احزاب دیجیتال، ابزاری مهم برای گسترش مبارزه دموکراتیک

 

مقدمه

 تمامیت خواهی اخیر حکومت که با بگیر و ببندهای مجدد فعالین مدنی و سیاسی بطور غم انگیز و ملال آوری همراه بوده، ما را وا می دارد که شعاع چاره جویی های مبارزاتی دمکراتیک خود را بیشتر گسترش دهیم. 

پافشاری و اصرار بر انواع سازماندهی های سنتی، عمدتا از طرف به اصطلاح نسل «بومرها» (متولدین سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۶۴ میلادی / ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۳ خورشیدی)‌ که هنوز احاطه نسبتاً کامل بر کنشگری سیاسی در داخل و خارج از کشور را دارند،  صورت می گیرد. البته این پدیده ای جهانی است. تاریخ بشر در دو سوی آتلانتیک هرگز چنین تعدادی از انسان متعلق به یک نسل را تجربه نکرده است. به این دلیل نام "بی بی بومرها" ۱* را به این نسل اطلاق کرده اند: یعنی بچه هایی که  در دوران انفجار جمعیتی و نیز دوران رشد  اقتصادی بعد از جنگ جهانی در امریکا وغرب متولد شده اند. البته بعد ها به انسانهای متعلق به این نسل در دیگر نقاط جهان نیز، به دلیل ویژگی های مشترک، همین لفظ اطلاق شده است. "بومرها" هنوز در سراسر جهان فراوانند و هر چند دوران کهولت خود را آغاز کرده و یا در آن بسر میبرند، همچنان بر سیاست و شاخه های اقتصادی چسبیده و به نسل های بعدی، به اندازه کافی امکان ابراز وجود مدیریتی نمی دهند‌. آنها نوستالژیک، قدرت طلب و معمولا ایدئولوژی گرا هستند واز امور مربوط به تکنولوژی های دیجیتالی دوری کرده و با آن بیگانه اند. 

 نکته قابل توجه این است که به جز استثنائاتی،  رهبران سیاسی بسیاری از کشورها، از جمله کشور ما چه در قدرت و چه در اپوزیسیون دموکراتیک و یا اپوزیسیون برانداز، همگی از نسل "بومرها" هستند. حتی برخی از سازمان ها و احزاب کشور اصرار دارند که شکل و شمایل ارگان ها و نشریات آنها همچنان شبیه چهل سال قبل باشد و در استفاده از تکنولوژی های جدید و شبکه های اجتماعی نیز "بومرانه" (با آشنایی و توانایی کم) رفتار می کنند.  دوری نسل های جوان از کنشگری سیاسی معضل و درد بزرگی است. 

این یادداشت با در نظر گرفتن موفقیت سیاست ورزی مردم و کنشگران سیاسی در شبکه های  مختلف اجتماعی، بخصوص  اخیرا در کلاب هاوس، به بررسی پدیده جدید "احزاب دیجیتال" می پردازد. بنظر می رسد که احتمالا در جوامع در حال رشد و با حکومت های‌ غیر دموکراتیک، شکل گیری این نسل جدید از احزاب و گسترش‌ و ترویج دموکراسی دیجیتالی، می تواند ابزار مهم و جدید و توانمندی برای مقابله با این نظام ها و گسترش مبارزات دموکراتیک باشد

آغاز مطلب

به طور متداول، به تشکل های ارگانیک‌ سیاسی که دارای اساسنامه و برنامه هستند، «احزاب سیاسی» گفته می شود. احزاب در طول تاریخ در پروسه تحولات اجتماعی و اقتصادی تاریخ متحول شده اند که می توان آنها را به گونه های زیر تقسیم کرد:

احزاب نخبگان

در دوران انقلاب فرانسه از جمع شدن نخبگان اقشار و یا صنف های مختلف مثل بورژواها، وکلا، اشراف، کشیش ها  و ... احزاب سیاسی کوچک تشکیل شده بودند که به آنها "کلوب" گفته می شد که از سال ۱۷۸۹ به بعد موفق شدند رهبری انقلاب فرانسه را به دست بگیرند. قوی ترین آنها "کلوب ژاکوبینی ها " بود. این تشکل های نخبگان بدون داشتن ارتباط فشرده با مردم در سیاست نقش تعیین کننده ایفا کردند. آنها  در ضمن، اجداد احزاب بزرگ فراگیر سالهای بعد محسوب می شوند. 

