حکایت 88 سال برگزاری «هشتم مارس» در ایران

تاریخ حضور فعال زنان ایران در عرصه اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی ، تاریخی نوپا است ، تاریخی که تنها یک قرن از پیدایش آن  می گذرد اما نوع حرکت ، پیشرفت و تاثیر گذاری آن موجب شده که بخش عظیمی از تاریخ معاصر ایران را شامل شود.

هرچند که تاریخ نویسان و وقایع نگاران سعی بر ناگفتن و پوشاندن نقش زنان در این میان داشته اند اما انکار نقش موثر زنان در همیپایی با مشروطه خواهان و در ترویج و حفظ شاخص های مدرنیسم که ادعای مردان مشروطه بود ، نا ممکن است.

فعالیت زنان ایران که همزمان بامبارزات مشروطه خواهی در قالب طلب حق آموزش و تحصیل و حق حضور اجتماعی برای زنان بود، پس از پیروزی مشروطه بیشتر جنبه سیاسی و اجتماعی یافت.

با پیروزی مشروطه و تدوین قانون اساسی نوین که همچون کودک مدرن دوران تحجر شناخته شد ، زنان دریافتند که همچنان چون سفیه و کودک شناخته شده و از حق رای محروم مانده اند. از آن زمان تلاش های زن ایرانی برعلیه تبعیض و ستم جنسی خویش در عرصه سیاسی و اجتماعی شکل گرفت.

پایان جنگ جهانی و رفتن نیروهای متفقین از ایران، روی کار آمدن دولت پیشرو در سرزمین تزارهای روس ، و همسایگی ایران با آن خطه و نیز پیروزی مدافعان حق رای زنان در سال 1297 در انگلستان و در سال 1299 در امریکا و آغاز سفر های فرهنگی به اروپا موجب شد که زنان فعال ایرانی ، نسبت به مسائل و مناسبات جهانی زنان عکس العمل نشان دهند.

برپایی اولین هشت مارس در ایران در سال 1300 ، بی تاثیر از این وقایع نبود. این مراسم در رشت و به همت " جمعیت پیک سعادت نسوان " برگزار شد. اما پس از آن دیگر یاد و خاطره ای از ادامه برگزاری آن از سوی این جمعیت در دست نیست.

با به سلطنت رسیدن رضاخان پس از کودتای 1304، هرچند در ظاهر اتفاقاتی در جهت منافع زنان رخ داد اما جنبش واقعی زنان به تدریج به افول گرایید.(1) و سازمان ها و تشکل های مستقل کم کم جای خودرا به سازمان ها ی فرمایشی و وابسته به دولت وقت دادند. از آن زمان دیگر سندی در برگزاری مراسمی عمومی و علنی بزرگداشت هشتم مارس در دست نیست اما برگزاری این مراسم به طور مخفیانه و خصوصی در خانه ها و منازل شخصی برخی از زنان روشنفکر برگزار می شده است.

چندسال بعد، اسناد تاریخی حکایت از برگزاری عمومی این مراسم در سال 1306 از سوی " سازمان بیداری زنان " دارد.

هشتم مارس 1357 ، تنها یک ماه از انقلاب می گذشت . و زنان ایرانی که پا به پای مردان خویش درمبارزات ضد استبدادی و ضد شاه مبارزه کرده و از سال ها پیش در زندان ها و شکنجه گاه های شاه به سربرده بودند، دررويارويي با فرامين ضد زن دولت انقلابي ،چونان مادران خویش در دوران مشروطه دچارشوکی تاریخی شدند. این شوک هفتاد سال پیش از آن زنان ایرانی را بهت زده ساخته بود. زنانی که برای پیروزی انقلاب مشروطه دركنار مردان به تلاش برخاسته بودند اما پس از پيروزي مشروطه همچون سفيه و كودك از حق راي محروم مانده بودند. آن روز ، پس از هفتاد سال یک بار دیگر زنان تلاشگر ایرانی شاهد حذف ابتدایی ترین حقوق خویش و رانده شدن از صحنه جامعه شدند.

