بحران اوکراین چگونه آغاز و چگونه تحول یافت؟

بعد از فروپاشی شوروی ( ۱۹۹۱)  ناتو از زبان ریگان و کلینتون به دفعات قول گسترش نیافتن ناتو به سمت شرق (حتی یک اینچ) را به روسیه داده بود.  این قول ها نه  فقط در حرف - بلکه به گفته برخی از تحلیلگران  نظامی - سیاسی آمریکا، در آرشیوهای ناتو نیز منعکس است.  ولی در مدت زمانی کمتر از ۳۰  سال، جهان شاهد استقرار ماشین جنگی ناتو در شرق   و جنوب اروپا بود.  گسترش ناتو به شرق،  بعد از فروپاشی شوروی ب شکل موج های متوالی  آغاز گردید.  در سال ۱۹۹۹ لهستان، جمهوری چک و مجارستان به عضویت ناتو درآمدند.  در این اثنا (۱۹۹۹ )، یوگسلاوی به دنبال ۷۸ روز بمباران بی وقفه که در آنها از بمب های حاوی مواد رادیو آکتیو نیز استفاده شد، و بکارگیری گروههای ترور دست آموز غرب، متلاشی و تجزیه شد.  مدت زمان کوتاهی قبل از گردهمایی سران ناتو در استانبول ( ۲۰۰۴)، بلغارستان، استونی، لاتوییا، لیتوانیا، رومانی، سلوواکیا و سلوونیا به عضویت ناتو پذیرفته شدند.  در سال ۲۰۰۹ آلبانی، و کرواسی در سال ۲۰۱۷ مونتنگرو، و در سال ۲۰۲۰ مقدونیه ی شمالی به عضویت ناتو درآمدند. 

در سال  ۲۰۰۳ ، در گرجستان، در سال های  ۲۰۱۴ - ۲۰۰۴ ، در اوکراین، و در سال ۲۰۱۸  در ارمنستان، به دنبال انقلابات مخملی پی در پی که در همه آنها ناتو نقش کلیدی داشت، حکومت هایی روی کار آورده شدند تا  این کشورها بشکل "دموکراتیک" به عضویت ناتو در آیند.  روسیه تا سال  ۲۰۰۸ (دخالت در گرجستان) به علت ضعف، در هیچ کدام از تحولات فوق نتوانست عکس العمل مؤثری از خود نشان دهد.

در نتیجه مداخلات مسلحانه و بی وقفه ی ناتو، ناتو توانست، بطور کامل در بالکان مستقر شده، و خط جبهه آلبانی، مقدونیه، بلغارستان، رومانی و اوکراین را علیه روسیه بوجود آورد.  قصد ناتو بسیار آشکار تر از آن بود که احتیاجی به توضیح بیشتر داشته باشد.  ناتو محاصره روسیه را کامل می کرد تا بتواند ضربه نهایی را وارد، و کار روسیه را  که بر روی دریایی از منابع انرژی و منابع طبیعی نشسته و سدی در مقابل غارت آنها بوسیله سرمایه های مالی غرب است را یکسره کند.  چرا که روسیه با ۱۶۰ میلیون جمعیت، یک ششم کره خاکی را در اختیار دارد، و این از منظر اشتهای سیری ناپذیر سرمایه و الیگارشی مالی غرب غیر قابل قبول است.  الیگارشی مالی که در کمتر از  ۲ سال که جهان با فلاکت کووید دست و پنجه نرم می کرد، فقط در آمریکا، بیش از یک تریلیون دلار بر سودهای باد آورده خود افزوده، فربه شده، و سراز پا نمی شناسد. 

خطوط قرمز روسیه

 پوتین رهبر روسیه ، بارها و بارها در مورد خطوط قرمز روسیه به ناتو هشدار داد.  از جمله در کنفرانس امنیت مونیخ در سال 2007 چنین گفت: "گسترش ناتو هیچ ربطی به مدرنیزه کردن سیستم امنیتی اتحادیه اروپا ندارد. برعکس، عاملی است که نشان دهنده یک تحریک جدی و کاهش سطح اعتماد متقابل است. ما به طور مشروع حق داریم آشکارا بپرسیم که این گسترش علیه چه کسی انجام می شود. تضمین هایی که شرکای غربی ما پس از انحلال پیمان ورشو دادند چه شد؟  این تضمین ها کجاست ؟ آیا فراموش شده است ؟ با این وجود، من اجازه می خواهم که آنچه گفته شد را به حاضران در این جلسه یادآوری کنم. من می خواهم کلماتی را نقل کنم که در سخنرانی آقای ورنر، دبیرکل وقت ناتو، در بروکسل در 17 مه 1990 ایراد شد: «بیایید آماده باشیم که نیروهای ناتو را در خارج از قلمرو آلمان فدرال مستقر نکنیم، این کار به اتحاد شوروی تضمین های مطمئنی در مورد امنیت اش می دهد.» این تضمین ها امروز کجا هستند ؟"

