جایگاه و نقش زن در جنبش مسلحانه

پژوهشکده بین المللی تاریخ اجتماعی در آمستردام سمیناری را تدارک دیده بود. سمیناری دوروزه ای که قرار بود درتاریخ 12- 11 فوریه 2011 برگزار گردد که به هر حال به دلایلی نامعلوم برگزارنگردید. طبعأ اگر سمینار برگزار میگردید نکاتی به مناسبت چهلمین سالگرد سیاهکل و پیدایش سازمان چریک های فدایی خلق ایران در اشکال روایت، مقاله و شاید خلاصه رساله پیش روی همگان قرار می داد. پیشینه هشت دهه وتیم پژوهشکده که به گرد آوری اسناد مرتبط با جنبش های اجتماعی بویژه در حوزه مبارزه مسلحانه میباشد. حوزه ای که با تاکید بر شناسه جنبش های قرن بیستم با زایش جنبش مسلحانه روستایی و شهری که از آن سوی دریاها به قفقاز رسیده وبا عبور ازآسیای میانه و ترکیه به ایران می رسد . قرار بود سمینار نگاهی به جنبش مسلحانه ایران و یکی از شناسه های آن سازمان چریکهای فدایی خلق ایران داشته باشد.                                                                                                             

سیمنارفوق فرصتی دربرابرم قرارداده بود تا از میان محورهای متنوع سازمان مان نکته ای ازنکات تاریخی و نظری آن را برگزینم و برایشان ارسال دارم. گنجانیدن نکته " جایگاه زنان در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران " میتوانست برآمد پرنسیب " پژوهشکده بین المللی تاریخ اجتماعی " باشد. پرنسیبی که نو آوری و کشف سوژه های بکر و دور از دسترس را قابل حصول می نماید که میتوان آنرا از مختصات تلاش بانیان پژوهشکده دانست. من مطمئنم که اگر سمینار برگزار میگردید ماحصل سمینار افزوده شدن اسناد بیشتری بر گنجینه پژوهشکده را بدنبال داشت. اسنادی که در قالب روایت ها، مقالات وخلاصه رساله ها، نوری بر زوایای تاریک، نانوشته و ناخوانده تاریخ جنبش های اجتماعی ایران میتوانست بتاباند                 

 

جنبش مسلحانه ایران بویژه سازمان مان در زمینه زوایای گوناگون مبارزه چریکی کار گسترده ای صورت نداده وآنچه که تا کنون درویترین کتابخانه ها به عنوان مرجع ومبنا قرار گرفته و میگیرد اسناد دولتی بوده که با عدم وجود روایت ومکتوبات سازمانی آثار دولتی را برجسته مینماید. خلاصه واژه حاضر با ادعای رساله که با هدف بازخوانی رنج رفته بر زنان درخانه های تیمی و تصویر رشادت ودلاوری های آنان تنظیم، تدوین و ارائه گردیده است. خلاصه واره های که در مواردی اسناد دولتی اعم از ساواک و ساواما در کنار روایت های مستند و محکم رفقا قرار میدهد تا خواننده یا فردعلاقمند به آشنایی با تاریخ سازمان ، خود به داوری بر رنج و رشادت زن چریک بنشیند. من خود را داور نهائی در باره وقایع گذشته نمی دانم . لذا کوشیده ام تا با بیان روایت های مختلف از یک رویداد، آن را در معرض دید روندگان راه مبارزه در گذشته و جوانان نسل سوم قرار داده که خود انداختن پرتو نوری به گوشه ای از وقایع و حقایق تاریخ گذشته است.   

در خصوص زن چریک و فدائی  اسناد و مدارک وسیعی جز اسناد دولتی و خاطره نگاری محدود منابع دیگری دردسترس نیست. هر چند اسناد انگشت شمارهمگی دلالت ازاین دارند که فدایی و سیاسی شدن آنها همزمان صورت گرفته است. فدائی وسیاسی شدن مبارزان اعم از زن یا مرد مولود تاثیر مستقیم رویداد سیاهکل بود. تا قبل از تشکیل سازمان چریکهای فدایی خلق و شکل گیری رویداد سیاهکل، راه چپ از رود نە چندان خروشان حزب توده می گذشت. و چون این رود بوستان جامعه را سیراب نکرد تا اینکه راه چپ آینده دار از مسیر سازمان چریکهای فدائی خلق طرحریزی شود. سازمانی که زن در خانه های تیمی یا واحد های سازمانی چنان نقش آفرین شدند که فراتر از نقش زن در حوزه های حزبی حزب توده ایران.  گرچه زنانی در تاریخ معاصر که به مخالفت با قدرت سیاسی وقت برخاستند اما انگیزه روش و هدف مبارزه آنها با مبارزان زن چریک تفاوت ماهوی داشته اند. گرچه بودند زنانی چون ایران تاش، مریم فیروز که بر رژیم پهلوی شورش فردی آغاز کردند با این تفاوت که مریم فیروز فرمانفرما کین و بغض فردی را با خود به تشکیلات حزب توده برد و آنرا در خفا حفظ کرد. اما بهر صورت نمادی از انتقام غاصبان قدرت و قدرت طلبان بزیر کشیده از قدرت بودند اما زن چریک کین و نفرت خلق از رژیم ضد خلقی را نمایندگی می کرد.                     

