جنبش زنان و پالایش زبان

با وام گیری از شعری زیبا که در پایان می گوید «ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم» به جرأت می توان گفتد جنبش زنان اتفاق با شکوهی است که در تاریخ معاصر ما افتاده است و به یکی از اصلیترین و اصیلترین جنبشهای احتماعی ایران در یک قرن گذشته تبدیل شده است. جنبشی با این صلابت و اصالت بی شک نه تنها در راستای اهداف خود اثر گذار است بلکه می تواند خدمات فراوان دیگری به کل جنبش دمکراتیک مردم ایران عرضه کند.

در این نوشتار سعی شده به یکی از این خدمات فرهنگی یعنی پالایش زبان فارسی پرداخته شود. برای بررسی جامعتر، مقاله حاضر در دو بخش تهیه شده که بخش نخست به شکل گیری دیدگاه های نوین اختصاص دارد و بخش دوم به پالایش زبان فارسی می پردازد.

شکل گیری دیدگاه های نوین

شاید مهمترین ویژگی جنبش زنان ایران، فاصله گرفتن از روشهای یکسویه و کلیشه ای و در پیش گرفتن روشهای گوناگون و متکثر در مبارزه اجتماعی است که البته نشان از بلوغ فکری کنشگران این جنبش دارد. از نمادهای این بلوغ فکری و سیاسی که فراروییده از یک قرن مبارزه مسالمت آمیز و اندوختن تجربه های ناب است پیدایش دیدگاهی نوین و خلاق در مورد حل بنیادی و همه شمول مسئله زنان است که اکثر جنبشهای اجتماعی/ سیاسی ایران در صدسال گذشته، متاسفانه توجه درخوری به آن نداشته اند.

این دیدگاه نوپدید، با آگاهی و پذیرش بغرنجیها و موانع چندین و چند لایه در مسیر حل معضل زن ایرانی ــ که ریشه در سنتهای چند صدساله دارد ــ این معضل را پدیداری اجتماعی، تاریخی، سیاسی و فرهنگی ارزیابی می کند که حل آن، صرفاَ از طریق سیاسی قابل حصول نیست و تغییر و اصلاح آن منوط به تغییر و اصلاح زیرساختهای فرهنگی، تربیتی و ارزشی کشور کهنسال ما است که به همان اندازه ی مبارزه سیاسی، مهم است.

به عبارت دیگر این نگرش چندوجهی و نوین با دیدگاهی که حل مسئله زن را از یک دیدگاه ساده و مکانیکی که تنها یک عامل را در بروز یا حل آن عمده می بیند، متفاوت است و به ابعاد فراوان و ریشه های گسترده تر آن، توجه دارد. در نتیجه، این نگرش از چهارچوب قضاوتهای جبرگرایانه یا نومینالیستی با موفقیت عبور کرده و به عرصه دیدگاهی دیالکتیکی ارتقاء یافته است.

معنای عملی این نگرش را بسیاری از کنشگران فعال این جنبش «حرکت آهسته و پیوسته در جهت افقی و عمودی» تعبیر می کنند و معتقدند که حرکت در جهت عمودی (سیاسی) فقط بخشی از راه حل است و به تنهایی نمی تواند مسئله بغرنج و تاریخی زن ایرانی را حل کند. لذا توجه به حرکتهای افقی و درگیر شدن با عقاید و باورهای ظالمانه و کهن اجتماعی که در دالانهای تو بر توی فرهنگ ما، از گذشته های دور و در جای، جای زندگی و مناسبات اجتماعی مان رسوب کرده، بخش مهمی از پیکار سنگر به سنگر فعالان جنبش زنان در ایران است. چه بسا یکی از دلایلی که مسئله زنان پس از گذشت بیش از یک قرن مبارزه در کشور ما حل نشده، کم توجهی به این وجه از پیکار اجتماعی بوده است.

