دریا آرام نمی گیرد

"روزهای خشم" پی در پی می شوند. در دو هفتۀ گذشته سه حرکت جسورانۀ اعتراضی، ولایت فقیه را به لرزه درآورده است: ۲۵ بهمن نشان داد که جنبش ضد دیکتاتوری مردم ایران خیزش جدیدی را آغاز کرده است. و حرکت های اول و دهم اسفند جای تردیدی نگذاشتند که مردم به رویارویی مستقیم با خودِ دیکتاتور برخاسته اند. دو خصلت نمایان حرکت های جدید این است که اولاً پوشش اصلاح طلبی را به زمین انداخته اند و سرنگونی نظام حاکم را هدف قرار داده اند ؛ ثانیاً مناسبت های تقویم رسمی جمهوری اسلامی را کنار گذاشته اند و با تقویم جدیدی حرکت می کنند. این جسارتی که آشکارا طنین انقلابی پیدا می کند ، محصول شرایط جدیدی است که یک سره با حال و هوای سال گذشته متفاوت است. بالاخره فراموش نباید کرد که حرکت های ضد دیکتاتوری سال ۸۸ در نتیجه "شکاف میان بالایی ها" مجال بروز یافتند و فرصت لازم برای بسیج گستردۀ اعماق را پیدا نکردند. اما خیزش جدید جنبش ضد دیکتاتوری در فضای یک انقلاب بزرگ منطقه ای آغاز شده است که از کرانه های اوقیانوس اطلس تا سواحل دریای عمان همه دیکتاتوری ها را می لرزاند و در داخل کشور ، بحران عمومی و بی سابقه ولایت فقیه ، دولت را به بزرگ ترین جراحی اقتصادی تاریخ موجودیت جمهوری اسلامی واداشته است. و این هر دو ، فضای کنونی را انفجاری می سازند.

در فضایی که نفس زندگی بخش انقلاب عرب حتی مردگان را هم زنده می کند، حکومت الهی و دولت امام زمانی را حتی با باراندن آتش بر سر مردم نیز نمی توان نگهداشت. انقلاب های توده ای، صرف نظر از هر مسیر و الگویی که داشته باشند، یک اصل پرطنینی را جار می زنند که اصل حاکمیت مردم است. سخن از حاکمیت مردم و "اراده مردم"، حتی در کلی ترین و انتزاعی ترین معنای آن، وقتی بر زبان توده های به پا خاسته میلیونی جاری می شود ، مانند توفانی بنیان کن، بر سر راه خود، هر موج شکنی را درهم می شکند. این توفان بنیان کن وقتی به ایران برسد، ولایت فقیه را با تمام مقدمات و مقارنات اش مچاله خواهد کرد. سخن ولی فقیه ما که خود را "رهبر انقلاب" می نامد، در مقابل توفان انقلاب توده ای ،هذیان آلوده تر از هذیان های معمر قذافی است. انقلاب عرب با یک ضربه واحد و به طور همزمان، اولاً نا بهنگامی نظام ولایت فقیه را با "حُکم حکومتی" و گلۀ آدمخواران "سپاه و جهاد و نهاد" اش، عریان تر از هر وقت دیگر در برابر چشمان مردم ایران و جهان به نمایش گذاشته، و ثانیاً حربۀ ضد امپریالیسم عوام فریبانه آن را بی مصرف ساخته است.

و در میانه چنین معرکه ای است که "طرح هدفمند سازی یارانه ها" رویارویی جمهوری اسلامی را با اکثریت زحمتکشان کشور گریز ناپذیر می سازد. این طرح اکنون مانند طوق لعنت چنان بر گردن رهبران رژیم پیچیده است که نه اجرای آن ممکن است و نه عقب نشینی از آن آسان. در حالی که ملک عبدالله سعودی از ترس انقلاب، همراه با وعده هزینه کردن ۴۰۰میلیارد دلار برای بهبود آموزش و بهداشت و زیر ساخت های اقتصادی تا سال ۲۰۱۴ ، نقداً یک فقره ناقابل ۳۵ میلیارد دلاری به مردم سعودی رشوه می دهد ، جمهوری اسلامی چگونه می تواند با شعبده بازی "یارانه های نقدی" به دَم چکِ مردم برود؟ اقتصاد ورشکسته ای که زیر فشار تحریم های افتصادی ورشکسته تر می شود ، تا کی می تواند فلاکت توده ای فزاینده را با دروغ های گوبلزی لاپوشانی کند؟