"هفت اسفند 57 دفتر آیت الله خمینی الغای قانون حمایت از خانواده را به دادگاه ها اعلام کرد. یازده اسفند57 برای اولین بار ، اعلام شد که مطابق اصول اسلامی ، زنان نمی توانند قاضی باشند. پانزده اسفند 1357 ( 6مارس 1979)، دفتر آیت الله خمینی اعلام کرد که زنان می توانند به کار خارج از منزل بپردازند ولی با حجاب شرعی" (2).

همزمانی صدور این فرامین با ایام برگزاری روز جهانی زن ، موجب شد که مراسم روززن در آن سال با استفاده از فرصت انقلابی و اعتراضي جامعه به شكل تظاهرات گسترده ای در تهران و برخی از شهرستان ها برگزارشود. این جريان اعتراضی با حملات خشونت بار طرفداران حجاب اجباری روبرو شد . اين اعتراض گسترده هرچند برای مدتی کوتاه موجب عقب نشینی حاکمیت در اجباری کردن حجاب شد اما رایج شدن شعار اهانت آميز " یا روسری یا توسری" را به عنوان هديه اين روز ، به زنان برابری خواه ايران عطا كرد.!!

سال بعد ، مراسمی از طرف تک و توک سازمان های زنان که درکنارسازمان های سیاسی فعالیت میکردند به مناسبت روز زن برگزار شد. اما با آغاز سال59 زمزمه های انتخاب روز تولد حضرت فاطمه به عنوان روززن در ایران آغازشد. شروع جنگ ایران و عراق و پي آمدهاي داخلي آن كه وقايع هولناك دهه شصت را به دنبال داشت موجب شد كه برگزاري اين مراسم نیز مانند دیگر فعاليت هاي عمومي و اجتماعی در محاق رود. در طول دهه شصت ، این مراسم در محافل خانگی زنان روشنفکر و لاییک به شکل خصوصی و حتی مخفیانه برگزار میشد.

در نيمه اول دهه هفتاد این مراسم همچنان در محافل خانگی و خصوصي برگزار میشد . از خرداد 1376 و روی کار آمدن دولت اصلاحات هرچند که هشتم مارس هنوز درخانه ها برگزار می شد اما شکلی گسترده تر ازسابق به خودگرفت.

هشتم مارس سال 1378 (2000) ، نقطه عطفي در برگزاري مراسم روزجهاني و فعاليت هاي علني زنان بود.

در این سال به ابتكار و دعوت نوشين احمدي خراساني گروهی از زنان برای برگزاری علنی و عمومی هشت مارس دعوت شدند . این گروه از میان اعضای تشکل های غیردولتی محیط زیست ، کودکان ، زنان ناشرونيز محافل خانگي زنان انتخاب شده بودند. برای برگزاری این مراسم در سا لن های عمومی نیاز به تقاضاي اخذ مجوزاز طرف يك نهاد رسمي بود. از آنجا كه هنوز تشكل هاي مستقل زنان ايجاد نشده بود ، این مجوز را نشر توسعه (نوشین احمدی ) و نشر روشنگران ( شهلا لاهیجی ) گرفتند و ساختمان شهر کتاب آن سال میزبان برگزاری اولین مراسم هشتم عمومی و علنی پس از انقلاب شد.

در این مراسم علیرغم تصور برگزارکنندگان ، بیش از 1000 نفر شركت كردند. و انعكاس خبري نسبتا گسترده آن موجب شده كه جامعه نسبت به اين روز و نحوه برگزاري آن حساس شود.

در بهار همان سال ماجراي كنفرانس برلين و زندان شدن شهلا لاهيجي و مهرانگيز كار موجب شده كه همان جمعي كه مراسم را برگزار كرده بودند براي جمع آوري امضا براي آزادي اين دو زن فعال كه خود از حاميان برگزاري مراسم نيز بودند به تلاش برخيزند .

جالب است كه اين اولين بار بود كه جمعي اززنان مستقل براي جمع آوري امضا و طلب آزادي دو زن در بند به پا خواسته بودند و اين به مذاق آقايان جامعه از حكومتي و غير حكومتي چندان خوشايند نبود. بنابراين نگرش مردسالارانه در هيبت دلسوزي و تذكر، و يا منع مستقيم يا غيرمستقيم از همه سو متوجه اين بيانيه شد. و اين خود درسي شد در ضرورت استقلال فعاليت هاي زنان و تشكيل رسمي نهادهاي مستقل و مردمي زنان كه خود ابتكار عمل داشته باشند.