کسانی که به عمق و ریشه های فرهنگ زن ستیز و ارزشهای نابرابر نهادینه شده در بطن جامعه ما وقوف و آگاهی دارند به سهولت در می یابند که انجام پالایش فرهنگی چه امر عظیم و دشواری است و برای به ثمر رساندن آن تا چه حد، نیرو، انرژی، آگاهی و فداکاری احتیاج است. نگاهی به تلاشهای فعالان جنبش زنان در شناسایی میدانهایی که پالایش فرهنگی در آنها ضرورت بیشتری دارد نشان می دهد که این جنبش زنانه با آگاهی و صبوری، و به بهترین روش، این میدانها را شناسایی کرده و در حد توان و بضاعت خود، در جهت پالایش فرهنگی و اجتماعی و تبعیض زدایی در این میدانها، گام بر می دارد.

شاید مهمترین نکته آموزنده در این پیکار هوشیارانه و جانفرسای زنان ایران، درگیری و درآمیزی همزمان در دو جبهه ی « عمودی و افقی » باشد که به باور من می تواند مدل بسیار مناسبی برای فعالان جنبشهای مدنی در کشورهای منطقه خاورمیانه و جوامع مسلمان باشد. جوامعی که از فرهنگ زن ستیز و خشونت آمیز در رنج اند و حقیقتاَ خواهان حل بنیادی مسئله هستند.

پالایش زبان فارسی

پالایش فرهنگ زن ستیز در میدانهایی نظیر خانواده سنتی، تفسیرهای حقوقی، زبان محاوره، آداب و رسوم عرفی و مذهبی، رفتار سلطه جویانه مردان، فرهنگ «شرم» در اغلب زنان ایرانی، فرهنگ تعصب و عیرت در اغلب مردان ایرانی، افسون زدایی از تفاوتهای بیولوژیکی بین زن و مرد، و پالایش فرهنگ خشم و خشونت نهادینه شده در روابط، ... همه و همه میدانهایی هستند که جنبش زنان به فعالیت جانانه و مستمر با هدف اصلاح و بهسازی آنها، همت گماشته است. نگاهی به گزارشها و مقالات موجود در پیراستن عرصه فرهنگ از تبعیض و تعصب و خشونت که توسط زنان آگاه و متعهد ایرانی انتشار یافته به قدری زیاد است که جای هیچ گونه شک و شبهه ای در این زمینه بر جا نمی گذارد.

هدف این نوشتار ــ چنان که از عنوان آن نیز بر می آید ــ پرداختن به یک از وسیعترین میدانهایی است که نیاز جدی به پالایش از طریق کار فرهنگی دارد و آن، «میدان زبان فارسی» و تمامی زیر مجموعه های آن نظیر : روش نگارش، نحوه گفتگو، بکارگیری واژه ها، لطیفه ها، ضرب المثلها، داستانهای عامیانه، و کاربست زبان و آموزه های مذهبی است. پیراستن هر یک از این زیر مجموعه ها از آلودگی به ارزشهای تبعیض و زن ستیزی ـ از طریق آموزش و ممارست ـ می تواند یکی از بزرگترین وظایف هر ایرانی به خصوص کنشگران جنبشهای اجتماعی ایران معاصر باشد. سترگی این کار به عظمت زبان فارسی است و صد البته نیازمند آن است که فرهیختگان جنبش زنان به خصوص آنها که در زمینه زبان شناختی تخصص و تجربه بیشتری دارند با شناسایی دقیق درستی و نادرستیهای موجود در ساختارهای زبان فارسی، و پالودن آن از افزوده های زن ستیزی، کمر همت بربندند و با ارائه گزینه های مناسب، دست به اقدامی هماهنگ و مشترک بزنند.

