مصالحه مساعی جناح ها در تحدید گرایش رادیکالیسم درون جناحی

پيش گفتار:

باز قرار است شاهد اثرات موج دیگری از چالش های درون حکومتی شویم. چالشی که تلاطم درونی آنرا در اوجگیری اختلافات میان رهبری، اعم از خامنه ای و همراهان اصولگرای ولی فقیه با یاران احمدی نژاد که خود را اصول گرای پیشرو می نامد رخ نمود و امروز علنی تر شده است. در برهه کنونی دامنه چالش درونی اصولگرایان، روز به روز تعمیق بیشتری پیدا میکند. چالشی که علیرغم اینکه سرنوشت آن هنوز در هاله ای ابهام است. لیکن نتیجه شواهد موجود استیصال اصولگرایان را نشان نمیدهد. هر آئینه که نگاه را از عرصه بازی اصولگرایان فراتر بریم و نیک دقیق تر به عرصه دیگر جناح عمده بنگریم، زمزمه اصلاح طلبان معتدل با شدتی خاص، ما را به کوشش بسیاری هدایت میکند. کوششی مبنی بر اعلام موضع نسبت به طرح مصالحه و سازش دوباره بین اصولگرایان و اصلاح طلبان ( خواهان حضور در قدرت ) با این که کم و کیف، اهداف، نقشه راه مصالحه و سازش برای بررسی جزئیات آن هم برای طرفین حقیقی و حقوقی آن و همچنین برای جامعه بازگشایی نشده است، تا بتوان در مورد آن به ارزیابی پرداخت و سیاست گذاری لازم صورت پذیرد. اما طرح موضوع مصالحه برای چندمین بار در حاکمیت کنونی ایران، ناچارا سازمان ما را متوجه خود میکند.

هنوز حافظه کنشگران از مصالحه محمد خاتمی در دور دوم ریاست جمهوری تهی نگشته است و بیاد داریم که عده ای از محافظه کاران، مصالحه و سازش را بمثابه یک تاکتیک با هدف ایجاد تفرقه و اخلال در درون جریان اصلاح طلب و جلو گیری از اجرای اصلاحات بویژه منزوی کردن گرایش رادیکال اصلاح طلبی بکار بستند. ولیکن طرح دوباره مصالحه و سازش، این بار از ناحیه اصلاح طلبانی چون محمد خاتمی و ..... و مشخصا علی مزروعی از زاویه و هدف متفاوت تر با طرح آن توسط اصولگرایان، باعث شده تا به بررسی مقوله مصالحه و سازش بپردازم. مقوله ای که شوربختانه در فرهنگ سیاسی ایران مذموم شمرده میشود و عناصر سیاسی مشرب با نا آگاهی خوبی استقبال نشده و با لحنی و لعنتی خاص بدرقه میگردند. لازم با تاکید است که طرح مقوله مزبورتوسط اصلاح طلبان شاخص رژیم بر خلاف اهداف طراحی شده اصولگرایان، این بار از زاویه ایجاد تفرقه و اخلال در درون اصولگرایان حرکت نمیکند. چنانچه انگیزه ورود اصلاح طلبان به حوزه قدرت نیز معنا نخواهد کرد. فارغ از همه چیز، ترجمان پیشنهاد مصالحه بازگرداندن آرامش سیاسی بین جناح ها و مالا جامعه و ترمیم رابطه حسن تفاهم صدمه دیده بین جناح ها میباشد. بنابر این ما به مثابه بخشی از کنشگران سیاسی طرفدار مشی مسالمت آمیز، فارغ از هر گونه ذهنیگری و پیشداوری، باید به رویدادی که در شرف وقوع است بیندیشیم تا همچون همیشه بر ساحل حسرت ننشینیم و یا اینکه بر زورق خیال رو به ساحل آرزوهای بزرگ و ناممکن برانیم. در این خصوص لازم میبینم که به تعریف مصالحه و موانع اجرای آن اشارتی داشته باشیم .