تلاش های دیپلماتیک روسیه برای جلوگیری از جنگ

8 سال از کودتای ناتو با دست نئونازی ها در اوکراین که سناتور مک کین و ویکتوریا نولاند معاون وزارت خارجه آمریکا علنا آن را سازماندهی کرده، و صحنه گردانی کردند (2014) و آنرا "انقلاب میدان" نامیدند، گذشت.  در این میان، توافقات مینسک -1  بین روسیه و اوکراین با میانجیگری "سازمان همکاری و امنیت اروپا" (سپتامبر 2014)، و مینسک - 2  با وساطت، فرانسه، آلمان، و بلاروس که بین حکومتهای دونباس و اوکراین دایر بر برگزاری رفراندوم برای ماندن و یا جدایی و استقلال حکومت های دنباس، و احترام به نتایج رفراندوم، زیر پا گذاشته شد.  در مدت 8 سال  بیش از 14 هزار نفر از شهروندان روسی تبار دونباس بر اثر بمباران و گلوله بارانهای نئو نازی ها به قتل رسیدند، زیرا آنها زیر بار حکومت کودتای نئونازی ها در کی یف نرفتند.  تلاش های مکرر روسیه در توضیح نگرانی های امنیتی خویش و نیز ترسیم خطوط قرمز روسیه گوش شنوایی نیافت. درخواست های امنیتی روسیه در دسامبر 2021 که به شکل کتبی به کشورهای عضو ناتو و آمریکا داده شد، رد شد.  ناتو با فشار و تهدید ، توافق اوکراین با روسیه را که یک روز قبل از مداخله روسیه بدست آمده بود را از بین برد، و سپس توافق اوکراین با روسیه که در استانبول صورت گرفته بود، و زمینه را برای دیدار رهبران دو کشور و امضای قرارداد صلح فراهم کرده بود و قرار بود به امضای رهبران دو کشور برسد، بهم زد.  هدف ناتو از این همه کارشکنی در راه توافق و صلح  حکومت اوکراین با روسیه چه می توانست باشد؟

زلینسکی، نئونازی ها و ناتو

پیروزی انتخاباتی زلینسکی در 21 آوریل 2019 ( 73%) امید های جدی برای صلح با روسیه و بیطرفی اوکراین بوجود آورد. چرا که او را با کمپین انتخاباتی صلح با روسیه و بیطرفی اوکراین، که خواست مردم اوکراین بود، بر سر کار آوردند.

نقش نئونازی ها در اوکرائین مانند نقش کنتراها در آمریکای مرکزی برای آمریکاست.  آمریکا سالها  آنها را در خاک آمریکا، در آمریکای لاتین و جزایر اقیانوس آرام آموزش داده، تامین مالی کرده، و برای این روز آماده کرده و روی صحنه آورده بود.   شبه نظامیان نئونازی در اوکراین دست در دست افسران اطلاعاتی آمریکا و انگلیس، دولت، ارتش، دستگاههای امنیتی و زلنیسکی را همچون بازیچه ای در جهت مقاصد خود، هدایت می کنند.  زلینسکی کمدینی است که فقط نقش رئیس جمهوری اوکرائین را خوب ایفاء می کند، و تماما فاقد اراده مستقل است.  از این منظر، حکومت اوکراین وظیفه پیشبرد جنگ وکالتی علیه روسیه،  به نیابت از طرف ناتو را بجا می آورد.  جنگی بر علیه منافع و مصالح ملی اوکراین که حاصلی جز ویرانی کشور و آوارگی میلیون ها انسان نخواهد داشت.

طرح و نقشه گسترش به شرق ناتو، با هدف تسلط برروسیه  انجام گرفته و می گیرد.  برای رسیدن به هدف فوق، آمریکا خواهان سازش و صلح بین اوکراین و روسیه نیست و برای بهم زدن صلح و سازش به هر اقدام و توطئه ای نیز متوسل می شود.  سرازیر کردن سیل سلاح های سنگین و پیشرفته، گروههای ترور و مزدوران خارجی به اوکراین با همین قصد صورت می گیرد.  در حقیقت ناتو، هم آغازگر و ادامه دهنده  جنگ، و هم مانع عمده صلح  در اوکراین است.

