شکست جنبش دانشجویی ولی نتایج مهم آن

زندانی عزیز، در تابستان کوتاه آنارشی و شبان باتونهای دراز، مبارزه ادامه دارد. شغل انقلابیون حرفه ای، بازی با دینامیت در هسته های انقلابی تا مرز تابوزدایی از اعمال خشن، آرزوی ما شده. نظام خوک ها نظام اراده گرایان است. حال که انقلاب فرهنگی، نابودی فرهنگی شد، الهیات هم باید سکولار گردد. ما همه چیز میخواهیم و آنهم فوری ! وگرنه تنفر را به انرژی تبدیل خواهیم نمود چون ما همانهایی هستیم که پدربزرگ و مادر بزرگمان به شما اخطار داده بودند. سلول انفرادی نیز جنایت است، به این دلیل ما نمی خواهیم فقط مبارزه قانونی کنیم بلکه امید به مقاومت پیروزمندانه داریم. سنگ های پرتاب شده، دلیل نبودند، بلکه تنها زبانی هستند که شما می فهمید.احتمال بمب سازی، خلع سلاح و پا روی چنگال حاکمان گذاشتن، ادامه دارد. زنده باد دانشجوی انقلابی ! مرگ بر شاه دوست های هورایی و هوراکش ! شعارهای دیواری نیز ادامه خواهند داشت .

اینها بخشی از شعرهایی بودند که جنبش دانشجویی غرب بین سالهای 1972-1968 در تظاهرات خود مطرح نمود. این جنبش با اعتزاض به حمله آمریکا به ویتنام آغاز شد وبعدها به غالب کشورهای اروپایی مخصوصا آلمان رسید. امروزه اشاره میشود که از دل آن جنبش بود که حزب سبز آلمان، جنبش زنان، انقلاب جنسی، سازمان چریکی ارتش سرخ، کشف و رواج قرص های ضد بارداری، جنبش هیپی، لغو ازدواج اجباری، کنفدراسیون دانشجویی، و غیره بیرون آمدند. اکنون میتوان گفت که شورش دانشجویان، جنبشی ضد اتوریته و بخشی ازیک مبارزه ضد امپریالیستی جهانی بود. مارکوزه و تئوریسین های مکتب فرانکفورت در میان رهبران آن جنبش نقش مهمی داشتند. در حال حاضر غالب رسانها میپرسند که آن جنبش به کجا رسید واز اسطوره دانشجویی سال 68 میلادی چه چیزهای بجا مانده؟ آن جنبش بخشی از بحران بورژوازی بعد از جنگ جهانی دوم در غرب بود. جذابیت آن جنبش به سبب نقش اتوپی مارکسیستی است. آنان میگفتند که قانونی بودن خشونت وابسته به بلوغ مبارزه طبقاتی در جامعه دارد چون در دمکراسی بورژوایی، قوانین بازی را حاکمان تعیین میکنند. مارکوزه آنزمان از خشونت آزادی بخش میگفت. ضمیرشخصی " ما " نوعی رمانتیک جمعگرایانه بود. جنبش دانشجویی آنزمان را به کوشش برای بازگشت رمانتیک متهم کردند. آنها غالبا چپهای غیردگماتیک بودند که خواهان دمکراسی شورایی شده بودند. تحلیل طبقاتی آنان آنارشیستی و یا مارکسیستی بود. آنان سوسیال دمکراتها را خائن به طبقه کارگر و در خدمت دمکراسی بورژوایی میدانستند. کتابهایی در باره مارکسیسم، لنینیسم، تروتسکیسم، مائوئیسم، آنارشیسم، مکتب فرانکفورت، ادبیات کشورهای جهان سوم، فاشیسم، کتابهای روانشناسی و تعلیم و تربیت، تئوری انتقادی و غیره به تیراژی بالا رسیدند.

کتابی از روزا لوکزامبورگ با عنوان " نظریه عملیات و اقدامات غیرمترقبه و اضطراری " که مبلغ سوسیالیسم انقلابی و منتقد لنینیسم و سوسیال دمکراسی کائوتسکی بود، سالها در کنار آثار هربرت مارکوزه و تئوری های مکتب فرانکفورت، در میان دانشجویان محبوبیت خاصی یافت. کاسترو، کونک ویتنمای، تروتسکی، دوتشکه، رابل، و چگوارا، از جمله دیگر رهبران سمبلیک آنان بودند .

در دیدار شاه از آلمان آنزمان، ماموران ایرانی در لباس شخصی، با هورا کشی، با چوب و چماق به تظاهرکنندگان آلمانی حمله کردند که از طریق رسانه ها، ساواکی های هورایی یا هورا کش لقب گرفتند، و از دولت وقت آلمان انتقاد شد که چرا اجازه داده همچون مامورانی، دیدار شاه از آلمان را همراهی کنند و علنا به معترضین و دانشجویان حمله نمایند .

 

افزودن نظر جدید