دریا برای خنده‌ی تو آه..... می‌کشد.

یک دختر از تبار ِ ترانه.

یک دختر از سرود ِ ستاره.

از کوچه‌باغ‌های بهاره –

مارا صدا زده‌ست

تا از زلال ِ آینه وُ آب‌ها شویم.

 

وقتی که عاشقانه‌ترین حرف‌های ما

از شور ِ شاعرانه گذر می‌کند هنوز

باید به شادمانی ِ شب‌های بی‌قرار –

بر بستر ِسپیده وُ شبنم، رها شویم.

 

ما آمدیم

دوست بداریم.

ما آمدیم با طپش ِ جان عاشقان

تا از دل ِحماسه، غزل‌ها برآوریم.

 

در روزگار ِآینه وُ سنگ

چیزی که مهربان وُ قشنگ‌ست

آغوش آرزوی درخشان باغ ماست.

 

نیکا! دخترم!

در این شب ِ بلند

این چشم‌های توست که شعر ِ چراغ ماست.

 

زیباست نام تو

پیک ِ زمانه گشت، سرانجام ِ جام تو.

شور ِشکفته‌ات

مارا به سوی زمزمه‌ی ماه می‌کشد.

 

نیکا!

دریا برای خنده‌ی تو آه..... می‌کشد.



برگرفته از صفحهٔ فیسبوک سراینده

 

بخش: 

افزودن نظر جدید