در کشورهایی که جنبشهای زنان در راستای عمودی (سیاسی) مبارزه کرده و به پیروزیهای چشمگیری نائل آمده اند و از پرتو آن مبارزات، در حوزه تدوین قوانین مترقی و عادلانه برای زنان و همه شهروندان کشورشان، موفقیتهای قابل ملاحظه ای به دست آورده اند، حرکت افقی برای زدودن فرهنگ آیارتاید جنسی از بافت زندگی روزمره، بسیار گسترده و با برنامه، پیش می رود. در اغلب این کشورها کلیه میدانهای فرهنگی، اجتماعی، و ... که به نوعی لانه و مخفیگاه بخشی از فرهنگ زن ستیز که خشونت و تبعیض را در مناسبات انسانها بازتولید می کند شناسایی شده و برای پیراستن آنها، راه حلهای عملی و معقول ارائه می شود. به خصوص در حوزه «زبان» که یکی از مهمترین عرصه های پیکار برای استقرار و تثبیت برابری جنسیتی و روابط صلح آمیز است.

به عنوان مثال در زبان انگلیسی مبحثی تحت عنوان «زبان جنسیتگرا و جانبدار Sexist and Biased languge وجود دارد که در آن به دانش آموزان و مردم آموزش داده می شود که در نوشته ها و گفتارهای روزمره یا نوشتاری خود، از کاربرد هر گونه واژه یا عبارتی که می تواند به نوعی برای گروهی نظیر گروه های قومی، جنسیتی و نژادی، ناخوشایند یا احیاناَ تحقیرآمیز باشد، پرهیز کنند.

بخش اعظم آموزه های این مبحث به مسئله «زبان جنسیتگرا» و پالودن آن اختصاص دارد. در این مبحث سعی شده که واژه ها و روشهای بیان یک مفهوم ـ که دارای بار مردسالارانه یا زن ستیز هستند ـ یا از گذشته به ارث رسیده و با زمان حال تناسبی ندارند مورد تجدید نظر قرار گیرند و گزینه مناسبی برای جایگزینی آنها ارائه شود. به عنوان مثال در گذشته تحویل نامه ها و بسته های پستی صرفا به وسیله مردان انجام می گرفته است در نتیجه، واژه Post Man برای آن به کار می رفته که تا حدود زیادی معنادار بود ولی در شرایط کنونی که این شغل از انحصار مردان خارج شده است دیگر واژه فوق، چندان دقیق نیست و به جای آن می توان از واژه Mail Carrier استفاده کرد که نشان دهنده آن است که شخصی که بسته های پستی را تحویل می دهد لزوماَ مرد نیست.

اما آموزه های این مبحث صرفا منحصر به جایگزینی واژه هایی که در زبان انگلیسی به کلمه man ختم می شود نیست و شامل مطالب دیگری است که برخی از آنها را می توان به سهولت در زبان فارسی به کار گرفت و با ابداعاتی شجاعانه در این زمینه به انجام رساند. خوشبختانه در زبانهایی مثل زبان فارسی و ترکی که مسئله مؤنث و مذکر بودن به صورت زبانهای اروپایی به خصوص در مورد ضمائر وجود ندارد در بعضی زمینه ها به کار و پالایش کمتری نیاز است ولی در عوض، در زمینه های دیگر به خاطر این که در گذشته کار کمتری انجام شده، طبعاَ پیراستگی بیشتری مورد نیاز است.

البته باید خاطر نشان کرد که مسئله مهم و حائز اهمیت «پالودن زبان فارسی» در گذشته هم به اجرا درآمده است به عنوان مثال در زمان رضا شاه پهلوی پالایش زبان فارسی از واژه های عربی به شدت از جانب دولت پیگیری می شد. بعد از انقلاب سال 57 نیز واژه های جدیدی با اهداف ایدئولوژیک وضع گردیده اند. گروه های سیاسی نیز بنا بر اهداف خود در این زمینه فعال بوده اند و واژه هایی که به اهدافشان یاری رسان باشد، ابداع کرده اند. در این میان اما فعالیت چشمگیر و مهمی در زمینه پالایش زبان با هدف تصحیح واژگان و مفاهیم ضدزن و غیردمکراتیک کمتر دیده می شود. این در حالی است که پالایش زبان فارسی در کل و در زیرمجموعه هایش از آلودگیهای غیردمکراتیک و تبعیض آمیز، خدمتی است بسیار عاجل و ارزنده به زیست دمکراتیک همه مردم ایران.