احزاب فراگیر۲

این احزاب محصول اجتماعی و سیاسی اولین انقلاب صنعتی جهان از اواسط سده ۱۸۰۰ و آغاز عصری است که سرمایه داری متولد و کار و تولید اجتماعی می شود. در این دوره سندیکاهای کارگری و  احزاب سوسیالیستی شکل گرفتند که برای اولین بار در تاریخ بشر توانستند توده های عظیم کارگران را متشکل کنند. در ادامه، احزاب لیبرال، جمهوریخواه، ناسیونالیست و غیره شکل گرفتند که آن ها نیز می کوشیدند مانند احزاب کارگری با گرد هم آوردن و عضویت شمار بسیاری از مردم، به گونه ای فراگیر فعالیت کنند.

بعد از انقلاب دوم صنعتی و تقریبا تا دهه های آخر قرن بیستم، احزاب فراگیر قوام گرفته و رشد کردند و سیستم های وسیع دموکراسی نمایندگی مبتنی بر احزاب را شکل دادند‌ و قادر شدند در بسیاری از جوامع لیبرالی، در زندگی سیاسی جامعه حضور فعال داشته و قدرت سیاسی و حکومتی را به دست بگیرند.

در کشور ما، علیرغم کوشش های فراوان و موفقیت های کوتاه مدت و نسبی بعضی از احزاب و سازمان های سیاسی، متاسفانه احزاب فراگیر هرگز نتوانسته اند به درستی و پایدار شکل بگیرند‌. سازمان ها و احزاب، علیرغم آرزوهایشان، از نظر گسترش،  در سطح محدود احزاب نخبگان، بدون ارتباط ارگانیک و گسترده با مردم باقی ماندند.  البته اقدامات حکومت های سرکوبگر یکی از علت های اصلی این کمبود و ناکامیابی بوده است. برای آشنایی با دلایل دیگر،  نیاز به واکاوی اجتماعی - تاریخی بیشتر و تخصصی تری است که موضوع این نوشته نیست.    

احزاب تلویزیونی 

بعد از آغاز انقلاب سوم صنعتی که کامپیوتر و تلویزیون از نمادهای برجسته آن دوره بودند و با ورود به عصر نئولیبرالی سرمایه داری، شاهد آغاز بحران ها و افول احزاب فراگیر بوده ایم. از سالهای ۱۹۹۰ تا اوایل دهه قرن بیست و یکم، جهان صنعتی و دنیای غرب  شاهد احزابی موسوم به "احزاب تلویزیونی" بوده اند که با ایجاد ارتباط عظیم با مردم قادر می شدند در طول مدت کوتاهی بدون سابقه ریشه دار سیاسی شکل گرفته و نامزد های انتخاباتی اغلب ناشناخته ای را به سپهرسیاسی کشورهای خود معرفی کنند و حتی با توان عظیم تبلیغات سیاسی تلویزیونی بر کاندیداهای احزاب فراگیر و پر قدمت پیروز شوند. نمونه بارز و شناخته شده این گونه احزاب،  حزب تلویزیونی "فورتسا ایتالیا" به رهبری برلوسکونی، سرمایه دار بزرگ رسانه ای کشور ایتالیا بوده است. در ایران به دلیل فقدان تلویزیون های خصوصی و وجود سرکوب،  جامعه با چنین احزابی هرگز آشنا نشد. چند تلویزیون خارج نشین کوشش کرده و می کنند که با فعالیت هایشان چنین نقشی را تداعی کنند‌. 

