به بهانه ی نمایش «ایران» در همدان

مدتی است نمایشی با نام « ایران» توسط گروه هنری سُرور در سالن مجتمع فرهنگی هنری بوعلی سینا همدان بروی صحنه رفته است، این نمایش تا چهارم آذر ماه نیز ادامه دارد و به همین مناسبت نوشته ی زیر ارائه می شود:

نمایش، در ایران هم مانند هر پدیده ی دیگری درگیر مصایب و مشکلاتی است که مانع رشد و پویایی این هنر شده است که برخی از آنها عبارتند از:

1- تقسیم بندی نمایش به تئاتر شهرستان و تئاتر مرکز (تهران) و برخورداری هنرمندان پایتخت از امکانات نسبی بیشتر در مقابل شهرستانی ها

2- عدم حمایت دولت از هنر تئاتر، نبود سالن مناسب ، عدم تخصیص بودجه و منابع مالی کافی ، نداشتن امکانات تبلیغی ، محدودیت و کار شکنی برای تصویب نمایشنامه ها از جانب افرادی که درک درستی از تئاتر و به طور کلی از هنر ندارند

3- نابود شدن تئاتر خصوصی به دلیل عدم تمایل کارگردان ها به نمایش نامه های مستقل و ...

4- به وجودآمدن نوعی نمایش انحصاری و سفارشی توسط نهادهای دولتی که برای سلیقه ای خاصی از جامعه (اقلیت)در مناسبت های مختلف اجرا و هم زمان فراموش می شود

همه ی این ها باعث شده تئاتر مستقل و مردمی به حاشیه رانده شود تا جایی که تنها در جشنواره ها نامی از آن برده می شود در چنین شرایطی است که می بایست هر اتفاقی اگرچه کوچک و هر چراغی هر چند کم سو که روشن می شود می گردد را غنیمت شمرد.

نمایش «ایران» نوشته ی حسن باستانی و به کارگردانی محمود حکمتی اطهر و با بازی سرور و محمود حکمتی اطهر ، یکی از این اتفاق هاست؛ این کارگردان که پیش از این نمایش«فصلی دیگر» و چند کار دیگر را در کارنامه ی خود دارد پس از سال ها علاقه مندان خود را به دیدن نمایشی از گذشته ی میهن اش دعوت می کند.

مرثیه ای برای ایران کهن ، سوگواره ای برای سرزمین مادری و مادرها و زن های سرزمین دیرسالش و ستایشی برای مهر و مهربانی روایتی از تاریخ پر پیچ و خم ایران، از تاریخ یورش ها و حمله های دشمنان و ویرانی هایی که به بار آورده اند و مصیبت هایی که بر جا نهاده اند و داستانی از پیروزی و شکست جنگ آوران در مقابل تاتارها ، گردچشمان ، تازی ها و ترک ها ست و نویسنده یکی از این یورش ها را دستمایه قرار می دهد.

داستان از این قرار است که سرداری شکست خورده از جنگ با زخم هایی عمیق همچون زخم های کهن میهن اش، در کنار چشمه ای با زنی برخورد می کند زن کاراکتر اصلی نمایش است و بار اصلی نمایش بر دوش اوست گاه نماد« الهه مهر» است ،گاه مادر، گاهی زن و «معشوقه» و گاهی خود را در نقش خاک و زادگاه اش « ایران» نشان می دهد او سعی می کند آنچه جنگجو از پیشینه ی خود فراموش کرده را به یادش آورد. همچنین یادآور می شود پس از مصیبت ها و فاجعه ها دوباره باید قد برافراشت و زنده شد و زندگی کرد، آیندگان و فرزندان این سرزمین را برای برخورد و مقابله با سختی ها آماده کرد و هم جنگجوی شکست خورده و هم تماشاگر را به وطن دوستی ، مهرورزی و آیین مهر که همان آیین کهن ایران است فرا می خواند.

نقش آفرینان نیز به خوبی از عهده برآمده اند اگرچه گاهی دیالوگ به موعظه و شعار نزدیک تر می شود اما بازی خوب و مقبول بازیگران و احساسی را که به تماشاگر منتقل می کنند تماشاگر را غافلگیر می کند و در پایان راضی از سالن خارج می شوند هر چند ضعف هایی چون کوچک بودن سالن ، نبود امکانات کافی ، طراحی صحنه و دکور و موسیقی را نباید فراموش کرد اما نمایشی که بتواند نزدیک به یک ساعت تماشاگر را همراه خود راضی نگه دارد قابل تقدیر است.

در پایان لازم به ذکر است انجمن ایران شناسی کهن دژ تاکنون زمینه حضور بیش از 200 تن از اعضا خود، مخاطبین فرهنگی و دانشجویان را در این برنامه فراهم نموده و همچنان نیز با مساعدت برگزار کنندگان برنامه این آمادگی را دارد و از تمامی علاقه مندان ساکن در همدان دعوت می نماید تا در راستای حمایت از این حرکت در خور ستایش در روزهای باقی مانده با حضور خود مشوق این عزیزان باشند.

حسین زندی، عضو هیئت راهبری انجمن ایران شناسی کهن دژ

-- ------------------------

بابک مغازه ای، دبیر کل و سخنگوی انجمن ایران شناسی کهن دژ

خبرنگار مستقل میراث فرهنگی و زیست بوم ایران زمین

راهنمای گردشگری محلی در همدان

تارنمای موقت : www.barayeiran.blogfa.com

رایان نامه ( ایمیل ): barayeiran3@gmail.com

افزودن نظر جدید