... که هستیم!؟

تا بدانند بودیم و هستیم

یک دم از پا نه هرگز نشستیم

با همه بار ناکامی و رنج

دیرپا ملتی بی شکستیم

در درازای تاریخ صد بار

بس طلسم ستم را شکستیم

در ره نام و آزادی خویش

بند های گران را گسستیم

همچو موجیم عاری از آرام

زین سبب رو به بالا و پستیم

هر ستمکار بر گردن ما

طوقی افکند از آن برستیم

درسِ فردوسی و پورِسیناست

آنچه ما همچو جان می پرستیم

پند رومیّ و سعدیّ و حافظ

چون به عالم پیامی فرستیم

جاهلان جان مردم ستانند

ما تن مورِ خُردی نخـَستیم

زور گوید به ما شک روا نیست

زآنکه ما آهنین ضربِ شستیم

ما به اندیشه و دانش اما

بیم دشمن زِ دل باز شُستیم !

شکّ و اندیشه چون تواًمانند

بی شک از بند جاهل نجَستیم

گر به کف تیغ پیکار گیریم

هم کتاب مدارا بدستیم !

بابِ بس فکر و دانش گشادیم

بر تعصب ره رخنه بستیم

گنج هایی همه حکمت و پند

با زبانی کز آواش مستیم

پارسی را نداریم اگر پاس

ناسپاسانِ گنک و کـَرَستیم

نیز اگر خود نگردیم نو نو

کس نداند که بودیم و هستیم

یا : که بودیم ؟

یا : که هستیم ؟

پاریس، ششم دسامبر۲۰۱۰

----------------------------

دکتر محمد علی خُنجی یکی از مبارزان و رهبران اندیشمند، دانشور، سختکوش و پرشور جبهه ملی ایران بود که تا آخرین روز زندگی دمی از کوشش در راه تعالی فکری نسل جوان نهضت ملی و سازماندهی جبهه ملی ایران که در آن از تجربه و تبحر کم نظیری برخوردار بود، نیاسود.

او پس از زندگی نسبتآ کوتاهی، که تمام آن صرف مبارزه و آموزش خود و دیگران(خاصّه به عنوان مسئول کمیته ی تعلیمات جبهه ملی ایران)، از راه تاًلیف و ترجمه شد، و در نهایت سادگی و آزادگی و فروتنی به سر رفت، در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۰، در سن تقریبأ چهل و شش سالگی، در منزل محقری که در آن به تنهایی زندگی می کرد، بصورتی غیر منتظره، و به دور از چشم یاران(بصورتی که به مرگ مشکوکی می مانست) جهان را ترک گفت و نهضت ملی را از گوهر وجود پرثمر و زاینده ی خود محروم ساخت. ازمیان نوشته های او می توان نقد عالمانه ی وی بر کتاب تاریخ ماد تاًلیف پروفسور ایگور دیاکونوف، عضو آکادمی علوم شوروی سابق، ترجمه ی کریم کشاوز را نام برد، و از میان ترجمه های او اثر مهم زیگموند فروید زیر عنوان " توتم و تابو" را. وی برای پژوهش های خود از زبان های فارسی، عربی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی سود می جست.

او یک ایرانی به تمام معنی نمونه بود.

افزودن نظر جدید