"مركز فرهنگي زنان" كودك زاده شده اين تجربه و تجارب ديگر آن سالهابود وتوانست سال بعد ازآن با استفاده از مجوزي كه مستقلا از سوي آن مركز درخواست شده بود، بزرگترين و مبتكرانه ترين مراسم را در هشتم مارس 1379(2001) در خانه هنرمندان برگزار كند. در اين مراسم دركنار برنامه هاي متنوع موسيقي ، نمايش ، ميزگرد، سخنراني ، از زنان دربند شده كنفرانس برلين نيز حمايت علني و رسمي به عمل آمد. سال 1380 مركز فرهنگي زنان كه ابتكار برگزاري علني و عمومي هشتم مارس در تهران را داشت به سوي شهرستان ها روانه شد و اعضاي اين مركز در بيشتر شهرستان ها ي دور ونزديك از جمله تبريز، زنجان ، اصفهان ، اهوازو.... به معرفي اين روز پرداختند.

در سال 1381 گروه هاي مختلف زنان با استفاده از تجربه مركز فرهنگي زنان در پي تاسيس تشكل هاي مستقل زنان بر آمده بودند و آنها نيز فضاهاي دانشگاهي و فرهنگسراها براي برگزاري اين مراسم انتخاب كرده بودند .

اين سال براي مركز فرهنگي زنان اما ، سال محك زدن تفكر حاكم برچگونگي استفاده از فضاهاي بازشهري بود. اين بارمركز فرهنگي نگاه خودرا بر حق شهروندي زنان در استفاده از فضاهاي شهري و حضور آزادانه در تجمع هاي مدني دوخت و بدين ترتيب پارك لاله را براي برگزاري اين روز انتخاب كرد.

تجمع آن روز در پارك لاله تحت کنترل شدیدی نیروهای پلیس برگزار شد . این نخستین بار بود که مراسم روزجهانی زن ، درفضاهای باز شهری و خارج از سالن ها و خانه ها و به شکل اعتراضی انجام میشد.

سال 1382 ، اكثر گروه ها و تشكل هاي مستقل زنان سعي براي برگزاري اين روز به سبك سال هاي گذشته برنامه ريزي كرده بودند. مركز فرهنگي اما این مراسم را در دوروز ، دوموضوع مشخص و دو روش برگزار کرد. یک روزرا به موضوع آموزش زنان اختصاص داد و نمايشگاهي تصويري از تاريخچه حضور زن ايراني در مدارس و مراكز آموزشي برپا کرد و در كنار اين نمايگشاه سميناري با موضوع آموزش زنان نيز برگزار شد .

روزدوم را با موضوع خشونت درقالب تجمعی اعتراض آمیز در پارک لاله برنامه ریزی کرد که ساعتی پیش از برگزاری این تجمع ؛لغو مجوز آن شفاهی و ازطریق تلفن به مسئولان اطلاع داده شد. اما اعضای مرکز فرهنگی زنان با کپی کرفتن از مجوز به تعداد تمامی اعضا، به محل برگزاری تجمع رفتند و در آن جا با خشونت پلیس و دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان مواجه شدند.

سال 1383، تعداد گروه هايي كه به برگزاري هشتم مارس اقدام كرده بودند افزايش يافته بود و اكثر گروه ها درتدارك برگزاري اين روز بودند به طوري كه افرادي كه علاقمند به شركت در برنامه گروه هاي مخلتف بودند از برگزاركنندگان ميخواستند تا هركدام مراسم را در زمانی برگزار كنند که با ديگري تداخل زماني نداشته باشد .

