درگیری های فلسطین و اسرائیل به کجا خواهد رسید؟

روشنفکران فلسطینی و اسرائیلی، همیشه راه حل تشکیل یک دولت مشترک را وارد بازی می کنند. اما اگر اسرائیل بخواهد یک دولت یهود باقی بماند، در آن صورت تقریباً سه ملیون فلسطینی در کرانه باختری (به غیر از غزه) حق دریافت تابعیت نخواهند داشت، این امر بلافاصله اسرائیل را عملاً به یک کشور آپارتاید تبدیل می کند. اما اگر همه فلسطینی ها تابعیت شهروندی بگیرند، در این صورت به سرعت اکثریت قاطع را در این کشور واحد به دست خواهند آورد، و موضوع پروژه صهیونیستی، به تاریخ خواهد پیوست. گفته شده است، روزی خواهد رسید که جهان دیگر به درگیری فلسطین و اسرائیل اهمیتی نمی دهد. آن روز خیلی وقت است که فرا رسیده است. با این حال، این بدان معناست که اسرائیل با این مشکل بزرگ تنها مانده است. دیگر هیچ کشوری وجود ندارد که میلیون ها دلار در روند صلح سرمایه گذاری کند، حتی آمریکا. آنها نگرانی های کاملاً متفاوتی دارند. و دوستان عرب جدید اسرائیل چطور؟ امارات، بحرین، عربستان سعودی؟ آنها فقط در صورتی سرمایه گذاری می کنند که منافع سیاسی خود را در آن ببینند. درغیر این صورت؟ هیچ چیزی.

این از نظر سیاسی غیرواقعی است. اما آنچه در حال حاضر وجود دارد: واقعیت یک دولت. از یک سو، ایده دیرینه یک کنفدراسیون وجود دارد. زمانی شامل سه کشور اسرائیل، فلسطین و اردن بود. اما اکنون که هم اردنی ها و هم فلسطینی ها به این بسته سه عضویتی اعتقادی ندارند، یک کنفدراسیون متشکل از دو شریک اسرائیل و فلسطین باقی می ماند. تقریباً سه میلیون فلسطینی در کرانه باختری (به غیر از غزه) تابعیت دریافت نمی کنند. این امر اسرائیل را عملاً به یک کشور آپارتاید تبدیل می کند. یا شهروندی می گیرند، در این صورت فلسطینی ها به سرعت اکثریت را در این کشور واحد، صرفاً از نظر جمعیتی، خواهند داشت، و موضوع پروژه صهیونیستی، به  تاریخ خواهد پیوست.

یکی از مقدمات عملکرد دولت کنونی اسرائیل، عدم تصمیم گیری سیاسی در قبال فلسطینی ها است. در ائتلافی که در آن دو حزب طرفدار راه حل دو کشوری هستند و حداقل سه حزب اساساً مخالف دولت فلسطین هستند، این ممکن است درست باشد. وظیفه اصلی دولت بنت این است که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق را برای همیشه از قدرت دور نگه دارد. اما این "وضعیت موجود"، آن طور که از آن یاد می شود، البته یکی نیست. پروژه شهرک سازی در کرانه باختری به دور از نگاه جامعه بین المللی دولت ها، که مدت هاست به بحران های سیاسی دیگر تبدیل شده است، با گام های کوچک و بزرگ ادامه می یابد.

سیاست بین‌الملل مانند یک مانترا، درخواست فرایند صلح و راه‌ حل دو کشور را بارها و بارها تکرار می‌کند، بدون اینکه حتی قدرت یا اراده‌ای برای اتخاذ ابتکارات جدید داشته باشد. چرا هم؟ همه تلاش ها تا کنون شکست خورده است. نه اسرائیلی‌ها و نه فلسطینی‌ها علاقه‌ای به حل مناقشه ندارند، به نظر می‌رسد هر دو طرف از این وضعیت سود می‌برند. اقتصاد اسرائیل در حال شکوفایی است. کشورهای عربی بیشتر و بیشتر با دولت یهود صلح می کنند، جامعه اسرائیل مجبور نیست بهایی برای اشغال بپردازد، پس قضیه چیست؟ بسیاری از فلسطینی ها نیز از این شرایط سود می برند. حداقل به تشکیلات خودگردان فلسطین (PA) و صدها هزار خانواده ای که به آن ها، پول و خدمات داده می شود. هر دو طرف از این وضعیت سود می برند: همه کسانی که به عنوان کارشناسان، مشاوران، فعالان صلح، سیاستمداران، نیروهای امنیتی یا سازمان های غیردولتی دائما به مردم وانمود می کنند که چیزی در حال رخ دادن است، اما در واقع هیچ خبری نیست، چیزی هم اتفاق نخواهد افتاد!

