جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی با رفیق مهدی فتاپور یکشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۱

فایلهای صوتی جلسه پرسش و پاسخ تلگرامی یکشنبه ۱۵ خرداد ۱۴۰۱ - ساعت ۲۱ به وقت ایران موضوع جلسه: " نگاهی به شریط حاکم بر جهان و تاثیر آن بر ایران " میهمان جلسه: ر. مهدی فتاپور در کانال تریبون سرزمین من و گروههای مختلف تلگرامی از جمله گروه تلگرامی به یاد رفیق رئیس دانا، برای اتحاد عدالتخواهان لینک زیر: https://t.me/+rC-StPOeVZ84N2Ix

سوالات مطرح شده در جلسه تلگرامی  با مهدی فتاپور  

  • ·      با درود و خوشامد به شما _ شما مناسبات کنونی جهان را با امپراتوری  سرمایه مالی ارزیابی می کنید  و در عین حال که به درستی میگویید جهان دوقطبی گذشته نیست و امریکا قدرت مسلط نیست و به عبارتی سرکردگی امپراتوری جهان را ندارد و کسی به حرفش گوش نمی کند  با این نظر اولا قدرت دلار را برمناسبات اقتصادی جهان سرمایه داری چگونه توضیح می دهید و دوم اینکه چطور می توانید تبعیت کشور های سرمایه داری از سیاست های امریکا علیه دیگران از جمله اعمال جنگ اقتصادی با حربه تحریم را توضیح دهید و در نهایت نقش امریکا در ناتو را  با اعمال نفوذ امریکا و سرکردگی آن در این پیمان چگونه ارزیابی می کنید ؟
  • ·      خسته نباشید لطفن فرق بین جهانی شدن و جهانی سازی را بفر مایید در ضمن بفر مایید که چرا نیروی کار و دستمزد جهانی نمی شود  سپاس
  • ·      تاثیر تورمی که الان بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی با آن روبرو هستند بر شرایط امروز ایران چیست؟
  • ·      سلام رفیق فتاپور شما اگر اشتباه نکنم بیشتر نگاهتون به جهان و تاثیرپذیری و الگو برداری از آن برای کشورهای نظیر ایران است آیا این نگاه باعث نمیشه تحلیل مشخص از شرایط مشخص در داخل نداشت و چون ذهنیت رو برعینیت می نشناید امکان برقراری ارتباط وسیع با مردم از چپ گرفته می شود؟آیا این نگاه باز امکان طرفداری ازیک گرایش مسلط جهانی رو به یک گرایش دیگر ترجیح نمیدهید  و خارج از منافع ملی به بک طرف نزدیک و از یک طرف دیگر دورمی شوید؟
  • ·      آیا دیدن به شکل قطب بندی باعث نمی شود فرصت به سرمایه بدیم که مردم رو در این قطب بندیها سرگرم و از تغییرات اساسی در کشورهای پیشرفته فاصله گرفته شود و به جای سوسیالیسم که به نظر من نتیجه رشد و پیشرفتگی سرمایه داری است و زمینه آن در کشورهای پیشرفته سرمایه داری ست به شکل شعاری در کشورهایی نظیر روسیه وبه شکلی که اقتصاد دولتی است و سوسیالیسم نیست شبه سوسیالیسم برقرارشه که نتیجه مطلوبی به همراه نداشته
  • ·      ایاشکل واقعی یک جهان با تضادهای بهینه شده در هر جامعه  نیست ودر هر کشوری سمت وسوی حرکت روبه رشدش متفاوت در جایی زمینه گرایش سوسیالیستی سمت و سوی آن ودر جای دیگر حرکت به سمت دمکراتیزه شدن سمت وسوی آن است؟
  • ·      درک دیالکتیکی از پدیده ها یعنی پذیرش تغییر مداوم آنها - اینکه حیطه های جغرافیای سرمایه تغییر کرده باشد که خوب قبل درک است و قابل پذیرش - ولی ماهیت سرمایه داری یا امپریالیسم که فرقی نکرده است . اینطور نیست ؟
  • ·      نوع ‌روابط ‌جدید ‌‌استثماری‌ نیست؟ آیا‌ ویژگیهای‌ امپریالیسم ‌تغییرکرده است ؟
  • ·      جهانی سازی چقدر با تعریف لنینی امپریالیسم که گسترش سر مایه مالی است،چقدر  هما هنگی می بینید در ضمن جهان را چند قطبی ارزیابی می کنید یا نه ؟ جای چین ویتنام کوبا و کره شمالی و...در کدام قسمت این جهان و چه اردوگاهی تعریف می شود و در جهانی سازی  این جبهه چه نقشی دارند؟