 

جایگاه مصالحه در حوزه نظری :

در فرهنگ های سیاسی موجود کلمه سازش را گاهی بجای لغت انگلیسی (1) مصالحه و توافق بکار میبرند. معانی مصالحه در فرهنگ روسی به فارسی ترجمه شده، عبارت از آشتی کردن، صلح و سازش کردن و در برگردان های فرانسوی و معادل انگلیسی (2) آن کلمات آشتی ،همخمانی و سازگاری در برابر آن نشانده اند و حتی در آلمانی کلمه مزبور آشتی با اراده صلح جویانه را گذاشته اند . اما شوربختانه در فرهنگ سیاسی بویژه ترمینولوژی چپ واژه مزبور اگر گوی طلایی نباشد ولی چنان گرد و غبار غریبی بر آن نشسته تا کمتر بچشم آید. بنابر این از نگاه برخی ایرانیان بویژه فعالان سیاسی، مقوله سازش و مصالحه ناپسندیده و بار منفی پیدا کرده تا همچنان در میان دیگر واژگان سیاسی مطرود بماند.

اقدام اخیر تنی چند از رفقایمان که علیرغم پرهیز از کاربرد عربی در نوشتار، در خصوص طرح مصالحه بدون جایگزین کردن معادل فارسی انکه همان " سازش " گویای آن است که در پس شهامت آنان، بیم شماتت دارند. بهر صورت طرح و بررسی این مقوله توسط آنان برآمد رشد نظری سیاسی آنان بوده و در جای خود قابل تحسین میباشد. پس باز خوانی مقوله مصالحه توسط من نه با عزم سهم خواهی از رفقا، بخاطر قابل تحسین بودنشان، بلکه با قصد سپر قرار دادن در گسیل سنگهای شماتت بسویشان صورت میگیرد. زیرا طرح ضرورت ها و تشخیص پاسخگویی به آنها از زمره مسئولیت های کنشگران سیاسی در برابر واقعیات جاری و احتمالی جامعه میباشد. بهر حال بیان واضح مصالحه و سازش از ضروریات است. مصالحه همچنانکه در روابط اجتماعی، مشکلات و موانع، تعارضات و گرفتاری های نامحسوس در زندگی بشری را مرتفع میسازد. در سیاست و روابط سیاسی نیز بهبود سطح رابطه و ایجاد تفاهم را جزء آماج خود قرار داده و میدهد. پس با جسارت تمام و در بیانی فارسی تر میتوان با یکدیگر ساختن را در کنار سازش و مصالحه قرار داد. بهر حال مصالحه یا با یکدیگر ساختن هنری است غیر قابل انکار. هنر با هم ساختن از ضروریات روزانه هر تجمع بشری بویژه در عرصه سیاسی است. با یکدیگر ساختن یا مصالحه کردن همچنانکه در روابط اجتماعی مشکلات، موانع، گرفتاری ها و تعارضات نامحسوس را حل میکند در عرصه سیاست نیز هدفی جز بهبود سطح رابطه و ایجاد تفاهم سیاسی بین عناصر مجموعه سیاست را در بر نمیگیرد. بنابراین همچنانکه عدم توجه به امر با یکدیگر ساختن افراد خانواده ممکن است، جدائی، انفصال و گسست ارکان خانواده را بدنبال داشته باشد. در عرصه سیاست نیز عدم توجه لازم بدان و عدم کوشش کافی برای تحقق آن میتواند جامعه اعم از افکار عمومی، پوزیسیون را دستخوش تلاطم و بحران جدی و غیر قابل جبرانی بنماید. بحرانی که بخشی از هزینه های آن را متوجه اپوزیسیون خواهد نمود. ایجاد چنین وضعیتی سبب میگردد تا پاشنه رابطه اپوزیسیون با افکار عمومی و پوزیسیون بر همان مدار بچرخد که تا کنون چرخیده است. پس بازخوانی مصالحه و سازش توسط رفقا تلاشی در راستای قرار دادن این مقوله در جایگاه بایسته است. تا حداقل آن را از جایگاه ناپسند موهومی خارج سازد.