اما یک چیزی در حال حرکت است. فلسطینی ها و اسرائیلی را ها به سوی واقعیت یک دولت پیش می برد. این واقعیت سال‌هاست که توسط بسیاری از روشنفکران هر دو طرف، مورد استناد قرار می گیرد، از زمان وجود صهیونیسم، راه حل تک دولت به عنوان یکی از بسیاری از آرمان شهرها در قانون ملاحظات صلح خاورمیانه تثبیت شده است. پس از توافق صلح اسلو در سال ۱۹۹۳، زمانی که اسحاق رابین، نخست وزیر اسرائیل و یاسر عرفات، رهبر فلسطینی ها در باغ گل رز کاخ سفید، دست دادند، روشنفکران برجسته فلسطینی مانند ادوارد سعید بلافاصله، به نقاط ضعف این توافق اشاره کردند و دوباره به این توافق نامه پرداختند. اگرچه ادوارد سعید در مورد ایده راه حل یک دولت،  در مصاحبه ای اعتراف کرد که در مورد چگونگی کارکرد آن، نظر روشنی ندارد، یهودیان به احتمال قوی دیگر خود را در یک دولت برای دو ملت، امن نخواهند دید.

در سال۲۰۱۴، جان کری، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، اشاره هایی نسبت به روند صلح دو طرف داشت، اما بعدها، زبان خود را گاز گرفت. رئیس جمهور او، باراک اوباما هم مساله را به حال خود رها کرد، از آن زمان هیچ چیز کار نمی کند. فلسطینی‌ها با یکدیگر در تضاد هستند و محمود عباس، رئیس‌جمهور آنها، بسیار ضعیف است یا تمایلی به توسعه یا اتخاذ هر گونه ابتکاری را ندارد. و در یازده سال تحت رهبری بنیامین نتانیاهو، اسرائیل هیچ گامی به سوی فلسطینی ها برنداشت، جز سخنانی ناچیز و تکراری. بنابراین هم اسرائیلی‌ها و هم فلسطینی‌ها به واقعیت تک‌دولتی نزدیک شده اند، و برخی می گویند که در حال حاضر، تا حدودی هم وجود دارد. زیرا هر دو طرف در حال حاضر چنان در کرانه باختری در هم تنیده شده اند که تقریباً هیچ شانسی برای معکوس کردن این واقعیت وجود ندارد.

آیا دولت دموکراتیک-لیبرال یهودی می تواند اینگونه دوام بیاورد؟

اسرائیلی‌های نگران، در حال حاضر به این فکر می‌کنند که این واقعیت در درازمدت چه معنایی خواهد داشت. آیا دولت دموکراتیک-لیبرال یهودی می تواند اینگونه دوام بیاورد؟ برای بسیاری تنها دو گزینه وجود دارد: اسرائیل همچنان از سرزمین های اشغالی جدا می شود و بنابراین اساساً یهودی باقی می ماند. یا همه چیز را نگه می دارد. و پس از آن دوباره تنها دو گزینه وجود دارد: تقریباً سه میلیون فلسطینی در کرانه باختری (به غیر از غزه) تابعیت دریافت نمی کنند. این امر اسرائیل را عملاً به یک کشور آپارتاید تبدیل می کند. یا شهروندی می گیرند، در این صورت فلسطینی ها به سرعت اکثریت را در این کشور واحد، صرفاً از نظر جمعیتی، خواهند داشت، و پروژه صهیونیستی موضوعی تاریخی خواهد بود.

اخیراً، آلون پینکاس، کنسول سابق اسرائیل در ایالات متحده، یکی از ستون های هیجان انگیز خود را برای روزنامه اسرائیلی چپ لیبرال "هاآرتص" نوشت که بیشتر به روابط بین اسرائیل و ایالات متحده می پردازد. با این حال، این بار او پرسید که اگر اتفاقی بیفتد، چه خواهد شد، چیزی که ارتش اسرائیل به‌ویژه قبلاً از آن می‌ترسد و همچنین به عنوان تنها نهاد دولتی تلاش می‌کند آن را آماده کند، این است که تشکیلات خودگردان فلسطین در واقع "کلیدها را تحویل خواهد داد" و از سر ناامیدی در آینده نزدیک، در اسرائیل حل می شود؟ اسرائیل، به عنوان قدرت اشغالگر، نه تنها باید امنیت در کرانه باختری را تضمین کند، بلکه باید دوباره کل دولت، از مراقبت های بهداشتی گرفته تا جمع آوری زباله را در اختیار بگیرد.