واقعیاتی که در فوق بدان اشاره کردیم مورد تایید و تاکید بسیاری از مقامات بلند پایه سیاسی - نظامی ناتو است،  از جمله:

-  فرمانده سابق ارتش های جنوب ناتو، ژنرال ایتالیایی "فابییو مینی" (Fabio Mini)  در مورد حوادث  اوکراین مصاحبه ای با روزنامه ایتالیایی  L, Anti Diplomatico انجام داده، و با لحن شدیدی، گفتمان یکطرفه و تبلیغات دروغ رسانه های جریان اصلی غربی را به باد انتقاد گرفته است.  او در این مصاحبه می گوید:   "نئو نازی ها از طرف غرب آموزش داده شدند، و بعد از کودتای "میدان" به بخشی از حکومت و ارتش اوکراین تبدیل شدند.  ناتو 24 سال است که بدون وقفه سیاست محاصره روسیه را دنبال می کند.  حکومت کی یف تا آستانه قتل عام شهروندان روسی زبان اوکراین پیشرفت، و اگر از این حرص خود منصرف نشود، نمی تواند نجات پیدا کند".  نقطه نظرات عمده فابییو مینی در این مصاحبه بطور خلاصه چنین است:

-  جنگ اوکراین را آمریکا آغاز کرد.

-  آمریکا با تبدیل اوکراین به تخته پرش، قصد محاصره روسیه را داشت.

-  گسترش مدام ناتو به شرق یک تحریک بی وقفه است.

-  "مقاومت" در اوکراین را نئو نازی ها سازماندهی می کنند.

-  اگر اوکراین از حرص خود منصرف نشود، نمی تواند کشور را نجات دهد.

-  ما باید به عقلانی کردن رفتار اوکراین کمک کنیم، نه تسلیح آن.

- "هلال کاپلان" ستون نویس روزنامه "صاباح" (Sabah) ترکیه، گزارش افشاء شده ی سفیر سابق آمریکا در روسیه و رئیس کنونی سازمان سیا "ویلیام بیرنز" در مورد عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو را منتشر کرد که بوسیله ویکی لیکس افشاء شده بود.  در این گزارش، از زبان ویلیام بیرنز چنین آمده:  

" انتظارات اوکراین و گرجستان از ناتو، نه تنها روسیه را نگران می کند، بلکه از منظر نتایج ثبات در منطقه نیز بسیار نگران کننده است.  روسیه تنها محاصره شدن و تضعیف تاثیر خود در منطقه را احساس نمی کند، بلکه در عین حال، منافع امنیتی خود را بطور جدی در خطر دیده و از نتایج غیر قابل کنترل و پیش بینی نشده آن نیز می ترسد.  طبق نظر متخصصین، روسیه بویژه از یک جهت احساس نگرانی می کند، که عبارت از، شکاف عمیقی است که عضویت اوکرائین در ناتو در جامعه اوکراین بوجود خواهد آورد.  زیرا، روس تباران اوکراین شدیدا مخالف این عضویت اند، و این مسئله در بدترین احتمال سبب جنگ داخلی خواهد شد.  اگر این اتفاق بیافتد، روسیه مجبور خواهد شد که تصمیم بگیرد تا در اوکراین مداخله کند و یا نکند.  این موضوعی است که روسیه نمی خواهد با آن روبرو شود".

هلال کاپلان می نویسد:  "چند هفته قبل از مداخله روسیه در اوکراین، نیروهای ناتو همراه نیروهای انگلیس و فرانسه در استونی - به فاصله دو ساعت از مرز روسیه - مانور نظامی بزرگی انجام دادند و به هشدار روسیه توجهی نکردند.  داستان اوکراین آنطور که نقل می شود، یک مسئله یک طرفه نیست.  ناتو آگاهانه روسیه را تحریک کرد.

- فرمانده سابق ضد اطلاعات ستاد ارتش ترکیه، دریادار "سونر پولات"  Soner Polat که در سال 2019 درگذشت، در کتاب خود، "نقشه راه استراتژیک برای ترکیه" درباره اوکراین می نویسد:

"اگر غرب بتواند با تمام نهادهای خود در اوکراین مستقر شود، فروپاشی روسیه آغاز می گردد!  به این دلیل، روسیه بخاطر اوکراین هر چیزی، حتی احتمال جنگ را نیز به جان می خرد".  