 در سالهای میان حماسه سیاهکل تا مهر ماه 1356 که راهپیمایی های خیابانی تهران آغازشد. 172 نفر از سازمان چریکهای فدائی خلق ایران اعدام یا در درگیریها جان باختند ویا اینکه ناپدید ودرزندان بر اثر شکنجه به شهادت رسیدند. از میان 172 نفر چریکهای فدایی، 22 نفر زن بودند که 8 نفرشان خانه دار، یک پزشک و مابقی آموزگا، دانشجو ودانش آموز بودند. اولین زن که به عضویت سازمان چریکهای فدائی خلق ایران در آمد ربابه عباس زاده دهقانی ( اشرف دهقانی) بود که در سال 1352 با همکاری سازمان مجاهدین خلق از زندان قصر گریزانده شد و سپس به خارج از کشور رفت.  اسناد و روایت های انگشت شمار  دوره مبارزه مسلحانه نقش زن درخانه تیمی را چنین ترسیم کرده اند. " توجیه خانه های مخفی، ارتباط با همسایگان و خبر گیری ازآنها، منظم بودن زنان درکارشان بخاطر ریزبین بودن وتشخیص زود هنگام موارد مشکوک، امکان استتار به خاطر حرکت زیر چادر( بخاطر نقش پوشش زنان الجزایری) از سری عملکردهای حفاظت از خانه تیمی بود که جز با حضور زنان میسر نمی شد.                                   

در آن دوران سپری شده اصلی بر فضای سازمان چریکهای فدایی خلق حاکم بود که وجود رابطه میان دو نفر در زندگی جمعی را بر نمی تابید. بویژه رابطه میان دختر و پسر و یا زن و مرد را موجد مشکلات جدی در روند مبارزه چریکی می پنداشت. بهمین دلیل حتی زن و شوهرهایی که قبل از پیوستن به سازمان با هم ازدواج کرده بودند، جدا از هم ودرتیم های متفاوت سازماندهی می شدند. ودر برخی موارد ازدواج های مصلحتی (منوچهر گلپور با معصومه ) رئیس دانا و زهره آقا نبی قلهکی) ترفندی برای خروج زنها از وضعیت دشوار خانواده و سوق دادن به زندگی مخفی صورت گرفته است .                                         