جنبش زنان با دیدگاه غیرایدئولوژیک اش، در پالودن زبان از مفاهیم جنسیتگرا و تعمیم این ویروس زدایی به سایر مفاهیم غیردمکراتیک در حوزه گفتار و اندیشه، می تواند پیشتاز این حرکت تاریخی باشد. زیرا در شرایط کنونی توان جنبش زنان در کلیه عرصه ها از جمله عرصه فرهنگی در حدی است که به سهولت می تواند بار سنگین و تاریخمند این پرچمداری را با موفقیت به دوش کشد.

همانطور که گفته شد تمامی زیر مجموعه های زبان فارسی احتیاج به چنین پالابشی دارند. در ادامه، به این زیر مجموعه ها پرداخته خواهد شد با اعتراف به این که مطالبی که در پی خواهد آمد نه جدید است و نه بی نقص؛ و دیگر آن که نگارنده زبان شناس نیست. این مطالب در واقع حاصل مطالعه و اندیشیدن در زمینه کاربرد روشهای گوناگون در جهت دمکراتیک کردن روابط اجتماعی است که در چهارچوب نگرش و برخورد افقی برای حل معضلی بغرنج و تاریخی به هموطنان ارائه می شود.

همچنین ناگفته نمی توان گذاشت که زنان و فعالان پیشکسوت جنبش زنان از آغاز مبارزه، به این وجه از پیکار دمکراتیک، عنایت داشته اند و آثار فراوانی از خود باقی گذاشته اند؛ آثاری که مطالعه آنها در این برهه تاریخی بی شک تحسین ما را در باره روشن اندیشی آن پیشگامان بر می انگیزد. اما مشکلی که آنها در زمانه خود با آن روبرو بودند در واقع بیسوادی گسترده و فقر شدید فرهنگی و تکاملی جامعه بوده است به طوری که گوش شنوایی برای شنیدن این مطالب گرانقدر، باقی نمی گذاشته است.

خوشبختانه زمانه دیگرگون شده و اینک ما و همه مدافعان تغییر، در دوره ای زندگی می کنیم که جامعه در ابعادی فراگیر، خواهان شنیدن این مطالب است. این فرصت طلایی ــ به خصوص از پانزده سال گذشته بدین سو ــ نوید آن می دهد که زمانه ما، زمانه حل بسیاری از مسایلی است که تا کنون در جامعه حل نشده باقی مانده و ظاهراُ جان سختی نشان می دهند.

وجود هزاران کوشنده جنبش زنان در واقع سپاه فرهنگی عظیمی است که گذشتگان از آن محروم بوده اند. وجود این سپاه تازه نفس فرهنگی، نقطه عطف جدیدی در پیکار مسالمت آمیز فرهنگی برای کسب برابری جنسیتی و خشونت زدایی در ساختار زبان و اندیشه است.

به منظور نشان دادن قدرت واقعی جنبش زنان کافی است که نیم نگاهی به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و حضور باصلابت و تاثیرگذار ائتلاف «همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات» شان بیفکنیم. همچنین مشاهده کردیم که کاندیداها (از جمله آقای احمدی نژاد) برای نخستین بار، همراه با همسران خود در مبارزات انتخاباتی ظاهر شدند که این امر، از موقعیت مستحکم زنان و جایگاه پر اهمیت و انکارناپذیر آنان حکایت می کند. کاندیداها از هر طیف و گروه و گرایشی متوجه شده اند که برای به دست آوردن رای زنان، باید به طور جدی سرمایه گذاری و تلاش کنند.

واژه ها و روش بیان مفاهیم

گفته شد که زبان فارسی به خاطر نداشتن مقوله «مؤنث» و «مذکر» بودن تا حدودی نسبت به سایر زبانها در این زمینه، کار را برای پالایش خود، ساده تر کرده است ولی با این حال پیراستن سخن (نوشتاری و گفتاری) در زبان فارسی و شستن مفاهیم کدر و زنگارهای قرون و اعصار از چهره آن، از اهم وظایف مدافعان استقرار حقوق برابر در ایران است.