  • ·      با توجه به تشدید عملکرد نئولیبرالیسم در سطح  جهانی و از طرفی رشد نئو فاشیسم و ضرورت مبارزه جدی نیروهای چپ  بصورت متحدتر و منسجمتر آیا وقت آن نرسیده که نیروهای چپ از اختلاف بر سر نیاز به انقلاب و بحث بر سر وجود نبرد طبقاتی در جامعه دست بکشند و بصورت جدی مبارزه کنند؟
  • ·      اکنون در جهان شاهد هستیم که قدرت عظیم اقتصادی چین به سرمایه دارهای همه کشورها پیشنهاد روابطی برد-برد را داده که برای سرمایه داران کشورها جذاب بوده. در منطقه ما کشورهای خلیج فارس و پاکستان که متحدان دیرینه غرب بودند، تمایل خود را به چین دارند نشان می دهند. بنظر می رسد سرمایه داری ایران هم تمایل به چین پیدا کرده هرچند سرمایه داری دلال غرب در ایران بشدت مقاومت می کند. بنظر شما آیا این تمایل سرمایه داری ایران به چین می تواتد برای رشد صنعتی کشور مفید باشد و مورد جمایت مردم قرار گیرد؟
  • ·      آیا بعد از جنگ اوکراین همچنان معتقد هستید که قدرت نظامی اقتصادی آمریکا همچنان توان ضربه زدن به هر کشوری را که بخواهد دارد؟
  • ·      برلوسکونی گفت روسیه از غرب منزوی شد و غرب از کل جهان.  بنظر شما آیا این به آن معناست که غرب به سیاست خود در قبال روسیه و چین نمی تواند ادامه دهد؟
  • ·      بادرود وخسته نباشید موضع گیری احزاب کمونیست کارگری و چپ و دیگر نیروها در دو جبهه در جریان اوکراین چگونه ارزیابی می کنید؟
  • ·      نظام سرمایه داری هر گاه احساس کند، منافعش در خطر است با حفظ ماهیت، پوست اندازی می کند و در بهره کشی تغییر شکل می دهد. با دادن امتیاز خیلی کم به طبقه کارگر ،بقاءی خود را تداوم می بخشد. بنظر شما با پیروی از این سیاست، در چه فرایند ودر چه زمانی سرمایه داری به سوسیالیسم ارتقاء خواهد یافت؟
  • ·      با سلام ، شما معتقد هستید که عملکرد روسیه در ارتباط با اوکرایین ، باعث رشد نیروهای راست و از جمله ناتو شد. آیا فکر میکنید که اگر روسیه دست به این اقدام نمیزد ، نیروهای راست رشد نمیکردند و بر علیه منافع ملتها و کشورهای ضعیف عمل نمیکردند؟ لطفا با توجه به اینکه اکنون بیش از ۱۰۰ روز از جنگ اوکرایین میگذرد و خیلی مسائل مربوط به نیروهای راست و فاشیست و نقش ناتو و … مشخصتر شده ، توضیح بفرمایید که اگر روسیه این اقدام را نمیکرد ، نقش امپریالیسم و سرمایه‌ داری جهانی چگونه میبود . با تشکر .
  • ·      حوزه ی کنشگری راست افراطی را در دوران گلوبالیسم منطقا نمی توان به اقلیم خاصی منحصر کرد.
  • ·      به نظر شما عملکرد این جریان در روسیه و رابطه ی سیاست حاکم بر روسیه با جریانات راست افراطی چگونه است؟ آیا می توان ادعای روسیه مبنی بر عملیات ویژه برای نازی زدایی را باور کرد؟
  • ·      با درود حضورمهمان گرامی وادمین های عزیزوهمراهان محترم...رفیق فتاپور..همانطورکه میدانیم...در۶۰سال گذشته جهان دوقطبی بود..سرمایه داری وسوسیالیستی سپس راه رشدعیرسرمایه داری..وحضوراحزاب چپ دراین موضع.که این تزشکست خورد واردگاه سوسیالیسم هم درابعاداقتصادی نتوانست با موفقیت ورفاه پیش رود..وکشورهای..چین..و..البانی وفکارمختلف چپ...نتوانستندجایگاه مردمی بین مردم جامعه خودداشته باشندودرروشنفکری ماندند......باتوجه به این وضعیت اقتصادی سیاسی اجتماعی جهانی هنوزمیتوان جهانی شدن رامطرح نمود؟متاسفانه احزاب چپ درمیان اجتماع خود...درپشت مردم جامعه خودگام برمیدارند..ونطام جهانی سرمایه داری..همچون موریانه جهان رافراگرفته.....پس جهانی شدن چه هدفی برای پیشرفت طبقه کارگری حهانی چه برنامه ای دارد؟سپاس ازحضورتان
