سخنی با احزاب، سازمان‌ها و نیروهای چپ ایران

رفقا!

کشور ما روزهای پرالتهابی را پشت‌سر می‌گذارد. امروزه صحنه‌ی مبارزه‌ی مردم با حاکمیت، سرتاسر خاک ایران عزیز ماست.

آنچه بر میهنمان می‌گذرد، از فاجعه‌های زیست‌محیطی، بحران کمبود و آلودگی آب و خاک و هوا، تا غارت معادن و منابع زیرزمینی، از گسترش و ژرفش فاصله‌ی طبقاتی تا گرسنگی میلیون‌ها تن از مردم، از سیاست‌های ورشکسته‌ی اقتصادی تا سرکوب آزادی‌خواهان و بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت تا آنجا پیش رفته است که دیگر حتی خودی‌های حکومت نیز به جمع منتقدان پیوسته‌اند.

در این میان، مهم‌ترین کاستی جنبش، نبودِ رهبری کارآمد و برنامه‌ی راهبردی است.

اصلاح‌طلبان به گونه‌ای بازگشت ناپذیر از صحنه‌ی تأثیرگذاری سیاسی ایران حذف و به گروه‌هایی کوچک و کم‌اثر تبدیل شده‌اند.

اصولگرایان نیز به شتاب در حال از دست دادن اعتبار خویش در میان نیروهای خودی، به‌ویژه جوانان اصولگرا هستند.

جریان‌های برون‌مرزی نیز نتوانسته‌اند جایگاهی در میان مردم بیابند.

امروز نیرویی تأثیرگذار که نقشی جدی در رهبری مردم داشته باشد، در ایران وجود ندارد، و این نیاز، به شدت احساس می‌شود. تنها نیرویی که توان نهفته‌ی پرکردن این خلاء را دارد، چپ یکپارچه و قدرتمند است.

اگرچه امروزه همراهی و هماهنگی میان هواداران چپ در ایران بیشتر و گسترده‌تر است، متأسفانه پراکندگی در میان چپ خارج از کشور، پررنگ‌تر شده است. نباید فراموش کرد که یکی از علت‌های مهم شکست انقلاب ایران تفرقه در میان نیروهای چپ بود.

از این روست که ما نیز (به عنوان یکی از نیروهای چپ داخل کشور) از پیشنهاد رفقای فدایی هوادار سوسیالیسم (داخل کشور) برای وحدت حزب توده ایران، سازمان فداییان خلق (اکثریت)، حزب چپ و راه‌کارگر پشتیبانی می‌کنیم.

گام نخست این حرکت وحدت‌بخش در خارج از کشور، می‌تواند ابتدا به صورت تشکیل جبهه‌ی چپ، با برگزاری مشترک مراسمی چون اول ماه مه، روز جهانی زن و ... آغاز شود و سپس با فراهم کردن سایتی مشترک که برنامه‌ها و تاریخ چپ را تبلیغ کند، ادامه یابد. برای آغاز کار، دستیابی به برنامه‌ای حداقلی کافی است.

رفقا!

امروزه بار دیگر مرکز مبارزات مردمی، به کشورهای پیرامون منتقل شده است. نگاهی به پیروزی‌های رفقای ما در آمریکای لاتین و نیز سودان و هندوستان و... نشانگر میزان احتمال و امکان پیروزی چپ در کشورهای پیرامونی است.

آیندگان، کسانی که این فرصت تاریخی را از دست بدهند، نخواهند بخشید! باید به وظیفه‌ی تاریخی خود عمل کرد!

 

پیروز باد مبارزه‌ی مردم ایران برای صلح، استقلال، آزادی و برابری اجتماعی

         زمستان ۱۴۰۰

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

همچنان ذهنیت در جایگاه واقعیت! و اینبار بایست گفت: آرزو در جایگاه واقعیت.
نمیدانم در پشت این امضا چه کسانی و با چه دیدگاهی نشسته اند. ملاک را بر همین اعلام پشتیبانی از پیشنهاد یک گروه دیگر که خود را هوادار سوسیالیسم می داند میگذارم. اگرچه بر من پوشیده است که آن گروه نیز طرفدار کدام سوسیالیسم و با کدام تعریف است. به هر حال حتی اگر در پشت این اندیشه ها یکنفر ایستاده باشد، بیان این نظر، طرح یک فکر است.
دوستان از "وحدت؟!" چهار جریانی سخن به میان آورده اند که در شرایط عملاً موجود فعلی با هیچ چسب شناخته شده ای بهم نمی چسبند.
از میان چهار جریانی که شما نام برده اید (حزب توده ایران، سازمان فداییان خلق (اکثریت)، حزب چپ و راه‌کارگر) نزدیکترین چشم اندازهای سیاسی-برنامه ای را دو جریان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) و حزب چپ ایران (فدائیان) دارند که آنهم علیرغم تمایل و اعلان سازمان فدائیان به همکاریهای دو جانبه، حزب چپ در هراس از آلوده شدن به برنامه ای که خود برنامه شکوفائی جمهوری اسلامی می انگارد، حتی از به رسمیّت شناختن این سازمان که مادر آن حزب-ست سر باز میزند.
حال جای سوآل از دوستان گروه آذرنگ و طرفداران سوسیالیسم است، بر اساس کدام همپوشانیهای برنامه ای شما این چهار جریان را در کنار هم قرار داده و آرزوی "وحدت؟!" آنها را دارید؟