آیا حاکمیت صدای مردم را خواهد شنید؟

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

در مسیر کوهپیمایی ، با گذر از پیچ و خمهای اولیه و ریختن عرق و خستگی در چهره و نفس های تند ، ندای"آب مینوشیم"  همنورد خوش الحان ما ، نشان از مکثی در مسیر و سبک و سنگین کردن راه آمده و پیش بینی و برنامه ریزی مسیر پیش رو و نفسی چاق  و بعد شروع برای رسیدن به هدف دارد.
مکث و چاق کردن نفس جنبش فراگیر اجتماعی برای پا به میدان گذاشته ها ، پس از جانفشانی ها و هزینه های سنگین جوانان به ویژه دختران و زنان این سرزمین برای " زن زندگی و آزادی"  در برابر سبعیت عریان و سرکوب وحشیانه نیروهای سرکوبگر ، تنفس و مکثی ناگزیر است که باید آنرا به فال نیک گرفت. چاره جویی برای شیوه ها و روشهای ادامه مبارزه و مقاومت تاثیرگذار برای غلبه بر ترفندها و روشهای سرکوبگرانه و عقب راندن  حکومت ،  تحلیل و بررسی آنچه گذشت و چه باید کرد برای آینده پیش رو و تعمیق مبارزه و ارتقای کیفی آن برای دستیابی به نتایح مناسب برنامه ای ،  جزو اصول مبارزه طولانی و نفسگیر برای گذار از استبداد و دیکتاتوری به دموکراسی و  آزادی است .

از جنبه فراگیری نظری جنبش،  وزن و بار حقانیت این مبارزه و نا امیدی از تغییرو اصلاح روش حاکمیت به سود منافع مردم و بازسازی ساختار نظام برای ایفای نقش مردم در تصمیم گیریها و تامین حداقل شرایط زندگی درخور برای اقشار مختلف جامعه  ، به بالاترین حد خود رسیده و نفرت فزاینده ای از حاکمیت به همه لایه های اجتماعی گسترش یافته است.از جنبه عملی و کیفی ،خیزش پیش قراولان جنبش انقلابی مردم ایران ، جوانان سرخورده و ناامید از هرگونه تغییر در رفتار حاکمیت ، توانسته است نگاه نگران بخش بزرگی از  مخالفان خاموش را به میدان و خیابان مبارزه و اشکال مختلف مقاومت مدنی جلب کند.

در بدنه نیروهای سرکوب و میانی،  تردید و تزلزل ایجاد نموده و ترکهای ملموسی در نیروها و مدعیان اصولگرایی در هسته سخت حاکمیت  بیندازد.  امید که با تنفس و فرصت  ایجاد شده با حضور فعال کنشگران و تلاشگران حوزه اندیشه و عمل اجتماعی ، با خرد جمعی ناشی از چرخش و گردش ایده ها و برنامه دار شدن فعالان سیاسی و مدنی ، با پیوستن معترضان خاموش و آغاز اعتراضات عمومی و اعتصابات صنوف و تشکلها ی حوزه های مختلف کاری و مقاومت مدنی  در اشکال مختلف ، جنبش اعتراضی وارد مرحله نوین انقلابی شود.

                   
رفتار حاکمیت هیچ نشانی از تاثیر پذیری و درس آموزی از این اعتراضات که خود میتوانست هشداری به بیماری ساختاری بوده و اورا به فکر درمان بیاندازد ، ندارد. اعلامیه ها و بیانیه ها و عملکرد شاخکهای این ساختار به این اعتراضات ، این ناامیدی را صد چندان کرده است. دولت یکدست حقنه شده این حاکمیت و در راس آن "سرباز منویات ولایت" ، نه توان دانشی و تجربه مدیریتی و نه درک و فهم برنامه ای و مالی برای برون رفت از این فلاکت خودساخته ندارد.  این بدخیمی سرطان ناتوانی به  کلیه حوزه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی سرایت کرده و بنایی را که خشت اول آن  توسط مردم برای زندگی بهتر با انتخاب معماری کج اندیش و هزاررنگ کج نهاده شد، تا ثریا ، کج و معوج رفته است.

در عرصه جهانی، فراگیری شعار زن زندگی آزادی و سازگاری آن با همه توقعات فرو خفته و آرزوهای بر باد رفته مردمان آزادیخواه ،موجب همراهی و هم آوازی همه آزادیخواهان و همراهی بی بدیل آنان با جنبش شده است. فشار افکار عمومی و فراگیری تحرکات حمایتی از جنبش دموکراسی خواهی ایران در کشورهای غربی، که با ابتکارات نیروهای بالنده اجتماعی متاثر از زخم آلام از دست دادن جگرگوشه هایشان و فروپاشی زندگی اقشار فرودست جامعه ، فراگیر شده است ، این دولتها را به باز بینی و بازاندیشی سیاستهای کلان و منافع راهبردیشان در خصوص مواجهه با نظام اسلامی و آینده آن در منطقه  واداشته است.