  • ·      درود شکل سیاسی یا محبوبیت مردم و یا نبود محبوبیت حاکمیت کشورها تحلیل ساختار اقتصادی و صورت بندی اقتصادی کشورها نیست، که در سخنان شما چند بار شنیده شد؛ لطفن دقیق بفر مایید که ویتنام کشور سر مایه داری است یا نه ؟   سپس ساختار اقتصادیش چیست؟ هم چنین، چین و کوبا؛ جای این کشورها در جهانی سازی نیولیبرالیسم کجاست ؟ ‌ سپاس
تصویری-صوتی: 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آقای فتاح پور نیاز نبود این همه پر گوی کند ؛ آن هم در باره مسایل بدیهی‌ . خود این پر گویی نشانی‌ از پیچاندن بحث هست . همه این حرف‌ها فوقش در ۲۰ دقیقه جمع و جور میشد . چون موضع ندارند دیگران رو دعوت به وسط ایستادن می‌‌کند تحت پر طمطراق ( چپ ) یک جریان کم زور ... آنچه که در بحث غایب است استعمار - نئو استمار و فرا نئو استعمار است . راستی‌ در مورد لیبی‌ چه خبر؟ هنوز پای تبریکتان هستید ؟؟؟

در اظهار نظرم در مورد سخنان دوست عزیز مهدی فتاپور، تنها به سه مورد عمده اشاره کردم و از اظهار نظر در موارد حاشیه ای دیگر (ناتو تا قبل از حمله روسیه رو به ضعف بود! الیگارشی روسیه- فرزند الیگارشی امپراطوری سرمایه؛ «دیو-دیو» جنگ و نقش رسانه‌ها در این امپراطوری؛ «وضع بهتر»! کارگران در عصر این امپراطوری و غیره) اجتناب کردم. شاید فرصت مناسبی برای گفتگو پیش آید تا به شیرازه دیدگاه‌های ایشان در این زمینه پی‌ببریم.

برداشت دوم
- تصریحات متعدد ایشان همچنین حاکی از اینست که «جهانی‌سازی» نئولیبرالیستی «به طور خود‌به‌خودی رخ‌داده» است. این برداشت یعنی اینکه در جهان، بنگاه‌های تولیدی، مالی و بانکی فارغ از هر چارچوب و مقرارتی در عرصه جهانی و ملی عمل کرده‌اند و این فارغ از هرگونه تصمیم، قرارداد، قوانین و مقررات، ضمانت اجرایی و اعمال مجازاتی در سرپیچی از آنها رخ داده است. این بر خلاف همه واقعیات‌های مدون و مستند دنیای سرمایه‌داری از دهه هفتاد میلادی تا کنون است. یعنی می‌بایست همه اینها از حافظه ما در پی‌ریزی نئولیبرالیسم و جهانی‌سازی حذف شده باشد:
جداسازی دلار از طلا و تبدیل آن به حاکم مطلق بر معاملات جهانی بخصوص انرژی؛ پی‌ریزی تئوریک نئولیبرالیسم و اجرای آزمایشگاهی آن پس از کودتای نظامی در شیلی؛ کاهش شدید مالیات بر شرکت‌های بزرگ و آغاز مقررات‌زدایی از فعالیت‌های بانکی-مالی و آغاز تغییر قوانین کار به ضرر اتحادیه‌های کارگری و کاهش نقش دولت در تأمین اجتماعی، بهداشت و درمان، آموزش رایگان در همه سطوح، و خصوصی سازی گسترده و بدون محدودیت با روی کار آمدن ریگان در امریکا و تاچر در انگلستان؛ گسترش و اعمال چنین تغییراتی در سایر کشورها با تشویق‌های مالی و مقررات صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و در صورت لزوم با فشار سیاسی-نظامی و استفاده از تحریم، انسداد و مصادره منابع مالی و اموال سایر کشورها؛ تشکیل موسسات بین‌المللی تجارت آزاد؛ مقررات زدایی و یا ایجاد مقرراتی برای خروج سرمایه و سرمایه‌گذاری در کشورهایی با حداقل دستمزد و حداقل مقررات به قیمت تعطیل گسترده موسسات تولیدی-صنعتی و بیکاری و مشکلات اجتماعی گسترده؛ ایجاد مناطقی برای فرار از مالیات؛ اعمال قدرت و دخالت نظامی با بیش‌ از ۸۰۰ پایگاه نظامی در سراسر جهان برای اجرای اراده این امپراطوری، و بسیاری موارد دیگر.