... و اما  احزاب دیجیتال

لازم به گفتن است که نگارنده سرنخ های اصلی مطالب تدوین شده زیر را از کتاب پائولو گربائودو ۳* به نام: "حزب دیجیتال، سازمان سیاسی و دموکراسی آنلاین" ۴* گرفته و نظرات تکمیلی خود را نیز اضافه کرده است. از اوایل قرن بیست و یکم و با ورود به انقلاب چهارم صنعتی جهان، همزمان با گسترش بحران های اجتماعی – سیاسی و همراه با رشد فناوری های مجازی و پلتفرم های دیجیتالی، نسل جدیدی از احزاب و جنبش های سیاسی به وجود آمده اند که به آنها جنبش ها و«احزاب دیجیتال» نام داده اند. 

این نوع احزاب جایگزینی برای «احزاب فراگیر» و«احزاب تلویزیونی» هستند. این احزاب هر‌چند در حال حاضر در مراحل آغازین بسر می برند، ولی پیش بینی می شود که احزاب غالب و سازمان های  سیاسی نسل های جوان فعلی و آینده خواهند بود. احزاب دیجیتال در مرحله نخستین شکل گیری خود بوده و هنوز راه درازی برای تکامل، رفع کاستی ها و ضعف های خود در پیش دارند. 

احزاب دیجیتال به طور روزافزون در حال گسترش در سراسر جهان هستند: جنبش پنج ستاره ایتالیا، جنبش جوانان پودموس۵* اسپانیا، حزب فرانسه تسلیم ناپذیر۶* و احزاب پیراتای۷* کشورهای اسکاندیناوی،  حزب دیجیتالی اروگوئه و کمپین انتخاباتی بی بی سندرز،  نمونه هایی از این احزاب و جنبش ها محسوب می شوند. نقطه مشترک همه این احزاب، جدا از تفاوت های سیاسی بسیار عمیق بین آنها، این است که همگی از شیوه جدید سازماندهی متکی بر پلتفرم های دیجیتالی اختصاصی بهره می برند."پودموس" اسپانیا و "پنج ستاره" ایتالیا که بیش از چند سال از عمرشان نمی گذرد، هر دو در این مدت، در انتخابات کشورهای خود پیروز و تشکیل دولت داده اند.

این احزاب به طور ساختاری و گسترده بر روی امکانات، پروژه ها، تحقیقات و ابزارهای تکنولوژیک آنلاین سرمایه گذاری کرده اند تا بتوانند مشارکت هرچه بیشتر و مستقیم اعضای خود را در تحلیل ها و تصمیمات سیاسی تامین کنند. هر کدام از این احزاب نرم افزار پلتفرم های ویژه خود را برنامه نویسی کرده و ساخته اند.  پلتفرم ها امکان این را بوجود آورده اند که اعضای حزب به طور آنلاین در مراحل مختلف زندگی حزبی حضور و فعالیت داشته باشند.

احزاب دیجیتال، احزاب عصر دیجیتال هستند که هم توانمندی ویژه و گسترده عصر تکنولوژیک و هم ضعف های آن را انعکاس می دهند. در دموکراسی غربی، احزاب دیجیتال با هدف به واقعیت تبدیل کردن و ساختن اتوپیای «دموکراسی دیجیتالی» شکل گرفته اند. هدف این احزاب گذار از ضعف های موجود در «دموکراسی نمایندگی» و فائق شدن به فاصله ای است که بین شهروندان با نمایندگانشان ایجاد شده است.  ایدئولوژی حاکم در شکل گرفتن احزاب دیجیتال را می توان «مشارکت گرایی» نامید.

مشارکت گرایی در احزاب دیجیتال

مشارکت گرایی یک گرایش رادیکال دموکراتیک است که به مشارکت مستقیم مردم برای مشروعیت سیاسی حاکم بر جامعه بیش از دیگر اشکال دمکراتیک اهمیت می دهد. «مشارکت» به معیار اصلی سیاست ورزی خوب در جامعه تبدیل می شود. این بدان معنی است که فقط آن پروسه های سیاسی که در آن حضور مشارکتی مستقیم شهروندان تامین می شود دارای مشروعیت کامل هستند. این نظریه معتقد است که در حزب نباید تنها به داشتن «نمایندگان» قناعت کرد و باید مشارکت مستقیم اعضا را تامین نمود. در تمامی روندهای تصمیم گیری حزبی باید مشارکت همگانی امکان پذیر باشد و همگی  بتوانند در جلسات و تصمیم گیری ها شرکت کنند. امکانات و منابع مالی حزب نیز باید برای اعضا کاملا شفاف باشد.

