زیردریایی ها باید از سال ۲۰۳۰ تحویل داده شوند، ناوگان زیردریایی Shortfin Barracuda که در استرالیا ساخته می شود بزرگترین خرید نظامی در تاریخ این کشور بود. این توافق اکنون لغو می شود. اسکات موریسون گفت که او قبلاً این تصمیم را به شرکت دفاعی فرانسوی Naval Group و رئیس جمهور امانوئل مکرون اطلاع داده است. همه این تغییر و تحولات، نشانگر وجود یک اتحادیه جدید است که عملا اتحادیه اروپا و شرکای "ناتو" را دور زده است. باید گفت با خروج یک طرفه و ناگهانی آمریکا از افغانستان، عملا نقش کم رنگ و کم اهمیت اروپایی ها را در تصمیم گیری های"ناتو" برجسته نمود و از طرفی تمایل و سمت گیری جدید آمریکا را هم نشان داد. از سوی دیگر، ایالات متحده آمریکا، از قدرت گیری اتحادیه اروپا ناراضی و نگران است، و در این ارتباط خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، یک برنامه ریزی هدفمند بود که در تضعیف این اتحادیه با پشتیبانی دولت دونالد ترامپ اجرا گردیده است. انگلستان در این انتظار بود که اتحادیه اروپا به برخی باج خواهی آن ها پاسخ مثبت بدهد، اما چنین اتفاقی نیفتاد و اکنون نیز در صورت تمایل به حضور دوباره در اتحادیه، روندی پیچیده را باید طی نماید.

از طرفی با بازگشت یک طرفه نیروهای آمریکا، نشانگر اراده آمریکا بود که نشان داد به هر تصمیمی که می رسد می تواند عمل کند و احتیاجی به هم اندیشی شریکان خود ندارد و نشان داد که باقی اعضای "ناتو" عملا بیشتر از هر چیز نقش  سیاهی لشگر را بازی می کنند و در شرایط نامنتظره ای اراده آن ها دخلتی در مسائل جاری "ناتو" ندارد. و به همین دلیل انعکاس آن در کشورهای متبوع آن ها، نوعی شکست استراتژیک"ناتو" را رقم زد. صدایی را که از سال ها پیش توسط برخی کشورهای اروپایی، در تشکیل یک اتحادیه نظامی اروپایی گاه گاهی شنیده می شد را تقویت کرد. اکنون در پارلمان اتحادیه اروپا، در ارتباط با چند و چون تاسیس  اتحادیه نظامی اروپایی، در تدارک تصمیم گیری هستند. سخنرانی خانم اورزولا فن دلاین رئیس پارلمان اروپا در اشاره به یک ارتش مستقل اروپا، می تواند آغاز انحلال اتحادیه نظامی "ناتو" را در آینده نه چندان دور رقم بزند. خروج احتمالی کشور لهستان از اتحادیه اروپا که میل به ارتباط امنیتی هر چه بیشتر خود با آمریکا را پنهان نمی کند و به ویژه دشمنی دیرینه ای که با روسیه دارد را فرصتی برای جلب نظر آمریکا می بیند، نقش انتقال خط دوم گاز روسیه به آلمان، که دیگر از طریق خاک اکراین هیچ گونه کار شکنی صورت نمی تواند بگیرد، که خود ابزاری از طرف فشار آمریکا به اروپا و به ویژه به آلمان بود، از جمله نکاتی است که می شود به آن ها توجه نمود.

این سیگنال ها، نشان از این دارد که جبهه بندی های جدیدی چه در عرصه اقتصادی و چه در عرصه نظامی برای اقتدار و کنترل هر چه بیشتر کشورهای جهان در حال شکل گیری است. ما شاهد قدرت نمایی روسیه در کشور آفریقایی مالی هستیم، جایی که بیشتر از همه فرانسه، خود را متولی این کشور می داند، و آلمان که قدرت مالی این توسعه طلبی را می تواند تامین نماید. همه این کشورها البته  به اصطلاح با "نیت بشردوستانه" و برای مبارزه با فناتیک های بوکو حرام وارد گود شده اند، در حالیکه از چشم دنیا دور نمانده است که همه این به سر و سینه زدن ها برای تصرف معادن غنی اورانیوم این کشور آفریقایی است که از گذران روز مره خویش درمانده است. حضورشریک جدید و نا خواسته روسیه در مالی، برای فرانسه و آلمان بسیار نا خوش آیند به نظر می رسد، به قول ایرانی ها، جا را برای آن ها تنگ می کند و به قول اروپایی ها، سهم کیک را کوچک تر می کند. باید متصور بود تا زمانی که معادن اورانیوم کشور مالی فعال است و استخراج آن ها به صرفه هستند، لولوی سر خرمنی به نام بوکو حرام هم خواهد ماند تا حضور فرانسه و آلمان و روسیه را توجیه نماید.

همچنین  باید توجه داشت که جو بایدن از اتحادیه ای به نام "Quad" نام می برد که برای امنیت و همکاری در هند و اقیانوس آرام متکی است. این چهارگانه شامل استرالیا، هند، ژاپن و ایالات متحده است. بایدن هفته آینده، با رهبران ائتلاف چهارگانه در کاخ سفید به رایزنی خواهند پرداخت. از همین نکته نیز باید فهمید که در این اتحادیه جایی برای کشور اتمی پاکستان وجود ندارد و این می تواند نگاه جدید آمریکا را نشان بدهد و از طرفی نمی توان غافل بود که در آینده پاکستان در کنار ترکیه نقس آفرینی های جدیدی را از خود نشان بدهد. در واقع می توان پیش بینی کرد که با توحه به پتاسیل زیادی خواهی کشورهای مسلمان نشین در منطقه و دشمنی هایی که کاملا با هدایت از بیرون از مرز ها و حتی خارج اراده شان صورت می گیرد، فضای منطقه کشورهای حوزه خلیج فارس و خاورمیانه را باز هم بی ثبات تر نماید. دولت ترامپ توانست با دامن زدن به بحران حوزه خلیج فارس، میلیاردها دلار اسلحه را به منطقه سرازیر کند. حال با توجه به شرایط بحران مالی و بیکاری ایالات متحده آمریکا  که بخشی از آن ناشی از اپیدمی طولانی مدت ناشی از کرونا است و دو پاره شدن علایق سیاسی جامعه که به برخی دشمنی ها انجامیده است، آتش افروزی های جدیدی را می توان در انتظار داشت تا بحران درونی را به خارج از مرزهای خود انتقال دهند.

پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۰- ۱۶ سپتامبر ۲۰۲۱

 

افزودن نظر جدید