در ذیل، مواردی از واژه ها و مفاهیم جنسیت گرا به همراه پیشنهادهایی برای پالایش آنها ارائه می شود:

ــ کاربرد مواد و واژه هایی که بار مثبت اما مردانه دارند. در این مورد می توان با همراه کردن و افزودن معادلهایی که بتواند همان بار مثبت ـ اما وجه زنانه را هم داشته باشند ـ به شنونده ارائه نمود. نظیر : «جوانمرد / جوان زن»، «شیر مرد / شیر زن»، و ...

ــ ارتقاء مفهوم واژه هایی که از کلمه زن استفاده کرده اند اما بار منفی القاء می کنند نظیر: « زن صفت »! هرچند می دانیم که جا افتادن چنین فرایندی محتاج آموزشهای بلندمدت است.

ــ معادل سازی در مورد واژه هایی نظیر «راد مرد»، یا «بزرگمرد» که واژه مترداف آن برای وصف زنان در زبان فارسی وجود ندارد.

ــ ارزش دادن به شخصیت واقعی زنان در مواردی نظیر معرفی یک زن، به جای به کار بردن «ایشان خانم آقای فلانی هستند» می توان اسم فامیل خود خانم را به کار برد و گفت «ایشان خانم ... هستند». یا در بین گروهی از مردان جامعه هنوز رسم غلطی حاکم است که از واژه ی «مادر بچه ها» در معرفی زن شان استفاده می کنند. در موارد مشابه چه بسا شوهران سنتی، به جای صدا کردن همسرشان به نام خودش، نام پسرشان را به جای نام او به کار می برند!

ــ حذف واژه هایی نظیر «ضعیفه» و نظایر این کلمات که خوشبختانه امروزه کمتر به کار می رود.

به طور خلاصه باید کلیه واژه ها و طرز تلقی و بکارگیری کلمات و صفاتی که بار تحقیر کننده، تبعیض آمیز و جنسیت گرا دارند در نظام نوشتاری و گفتارهای روزمره مان تصحیح و پالایش شوند.

دشنامها

دشنام و حرفهای رکیک ـ به خصوص دشنامهای ناموسی ـ شوربختانه از زیر مجموعه های هر زبانی است و فقط مختص به زبان فارسی نیست. به نظر می رسد که زدودن آنها به خاطر طبیعت انسانی، کار ساده ای نیست. زبان فارسی از این نظر سخت به پالایش نیاز دارد و باید در کاهش کمی و همچنین حذف بسیاری از این دشنامها واقعا کوشید. این مسئله نه فقط به لحاظ دمکراتیک کردن ساختار زبان حائز اهمیت است بلکه از منظر کاهش خشونت و جلوگیری از جرایم نیز بسیار مهم و ضروری است. به خصوص در جامعه ای مثل ایران که دشنامهای ناموسی منشاء بسیاری از منازعات و حتا مناقشات منجر به قتل هم می باشد.

در مقایسه زبان انگلیسی / امریکایی با زبان خودمان به راحتی در می یابیم که زبان ما از نظر تعداد دشنامهای ناموسی، پُروپیمان تر از زبان انگلیسی است. به عنوان مثال در زبان انگلیسی / امریکایی صرفا یک دشنام برای نسبت دادن فحشا به اقوام یک زن و یا مرد، وجود دارد که ناظر بر هتک حرمت مادر شخص مورد عتاب است. زبان فارسی با خلق معادلهای مختلف، گسترش زیادی به این دشنام داده است. به این ترتیب که در زبان فارسی این تنها مادر نیست که مورد هتک و بی مهری قرار می گیرد بلکه دشنامهای دیگری هم ساخته شده که خواهر، همسر، دختر و یا حتی عمه و خاله و مادربزرگ طرف را مورد بی احترامی و درشتی قرار می دهد.

