جنگ جهانی سوم

تاریخ بیاد دارد که دو جنگ ویرانگر جهانی از اروپا آغاز شد، میلیونها انسان را کشت، میلیونها انسان را بی خانمان کرد. تشابه دو جنگ پیشین با آنچه که امروز در اروپا می گذرد یکی نیست، اما در جغرافیای اروپا حوادثی رخ داده است، که از نگاه منفی گرایی پیش درآمد یک جنگ تمام عیار است.

این روزها در مرز میان روسیه، بلاروس و اکرائین تنها ابزار الات جنگی است که جولان می دهد. روسیه به بلاروس از c 400 تا انواع توپ و راکت و تانک را آورده، که بر مرز مشترک بلاروس- اکرائین مستقر کرده است. چرا از بلاروس؟ اصولا چرا ابزار آلات نظامی؟

جهت درک شرایط مساله اکرائین که از 2014 با انقلاب مخملی در اکرائین آغاز شد، و دولت پروروس، جای خود را به دولت پروامریکایی داد، این روزها ما شاهد جنجال هایی بنام  احتمال جنگ با اکرائین هستیم.

در بررسی مساله فوق، نخست باید مساله اقتصادی و سیاسی کشورهای همسایه و منافع گروه های ذینفع را ارزیابی کرد.

پس از آغاز کرونا در بلاروس که رئیس جمهور وقت مصرف روزی صدگرم ودکا و کار با تراکتور را بجای رعایت پروتوکل های بهداشتی پیشنهاد داد، ویروس فوق با خیالی راحت به کشتن مردمی پرداخت، که وجود آنرا به شوخی گرفته بودند. این روند برخورد با ویروس فوق بارها توسط آقای لوکاشنکو به سخره گرفته شد، حتی در نشستی به وزیر بهداشت پرخاش کرد، که به چه حقی استفاده از ماسک را الزامی نموده است، بدتر از همه چندی پیش پس از دیدار بدون رعایت پروتکلها با اسقف اعظم بلاروس و بسیاری از مردان سیاسی کشور اعلام کرد که مبتلا به ویروس می باشد.

شوخی با ویروس، کار را به مساله اقتصادی کشاند، بسیاری از مراکز تولیدی و غیر تولیدی به اجبار به تعطیلات طولانی مدت رفته، چرخه تولید مدتها از کار خود بازماند. همزمان در انتخابات ریاست جمهوری اگوست سال 2020، تبیین پیچیدگی مساله سیاسی، نشاندن هواپیمای خارجی جهت دستگیری مخالف رژیم حاکم بر بلاروس، قائله مهاجرت از خاورمیانه از خاک بلاروس به اروپا، اروپا نیز دست به یک سری تحریماتی زد که اقتصاد مصرفی بلاروس را دچار فلج نمود.

در شرایط امروز بلاروس مطابق ارقام گوناگون در تجارت با چین و روسیه 9.2 میلیارد دلار از دست داده است، که با سال مشابه (2020) حجم تراز تجاری با روسیه 3.7 میلیارد دلار بدتر شده است. بگذریم که صادرات به اروپا تنها در زمینه ازت و کود و پروازهای بل آ وییا برپایه تحریمات خسارات جبران ناپذیری را متحمل شده اند.

در همین راستا بر پایه پیش بینی بانک مرکزی بلاروس سال 2022 اقتصاد این کشور در انتظار "شرایطی پیچیده" است، که جملگی از اوضاع بسیار خطرناک برای الیگارشی حاکم خبر می دهند.

روبل بلاروس، به کمک و پشتوانه روسیه، مرز 2.5 به دلار است، اما قیمت مایحتاج مردم در مرز بیش از 6 روبل به یک دلار می باشد. مهار نرخ دلاربه قیمت فشار از بالا، در دراز مدت روبل را به خاک سیاه خواهد نشاند، با توجه به نرخ دستمزدها که بیش از 80% جمعیت پائینتر از 900 روبل را شامل می شود، با توجه به افزایش قیمتها، کشور در روند شدید فقیرشدن قرار گرفته است. مدل اقتصادی بلاروس با آغاز تحریمهای غرب عملا شعاری بیش نبود، از کار افتاده است، این مدل همانند، سایر مدلهای من درآوردی، الیگارشی حاکم، تنها در راستای غارت و چپاول الیکارشی خودی طراحی شده است، کاربرد دیگری ندارد! در تمام چندین دهه گذشته، اقتصاد بلاروس بر پایه دریافت وام از روسیه، چین و صندوق بین المللی پول کار کرده است، که اینک دچار اختلال می شود!