«مشارکت گرایی» از معیار های حاکم  بر احزاب فراگیر ، چه از نظر تئوری و چه به لحاظ عملی فاصله میگیرد و خط فاصلی میان خود و دموکراسی نمایندگی، سلسله مراتب و بوروکراسی موجود در آن احزاب می کشد، تا جایی که احزاب دیجیتال حتی گرایش ندارند که خود را «حزب» بنامند. در حالی که در احزاب فراگیر، «مشارکت» جنبه ابزاری دارد، در احزاب دیجیتال دیگر  به مثابه یک ابزار در نظر گرفته نمی شود، بلکه خود به عنوان یک هدف برای دستیابی به اهداف سیاسی مطرح است: "مشارکت برای مشارکت".در  ایدئولوژی «مشارکت گرایی» هدف و ابزار رسیدن به هدف با هم تلاقی می کنند. آن چه که مهم است، این نیست که با سیاست ورزی به چه هدفی خواهیم رسید، بلکه مهم آن است که بدانیم، از چه راهی و چگونه به آن هدف برسیم. این احزاب سیاسی برای مشارکت عمومی (دموکراسی مشارکتی) اعضای خود از برگزاری متوالی رفراندم یا  «همه پرسی» بهره می برند.

اقتصاد دیجیتالی، احزاب دیجیتال 

اگر درست باشد که اقتصاد زیربنا است، احزاب دیجیتال ترجمان اشکال ارتباط گیری و سازماندهی اقتصاد دیجیتالی در فضای سیاسی آینده کشورها خواهند بود. سرمایه داری مراحل تبدیل خود به "کاپیتالیسم دیجیتالی" را به سرعت طی می کند.در حال حاضر، ما در دوران آغازین این نوع جدید از احزاب هستیم. این احزاب برای ایجاد یک فرم از مشارکت مستقیم و بی واسطه، هسته اصلی و فلسفه وجودی در کمپانی های بزرگ دیجیتالی، مثل فیس بوک، آمازون، گوگل و مایکروسافت، که در مرکز آن منطق ارتباط گیری «بدون واسطه» نهفته است را به کار می گیرند. این احزاب همچون موسسه های مطرح انفورماتیک مستقر در منطقه به اصطلاح "سیلیکون ولی" ۸* کالیفرنیا، تشنه اطلاعات بوده و به طور مستمر در حال کوشش برای گسترش منابع اطلاعاتی خود: لیست نام نویسی اعضاء، تعداد کامنت ها، نظرها، پیشنهاد ها و تعداد بازخوردها و ..... می باشند.

برای رسیدن به این هدف، احزاب دیجیتال پیشنهاد می کنند که سازه و بوروکراسی موجود در احزاب سیاسی سنتی که آنتونیو گرامشی آن را «سومین عنصر» می نامید، از بین برود. اما آنچه که در واقعیت اتفاق افتاده، این نبوده که هرگونه عنصر۰«واسطه» میان اعضا از بین رفته باشد، بلکه نوع جدیدی از واسطه در سطح بسیار بالاتری شکل گرفته است. در واقع پلتفرم دیجیتالی ایجاد شده توسط این احزاب، تبدیل به «عنصر سوم» شده که قادر است اعضاء را به همدیگر، بالا را به پایین و میانه را به اطراف وصل کند. پلاتفرم ها اطلاعات را جمع کرده،  آنها را به الگوریتم تبدیل کرده و با هوش مصنوعی خاصی به نام "یادگیری ماشین" (ماشین لرنینگ) بررسی نموده و برای سیاست ورزی حزبی آمار و آنالیز ارائه می دهند.