در زبان فارسی همچنین دشنامهایی وجود دارد که در آنها مادر و خواهر توأمان مورد عتاب قرار می گیرند. افزون بر این موارد، مسئله تعدد دشنامها در زبان فارسی نسبت به زبان انگلیسی است. برای نمونه در زبان انگلیسی برای انتساب فحشاء، صرفاَُ یک کلمه مورد استفاده قرار می گیرد در حالی که در زبان فارسی حداقل سه واژه مختلف در این مورد به کار می رود. با یک حساب سرانگشتی و با یک ریاضی ساده می توان دریافت که در برابر یک دشنام ناموسی در زبان انگلیسی، حدود بیست دشنام در زبان فارسی وجود دارد. این امر لزوم پالودن زبان از این اراجیف تحقیرکننده را به همه ما گوشزد می کند.

علاوه بر مفاهیم ناموسی، نسبت دادن حیوانات به مادران نیز در زبان محاوره ایرانیان بسیار رایج است. مبارزه در این عرصه از مشکلترین عرصه ها است و جنبش زنان با درنظرگرفتن شرایط سیاسی و اجتماعی ایران می تواند راه حلهای نوینی ابداع کند. زیرا ارتقاء سطح اخلاقیات جامعه و کمک به فرهنگ خشونت زدایی، از دیگر راهکارهایی است که حتماَ می تواند در این زمینه یاری رسان باشد.

داستانهای عامیانه

داستانهای عامیانه فراوانی در مورد تحقیر زنان و تخفیف جایگاه و منزلت آنان در زبان فارسی وجود دارد. برخی از این داستانها عمومی است و برخی جنبه منطقه ای دارد. کوشش در جهت منزوی کردن آنها از طرق مختلف نظیر خواهش از کسانی که آنها را از حفظ دارند در جهت بازگو نکردن شان، یا عکس العمل نشان دادن در هنگام بازگویی این داستانها، نوشتن مقالات و گزارشهایی در زمینه مسکوت گذاشتن این داستانها، و ... در مجموع می تواند در طول یک یا دو نسل، این داستانهای تحقیرکننده را از عرصه عمومی جامعه براند.

ضرب المثلها

ضرب المثلها، تکیه کلامها، و جملات قصار عامیانه در هر زمانی بخش مهمی از زبان مردم یک جامعه را تشکیل می دهند. پاره ای از مطالعات و پژوهشها نشان می دهند که این ضرب المثلها مبنای تصمیم گیری انسانها در شرایط مشخصی می باشند که نشان دهنده توان این ضرب المثلها در جامعه است. بسیاری از این ضرب المثلها میراثی است که از گذشته های دور و روابط احتماعی متفاوت به ما رسیده اند که به شدت می توانند بار ضد زن و ضد دمکراتیک داشته باشند. کوشش در جهت منزوی کردن این ضرب المثلها از گفتار مردم می تواند نقش بسزایی در ریشه کنی فرهنگ کهن زن ستیز داشته باشد.

ضرب المثلهایی که از جهت منفی با مسائل زنان رابطه برقرار می کنند را می توان به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول ضرب المثلهایی هستند که مستقیما از آنها مفهوم ضد زن به ذهن شنونده متبادر نمی شود ولی منشاء ضد زنانه دارند. گروه دوم ضرب المثلهایی هستند که به طور مستقیم بار ضد زن و تحقیر نیمی از جامعه را القاء می کنند.

