احیای برجام با تشدید فشار جهت رویارویی با ایران تناسبی ندارد.

آنچه که میخوانید، ممکن است باعث خوشایند کسانی شود و شاید مسبب ناخوشایندی دگرانی گردد، بهرحال نوشته حاضر میداند ،اهالی خوشایند – مخالفان برجام – را تا مسیری همراه خود خواهد داشت، و از سوی دیگر باعث تکدر خاطرو ناهمراهی موافقان برجام میشود ، بهر حال قلم سر آن دارد که یکه تازی و سلطه گری امپریالیسم آمریکا و متحدان و اذنابش در مورد برجام را زیر ذره بین برده، تا خوش باوران به لیبرال دموکراسی بخود آیند ، که امپریالیسم همان است که بوده ، و این لایه هایی از چپ هستند که میثاق از سوسیالیسم گسسته اند ، و گمان می برند ، که سرمایه داری عنان گسیخته نئولیبرالی سیمای انسانی به خود گرفته است . برجام با روی کار آمدن دونالد ترامپ پاره شد ، و سپس در محاق سلطه طلبی آمریکا گرفتار آمد، با راهیابی جو بایدن کاندیدای دموکراتها به کاخ سفید، دوباره امیدی شکل گرفت ،که شاید مناقشه هسته ای 19 ساله ایران و غرب ، بدست دمکراتها فرجام خوش خواهد یافت ، و جو بایدن احیای برجام را دنبال خواهد کرد ، و نقش موثر در توافق مورد رضایت دو طرف خواهد داشت . اما هر روز که از عمر سیاسی جو بایدن میگذشت ، نشانه چندان امید بخشی جهت احیای برجام به چشم نمیخورد تا جهان شاهد پایان یافتن مناقشه دیرینه آمریکا با ایران شود . اما آرام آرام لحن و بیان در موضعگیری های تغییر یافته ، که رگه هایی از وادارسازی ایران به پذیرش توافقی شکننده و دلخواه آمریکا داشت ، یکی از نشانه های وادار سازی را رویتر ازقول یک مقام آمریکایی نوشته است که : "« واشنگتن صریحا اعلام کرده نمیتواند به ایران تضمین حقوقی بدهد که دولت آینده به توافق پایبند باشد» " این اظهار عجز در باره عدم ارائه تضمین ، در واقع اعترافی صریح به ناتوانی دولت بایدن برای تامین یکی از ضرورت های توافق بوده، همچنین ترجمان و معنای گزاره مزبور جز این است که آمریکا به هیچ وجه به درخواست های ایران مبنی بر برداشتن تحریم ها ی کمر شکن توجه ندارد ، و بنا ندارد با لغو تحریم ها یی موافقت کند که میتواند موجب حرکت رو به جلو اقتصاد ایران به سوی بازسازی اقتصادی شوند .متاسفانه با وجودایجاد موانع بازدارنده  توسط آمریکا و متحدانش بر سر راه توافقی پایدار ، آنها همچنان در بوق و کرنای ایران هراسی میدمند، و در فرار به جلو ، در خواست های جمهوری اسلامی برای رفع تحریم را عامل باز دارنده توافق معرفی کرده تا مانع تراشی خود بر سر راه یک توافق جامع و پایداررا پنهان سازند . از سوی دیگر در کنار بازی حفظ پرستیژدیپلماتیک خبرهایی با لحن تحکم و آمرانه می آید که آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا از ایران میخواهد تا خواسته های اضافی خوددرا کنار بگذارد و فورا با توافقی که در حال حاضر دردسترس است موافقت کند .( 7 ژوئیه برابر با 16 تیر 1401 ) .                                                                           