مصالحه از نگاه تاریخی :

مقوله مصالحه از نظر ریشه ای از متون دینی استخراج شده است. تداعی و محتوای مصالحه، در متن یهودی – مسیحی عبارت از ایجاد پیوند میان خدا و قومش است. در متون دینی اعضای قوم به مبداء خود مراجعه تا در میان پیوند با مرجع خویش مصالحه را انجام دهند. در گذشته تاویل متون دینی کمتر به آشتی میان اقوام و میان انسانها توجه داشت. اما ورود این واژه دینی به جامعه شناسی مدرن، کاربرد عینی آن امروزه از آن یک گزاره ساخته و آن را بر مستد رواشناسانه سیاسی و اجتماعی نشانده است. نشستن مقوله مصالحه بر مسند مزبور باعث شده تا از سطح تشنج های سیاسی در جوامع توسعه یافته و همچنین در سطح جامعه جهانی تا حداقل ممکن پایین نگهداشته شود تا ثبات و آرامش بیشتری بر روابط در سطح ملی و بین المللی حاکم گردد.

 

در برابر تعریف و گشایش زوایای گوناگون نگاه به مصالحه، چرایی این مصالحه و سازش در فرهنگ سیاسی ایران ناپسند و مذموم شمرده میشود. بدنبال یافتن پاسخ خود خواهد بود. پس مصالحه با یکدیگر ساختن مترادف غلبه بر گذشته ها و مناقشات گوناگون است. اما به نظر میرسد واژه سیاسی مزبور نه تنها در فرهنگ سیاسی ایران، بلکه در میان اندیشه ورزان چپ جایگاهی کسب نکرده است. شاید یکی از علل چند گانه مغفول ماندن مصالحه، جوان بودن آن در ایران بر خلاف آن در انگلستان باشد. برخی اعتقاد دارند پیشینه این واژه به دوران مشروطیت باز میگردد. اما فارغ از پیشینه آن باید کوشید تا مصالحه را در جایگاه پیکار مسالمت جویانه قرار داده شود. ضرورت طرح این واژه برآمد بیهودگی مشی و راهکارهای غیر مسالمت جویانه اپوزیسیون و ریشه دار بودن خوی سرکوبگرانه پوزیسیون میباشد. بیهودگی راهکارهایی که ( اپوزیسیون و پوزیسیون ) را رودر روی یکدیگر قرار داد و رویارویی مزبور خستگی بر مردم عارض نمود. باید کوشش بسیار بکار صورت دهیم تا مصالحه به مثابه یک مشی سیاسی نوین در راستای خدمت به تغییر در جامعه جایگاهی شایسته از آن خود سازد. باز جای تاکید دارد که مصالحه بخودی خود نه تنها عمل سیاسی بدی نیست، بلکه میتوان و میشود از آن برای کاستن از درد و رنج هموطنان و پیشگیری از تخریب هر چه بیشتر ایران در حال گذار به دموکراسی استفاده نمود. دیگر اینکه شرط موفقیت مصالحه، آمادگی جامعه اعم از افکار عمومی، گروه های سیاسی و حکومت میباشد. فارغ از اینکه ما و سازمان دلخواه ما، شمول اثرات مفید مصالحه بشویم یا نشویم. پس تلاش واقعی و محاسبات عینی ما میتواند تبعات مثبتی را در سبد مصالحه قرار دهد. البته مصالحه با کی ؟ در چه شرایطی و با وجود کدام موانع ؟ در جای خود قابلیت بررسی دارند لیکن باید صبر پیشه سازیم تا چه با حضور ما یا بی حضور ما جوانه مصالحه در زمین ایران کاشته شود و در ادبیات سیاسی کاربردی کنونی ما و عرصه عملی جای پا محکم کند. سپس به ارزیابی چرا مصالحه موفق نشد ؟ بپردازیم.

