محافظه کاری صورت ایدوئولوژیک ندارد، مکتب رفتاری است (بخش نخست)

الف: محافظه کاری ( conservathsm) چیست ؟

 

محافظه کاری، مجموعه ای از اندیشه ها و نگره های(atthude ) سیاسی را گویند که نهادهای کهن و ریشه دار از آنچه نو نیازموده ارزشمندتر میشمارد . از این رو، محافظه کاری بر اهمیت قانون و نظم، پیوستگی، سنت، احتیاط در نو آوری و اهمیت قراردادهای اجتماعی تکیه میکند و منکر امکان نابودی مطلق انسان از روی زمین است. در بیانی فشرده اما رسا، میتوان گفت محافظه کاری به دنبال محافظت سیاست یا عقیده ای است که در پی حفظ وضع موجود هر چیز است .

اگر چه محافظه کاری هرگز به صورت یک نظام جامع فلسفی تدوین نشده، ولی اصول کلی آن را میتوان محافظه کاری در برابر تند روی ( رادیکالیسم ) و انقلاب خواهی دانست. بنابر این با انقلابیگری و تغییر یکباره ساختارهای کهن بیگانه بوده و بدنبال محافظت از ساختارهای جامعه و در پی حفظ وجود آنها میباشد.

ب: پیشینه تاریخی محافظه کاری :

محافظه کاری در انگلستان زاده و پرورش یافت. تا بدانجا که در این اقلیم پایگاه مشخص و قوی را از آن خود نموده است. کاربرد عنوان محافظه کاری در انگلستان از سال 40-1835 اغاز شد و از آن زمان این عنوان جای تاریخی (tory ) را گرفت. گرچه عنوان اخیر یکسره از رواج نیفتاد. اما در نظام سیاسی انگلستان بعدها محافظه کاری یکی از احزاب بزرگ گردید. شخصیت هایی چون " ادموند برک، کالریچ، پیل، دیزرانیلی، " در ارتقاء سنت محافظه کاری سیاسی انگلستان نقش ویژه ای داشته اند .

ج : اصول کلی محافظه کاری .

اصول کلی سیاسی – اقتصادی، حفظ میراث های لیبرالیسم، احترام به مالکیت خصوصی و پذیرش درجاتی از نابرابری ها در میان مردم، کمترین میزان دخالت دولت در جریان اقتصاد، تامین و حفظ آزادیهای فردی، نگهداشت سنت و قرادادها ( عرف ) و نهادهای سیاسی – تاریخی است. از مولفه های افزوده بر اصول کلی محافظه کاری را میتوان بدینقرار خلاصه کرد :

- محافظه کاری در برابر تند روی ( رادیکالیسم ) به نظر محافظه کاران، انقلابیون و تند روها برای هدف های صرفا ایدئولوژیک و نظری میخواهند بسیاری از نهادهای ارزشمند اجتماعی – سیاسی را از بین ببرند .به گفته" دیزارنیلی " انقلابیون با انقلاب هایشان میکوشند نهادهای اجتماعی – سیاسی را بر مبنا اصول مجرد و علم نظری بنا کنند. بنابر این به جای آنکه اجازه دهند که آن نهادها خود از بطن و جریان رویدادها بیرون آیند تا نیازهای جامعه و مردم بطور طبیعی از آنها فرا رویند.

- مخالفت محافظه کاران با آرمانشهر: محافظه کاران معتقدند خطرناک ترین اصل از اصول مجرد ویژه انقلابیون باور داشتن به کمال مطلق است .محافظه کاران اعتقاد راسخ دارند که هیچ چیز به اندازه نمای خیره کننده، آرمانشهر برای پیشرفت واقعی زیانبار نیست. زیرا سیاست در عمل بسیار ناتوان است و هیچ چیز خطرناکتر از زور برای تحقق آرمانها نیست. بنابر این محافظه کاری با تغییرات سریع و آرمانی الفتی ندارد .

- محافظه کاراران از برخورد یکسره روشنفکران با امور سیاسی دوری میجویند .