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا نیز می گوید ، در هفته ها و ماه های اخیرایران بارها مطالباتی را مطرح کرده است که « فراتر از چارچوب توافق برجام است . و تکرار در درخواست های جدید ایران در مذاکرات ، نشاندهنده فقدان جدیت است » . یا اینکه وزیر خارجه فرانسه عنوان میکند « پنجره فرصت مذاکرات برجام چند هفته دیگر بسته میشود » . وقتی به موضع گیریهای رجل سیاسی غرب بویژه آمریکا باز میگردیم ، ظاهرا بارقه امید به احیای برجام را به اپوزیسیون چپ میرساند، ولی سفر بایدن به اسرائیل و سپس عربستان آن حداقل امید را به چنان خوفی تبدیل میکند ، که در نتیجه جو بایدن جهت یار کشی به اسرائیل و عربستان سفر میکند . اعلام خبر سفر دوره ای رئیس جمهور دموکرات آمریکا ( چهارشنبه 13 ژوئیه برابر با 22تیر ماه ) و حاشیه های آن ادعای نه چندان باور پذیر آمریکا مبنی بر احیای برجام را کم رنگ تر میکند تا جائی که با ابهامی روبرو میگردی ، که آیا سفر جو بایدن مبدا برخی از طرح های خطرناک و تنش آفرین در منطقه نخواهد بود ؟ چه ماقبل و مابعد ترامپ ، از بروکسل تا استانبول و از وین تا دوحه ، قرار براین بود ، که موضوع برجام متناسب با منافع ایران وغرب ، فرجامی خوش پیدا کند اما چرا نشده است؟ از حوصله قلم خارج بوده و فرصتی دیگر را میطلبد .                                  

قبل از سفر چهار روزه مرموز جو بایدن به خاورمیانه ، وقتی به تیتر رسانه های کاغذی و شبکه های اجتماعی نظری انداخته میشد ، میدیدی و میخواندی ، گفته های رئیس جمهور جو بایدن، سخنگوی دولت و وزیرامور خارجه اش را که درزبان مشترک و عبارات متفاوت ، هدفی مشخص را دنبال میکنند که تا حدودی امید به احیای برجام را قوت میبخشید . اما در سفر اخیر جو بایدن در روز دومحضور در اسرائیل ، با تنظیم بیانیه اورشلیم ورق برمیگردد تا آمریکا برای تسلی خاطر اسرائیل ، اولتیماتوم آخر را به ایران برساند، که نشانه خوبی نیست و بر خلاف ادعای قبلی جو بایدن نه تنها در خدمت برجام نبوده ،حتی جو بایدن از مرگ برجام میگوید ، که دقیقا رویه دیگری از سیاست رئیس جمهور پیشین دونالد ترامپ با عبارتی نرم تر میباشد. همزمان  نیز اسرائیل متحد و نماینده  آمریکا ، درخاور میانه درانتظار است تا شرایطی بوجود آورد تا تنش میان ایران و آمریکا ، تابستان گرم را داغ تر کند ، بطور مثال در رجز خوانی کانال 12 اسرائیل میبینی که فریاد میزند :« اگر میان آمریکا و جمهوری اسلامی توافقی امضا نشود و یا توافق بدی امضا شود ، اسرائیل خود را برای حمله به تاسسیات هسته ای جمهوری اسلامی آماده خواهد کرد». توافق بد از نظر مجموعه جناح های اسزائیل یعنی احیای برجام و پذیرفتن شدن حقوق مسلم بهره برداری از انرژی هسته ای. با این اوصاف از ایران چه انتظاری باید داشت ،اینکه به استراتژی التماسی روی آورد که بعید به نظر میرسد، یا به استراتژی خروج از(ان – پی - تی) یا پیمان نامه  منع گسترش سلاح های هسته ای روی آورد که تند روهای ایران بیصبرانه به انتظار آن نشسته اند . همسویی و همنوایی آمریکا و اسرائیل در راستای یکه تازی و قدر قدرتی آنها تعریف میشود ، اینان گمان بر آن دارند که قدرت بلامنازع جهان و منطقه بوده و دیگر کشورها باید از آنها تبعیت محض داشته باشند . اگر در جهان دیروز چنین امری امکان پذیر بود ؟ آیا امروز تضمین امنیت اسرائیل را به عدم دسترسی ایران به انرژی هسته ای گره زدن ، تصوری ساده لوحانه نمی نماید ؟ در حالی که اسرائیل به طور گسترده دارای تسلیحات هسته ای میباشد، و ششمین مقام را هم در همین زمینه در دنیا دارد ، که این سلاح را توسعه داده است . همچنین برآورد میشود این رژیم حدود 80 تا 200 بمب اتم در اختیار دارد ، و یکی از چهار کشور مسلح  به برنامه هسته ای است، که ( ان- پی – تی ) یا همان پیمان نامه منع گسترش سلاح هسته ای را امضا نکرده  است و یک از متهمان «حادثه ولا»(1) میباشد که هیچگاه مورد مواخذه قرار نگرفته است ،  این خنده دار نیست که اسرائیل با چنین توان اتمی باید  نگران امنیت خود باشد .                                                           