مركز فرهنگي زنان در جشن روزجهاني زن اين سال، تاسيس كتابخانه زنان صديقه دولت آبادي رانيز اعلام كرد. و از آن سال به مناسبت همان روز جايزه اي براي اثر برگزيده حوزه مطالعات زنان در نظر گرفت. بحث اعطاي جوايز به آثار برگزيده بحث جديدي نبود اما اختصاص يك جايزه براي كتابي در حوز مطالعات زنان و با تاكيد برديدگاه فمينيستي اثر و برگزاری آن در روز جهانی زن ابتکاری نوین بود که تا به امسال نیز ادامه داشته است.

هشتم مارس 1384، به دعوت " حرکت جهانی زنان " و گروه هم اندیشی زنان " که اکثر تشکل های زنان را شامل میشد تجمعی در پارك دانشجوبرنامه ریزی شده بود که پس از دقایق اولیه توسط پلیس به خشونت كشيده شد . در آن روز "سيمين بهبهاني " شاعر سالخورده ومبارز ايراني در كنار زنان و دختران جواني كه براي برگزاري مدني وآرام اين روز بزرگ جمع شده بودند از سوي ماموران انتظامي مورد ضرب وشتم قرار گرفت. اما مراسم جايزه كتاب تندیس صديقه دولت آبادي و مراسم خانگي ديگر ، جسته و گریخته برگزار شد.

سال 1385، يك هفته مانده به هشتم مارس ،33 نفر از زنان فعال در مقابل دادگاه انقلاب دستگير شدند . اين گروه كه براي حمايت و ياري از 5 تن از یارانشان كه به دليل برگزاري تظاهرات 22 خرداد همان سال در ميدان هفتم تير دردادگاه انقلاب محاكمه مي شدند، جمع شده بودند. اما نیروی انتظامی و امنیتی به بهانه واهي برهم ريختن نظم عمومي و اقدام عليه امنيت ملي آنها را دستگیر کرد. طي يك هفته اي كه اين افراد در زندان به سر مي بردند ، نیروهای امنیتی براي تشدید جو سركوب و ارعاب ، شبانه به خانه چندتن از فعالان اجتماعي حمله كرده و حتي براي ممانعت از برگزاري مراسم جايزه كتاب صديقه دولت آبادي آنها را مورد تهديد قرار دادند. (3) در روز هشتم مارس تظاهرات زنان معلم و زنان آزاديخواه در مقابل مجلس شوراي اسلامي به خشونت كشيده شدو تعداد زيادي از شركت كنندگان دستگير شدند. اما مراسم خانگی و خصوصی کمابیش برگزارشد.

هشتم مارس 1386، زنان دوباره به خانه برگشتند. اما این بار دیگردرشکل جمع هاي خصوصي و كوچك نبودند اين بار عرصه عمومي را ميهمان خانه هاي خويش ساخته بودند و دريغ كه حتي خانه ها نيز از حمله نيروهاي امنيتي در امان نماند. یکی از چندین مراسمی که دراین روز برگزار شد از سوی كانون زنان ايران و مدرسه فمينيستي بود که پیش از شروع مراسم پلیس قصد ورود به منزل را داشت و سرانجام دونفر از مسئولان مدرسه و صاحبخانه را به كلانتري منطقه بردند. اما موفق به برهم زدن برنامه نشدند و برنامه به هرطريق و تحت کنترل و فشار نيروهاي امنيتي برگزار شد.

هشتم مارس 1387 ، سال خیره شدن نگاه جهانی و افکاربین المللی به زنان ایران بود . این زنان به شگون و مبارکی حضور کمپین یک میلیون امضا و تلاش های شبانه روزی در این کمپین جایزه جهانی سیمون دوبوار رادر این سال از آن خود ساختند. اين جايزه خاص يك يا دونفر و یک یا چند سازمان نبوده است . اين جايزه متعلق به تمامی زنانی است که با عضویت،فعالیت ، نوشتن مقالات ، انجام مصاحبه ها، برگزاری کارگاه هاوسمینارها و حتی امضای بیانیه کمپین یک میلیون امضا، به آن معنا بخشیدند.

هشتم مارس 1387، سالی بود که زنان ایرانی در مقابل تشویق و قدردانی جهانی از یک سو و فشار و تهدید داخلی از دیگر سو به استقبال برگزاری این روز بزرگ رفتند.