در این گفتگوی تلفنی، آلون پینکاس تأکید می کند که بعید است که تشکیلات خودگردان دست به چنین اقدامی بزند: "این بدترین سناریو است. به هر حال، تشکیلات خودگردان حداقل نماینده حاکمیت جزئی از فلسطین است. اگر بخواهد منحل شود، فلسطینی‌ها دیگر هرگز نمی‌توانند به هیچ شکلی از حاکمیت دست یابند. "از آنجایی که خیلی واضح است، اسرائیل هرگز و هرگز به حدود ۲.۵ میلیون فلسطینی (از جمله غزه: حدود پنج میلیون) حق رای نمی‌دهد، یعنی باید گفت پایان دولت یهود. اما اگر رئیس جمهورعباس آن را تهدید به انحلال کند چه خواهد شد؟ فلسطینی ها می توانند جدول زمانی را اعلام کنند که در آن به تدریج از خودمختاری خود صرف نظر کنند. این قطعا توجه بین المللی را به آنها جلب می کند. این دقیقا همان چیزی است که تشکیلات خودگردان می تواند به آن هدف داشته باشد. پینکاس ادامه می دهد: "و اگر فلسطینی ها پس از آن به سازمان ملل بروند و حق رای در اسرائیل را مطالبه کنند، چه اتفاقی می افتد؟" بیشتر و بیشتر دانشگاهیان و روشنفکران فلسطینی این را تنها راه ممکن می دانند.

آن وقت چه خواهد شد؟،  تعداد کمی از طرف اسرائیلی نیز نگران این موضوع هستند. مطالعه ای که توسط موسسه مطالعات امنیت ملی (INSS) در تل آویو انجام شده است، چهار راه حل ممکن را ارائه می دهد که دو مورد از آنها احتمالاً منطقی ترین راه حل هستند. از یک سو، ایده دیرینه یک کنفدراسیون وجود دارد. زمانی شامل سه کشور اسرائیل، فلسطین و اردن بود. اما اکنون که هم اردنی ها و هم فلسطینی ها به این سه بسته اعتقادی ندارند، یک کنفدراسیون متشکل از دو شریک باقی می ماند: اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین. با مرزهایی که باز خواهند بود و شهرک نشینانی که فقط تا حدی به قلب اسرائیل بازگردانده می شوند. بسیاری از مشکلات حل نشده وجود دارد که می تواند در هر زمان منجر به درگیری نظامی شود، اما در دراز مدت این "کنفدراسیون دو دولتی" می تواند فرصتی برای دستیابی به راه حل دو کشوری در دراز مدت باشد. احتمال دیگر: جامعه بین المللی دولت ها مراقب سرزمین فلسطین و اداره و سازماندهی آن باشد. همانطور که قبلاً با موفقیت در آلمان، ژاپن و جاهای دیگر نشان داده شده است. پینکاس فکر می کند این منطقی تر است. اما برای درک درست، فکر نمی‌کنم هیچ یک از این رویکردها به واقعیت تبدیل شوند. او به خشکی می گوید که این امر مستلزم اجماع فلسطینی-اسرائیلی است. و این قابل انتظار نیست.

روزی، آینده ای به یک واقعیت سیاسی تبدیل می شود. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق، آرزوی روزی را داشت که جهان دیگر به درگیری فلسطین و اسرائیل اهمیتی نمی دهد. آن روز خیلی وقت است که فرا رسیده است. با این حال، این بدان معناست که اسرائیل با مشکل تنهاست. دیگر هیچ کشوری وجود ندارد که میلیون ها دلار در روند صلح سرمایه گذاری کند. نه حتی آمریکا. آنها نگرانی های کاملاً متفاوتی دارند. و دوستان عرب جدید اسرائیل چطور؟ امارات، بحرین، عربستان سعودی؟ آنها فقط در صورتی سرمایه گذاری می کنند که منافع سیاسی برای خود ببینند. در غیر این صورت؟ هیچ چیزی.

شاید روزی تشکیلات خودگردان فلسطین منحل شود. یا در مقطعی انتفاضه سوم رخ خواهد داد. سپس ممکن است کارت ها تغییر کنند. شاید جامعه جهانی خسته دوباره سعی کند به نحوی مداخله کند. یا شاید هم نه.

نویسنده: ریچارد شنایدر"Richard C. Schneider"

پنجشنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۰- ۳۰ دسامبر ۲۰۲۱

منبع: مجله آلمانی" Spiegel" 

  

افزودن نظر جدید