از رایجترین ضرب المثلهای گروه اول، ضرب المثل « افتادن طشت رسوایی از بام است» این ضرب المثل به کرات در نوشته های کنونی زبان فارسی ـ حتا از سوی فعالان جنبش زنان بدون توجه به منشاء آن ـ به کار می رود. تا آنجایی که نگارنده در مورد منشاء این ضرب المثل می داند این است که در گذشته، زنان در روزهای قاعدگی، پارچه هایی که برای نظافت به کار می بردند در طشتی در بالای بام قرار می دادند و اگر این طشت به پایین می افتاد می گفتند «طشت رسوایی افتاده است. »

در گروه دوم، ضرب المثلهای فراوانی وجود دارد که به تعدادی از آنها در زیر اشاره می شود:

ـ بکوشید تا جامه زنان نپوشید ـ این کار یا این عمل «پسر بزاییست» که مراد اهمیت دادن به فرزندان پسر است - لچک زنها به سرم اگر این کار را نکنم. - سالم باشه، پسر باشه. مراد اهمیت دادن به فرزاندان پسر است. - خواب زن چپه - با زنان مشورت نکنید. - زن یک دنده اش کم است - او مرد بزرگی است تنها عیب اش این است که زن است. - آن زن تنها مرد آن خانواده است - زن و اژدها هر دو در خاک نه - زنی که جهاز نداره این همه ناز نداره. این ضرب المثل فارسی نه تنها توهینی به زنان است بلکه توهینی به فرودستان جامعه نیز هست. - مکر زن، گریه است - حیلت النساء به کار افتاد.

با کنکاش بیشتر می توان تعداد دیگری از این ضرب المثلها و تکیه کلامها را یافت و در جهت پالایش زبان از وجود مخرب آنها، قدم برداشت.

متنها و مطالب مذهبی

پالودن زبان فارسی در این حیطه، با توجه به شرایط کنونی، سخت نیازمند راه حلهای ابداعی، مداراگر و مدنی است. خوشبختانه از آنجا که تلاش مدنی و بی خشونت، از اصول اساسی جنبش زنان است می توان امید داشت که حرکت در این حیطه نیز به دور از جار و جنجالهای سیاسی/ تبلیغاتی، به درستی پیش رود. حجم این مطالب و زبان بعضاَ گزنده برخی از روحانیون و متولیان این حیطه و همچنین نفوذ تاریخی شان، آن را به حوزه ای تبدیل کرده که به شدت باید مورد توجه قرار گیرد. خوشبختانه شرایط کنونی و تکامل یافته جامعه ایران باعث شده که بسیاری از روحانیون و متولیان مطرح این عرصه، به طور طبیعی از این مطالب دوری گزینند. اما در مواردی بعضی از واعظان و روحانیون غیرمطرح از طرح این مباحث ابایی ندارند.

از جانب دیگر در طول سی/ چهل سال گذشته ابداعاتی از سوی برخی از مراجع در مورد تجدیدنظر در مطالب رساله های عملیه انجام گرفته است. کار فرهنگی جنبش زنان به خصوص زنان آگاه مذهبی که قطعاَ مخالف این مطلب هستند با مدیریت حوزه ها، می تواند در این عرصه راهگشا باشد. همان طور که گفته شد به خاطر شرایط خاص جامعه، روشهای برخورد و اصلاح این مسئله و یافتن راه حلهای مناسب باید از درون کشور و به صورت کاملا مسالمت آمیز صورت گیرد.

در خاتمه به منظور بزرگنمایی ضرورت مبارزه فرهنگی جنبش زنان به عنوان جنبشی که دیدگاه استراتژیک به حل مسئله زنان و خشونت زدایی از کل روابط اجتماعی ما را در دستور کار دارد، یادآوری مطلبی ضروری است و آن این که استقرار یک جامعه بهتر و دمکراتیک، فرایندی طولانی مدت است که به ناگزیر در عرض چند نسل صورت می گیرد. تشکیل چنین جامعه ای بدون تربیت آنهایی که از زمان کودکی با فرهنگی دمکراتیک تربیت شده باشند عملا امکان پذیر نیست حتا اگر در سطح سیاسی، آن جامعه از قوانین متعارف و مترقی هم برخوردار باشد. توجه به این حقیقت که ناشی از تجربه طولانی مدت جوامع دیگر است لزوم پالایش فرهنگی به عنوان امری استراتژیک، بدون شک ضرورتی است که باید به آن توجه داشت.

منبع: 
مدرسه فمینیستی
بخش: 

افزودن نظر جدید