درست است که دراین احزاب دیجیتال نسل اول،  «مشارکت» اعضا گسترده تر میشود، ولی از سوی دیگر مرکزیت متمرکز تر شده است. این ضعفی است که حتما نسل های آینده احزاب دیجیتال آن را با استفاده از تکنولوژی های متکی به مرکزیت غیر متمرکز، مانند نسل جدید اینترنت (تکنولوژی بلاک چین) برطرف خواهند کرد. بزودی و هم زمان با فعال شدن پلتفرم جابجایی اطلاعات موسوم به "۵جی"  که سرعت جا به جایی اطلاعات توسط آن تا هزار برابر بیشتر از "۴جی" است،  شاهد شکل گیری گسترده صنایع سیبرنتیکی خواهیم بود. این صنایع با مرکزیت غیر متمرکز اقدام به تولید کالا خواهند کرد و در نتیجه ما در برابر  تغییرات پارادایمی مدیریت های اجتماعی، یعنی  مدیریت سیبرنتیکی جامعه  قرار خواهیم گرفت که بر نوع مدیریت غیر متمرکز استوار خواهد بود. 

اعضا و کنشگران احزاب دیجیتال

هواداران و اعضای اصلی  احزاب دیجیتالی را افراد جوانی از نسل های «هزاره» (اپسیلن - متولدین سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۵) و «زومر» (ز‌ِد- متولدین ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۰) تشکیل می دهند که به تازگی وارد جامعه سیاسی شده  و یا در حال ورود به کنشگری سیاسی هستند. این دو نسل از سویی خوشحال و راضی از وقوع انقلاب دیجیتالی بوده و از سوی دیگر به دلیل اوضاع شغلی و امنیت بسیار محدود و شکننده اقتصادی، علیرغم اتصال گسترده به اینترنت، خود را از حذف شدگان جامعه به شمار می آورند. آنها هیچ اطمینانی به سیستم های حکومتی خود یا احزاب سنتی (فراگیر) ندارند و آنها را بیشتر نزدیک و حامی نسل های قبلی خود، بخصوص نسل بومرها با امکانات اجتماعی جا افتاده تر، می دانند. این جوان ها درست برخلاف بومرها، همگی از سطح بالای آموزش و استفاده از ابزار دیجیتال برخوردارند. امروزه در جهان غرب لفظ "بومر" به معنی فردی است که تعلق به گذشته دارد و از نظر توان استفاده از تکنولوژی های دیجیتالی بیسواد است. اکثر اعضای احزاب دیجیتال از جوان هایی هستند که یا درآمد های متوسط و پایین دارند و یا از نظر اجتماعی و شغلی دارای کارهای بی ثبات و پر مخاطره هستند که در اصطلاح به آنها «پریکاریات» می گویند.

بنابراین تضاد ساختاری در این است که  علیرغم اینکه این نسل ها در بهره وری و به کارگیری تکنولوژی های دیجیتال بسیار توانمند هستند ولی همزمان خود قربانیان و ناراضیان آن به دلیل از دست دادن امکانات شغلی و درآمدی اند. آنها جوانانی بسیار آموزش دیده و توانمندند، ولی از سوی دیگر در فقر و بدترین و ناامن ترین شرایط کاری به سر می برند. به این جوانان که پایه اصلی اعضای احزاب دیجیتال را تشکیل می دهند، می توان «بیرون گود نشینهای  متصل⁹»  نام نهاد؛ کسانی که از احزاب سنتی ناامید و ناراضی اند و در احزاب جدید دیجیتال امکاناتی را یافته اند که می توانند در آن و با آن، بسیاری از مسائل و مشکلات اجتماعی و سیاسی کلیدی را مطرح کنند. از جمله این خواسته ها عدالت اقتصادی، مبارزه علیه ناامنی شغلی، شفافیت در امور سیاسی و اجتماعی و رشد دموکراسی است.این نسل های جوان شاهدند که فناوری دیجیتالی که در جریان است، فقط نشانه پیشرفت و تعالی نبوده، بلکه پیام آور رشد نابرابری های اجتماعی، نظارت و کنترل عمومی دیجیتالی و اشکال جدید اقتدارگرایی نیز است.