- محافظه کاری با رمانتیسم، ناسیونالیسم، مذهب گرایی آمیزش دارد. اما متاثر از تحولات فکری لیبرالیسم، آنارشیسم و سوسیالیسم نیست .

- حفظ سنتها و مذهب به شیوه مقدس برای ایجاد انظباط اجتماعی در نظام سلسله مراتبی : محافظه کاران علت تاکید بر ضرورت وجود سلسله مراتب اجتماعی و رهبری را بخاطر فقدان اعتماد به توانایی های عقلی، صلاحیت اخلاقی و کفایت سیاسی مردم می دانند .

- و آخر اینکه، نگرش پدر سالارانه با تاکید بر قدرت و اقتدار سیاسی دولت از این زاویه عنوان میشود که چون مردم به میزان خردمند نیستند( بخاطر وجود اصل نابرابری ) و لازم است برخی دیگران را راهبری و هدایت کنند. از این منظر که بنگریم به این نتیجه میرسیم که دموکراسی، نظامی نامطلوب است و باید به حکم نظام محافظه کار تن داد .

د: میزان واشکال بروز محافظه کاری .

میزان و گستره محافظه کاری در دوران مختلف متفاوت بوده است و همواره به یک صورت پدیدار نشده و نمی شود. محافظه کاری در درجه بالا به صورت ثبات گرایی مطلق، دیرینه پرستی و دیرینه محوری نمود پیدا کرده است. اما با وجود چهره های گوناگون، لیکن هیچگاه در قالب ایدئولوژی رخ ننموده است .بنابراین میتوان گفت محافظه کاری، بیشتر نوعی مکتب رفتاری محسوب میگردد.

ضروری است در این مجال، زوایایی از نگاه " ادموند برک " اندیشمند محافظه کار آورده شود. زوایایی از این قبیل:

- من از اصلاح چشم نمی پوشم .... در عمل سیاسی نو باید دنباله پیشینیان باشیم. من باید باز سازی ( اصلاح ) را تا حد ممکن نزدیک به سبک بنا انجام دهم.

- عقل سیاسی در کوتاه ممکن (آنچه در عصر روشنگری از سوی متفکرین بیان شد) ناممکن است به وجود آید، بلکه در طول تاریخ انسان و با گذشت زمان به دست می آید. بنابر این نهادها و قانون های اخلاقی در زندگی اجتماعی از راه این عقل در روند طولانی بوجود می آیند .

- جامعه مدنی تحمیل کننده جنگ بوده زیرا انسانها و جوامع انسانی دارای ضعف هستند.

 

- انسان موجودی عاقل ولی در اسارت احساسات، عواطف و تمایلات خویش است.

- آزادی شریف است اما تا آنجا که به زیان نظم حاکم عمل ننماید.

و : صورت های تاریخی محافظه کاری.

محافظه کاری از بدو شکل گیری تا کنون مراحل متعددی را سپری کرده تا هم اکنون در صورت موجود رخ بنماید. مراحل سپری شده محافظه کاری بقرار زیر خواهند آمد :

1- مرحله اول، محافظه کاری لیبرال:

محافظه کاری لیبرال که در دوران اوج لیبرالیسم رفته رفته از تاکید برمالکیت اراضی و پدر سالارانه اجتماعی - سیاسی کم کرد و اصول اقتصادی لیبرالیسم را پذیرفت. در این مرحله محافظه کاری بر مبنای اندیشه "ادموند برک " شکل گرفت.

2 - مرحله دوم ،محافظه کاری پدر سالارانه :

در این مرحله با پیدایش دولت های مداخله گر در بحران اقتصادی در بازار به سمت اصول پدر سالارای بازگشت و از دولت های فراگیر حمایت کرد. " هاروند مک میلان " با کتابی بنام ( راه میانه ) در سال 1938 اصول محافظه کاری را با اندیشه مداخله دولت در هم آمیخت .