مراسمی که در گوشه و کنار کشور پنهان و عیان قرار بود که برگزار شود با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شد و برخی از گروه ها و جریان ها در تهران وشهرستان ها(از جمله در اصفهان) به شکل خصوصی و محدود مراسمی برگزارکردند. اما گروه هایی که از قبل اعلام برنامه کرده و قرار بود که در محل های عمومی مراسمی برگزارکنند تقریبا بدون استثنا برنامه هایشان لغو شد. از جمله میتوان به برنامه ای در پارک ورشو که به همت کانون وکلا قرار بود برگزار شود اما ساعتی قبل از شروع با حضور نیروهای امنیتی و انتظامی به تشنج کشیده ومدعوین بارفتار خشونت بار برخی از ماموران متفرق شدند. اما به رغم همه این ها برخی از فعالان جنبش نان به استقبال 8 مارس رفتند و در 11 اسفندماه کنفرانس مطبوعاتی با عنوان «حبس فعالان زن، حبس جنبش زنان نیست» (توسط «ائتلاف گروه های جنبش زنان برای آزادی عالیه اقدام دوست») و در اعتراض به اجرای حکم عالیه اقدام دوست، و احکام حبس تایید شده برخی از فعالان جنبش زنان برگزار کردند.

اما در این میان کتابخانه زنان صدیقه دولت آبادی که از آغاز کار خویش مراسم سالگردتاسیس کتابخانه و اهدای جایزه کتاب را به عنوان برنامه ویژه روزجهانی زن برگزار می کند، در این سال نیز موفق به برگزاری مراسم شد. هرچند این موفقیت به قیمت تغییر تاریخ برگزاری مراسم و محدودیت فضا برای دعوت گسترده به دست آمد اما به هرروی گفتن و باز گفتن از روزجهانی زن از سوی کتابخانه زنا ن به سکوت وخفا واگذار نشد. باری ،این مراسم به علت عدم امکان استفاده از فضاهای عمومی و شرط عدم صدور مجوز برای برگزاری هرگونه مراسمی در فرهنگسراها و گالری های خصوصی ، سرانجام در فضای کوچک و صمیمی کتابخانه با تعداد محدودی مدعو ، دوروز پیش از هشتم مارس به مناسبت روز جهانی زن برگزارشد و انعکاس مطبوعاتی نسبتا گسترده ای داشت این پوشش خبری بدون همکاری و همیاری سایت های زنان ازجمله مدرسه فمینیستی ، کانون زنان ایرانی و تغییر برای برابری و یکی دو مجله و روزنامه پیشرو میسر نبود.

در کنار مراسم مربوط به جایزه کتاب و تبریک روزجهانی زن، گزارش سفر «سیمین بهبهانی» به پاریس برای دریافت جایزه « سیمون دوبوار» ازویژگی های این مراسم بود. او که همچون قاصد امین و بلند پرواز کمپین یک میلیون امضا ازسوی اعضای کمپین برای دریافت جایزه سیمون دوبوار انتخاب شده بود ضمن تبریک روز جهانی زن باسخنان پرشور واز دل برآمده خویش لوح سیمین دوبوار را از سوی کمپین یک میلیون امضا به کتابخانه زنان صدیقه دولت آبادی سپرد.

در این سال ، گروه دیگری نیز موفق به برگزاری مراسم شدند . آنها برعکس کتابخانه زنان که مراسم را دو روز زودتر برگزارکرده بود به برگزاری این مراسم با تاخیر دوروزه اندیشیده بودند. این گروه در دفتر انتشارات روشنگران و مطالعات زنان جمع شده و به بهانه روزجهانی زن به موضوع انتخابات خرداد ماه سال پیش رو و نقش زنان در این انتخابات پرداختند و بحث «مطالبه محوری» و برنامه محوری جنبش زنان در فضای انتخاباتی را آغاز کردند . این گروه در آن آخرین روزهای زمستانی بذرپاش زمین سبز و بهارانه" همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات " 4 شدند.

گروه زنان اسفند نیز با چاپ دفترچه هایی به پاسداشت روز جهانی زن از نگاه و رویکرد این گروه همت گمارده بود.