با توجه به تجارب روسیه در استفاده از مقوله مصالحه در دوران معاصر و در قالب دو سیستم سیاسی متفاوت ونیز با دقت در تجارب همسایه شمالی میتوان دید. روسیه کرارا در برخورد دیپلماتیک خود نسبت به ایران ابراز میدارد باید عناصر میانه رو دو جناح عمده ایران به موازات مهار و کنترل گرایشات رادیکال خود که با جهان سازش ندارد را یاری نمود و از خود دور نساخت تا مبادا از رویکرد مصالحه و سازش غافل شوند. نقل رویکرد همسایه شمالی و شریک اقتصادی رژیم حاکی ا تاثیر پذیری این قلم از اعمال سیاسی روسیه نمیباشد. بلکه معطوف ساختن نگاهها به مواضع هموندان دیروز چپ که از آموزه های جامعه شناسی غرب یاری میجویند. ضمنا تاکید بر مقوله مصالحه بهیچوجه نافی توجه نداشتن به دیگر اشکال مبارزات مسالمت جویانه نیست. امروزه هر نگاهی که از مصالحه دور شود بار دیگر ترجمان اشتباه محاسبات سیاسی محسوب خواهد شد .در شرایط کنونی ایران و با بررسی رویدادهای سیاسی دو ساله اخیر ضرورت ابرام بر اجرای مصالحه بین جناح های قدرت مستقر کنونی ایران غیر قابل انکار است. بطور مشخص مصالحه بین جناح ها، شورش بخشی از مردم ( مدرنتر ) علیه بخش دیگر از مردم ( سنتی تر ) را بدنبال نخواهد داشت. چرا که هر دو جناح در موارد بسیاری از جمله حفظ نظام سیاسی مشترک عمل می نمایند. و هر دو جناح نیز میداند که از حمایت چه سطحی از ساخت اجتماعی برخوردار است. واقعیات حاکی از آن است که مناسبات حکومت و مردم تا حد معینی دستخوش تغییرات شده است. تجارب و رویدادها ما را متوجه میسازد که امکان تشدید یا تعدیل رفتار حکومت، امکان اعمال تغییر در سیاست، امکانی واقعی داشته و قابل حصول میباشد. لیکن ما تلاشگران باورمند به تغییر و باورمند به استفاده از فرصت تاریخی قرار گرفته پیش روی مردم هستیم. فرصت تاریخی که در کارزارهای انتخاباتی و در پای صندوق رای ایجاد شده تا مردم توسط حاکمان دیده شوند. دوستانی که در گیریهای جاری کنونی رژیم با قدمتی سی ساله را اختلاف بر سر انحصار قدرت و ثروت میدانند و آن را مرتبط با منافع مردم نمیدانند، شاید در راهگشایی مصالحه همراه نباشند. زیرا تصور امکان مصالحه در حاکمیت کنونی برایشان دشوار است. اما تصورات ما و آنان تعیین کننده نبوده بلکه مشارکت بهنگام و مؤثر در بزنگاه های سیاسی ابتدایی ترین عمل سیاسی است.

سی سال است که ما روند استقرار حکومت دینی در ایران را تبیین نکرده ایم تا راه حل منطقی و کاربردی در برابرش ارائه دهیم. تبلیغات و برخی اقدام رادیکال برآمد رویکرد ایستادگی در مقابل قدرت راه به جایی نبرده. لیکن رویکرد مسالمت جویانه مبتنی بر تعدیل اقتدار گرایی، تقویت موقعیت سیاسی اپوزیسیون را نیز بدنبال خواهد داشت.

گرچه چالش های درونی از محدوده بین جناحی به درون جناحی بویژه جناح اصول گرا سرایت کرده است اما چالش مزبور نباید سرابی فریبنده را در برابرمان قرار دهد. چرا که ریزش زیادی صورت نگرفته و حاکمیت اسلامی قدرت بسیج ارگانهای سرکوبگر را با مشروعیت بجا مانده از بخش کثیر سنتی تر مردم را در هم آمیخته است و با وجود عناصر دو گانه موثر ناچار به گوش سپردن به فریاد مصالحه اصلاح طلبان میباشد. و در این مجال است که تازه ما باید

نقش تاریخی خود، تماشاچی بازی نباشیم. باید به یاری اصلاح طلبان برخیزیم تا زخم حسرت غفلت دوم خرداد 76 التیام یابد .

 

پی نوشت:

Compromise -1

Reconciliation -2

افزودن نظر جدید