ساختار احزاب دیجیتال

ما در دورانی به سر میبریم که به طور کلی گرایش جوانان به شرکت فیزیکی در جلسات  کم شده است. واقعیت این است که جلسات احزاب سنتی هرگز دلنشین نبوده اند. کسانی که معمولا در جلسات شرکت می کنند دو ویژگی دارند: اول اینکه اکثرا معرف افکار عمومی و مورد حمایت مردم و اعضاء نیستند، دوم اینکه اغلب نقش مبصر و یا "بیرون بینداز" از جلسه را ایفا می کنند. معمولا احزاب سنتی تولید  الیگارشی در درون حزب می کنند. الیگارشی ای که رهبری شمار معدودی را در حزب خود نهادینه و جاودانه می کند.

اما احزاب دیجیتال، احزاب «آزاد» محسوب می شوند و همه انعطاف ها و امکانات موجود برای عضویت در حزب را مهیا می کنند. اپلیکیشن ها و شبکه های اجتماعی خود را به طور مجانی در اختیار اعضاء قرار می دهند و در خواست حق عضویت نمی‌ کنند تا در نتیجه سریعتر و گسترده تر عضو گیری کنند. نام نویسی در احزاب دیجیتال همانقدر آسان است که برای مثال کاربر فیسبوک شدن. معمولا کافی است که نام و فامیل و ایمیل خود را در پلاتفرم وارد کرده تا بتوانید به جنبش دسترسی پیدا کنید. به جای لقب "اعضاء" می توان واژه "اعضاء/کاربر" را جایگزین کرد.  این نوع نام نویسی در احزاب دیجیتال که مانند عضویت در شبکه های اجتماعی است بسیار با نام نویسی در احزاب فراگیر متفاوت است.  معمولا روند عضویت در احزاب سنتی بسیار دشوار و پیچیده است. همان طور که گفته شد در احزاب سنتی، عضویت با پرداخت نقدی حق عضویت تعریف و تکمیل می شود ولی عضویت در احزاب دیجیتال معمولا مجانی است و نیازی به پرداخت حق عضویت نیست. این امر باعث میشود که موانع، فاصله ها و تفاوت ها میان افرادی که به عنوان عضو در حزب نام نویسی کرده اند با کسانی که نمی خواهند عضو باشند و فقط می خواهند زندگی حزبی را دنبال کنند،  به حداقل برسد. این اصل اساسنامه ای  باعث شده است که درهای بیشتری بین حزب و جامعه بازشوند، تا جایی که افراد غیر سیاسی نیز تشویق و قادر باشند، در صورت اشتیاق، فرآیندهای حزبی و سیاسی را به سادگی دنبال کنند. تجربه نشان داده است که این سیاست تشکیلاتی در نهایت باعث رشد شمار اعضای حزب در کوتاه مدت شده است. احزاب دیجیتال با سرعتی مقایسه ناپذیر با احزاب سنتی توانسته اند حتی  صاحب صدها هزار عضو بشوند. احزاب جوان دیجیتالی  فرانسه و اسپانیا هر کدام بیش از ۵۰۰ هزار عضو دارند.

احزاب دیجیتال ادعا می کنند که به پایه های اجتماعی و مردمی خود تکیه کامل دارند. می دانیم که احزاب در نهایت زمانی پیروز می شوند که توان بسیج و رهبری هواداران خود را داشته باشند.البته ضعف کنونی این احزاب این است که علیرغم وجود تعداد زیادی عضو، بالنسبه دارای تعداد کمی فعال سیاسی هستند که بیشتر به طور نامنظم در زندگی درون حزبی شرکت می کنند. اعضای فعال این احزاب بدون دریافت حقوق به فعالیت می پردازند.  تعدادی «داوطلبان فوق العاده و افتخاری» وجود دارند که از همه نظر در خدمت حزب هستند، تا جایی که تقریبا نقش آنها را می توان با کارمندان تمام وقت حقوق بگیر احزاب سیاسی سنتی مقایسه کرد و برابر دانست.

از سوی دیگر تعداد بسیاری «اعضاء و هواداران نهفته» وجود دارند که به طور اتفاقی و بدون قرار قبلی در زندگی حزبی شرکت می کنند. با این تفاصیل، نقش و کمک این گروه نیز در زندگی کلی سراسری حزب از اهمیت فراوان برخوردار است. این گروه بزرگ که در شبکه های اجتماعی متنوعی حضور دارند در به اشتراک گذاشتن زنجیره ای پیام های سیاسی حزب نقش تعیین کننده ای دارند و کمک می کنند که ارتباط مردم عادی جامعه با حزب به طور گسترده و سریع برقرار شود.