برخلاف ناگزیری انتخاب مردم ایران در طول دوره نظام ایدیولوژیک بین بد و بدتر ،  انتخاب آنان بین "خوب" و "خوبتر" میچرخد . "خوبترین" حالت آنان ادامه همین رژیم با همه محسنات و منافع برای انان در منطقه و مناسبات جهانی با اندکی رفرم و اصلاح است و انتخاب "خوب "، استقرار رژیمی که بازی حضور در مناسبات جهانی را پنهان و آشکار هماهنگ با سیاستهای کلان آنان به پیش ببرد. دول غربی تحت هدایت آمریکا در راستای همکاری در اهداف  مشترک برای تقابل و گاهن تعامل با پیشرفتهای همه جانبه اقتصادی چین در ربایش بازارهای تجاری و اقتصادی ستنی آنان در منطقه و سایر نقاط جهان ، به صرافت ناگزیری در بازبینی و ناچاری در انتخاب "خوب" انداخته است. این حضور برنامه ای دولتهای غربی و تمایل ناگریز آنان به جایگزینی، از یکطرف حامل این امید و دلگرمی به ناگریزی تغییر رژیم ، جایگزینی نظامی برخاسته از آمالها و آرزوهای مردم ، تحقق شعار زن زندگی و آزادی در همه ابعاد بویژه زندگی وملزومات ان و از طرف دیگر حامل  نگرانی جدی به برنامه ریزی و تحرک آنان به آلترناتیو سازی چهره ها و جریانهای مطلوب برای  جایگزینی رژیم میباشد.

عملکرد حاکمیت تاکنون بیشترین منافع  را برای مجتمع های سرمایه ای در منطقه خاورمیانه  در استقرار تاسیسات و پایگاه ها ی اقتصادی و نظامی و سرریز تجهیزات  مازاد و رونق کسب و کار آنان ناشی از برگشت دلارهای نفتی داشته است.  ماهی های گرفته شده از آب گل آلودی که حکومت اسلامی در منطقه به دلخواه مجتمع های سرمایه ای جهانی ایجاد که  امکان توجیه افکار عمومی حاکمان  منطقه برای نزدیکی " ابراهیمی" با اسراییل را فراهم نموده، توانسته سفره های رنگینشان را رنگیر تر کند . بازی خوردن در روابط با روسها و ناامیدی چینیها با ناپاید ار شدن بازار اقتصادی ایران همه و همه این نظام را در آستانه فروپاشی قرار داده و بویژه غرب و بصورت عام تمام کشورهای تحت نقوذ سیاستهای مجتمع های سرمایه ای را نگران استقرار نظام وساختاری به دلخواه اکثریت مردم بجای این نظام "خوشایند " آنان نموده است .

مجتمع های بزرگ سرمایه ای و اقتصادی ، با تحکیم و تحمیل نقش خود با مکانیسم و ابزارهای پیش رفته در همه عرصه های اقتصادی فرهنگی و اجتماعی  بستری را رقم میزنند که خروجیهای سازگار با منافعشان در خانواده جهانی رقم بخورد. همانگونه که با دکترین اسلام سیاسی ، مسیر استقرار نظام ایدیولوژیک برای ایجاد کمربند سبز مقابل  نفوذ ارتش و ایدیولوژی سرخ را فراهم کردند و  پروژه  فروپاشی شوروی نیز با منافع این استقرار هم افزایی داشت. اکنون نیز بر حسب اقتضای طبیعت جهان سرمایه، شبانه روز از رسانه های دیداری و شنیداری وفضای مجازی و  حضور در میدان تبلیغاتی، به رهبر تراشی و چهره و جریان سازی مشغول و به مروردر حال توجیه و جذب چهره های مورد توجه مردم در حوزه های هنری و ورزشی و رسانه ای هستند و با ترفند های مختلف ، فضاسازی و جااندازی آنان را مدیریت میکنند. با توان نامحدود مالی و لجستیگی و ابزار فرا توان رسانه ای ، سعی در ربودن گوی رقابت از جریانهای تحول طلب و دموکراسی خواه در هدایت مبارزات مردم به سمت منافع ملی و زندگی عادلانه  و سوار شدن و بر موج اعتراضات و مصادره جنبش انقلابی مردم را دارند. 
   

تحولات داخلی و رویگردانی و تنفر تاثیر گزار مردم از حاکمیت و فشار همه جانبه افکار عمومی جهانی و چالش های تاثیر گذار ناشی از آن،  بنظر میرسد  دولتهای غربی را ناگزیر به تغییر موازنه و همراهی با تغییر حاکمیت اسلامی در منطقه و جهان نموده است. نفوذ و حضور عناصر ظاهرالوجهه و تاثیر افکار برنامه ای آنان در تارو پود مسئولین وعناصر تصمیم ساز و در موارد بالایی تصمیم گیر و به مرور شکل یافتگی ساختار فقیه سالار و کارکرد آن نه بر اساس قانون بل  بر منویات و خواست فقیه ، به ناکجا آباد آنان خواسته کارکرد داشته و زمینه و بستر این تغییر موازنه را چه در حوزه مداخلات منطقه ای و چه همراهی برادرانه با رفقای روسی در جنگ اکراین و بویژه حوزه هسته ای و نیرنگ بازی سیاست بازان حاکمیت در همکاریهای جهانی ، فراهم نموده وآب ناپاکی را روی  دست آنان ریخته و با جوشش و خیزش عمومی و عنقریب پیوستن معترضان خاموش و آغاز اعتراضات و اعتصابات برنامه ای صنفی و تشکلهای کارگری، آنان را به پایان رسیدن  تاریخ مصرف حاکمیت نگران کرده است.
باز نگری  و بازاندیشی روشن از توان فعلی جنبش و نتایج حاصل از حضور پیش قراولان جنبش اتقلابی و مکث و توقفی برای " آب نوشیدن " برای تجدید قوا و تنظیم برنامه سازگار با پیامدهای این تغییر و تحول بجا و ضروریست.

بردیا سیاوش
سوم بهمن ۱۴۰۱

افزودن نظر جدید