برداشت سوم
- «جهان یک قطبی هم وجود نداشته است» یعنی پس از فروپاشی وجود این واقعیات را هم انکار کنیم: اعلام پیروزی در جنگ سرد و پایان تاریخ؛ بدمستی امپراطور در سراسر جهان و اعلام استراتژی تسلط بلامنازع در همهٔ عرصه‌ها، گسترش پایگاه‌های نظامی، گسترش ناتو به شرق با افزودن ۱۴ کشور جدید و گسترش حیطهٔ عملیاتی‌اش به سراسر جهان، و تجاوز به یوگسلاوی، افغانستان، عراق، سومالی، لیبی، سوریه…، تقویت و تسلیح انواع و اقسام گروه‌های تروریستی چچن، تاجیک، اویغور، سوری، کرد، عرب و…. بر علیه کشورهای نافرمان؛ نقض همه‌ی قوانین منشور ملل متحد؛ دخالت فاحش در امور داخلی کشورها و نقض حاکمیت ملی آنها؛ نپیوستن یا خروج از دادگاه بین‌المللی، معاهدات خلع سلاح بیولوژیک و شیمیایی و کنترل سلاح‌های استراتژیک؛ اعمال مقررات کاپیتولاسیون در همهٔ کشورهای دارای پایگاه نظامی؛ در سال‌های اخیر، نقض همهٔ اصول سرمایه‌داری در تجارت آزاد، مالکیت خصوصی و ملی سایر کشورها، خروج یکجانبه از تعهدات و پیمان‌های بین‌المللی، اعمال تحریم‌های یکجانبه و تحمیل آن به سایر کشورها و….. که از قضا همه برای جلوگیری از روند فرارویی جهان به چندقطبی شدن بوده است.

از اینکه آقای فتاپور در سخنان‌شان به بسیاری از واقعیت‌های جهان امروز به درستی اشاره کردند، در ضمن منادی گفتگو و تبادل نظرند، و طالب بررسی جهان امروز آنچنان که هست، بسیار خرسندم. آنچه مسلم است واقعیت‌های بیان شده آنقدر آشکار است، که حتی کارشناسان هوشمند امپراطوری سرمایهٔ مالی هم به آن معترفند و هشدارهای لازم را داده و می‌دهند. اما پس از گوش‌کردن به گفتار ایشان با دقت تمام، شنونده، مستقیم یا غیر مستقیم به نتایج زیر می‌رسد یا به وی القا می‌شود (البته شوک بزرگ نسبت دادن دیدگاه «چپ» به این سخنرانی است- به جای، زبانم لال، دیدگاه طیف جمهوریخواه و پذیرنده شرمندهٔ هژمونی امپراطور):
برداشت اول
- مهم‌ترین سئوال پاسخ داده نشده در گفتار ایشان اینست: بر این امپراطوری سرمایه (مالی) مسلط بر جهان، کدام کشور حکمرانی و تلاش می‌کند ارادهٔ خود را بر دیگر کشورهای جهان با دیکتاتوری تمام تحمیل کند؟ بر سیستم سرمایه‌داری از یک شرکت کوچک تا سطح جهانی، آنکه سرمایه‌اش بیشتر است حکم می‌‌راند و باقی باید فرمانبری کنند این یعنی دیکتاتوری سرمایه که هیچگونه دمکراسی درچارچوب موسسات تولیدی، بانکی، اقتصادی و مالی را ماهیتا نمی‌تواند بپذیرد. سلسله مراتب حاکم بر این سیستم هم به امریکا ختم می‌شود. حاکم مجازی مطلق بر این سیستم هم سودآوری هر چه بیشتر، نفع فردی و فردگرایی افراطی است. در این عرصه دمکراسی، حقوق بشر، انسانیت، عدالت، برابری فرصت‌ها، منافع جامعه، صلح، حفظ محیط زیست و…هیچ نقشی ندارد مگر آنکه در عرصه محلی، منطقه‌ای، ملی و جهانی قوانین، مقررات و معاهدات محدود کننده، و دولتی‌ باشد که حداقلی از اینها را تامین کند. در هرصورت دو اصل سودجویی و حکمرانی سرمایه‌دار عمده مسلط است. بنابراین امریکا، به عنوان حاکم مطلق این امپراطوری که هیچ قدرت روبه رشد مستقلی را نمی‌پذیرد، انگار در ضمیر ایشان وجود ندارد (از صمیم قلب امیدوارم چنین نباشد). هیچ امپراطوری‌ای بدون امپراطور در تاریخ جهان وجود نداشته و برپا نمانده است. این بزرگ‌ترین چالش جهان امروز است که پس از فروپاشی سیستم سوسیالیسم واقعا موجود به سوی تثبیت دنیای چندقطبی، برقراری حداقل دمکراسی و حقوق برابر کشورها در عرصهٔ بین‌المللی در چارچوب منشور ملل متحد (نه نظم مبتنی بر قانون امپراطوری امریکا) پیش می‌رود و با حاکمیت امپراطوری امریکا در تضاد افتاده است.