چاپ اول این کتاب در سال 2015 منتشر شد.  امروز در سال 2022 تسویه حساب ژئوپلیتیک بین آسیا و سیستم های غربی به این نقطه رسیده است، قبول احتمال جنگ با غرب.  سونر پولات ادامه می دهد:

" منطقه خودمختار کریمه در سال 1954 به عنوان یک ژست به اوکراین داده شد.  در حالی که کریمه از منظر روسیه دارای اهمیت حیاتی بسیاری است. زیرا، ناوگان دریای سیاه روسیه در سواستوپل مستقر است.  سواحل دریای سیاه از لحاظ ساختار جغرافیایی برای استقرار ناوگان روسیه مناسب نیست.  فقط کریمه است که دارای ساختارها و مختصات جغرافیایی مناسب برای استقرار نیروی دریایی روسیه است.  به این دلیل، روسیه از کریمه صرف نظر نمی کند.  زیرا، صرفنظر کردن از کریمه به معنای صرفنظر کردن از ناوگان دریایی خود است!  اگر اوکراین تحت کنترل غرب درآید، کریمه باز هم با خطر روبرو خواهد شد.  از این رو، روسیه نمی تواند اجازه دهد که کریمه تحت حاکمیت یک قدرت رقیب درآید".

اسکات ریتر(Scott Ritter)  تحلیل گر نظامی آمریکایی، و بازرس تسلیحاتی سابق سازمان ملل در عراق که به علت افشاگری هایش در مورد اوکراین، تخصص، و پایبندی اش به حقیقت، به مرجع قابل اعتمادی در مورد حوادث اوکرائین در جهان تبدیل شده است، در مصاحبه با روزنامه "آیدینلیک" ترکیه، می گوید:

" پوتین از سال 2007 می گوید، گسترش به شرق ناتو غیر قابل قبول است، و تاکید می کند که این خط قرمز روسیه است.  در فوریه 2019 سفیر آمریکا در روسیه ویلیام بیرنز برای توضیح خط قرمز روسیه در اوکراین، نامه هشدار دهنده ای با عنوان، "نه، به معنای نه، است" نوشت.  اگر اینکار را ادامه دهیم، یعنی اوکراین را به عضویت ناتو قبول کنیم، نتیجه اش عملیات نظامی روسیه  خواهد بود که در  آن صورت، اوکراین، دنباس و کریمه را از دست خواهد داد.  اگر ما در فوریه 2019 این را می دانستیم، چرا در این جهت اصرار کردیم؟  زیرا فکر کردیم پوتین بلوف می زند.  پوتین بلوف نمی زند.  بخاطر بیاورید، روسیه در دسامبر سال گذشته {2021} برای سازش، طرح های پیشنهادی کتبی خود را ارائه داد، و گفت اگر توجهی به این طرح های پیشنهادی نکنید، مجبور خواهیم شد تا به ابزار های نظامی متوسل شویم، که به معنای جنگ بود.  همه گفتند، اهمیتی نخواهیم داد، پوتین بلوف می زند، جرات آنرا ندارد. نمی تواند، زیرا از تحریم ها می ترسد".  در حالی که پوتین از هیچ چیزی نمی ترسد.  پوتین کسی نیست که بدون حساب و کتاب عمل کند.  پوتین یلتسین نیست".

"روسیه خواهان صلح است، روسیه نمی خواهد اروپا را کنترل کند، روسیه نمی خواهد ناتو را نابود کند.  روسیه می خواهد تا ناتو ساختار نظامی خود را به مرزهای 1997 برگرداند.  اگر واحد های نظامی آلمان از استونی، واحد های نظامی فرانسه از لیتوانی، و واحدهای نظامی آمریکا از لهستان عقب نشینی کنند، روسیه خوشحال خواهد شد.  زیرا در آن صورت روسیه دارای یک کریدور امنیتی، و یک منطقه حائل خواهد بود، و مجبور نخواهد بود تا میلیارد ها دلار برای نگهداری یک ارتش متعارف هزینه کند، که به معنای هزینه ی این منابع برای بهبود وضع زندگی شهروندان عادی روسیه است.  تنها خواست روسیه این است، آمریکا هم باید آن را قبول کند.  اجازه دهیم روسیه، روسیه، چین، چین و ترکیه، ترکیه باشد.  منظورم این است که ما کی هستیم که به خود اجازه می دهیم  که به  دیگران بگوییم که  چگونه باید زندگی کنند؟  ما باید بر روی زندگی خودمان متمرکز شویم.  باور کنید،  ما در آمریکا دارای مشکلات زیادی هستیم.  در اینجا زندگی می کنم.  مشکلات بیشماری در اینجا داریم.  آمریکا باید روی مشکلات خود متمرکز شود."