روسیه؛ وضعیت اقتصادی روسیه بر پایه تحلیگران اقتصادی حزب کمونیست، سال جاری تورم به بیش از 20% خواهد رسید. همزمان اگر بازار فروش نفت و گاز را در نظر نگیریم، خوش بین باشیم که توافقات برجام ایران با غرب به سرانجام نرسد، ایران در تحریم فروش فراورده های نفت و گاز به اروپا و سایر جهان بماند، تورم کنونی روسیه در رقم فوق حفظ شود، اقتصاد روسیه شاید دچار زلزله ای بمراتب کمتری شود. با اینهمه، برخی بانکها در خوش بینانه ترین حالت نرخ روبل روسیه به دلار را تا 77 روبل به یک دلار ارزیابی کرده اند. ولی اگر ایران با کشورهای غربی توافق نماید، تحریم ها نه برداشته بل، شل گردد، اقتصاد روسیه، در کمتر از چند ماه کاملا بهم خواهد ریخت، چراکه، غرب با صدراعظم جدید آلمان از یک طرف، بهمراه رویکرد فشار بر غرب از طریق باز و بسته کردن فلکه نفت و گاز، خرید بسیاری از فراورده های روسیه امتناع خواهد کرد. صادرت مواد خام روسیه محدود، ورود پترو دلار که اساس اقتصاد روسیه است، قطع می شود، و این آغاز مصیبت خواهد بود.

در روسیه بغیر از کلان شهرها و مراکز استخراج نفت و گاز، مابقی در شرایط طاقت فرسای اقتصادی بسر می برند. جامعه دیگر بسان گذشته پوتین را قهرمان خود نمی پندارد، در انتخابات اخیر مجلس سقوط کرسی های حزب حاکم را شاهد بودیم، که تنها با تقلب توانستند، جایی برای خود در مجلس بیابند، موضوعی که در ایران رخ داد، دقیقا در روسیه تکرار شد. بنابراین، الیگارشی حاکم، سال 24 جهت انتخاب مجددد پوتین را بسیار تار می بیند، با توجه به اینکه هماکنون امریکا-غرب اعلان کردند که در صورت نامزدی پوتین انتخابات را برسمیت نخواهند شناخت.

در فقدان نیروهای کمونیست، که در راستای تصرف قدرت بمیدان آمده باشند، ترانزیت قدرت از یک الیکارشی به بن بست رسیده، به الیگارشی خارج از قدرت است که تلاش دارد، هرچه سریع تر اهرام قدرت در روسیه را بدست گیرد. اگر چه از دیدگاه یک کمونیست نمی توان از هیچ یک از طرفین متخاصم دفاع کرد، تنها باید به این امر بسنده کرد که دولت آتی الیگارشی سرمایه، امکانات بیشتر و بهتری نسبت به آنچه که حال حاضر می گذرد، فراهم خواهد ساخت، تا حزب های مردمی- کمونیست در چارچوب مبارزات مدنی در رقابت با دولتهای سرمایه داری حاکم امتیازات بهتری برای جامعه بگیرند، موضوعی که در رژیم حاکم ممکن نمی باشد.

حزب حاکم با قبضه کردن رسانه ها و پراکندن دروغ، هستریک ضدکمونیستی شدید در روسیه، عملا کشور را بدون آلترناتیو گذاشته، حزب کمونیست روسیه نیز با وجود امکانات کافی و داشتن قریب به 19% کرسی در دوما، سخن تازه ای برای گفتن ندارد، همچنان در شعارهای سی سال پیش خود اسیر می باشد. از طرفی نیز، سیاست حزب کمونیست روسیه در شرایط سیاستهای گلوبالیستی، اقتصاد نئولیبرالیستی، چه می تواند باشد؟       

با توجه به مساله بالا، ماهیت و اهداف جنجال بر مرز اکرائین تا حدودی قابل درک می گردد.

بنابر مساله فوق، هم روسیه و هم بلاروس جهت مهار اعتراضاتی که پس از سی سال ممکن است، سیمای سیاسی دو کشور را دگرگون کند، با تاکید بر رخدادهای اخیر قزاقستان، باید دشمنی فرضی و توهمی، در راستای سرکوب انچه که رخ خواهد داد، بسازند.

