نگاە حکومت ایران، بە تحولات منطقە، قبل از اینکە سیاسی باشد، امنیتی است

تحولات کشورهای عربی و منافع قدرتهای بزرگ جهانی و منطقەای در آیندە این کشورها از جملە دغدغەهای موجود در جهان سیاست می باشد. غرب چنانکە می دانیم ابتدا در مقابل این قیامها ایستاد، اما بعد راە مصالحە و همکاری با آنها را در پیش گرفت. علت نیز معلوم بود: ترس از جنگ داخلی در این کشورها کە بە قدرت گیری جریانات تندرو اسلامی و نهایتا قوی شدن پایەهای نفوذ جمهوری اسلامی در میان مردم این کشورها منتهی می شد. همراهی با این جنبشها این امید را در دل غرب تقویت کرد کە بتواند با تاثیرگذاری همگرایانە، نهایتا خود را بە عنصری محبوب در یان مردم این کشورها تبدیل کند و از این طریق جمهوری اسلامی را بە عقب براند. و در ادامە چنین استراتژی ای بود کە ماشین عظیم مالی، سیاسی و گاها نظامی غرب بە حرکت درآمد.

 از طرف دیگر جمهوری اسلامی نیز بە پیشواز این خیزشها رفت، زیرا شکست دیکتاتوریهای متمایل بە غرب در این کشورها بمنزلە آزادسازی نیروهای اسلامی و بدین طریق گسترش نفوذ اسلامیها در سیاست و قدرت سیاسی در منطقە بود، و از طرف دیگر بمنزلە شکست غرب و بخصوص تضعیف موقعیت اسراییل در کل منطقە. برای جمهوری اسلامی، بهار عربی می توانست و می تواند تکمیل کنندە پروژەای باشد کە با سرنگونی دولت بعث در عراق و طالبان در افغانستان آغاز شد.

اما تحولات و حوادث آیندە نشان دادند کە برای هر دو طرف، یعنی چە غرب و چە جمهوری اسلامی معادلە بە این سادگی نیست کە ظاهرا خود را می نمایاند. یعنی نە غرب خودبخود با این همراهیها می تواند بە عامل تعیین کنندە در سیاست آتی این کشورها تبدیل شود، و نە شکست دیکتاتوریها در این کشورها خودبخود بمنزلە تقویت جمهوری اسلامی است. دلایل نیز می توانند چنین باشند: آزاد سازی نیروهای اسلامی و نیز نفرت از سیاستهای اسراییل کە بعد از این در سیاست گذاری این کشورها بە نوعی خود را نشان خواهند داد، بمنزلە تضعیف غرب هست، و از طرفی نوع نگاە این جنبشها بە امر دمکراسی و فاصلە گیری از مدل دولتی جمهوری اسلامی، بمنزلە تضعیف جمهوری اسلامی در میان آنان خواهد بود. در واقع برندە این خیزشها در نهایت مردم خود این کشورها خواهند بود و نە غرب یا جمهوری اسلامی.

اما شاید بتوان گفت کە در میان علل مختلف پیشوازی جمهوری اسلامی از انقلابات منطقە، امر تقابل با غرب عامل تعیین کنندە و در این مجموعە عنصر امنیتی یعنی حفظ امنیت نظام، عنصر مرکزی تر. فاکت مشخص نیز در این مورد سخنان خامنەای می باشد کە در برشمردن چهار علت این قیامها، سە مورد آن را بە دشمنی با غرب خلاصەکرد. این نشان می دهد کە برای خامنەای بعنوان رهبر نظام، اصل مسئلە در تعیین سیاست در منطقە حفظ موقعیت امنیتی نظام می باشد، و از این گذر هر حرکتی کە بە این هدف کمک کند، مورد تایید می باشد.

بخش: 

افزودن نظر جدید