‌حکومت نظامی در نظام بحرانی حکومت

دیگر اعتراضات و تظاهرات های گسترده در چهار گوشه کشور برای تورم افسارگسیخته دوباره شروع شده است که خود حاکمان نیز معترف هستند. از بلندگوهای نماز جمعه تا رسانه های حکومتی تمامی سعی خود را می کنند با نصیحت  این اعتراضات را بخوابانند و اگر راهی نیست با تهدید و سرکوب عملی این اعتراضات را همانند سالهای ۹۶ و ۹۸ خاموش کنند.

اخبار در اکثر شهرها یکی است، وجود گردان های نظامی با ماشین های آماده دستگیری به همراه نیروهای نوپو و لباس شخصی، این نیروی سرکوب برای بوجود آوردن رعب و وحشت و دستگیری هر معترض با شعار نصر بالرعب است.

اما این اعتراضات گره خورده با اعتراضات صنفی و خواست واقعی مردم، باعث شده تا اعتراضات پیش رو بسیار فراگیرتر و شعارها بسیار رادیکال تر بسوی خواست تغییر بنیادی در جامعه پیش برود. اگر در دهه شصت توانستند نیروهای عدالتخواه را به انگ های سیاسی تارومار کنند و در دهه هفتاد و هشتاد با شعار به خطر انداختن امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی به حاشیه برانند ولی جنبش عدالتخواهی در دهه نود مسیر دیگری دارد و شعارش همانی شده که در دوران مشروطیت می گفتند :

چو گویمت من از این انقلاب بد بنیاد / که شد وسیله ای از بهر عده‌ای شیاد

امروز بنیاد آن انقلابی گری که نتیجه اش برای چند درصدی ها و درماندگی اش برای بالای نود درصد جامعه رسیده است جامعه را به بحرانی ترین شرایط رسانده است. 

امروز همانند سال ۵۷ بلندگو در دست نیروی نوپو و خواهش و التماس برای نظم عمومی در مقابل جوانان، سالمندان و مردم جان به لب رسیده کارایی ندارد. امروز نمی توان نمایندگان کارگری را هر روز در میانه شب دستگیر کرد و با یک انگ زدن به خیال خود که  مسئله  را حل کرده اند جلوی اعتراضات مردم را گرفت، در حالیکه شیب اعتراضات هر روز تندتر می شود.

اعتراضات بخش آموزش و بازنشستگان و کارگران  ادامه دارد. اعتصابات بسیاری شکل گرفته است و این شرایط نیازمند یک همکاری و همدلی است که می توان از این بحران عبور کرد. می توان از یک حکومت نظامی به یک حکومت دموکراتیک رسید. می توان روی نیروی آگاه جامعه حساب کرد که تا به امروز تمامی نقشه های اتاق های فکر ضد مردمی را نقش بر آب کرده اند.

گرچه این روزها  لیست پاکسازی کارگران معترض از محیط های کارگری در دست حراست می چرخد و فکر می کنند با خلاصی از دست عده ای مشکل را حل کرده اند ولی شعارهایی که مطرح می شود بنیادی است و این اعتراضات سراسری است و مردم در کنار خواست های نان(رفاه اجتماعی) به عبارتی برابری اقتصادی و ریشه کنی فقر و استبداد، خواسته شان آزادی زندانیان و کرامت انسانی است. اگر حاکمیت این شرایط را مقطعی می بیند سخت در اشتباه است و باید به تاریخ حکومت هایی که مردم به حیاتشان پایان داده اند را بار دیگر مرور کنند چون که مردم در مسیر تغییر پیش می روند و این شعر زمزمه ی مستانه همه شده است

ساحل افتاده گفت:«گر چه بسی زيستم

هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم»

موج ز خود رفته ای، تيز خراميد و گفت:

«هستم اگر میروم گر نروم نیستم»

 

بخش: 

افزودن نظر جدید