حتی اگر بخواهید جنگ را ناگزیر ببینیم، اکرائین لقمه چرب روسیه نمی تواند باشد، از هم اکنون، انگلستان به بهانه مقابله با روسیه سلاح های خود را در این کشور دپو می نماید، همزمان پیشنهاد اتحاد سه گانه بریتانیا، لهستان –اکرائین را داده است. امریکا به حمایت های مالی و نظامی پرداخته است، حتی نخست وزیر ژاپن نیز اعلان کرد در صورت حمله روسیه به اکرائین ژاپن پاسخ دندان شکنی به روسیه خواهد داد. سایر کشورها جای خود. پس جنگ بلاواسطه و مستقیم از سوی روسیه صورت نخواهد گرفت، از این روی، در این سناریو یک قربانی، شخص ثالث نیاز استکه بلاروس براحتی میتواند چنین نقشی را برعهده گیرد.

واقعیت دیگر چنین است، که همه این سروصداها، انتقال ابزارآلات نظامی، ساخت شهرکهای نظامی در داخل بلاروس توسط روسیه، تصرف بلاروس بدون شلیک توپ و تانک و برگزاری رفراندوم است. تصور کنید در شرایط امروز بلاروس دستگاه رفراندومی با مضمون: آیا حاضر هستید به ترکیب روسیه درآید، سازمان می داد! با وجود روحیه شدیدا ضد روسیه که در سنین پایین، و میانسالها وجود دارد، پاسخ از پیش روشن است و هیچ راهکرد دیگری از آن پس متصور نمی توان شد. همچنان اگر بلاروس را به حال خود رها کنیم، بدون تردید نیروهای طرفدار غرب کار دست روسیه خواهند داد. حتی طرح قانون اساسی پیشنهادی که در واقع همان رهکرد نظربایف در قزاقستان است، پس از حوادث قزاقستان خواب خوش از چشمان هیات حاکمه پراند، اینک بیم برگزاری رفراندوم الیگارشی حاکم را می آزارد، چراکه، مخالفان رژیم اکنونی، جملگی به مخالف این طرح برخاستند. شواهد خیابانی نشان می دهد که مردم نیز بشدت از رژیم حاکم عاصی و آشفته هستند، سیاستهای اقتصادی اخیر دال بر افزایش مالیات از کاسبکاران خرد، در راستای نوعی انتقامجویی از رخدادهای اگوست 2020 بخش بزرگی از جامعه را در برابر رژیم قرار داده، حتی ترفتند کارت تخفیف برای بازنشستگان، تنها بازنشستگان شهری را خوشنودکرد، ساکنان روستاها تا به این لحظه از ان بی بهره مانده اند. ترفند کارت فوق نیز سازکاری معیوب از کار درآمد.

همزمان با بحران اقتصادی، اخراج و بیکارکردن مخالفان رژیم از کار که رشد بی سابقه ای بخود گرفته است، این احتمال را می دهد که خشم مردم به مشت تبدیل شود، انگاه غرب به راحتی از آب گل الود ماهی خواهد گرفت. برچنین سناریو ای بلاروس به اکرائین دیگری برای روسیه تبدیل خواهد  شد.

براحتی می توان گفت که جنگ با اکرائین توهم است، چراکه؛ روسیه آن مناطق ثروتمند و صنعتی اکرائین را هماکنون در کنترل خود دارد. ارتش روسیه نمی تواند، توازن قوا و دخالت مستقیم ناتو در اکرائین و گستردگی ابعاد و عواقب انرا در محاسبات خود نبیند. ارتش اکرائین و روسیه، از یک روش جنگی برخوردار هستند، امری که ژنرالهای روس در نظر خواهند داشت. سرعت خروج آن از دایره جغرافیای اکرائین- روسیه، تبدیل آن به یک موضوع جهانی، که می تواند پایان جهان و تمدن کنونی گردد. اگر چنانچه جنگی رخ دهد روسیه عملا تنها می ماند، اما در جبهه مخالف از ناتو و سایر کشورها وارد کارزار خواهند شد، چین بعنوان پارتنر اقتصادی روسیه بدون شک بی طرف خواهد ماند، ما بارها نقش چین در مناقشات منطقه ای را دیده ایم، خنثی بوده است.

جنگ خودبخود مخارج هنگفتی نیز خواهد داشت، که در شرایط بحرانهای اقتصادی حال و آتی، در توان نه بلاروس و نه روسیه می باشد.

برپایه این شرایط جنگ زرگری، گزینه تصرف بلاروس نه بسبک کریمه بل بر ویژگی مختص به بلاروس در حال اجراست!

افزودن نظر جدید