دستگاه دیپلماسی آمریکا در حالی که ایران را به تعویق انداختن درمذاکرات دوحه متهم میکند و این وضعیت را قابل تحمل نمیداند .پس چرا سفر چهار روزه  جو  بایدن به خاور میانه طراحی میشود . جو بایدن درپای پلکان هواپیما اعلام میکند ، من قصد دارم به عربستان سعودی بروم ، ایران را منزوی کرده ایم و تا بازگشت ایران به برجام ، فشارهای اقتصادی و سیاسی بر ایران را افزایش خواهیم داد . بنابر این جریان چپ ضد انحصار نباید نگران تلاطم اوضاع در منطقه گردد ؟ آیا سفر جو بایدن به اسرائیل و عربستان جهت ایجاد ائتلاف علیه ایران نیست ؟ از سوی دیگر چرا باید جو بایدن با امضای اورشلیم ، تضمین اسرائیل را به بازدارندگی ایران گره بزند ، بی آنکه ذره ای اسرائیل اتمی و عامل سرکوب همه روزه فلسطینیان وتعرض به لبنان وسوریه را مورد انتقاد قرار دهد . سفر چهار روزه بایدن به خاور میانه به این منظور است تا مجوز دفاع هوایی یکپارچه علیه ایران را صادر کند ، بدین خاطر جهت مشروع اعلام کردن اقدام ضد ایرانی و ضد احیای برجام اعلام میکند محور های مهم این سفر طرح یکپارچگی دفاع هوایی کشور های منطقه در مقابل با تهدیدات ایران است ، آیا اقداماتی از این قبیل تنش زا نخواهند بود وعاملی از عوامل باز دارندگی و به تعویق انداختن احیای برجام توسط آمریکای بازیچه لابی اسرائیل تلقی نمیشود ؟                   

دربیانیه اورشلیم آمریکا و اسرائیل ، تعهدی را برای دست نیافتن ایران به سلاح اتمی امضا میکنند ، تا تضمین اسرائیل ثبت تاریخی شود ، اما وطن پرستان حتی مخالفین جمهوری اسلامی بدانند که تضمین امنیت اسرائیل اسم شب عدم دسترسی ایران به انرژی هسته ای است . چرا چنین حکمی صادر میشود ، تا ایران به انرژی هسته ای جهت مصارف علمی اعم از پزشکی ، کشاورزی و.....دست نیابد ؟ در حالی که اسرائیل بطور گسترده دارای تسلیحات هسته ای میباشد ، و ششمین کشور دنیا است که سلاح اتمی را توسعه داده است ،، برآورد میشود که این رژیم حدود 80 تا 200 بمب اتم در اختیار دارد ، و یکی از چهار کشورمسلح به سلاح اتمی است که ( ان- پی – تی - ) یا پیمان نامه منع گسترش سلاح هسته ای را امضا نکرده است . با چنین بنیه اتمی خنده دارنیست که اسرائیل باید نگران امنیت خود باشد و بیانیه ای این چنینی را به امضای بایدن برساند که با سیاست احیای برجام جو بایدن منافات داشته و ناسازگار است و حاصل آن جزاین نخواهد بود که آمریکا قبل از اینکه مصالح  پایدارایران را در نظر بگیرد به تسلی خاطر اسرائیل توجه دارد که مانع اصلی و باز دارنده در مسیر احیای برجام است .    