گروهی از زنان تبریز نیز به انتشار ویژه نامه ای با نام ویژه نامه 8 مارس کمپین آذربایجان همت کردند.

و درمیان سایت های زنان، سایت مدرسه فمینیستی برای بزرگداشت این روز از هفته ها پیش از فرارسیدن روزجهانی از تعداد زیادی فعالان و صاحب نظران جنبش زنان خواسته بود که آرزوی خویش را برای " روزجهانی زن در سال آینده " برروی کاغذ بیاورند و بدین گونه از هفته ای قبل از این روز و تا هفته ها یی بعد ازآن نقل وسخن روز جهانی زن درفضای عمومی سایبری درقالب بیان آرزوهای زنان برای روزجهانی زن ادامه داشت.

بیانیه 600 تن از مدافعان حقوق زنان به مناسبت روز جهانی زن:« ما به راه روشن خود ادامه می دهیم»، نیز در روز 8 مارس منتشر شد.

سال 1388 با امید و شوری وصف ناپذیر در میان گروه های مختلف اجتماعی و سیاسی آغاز شد. از دست دادن فرصت های دوران اصلاحات که شکست نیروهای مترقی و مدنی در انتخابات سال 1384 را در پی داشت و فشارهای چهارساله دولت نهم موجب شد که جریان های مخلتف اجتماعی علیرغم مشکلات و موانع بیرونی ، ضرورت نقد از درون را نیز حس کرده وبه تفکری عمیق تر در بهره گیری از فرصت های هرچند اندک، واستفاده ازتاکتیک های مقطعی وهمچنین اندیشیدن به افعال اجتماعی و مدنی بطئی و ماندگار وا داشته شوند. همراهی پررنگ مردم خسته از فشارهاو تنگناها ، با امید دستیابی به آرامش و امنیت و رفاه در کنار این نیروهای فعال و شناخته شده، تکثر و آرایشی جدید درمیان گروه های اجتماعی ایجاد کرد تا آنجا که نوعی "سونامی " سرمایه اجتماعی در جامعه سرازیر شد که حضور موثر و پررنگ گروه های زنان به ویژه در ائتلاف " همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات" بخش عمده این سرمایه اجتماعی را تشکیل میداد.

اما دریغ که این بخش تعیین کننده ، از همان فردای انتخابات آماج حمله های خشونت بار حاکمیت شد. یکی جان داد و دیگری روانه سلول های اوین و زندان های دیگر شد، یکی از کار و شغل اش اخراج شد و دیگری ممنوع خروج شد، یکی به اجبار بار سفر بست و دیگری سرگردان و حیران از خانه و کاشانه دورشد یکی ماند و مصمم ادامه داد... و حالا در آستانه هشتم مارس همچنان جسورانه و محق هرچند که چونان جزیره ها ی دوراز هم، اما هنوز نشسته بر دریای آرام و بی خشونت جنبش زنان در پی یافتن راهی زنانه و مدنی برای برگزاری جشن روز جهانی امان هستیم تاکه ترنم آوای آرام امان شکوه سرود خوش آهنگ این روز را دوچندان کند.

روزجهانی زن برزنان سخت کوش و شورمند ایران وخواهران جهانی اشان مبارک باد.

________________________________________

• اطلاعات و گزارش های این مقاله به ویژه درمورد سال های اخیر، بیشتر شهر تهران را پوشش داده است.

پانویس:

1. برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به : جنبش حقوق زنان در ایران . . . . الیز ساناساریان. ترجمه نوشین احمدی خراسانی. تهران : نشرتوسعه. 1384. فصل 4.

2. نامه زن: خبرنامه داخلی مرکزفرهنگی زنان .ش.6.سال 1385. صص. 15-21

3. براي اطلاع بيشتر رجوع کنید به مقالاتي كه در آن زمان در سايت هاي زنستان، کانون زنان و... درج شده . ازجمله : " گريستن در محضر مردم" . منصوره شجاعي . زنستان.

4. زنگ چهارم " نشریه داخلی مدرسه زنان " . تهران : مدرسه فمینیستی ، زمستان 1388.

منبع: 
مدرسه فمینیستی
بخش: 

افزودن نظر جدید