3 - مرحله سوم، محافظه کاری ترکیبی:

بعضآ مرحله سوم را مرحله محافضه کاری را با اصول ترکیبی مینامند. این مرحله همراه با بحران ناشی از مداخله دولت با اصول اقتصادی پیش آمد. محافظه کاری در این مرحله به اصول اقتصاد آزاد بازگشت و با ترکیب نئولیبرالیسم آمیزه ای جدید از راست نو را پدید آورد .

4 - مرحله جهارم، از نو محافظه کاری تا تاچریسم

مرحله چهارم دگردیسی محافظه کاری را برخی دوره پیوند نومحافظه کاری با نئولیبرالیسم نامیده اند. باید افزود که نو محافظه کاری خود رویدادی خلق الساعه نبود. پیشینه نو محافظه کاری به جنبش های محافظه کارانه در آمریکای پس از جنگ جهانی دوم باز میگردد. در این مقطع این جنبش ها با اندیشه های لیبرالی همراه شد. این جنبش ها از دولت های ایالتی در برابر دولت فدرال و از بازار آزاد در برابر دولت رفاهی حمایت کرد. شاید بتوان گفت که نئو لیبرالیسم یا نو محافظه کاری پیش ازتاچریسم یعنی در اوائل 1930 میلادی در آمریکا در دوره تصدی ریاست جمهوری روزولت پا گرفت و پیشتر از آن بسترهای فکری آن در رویارویی اصلاحات اقتصادی – اجتماعی مبارزه با بحران دهه 20 میلادی بوجود آمده بود تا اینکه بروز تورم در دهه 70 میلادی باعث شد تا نسبت به نظریات " کینز " تردید بوجود آید. که تاچریسم در انگلستان مظهر کامل این نظریه جدید یا دولت آهنین بود که محافظه کاری نو با نئو لیبرالیسم پیوند خورده تا نئوکان ها بوجود آیند. نئو کان ها را مرددین به نظریات " جان مینارد کینز" معروف به " کینز " میدانند.

اما به موازات به منصه حضور رسیدن تاچریسم در انگلستان، در آمریکا دولت "ریگان" و پس از آن در دوران ریاست جمهوری " جرج بوش " ( پسر ) راست نو ( گرایش ایدئولوژیکی ) به اوج قدرت خود رسید .

اما نو محافظه کاری آمریکا بدنبال ایجاد دموکراسی قدرتمند آمریکایی، اعمال قدرت نظامی، سلطه امنیتی، اسطوره ای و مذهبی هستند. محافظه کاران آمریکا بویژه نو اندیشان آن به حزب خاصی تعلق ندارند. اگر چه بیشتر در قالب مهوریخواهان نمود یافته اند. ولی در هر دو حزب آمریکا میتوان آنها را مشاهده کرد. حذف دولت رفاهی، پول گرایی ( ضرورت دقیق عرضه پول برای از بین بردن تورم ) از اهداف عمده " راست نو " یا نئولیبرالیسم میباشد. "راست نو" حاصل پیوند نئولیبرالیسم و نو محافظه کاری است که صبغه دینی هم به خود گرفته است. از زاویه دیگر "راست نو "را میتوان رادیکالیستی دست راستی دانست که اصول خود را از نئولیبرالیسم و نو محافظه کاری به عاریت گرفته است.

"راست نو" از لحاظ اقتصادی لیبرال یعنی از آزادی اقتصاد، کاهش مالیات ، توسعه بازار آزاد و دولت محدود دفاع میکند و و برای اجرای آنها تاکید فراوان دارد. ولی از نظر اخلاقی – فرهنگی و اجتماعی محافظه کار است و از حفظ نابرابرهای طبیعی، جلو گیری از حقوق شهروندان، دولن نیرومند، اصول مذهبی خانواده به منزله بنیاد جامعه، تضعیف اتحادیه های کارگری. دفاع میکند. "راست نو" هنگامی که مداخله اقتصادی دولت را مغایر با آزادی فرد میداند، لیبرال و هنگامی که با گفتمان برابری طلبی مواجه میشود، محافظه کار میشود .

ادامه دارد

افزودن نظر جدید