واقعا با خط و نشان کشیدن آمریکا و موضعگیری های متناقض و دو پهلو دستگاه دیپلماسی جو بایدن ، آیا امیدی هست که آمریکا به برجام باز گردد تا آنرا احیا کند ؟ شاید پرونده مناقضه هسته ای ایران و غرب 19 ساله شده را ببندد و به سردی رابطه ایران و آمریکا پایان دهد و آنرا بایگانی کند ؟آیا چشم اندازی برای حل این اختلافات ، در آینده نزدیک و با استفاده از کانال های گفتگویی که از قبل باز شده ، وجود دارد ؟  متاسفانه پرونده هسته ای ایران یکی از مقولات مهم و مرکزی برای تحت فشار قرار دادن رژیم جمهوری اسلامی ، توسط آمریکا و اذنابش بوده که با انتساب سرکشی ایران در برابر نظم منطقه ای و نظام بین الملل در صدد بر آمده اند ، تا ایران را با چالش روبرو سازند . بنابراین به بهانه تضمین امنیت برای اسرائیل ، کنترل ایران از رهگیری پرونده هسته ای دنبال میشود . از این جهت است که آمریکا و همپیمانانش تا حدودی مسکو و چین هم در پی آن هستند، تا ایران را به گونه ای کنترل کنند ، که فراتر از بازیگری عادی در نظام بین الملل نرود ، و به قدرت منطقه تبدیل نشود ، لذا باید گفت آنچه که اکنون در مسیر احیای برجام دیده میشود ، آن است که فشارهای آمریکا و اذنابش بر ایران بیشتر شده  تا لبه های فرسایشی ایران و آمریکا  فزونی یافته ، که در چنین وضعیتی تنش میان ایران و آمریکا داغتر خواهد شد ، و دستیابی به توافق معطوف به تعهد دو طرف در قبال یکدیگر را بسیار محدود میکند . خوش باوران امیدوار به آمریکا آگاه باشند ، که برجام یک توافق بین ایران و آمریکا ست ، و بقیه کشورها واسطه اند ، ضمنا برجام یک معاهده حقوقی نیست و برای  کشورهای خاطی در مجامع بین المللی قابلیت پیگیری ندارد ، و هیچ تضمینی بر اجرای آن توسط دولت های جانشین ( خاصه آمریکا ) وجود ندارد .                                  

بدین ترتیب ایران چگونه میتواند به توافقی که پایه های آن تا این حد متزلزل شده  است ، و یکبار هم ناموفق بودن آن آزموده شده ، دلخوش باشد و جهت برون رفت از مصائب اقتصادی به رفع تحریم ها امیدوار باشد ؟ قاعدتا یکی از مهم ترین موضوعات احیای برجام تضمین انتقاع پایدار اقتصادی از سوی آمریکا به ایران است ، حال آنکه دولت بایدن نه تنها برای اجرای برجام در دوره بعد از ریاست جمهوری تضمینی نمیدهد ، حتی حاضر به تضمین اجرای بدون کم و کاست دوره ریاست جمهوری خودش هم نیست . بنابر این تیم مذاکره کننده ایران چندان هم ناهشیار نبوده و با هشیاری وآگاهی کامل متوجه موضوع ناپایدار بودن برجام شده، و بهمین دلیل است که برای گرفتن تضمین هایی برای عدم خروج دوباره آمریکا از برجام سخت پافشاری میکند . ولی متاسفانه آمریکا کماکان ادعا میکند ، هیچ ساز و کار واقع بینانه ای برای دادن چنین  تضمینی وجود ندارد ، بنابراین پافشاری ایران درمورد اخذ تضمین چندان بیراه نبوده و بد عهدی ترامپ سبب شکل گیری چنین رویکردی شده است . با این اوصاف تضمین انتفاع پایدار اقتصادی به ایران تنها راه احیای برجام بوده که باید با تضمین اجرای پایدار آن در دوران کنونی و در دوره بعد ریاست جمهوری همراه باشد .                  

 

 

پانوشت:                                                                                  

1  حادثه ولا در سپتامبر 1979 معادل 31 شهریور 1358 ماهواره «ولا» آمریکا هنگام چرخش به دور زمین روشنایی مرموزیی را بر روی جزایر «ماریون وپرنس ادوارد» واقع در جنوب اقیانوس هند مابین آفریقا وقطب جنوب دریافت کرد . این واقعه هم اکنون به « حادثه ولا» مشهور است )

 از همان از همان زمان، بسیاری براین عقیده بوده اند که این روشنایی نتیجه یک آزمایش هسته ای بوده که اسرائیل به کمک دولت وقت آفریقای جنوبی آزمایش هسته ای انجام داده است ، اما شایع شد که بر اثر برخورد یک شهاب سنگ به زمین چنین نوری تولید شده است.                                                           

افزودن نظر جدید