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار گرفته که جز از طریق سرکوب بیشتر و خشن تر مردم نمی تواند خود را حفظ کند، در حالی که درست به دلیل همین شرایط ، سرکوب ، چندان کم هزینه تر از عقب نشینی نیست. رهبران جمهوری اسلامی می دانند که هم عقب نشینی در مقابل خواست های مردم می تواند آنها را جری تر سازد و هم آتش گشودن به گردهم آیی ها و راه پیمایی های توده ای بزرگ مردم می تواند پایان کار رژیم را رقم بزند. بنابراین استراتژی کنونی آنها این است که با تمام نیرو از شکل گیری گردهم آیی ها و راه پیمایی های توده ای بزرگ جلوگیری کنند. بهترین توصیف خط سرکوب کنونی آنها همان بیت معروف سعدی است که می گوید: "سرچشمه شاید گرفتن به بیل / چو پُر شد نشاید گذشتن به پیل". اما در موسمی که برانگیختگی مردم دامنه توده ای پیدا می کند ، و چشمه ها از هر گوشه ای می جوشند ، از این تدبیر کار زیادی ساخته نیست. به همین دلیل، کارآمدترین مقابله با استراتژی کنونی سرکوب رژیم این است که چشمه های خشم مردم از هر گوشه ای بجوشند و جریان یابند و به هم پیوندند تا همه "پیل بانان" به بیچارگی کشیده شوند. فراموش نباید کرد که نقطه قوت مردم در مقابله با دیکتاتوری خون بار ولایت فقیه ، حقانیت و برتری عددی آنهاست و درخشش حقانیتِ مردم به کمک برتری عددی آنها می تواند به نمایش درآید. بنابراین تا می توانیم باید دامنه و دوام جنبش ضد دیکتاتوری مردم را گسترده تر و توده ای تر سازیم. به یاد داشته باشیم که هر چه دامنه توده ای جنبش اعتراضی مردم گسترده تر باشد ، هزینه سرانه شرکت در آن کمتر خواهد شد و تردید و تزلزل در میان نیروهای سرکوب افزایش خواهد یافت. هرچند آنها مسلح اند و بسیار سازمان یافته تر از ما، اما ما بی شماریم و حقانیت داریم. آنها نمی توانند همه را بگیرند، وسیع ترین زندان ها فقط برای نگهداشتن عده محدودی ساخته شده اند. آنها نمی توانند همه را بکشند ، کشتار برای مرعوب کردن زندگان است و زندگان به پاخاسته می توانند وحشتناک ترین دستگاه های کشتار را در هم بشکنند. پس نقداً بیائید :

• "روزهای خشم" مردم را با آهنگی حساب شده ، ادامه بدهیم.

• با اشکال گوناگون نافرمانی مدنی توده ای و سازمان یافته، باید و نبایدهای رژیم را زیر پا بگذاریم و نیروهای سرکوب را در میدانی بسیار فراخ تر از خیابان های اصلی شهرهای بزرگ ، پراکنده و فرسوده سازیم.

• با دست زدن به اعتصاب های اقتصادی و اعتراضی گوناگون قدرت توده ای کارگران و زحمتکشان را به آنها و نیز به خودمان نشان بدهیم ، تا بتوانیم به نیروی جمعی خودمان باور داشته باشیم و خودمان را برای راه پیمایی به سوی افق های روشن رهایی سازمان بدهیم.

• مقابله با طرح هدفمند سازی یارانه ها را با خوداری از پرداخت قبض های آب و برق و گاز آغاز کنیم. عقب نشینی رژیم از این طرح ، مخصوصاً اگر زیر فشار مقاومت توده ای مردم صورت بگیرد ، در نیرومندتر ساختن و گستراندن صفوف مردم نقش بسیار مهمی می تواند ایفاء کند.

افزودن نظر جدید