احزاب دیجیتال گرایش ندارند مانند احزاب سنتی دارای دفاتر، شعبات و هسته ها و حوزه ها در مکان های معین باشند، بلکه خود را جنبش هایی معرفی می کنند که به طور مجازی در همه جا حضور دارند‌. آنها گروه های کاری تشکیل می دهند که می توان آنها را  با مجمع های عمومی جنبش های اجتماعی و مدنی مقایسه کرد که قوانین فرمالیته کمی دارند،  ولی در عوض به طور توانمند قادر به مشارکت اند. 

احزاب سنتی هم با احتیاط در حال تهیه پلتفرم هایی هستند تا پا به عرصه احزاب دیجیتال بگذارند. حزب دموکراتیک ایتالیا، حزب سوسیالیست اسپانیا، حزب سوسیال دمکرات آلمان نیز رفراندم های آنلاین برگذار کرده اند. این احزاب دریافته اند که انتخابات درون حزبی که از کنگره ای تا کنگره دیگر، حتی به مدت یک سال، برگزار میشوند دیگر قابل دفاع و پذیرفتنی نیستند. کافی است که تغییرات سریع سیاسی در حال وقوع در طی یک سال در جامعه را در نظر بگیریم که باعث تغییرات حسی و تحلیلی در اعضاء و افکار عمومی می شوند. پدیده ای که در گذشته چنین نبوده است.

ابر رهبر  

یکی از ضعف های  بزرگ نسل فعلی اغلب احزاب دیجیتال این است که از یک سو خود را حزبی  مشارکتی،  با شعار: "ارزش هر عضو هم اندازه ارزش دیگری است"، معرفی می کنند،  ولی از سوی دیگر مشارکت اعضاء همراه با وجود یک نوع  "ابر رهبر" در بالا بوده است. 

ابر رهبر،  شخصیت محور و دیجیتال است. او کوشش میکند با پیروی از نوع  شکل گیری شخصیت های معروف (سلبریتی ها) شبکه های اجتماعی  مثل اینستاگرام،  با مردم و جامعه رابطه مستقیم برقرار کند. مشاهده می شود که در شبکه های اجتماعی، کانال ابر رهبر بیشتر از کانال رسمی حزب او بیننده و دنبال کننده دارد. ابر رهبر برخلاف رهبران احزاب سنتی  و تکنوکرات ها کوشش می کند کاملا شفاف و ساده و همراه با ایجاد سمپاتی و اطمینان خاطر در شهروندانی باشد که شدیدا به احزاب سیاسی و به سیاست و هر نوع بوروکراسی مشکوک هستند. 

ضعف جدی دیگر این است که در احزاب دیجیتال  شاهد یک کلنجار مستمر بین توده ی اعضاء و ابر رهبر هستیم‌. انگاری او دارای حق وتو است! معمولا رای توده اعضاء نقش تاییدی برای نظر ابر رهبر را داشته است، تا جائی که تعداد رای ها به مانند انتخابات در کشورهای غیر دموکراتیک حتی به ۸۰ درصد می رسند.

تجربه ثابت کرده است که هرچند نقش ابر رهبر می تواند در ایجاد شوق و نشاط در اعضاء و شهروندان مفید واقع شود ولی وابستگی بیش از حد به او می تواند حزب را به نابودی سوق دهد. در نسل های آینده احزاب دیجیتال، این گونه ضعف های پوپولیستی  حتما برطرف خواهند شد. ما در دورانی به سر می بریم که مردم با همان سرعتی که از سریال های تلویزیونی خسته می شوند از شخصیت ها و چهره های سیاسی نیز دلزده می شوند.    

یکشنبه ۹ مرداد  ۱۴۰۱

 

Baby boomers¹

Mass Parties²

Paolo Gerbaud³

 The Digital Party⁴

Political Organisation and Online Democracy

Podemos⁵

France Indoumise ⁶

Pirata⁷ 

SiliconValley⁸

 

 

افزودن نظر جدید