جنگ ادامه سیاست با ابزارهای متفاوت است

مداخله، و یا به عبارت صحیح تر، "عملیات ویژه" روسیه در اوکراین، بعد از شکست تمامی تلاش های سیاسی - دیپلماتیک روسیه برای حل بحران اوکراین از طریق صلح آمیز آغاز گردید.  چرا که حل مسئله از طریق گفتگو و دیپلماسی به بن بست رسید.  زیرا به محاصره مسلحانه روسیه بوسیله ناتو نمی شد از طریق دیپلماسی و گفتگو و یا خواهش و تمنا خاتمه داد.  روسیه با تمام رهبران ناتو، آمریکا، آلمان، فرانسه ... سالها در حال مذاکره بود، ولی ناتو راضی به کوتاه آمدن و توقف گسترش به شرق، یعنی وارد شدن به حریم امنیتی روسیه نبود.  ناتو، روسیه را در مقابل انتخاب کردن بین تسلیم و فروپاشی، و یا دفاع مشروع از موجودیت خود (جنگ) قرارداده بود.

قبل از مداخله روسیه، بیش از 250 هزار نفر از نیروهای ارتش اوکراین با حمایت و هدایت مستقیم افسران بلند پایه ناتو آماده حمله به دنباس و کریمه بودند.  (امروز تعدادی از این افسران ناتو در زیر زمین های مجتمع فولاد آزوف گیر افتاده اند).  تمامی مانور های نظامی ناتو در بیخ گوش مرزهای  روسیه با این هدف صورت می گرفت.  ابعاد سلاح های تهاجمی بسیار پیشرفته، همراه آزمایشگاه های  بیولوژیکی ناتو در شرق اوکراین که در هفته های اول مداخله روسیه بدست ارتش روسیه افتاد واقعیت انکار ناپذیر آمادگی حمله به دنباس و کریمه را ثابت می کند.  روسیه نمی توانست منتظر حمله اوکراین (ناتو) بماند تا ثابت کند که قصد اشغال و تسلط بر اوکرائین را ندارد.  جنگ واقعی بین روسیه و ناتو سال ها قبل از مداخله روسیه آغاز شده و با حدت نیز ادامه داشت.  آغاز جنگ اوکراین به کودتای میدان در سال 2014 و حتی دورتر، به زمانی که پیمان  ورشو منحل شد بر می گردد.  موقعی که ناتو با وجود از بین رفتن فلسفه وجودی اش، پا برجا ماند و هر روز بیشتر از پیش  گسترش یافت.

در واقع آنچه اتفاق افتاده است، عبارت از این است که، روسیه در اثنای جنگ، دست به یک ضد حمله زده است.  تمام سر و صدای ماشین تبلیغاتی و جنگ روانی رسانه های غرب  که یک شبه بیاد حق حاکمیت اوکراین افتاده اند، ناشی از شوکی است که به تصورات و خیال بافی های  آنها وارد شده و آنها را دچار سرگیجه کرده است. 

حال برگردیم به سوالی که در ابتدای نوشته مطرح کردیم.   آیا عکس العمل روسیه نقض حق حاکمیت اوکراین است؟  آیا  برای روسیه، انتخابی جز تسلیم شدن ویا اقدام پیشگیرانه باقی مانده بود؟  اگر باقی مانده بود، در آن صورت آنهایی که هم با "تجاوز" روسیه و هم با توسعه طلبی و جنگ افروزی ناتو "مخالف" بوده، و هر دو را "محکوم " می کنند، که یاد آور سابقه مواضع به ظاهر فوق انقلابی و در واقع بغایت بزدلانه این جریانات در قبال تجاوز، اشغال، جنایات و ویرانگری های آمریکا و ناتو در افغانستان، عراق، سوریه و لیبی و محکوم کردن همزمان قاتل و مقتول است، باید آن را توضیح دهند!

مسلما هر نیرویی که طرفدار صلح باشد، در درجه اول باید خواستار برچیدن بساط ناتو به عنوان بازوی مسلح توسعه طلبی امپریالیسم غرب، باشد.

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

با تشکراز مقاله روشنگرانه اتان . اما بعید میدانم که این واقعیت های مسلم به گوش به اصطلاح چپ هایی برود که حتی از بکار بردن کلماتی چون سرمایه داری و امپریالیسم در گفتار کلامی و نوشتاری خود ابا دارند!