 نجواهای شبانه زنی در خانه تیمی ازلابلای گل واژه هائی ترنم شده است. براستی ما کشته کدامین عشق بودیم و برای حنا بندان عروس خانه، چه خونها که تدارک دیده نشد. تصورات و تفکر زن از خانه تیمی را رفیق مریم سطوت با جسارتی خاص بیان کرده است وی در تصویردقایقی از ورود به خانه تیمی و اولین شب دوری از خانواده نوشته است :در یک دیدار غزال آیتی را خیلی خوشحال یافتم . با آب و تاب از اینکه حمید اشرف از درگیری با ساواک سالم فرار کرده و باعث شگفتی وتعجب ساواک شده بود.... کوشیدم صحنه را در ذهن به تصویر در آورم و آرزو کنم منهم مثل حمید باشم. تا اینکه غزال روز دیگر تلفن زد و گفت باید هر چه زودتر محل کارم را ترک کنم. دو سال بود که منتظر این روز بودم و حال که سر رسیده بود از آن می ترسیدم. ازچه میترسیدم. روشن نبودم؟ ترس از آنچه که نمی دانستم در انتظار من است. ترس از برآورده نشدن رویاها، ترس از وداع با زندگی علنی و تمام زیبائی ها وعناصر دوست داشتنی آن " زن چریک با احساس وعواطف زنانه به وضعیتی متفاوت از زندگی علنی و آزاد وارد می شود. آیا شرایط اجتماعی، رفتار فردی او را آنگونه میسازد که سازمان خواهان آن است؟ مخفی شدن قله ای سخت در زندگی چریک محسوب می شد. از یک سو قطع مطلق روابط خوانوادگی، عاطفی و زندگی آزاد وعلنی که با وجود زن پیوند یافته بود و اینک باید پیوند دیرینه ومستحکم را می گسست. آیا گسست مزبور کامل صورت میگرفت تا آثار بازمانده آن در خلوت خیال زن چریک رخ می نمود؟ آیا وارد شدن به محیطی که از آن حوادث بلاخیزی که در انتظارش بود چیزی می دانست؟ واگر میدانست میتوانست نظر خود را بازگونماید؟ اما هر چه بود تمام رویاها و آرزوهای آسمانی زندگی علنی پشت در خانه تیمی گذاشته می شد. لیکن نگاه چریک زن در نهانخانه دل به رویاهای رها شده در پشت دیوار خانه تیمی بود. رفیق مریم سطوت در مورد اولین شب خانه تیمی می نویسد " اطاق تاریک و محقر، سفره خالی ازغذا های خانگی، نان کپک زده شب اول و چشمهای بیدار من که میکوشید تا به گذشته نگاهی نیفکند. " زن چریک میکوشید تا به گذشته نگاهی نیفکند. مگر می شد؟ میخواست که از فردیت زنانه، مردانه نیز ازبرخی خصائل انسانی بگریزد. اما مگر میشد؟ چرا که نه گسست از گذشته میسربود و نه تصویری نیز در آینده نمی یافت. حتی مرد چریک نیز نمیتوانست از احساس و خوی مردانگی بگریزد. عباس جمشیدی رودباری نیز از تمایلات جنسی قوی خود گفته وعنوان کرده که " نیروی غریبی مرا در خیابان به سوی زن عابرمی راند و میخواستم زن را در آغوش بکشم" اما با متون کلاسیک مغایر با طبع انسانی اعم از زنانه و مردانه بودن میکوشید بر تمنیات انسانی خود لگام زند و یا بگوید که مرد بورژوا زن را که میبیند تسلیم شهوت میشود و میخواهد با او هم آغوش شود!؟   

نقش زنان در خانه تیمی کاملأ تعریف شده ومشخص بود. در آغاز توجیه خانه نیمه علنی و مخفی سپس تیمی و بدنبال آن در صورت داشتن صلاحیت و مشارکت در عملیات نظامی ( البته باز هم پوششی برای فرار مرد چریک در صورت گریختن از مهلکه) . دلدادگی خصوصأ اگر به رابطه جنسی بیانجامد امری مذموم و در حکم خیانت به سازمان بود و خاطی مستحق مجازات. سازمان تلاش داشت با وضع آیین نامه به طور مکانیکی از روابطی که ممکن بود به روابط جنسی منتهی شود بکاهد. ولی درهیچ آیین نامه ای روشن نساخت درصورتی که دختر و پسر ساکن خانه تیمی اگر فراتر از محدودیت های مکانیکی رفتند و به یکدیگر علاقمند شدند چه باید کرد؟ در آن برهه سازمان مجاهدین خلق نیز با این واقعیت روبرو بود ولی راه ازدواج را در برابر آنان قرار می داد.                                                                                          

گر چه عشق در سازمان های چریکی بخصوص درسازمان چریکهای فدائی خلق طبق نظریه سازمان مطرود بود و دلدادگی نمیبایست به عشق بیانجامد. اما در عمل میسر نشد. بررسی پیشینه پیوندعاطفی این اعضاء دختر و پسر سازمان چنین موارد را حکایت میکند. مناف فلکی از عشق پنهان خود به رقیه دانشگری گفته و در نجواهای مریم سطوت و حسین بعد از اطلاع از ترور عبدالله پنجه شاهی وجود رابطه عاطفی در شرف شکل گیری اما بالقوه را می توان احساس کرد. به نقش زن در خانه تیمی باز می گردم.  زن در خانه تیمی با آداب و رسوم زندگی جمعی در تیم آشنا میشد رابطه با همسایگان را می آموخت رابطه با مغازه دار و یا اینکه چگونه لباس میپوشید. آموزش های بالا نشان از فقر رابطه اجتماعی دختران( که جامعه آماری چشمگیری در سازمان بودند) داشت. مرضیه تهیدست شفیع ( شمسی) آشکار میسازد که جوان کم سن و سالی بودم و در سن شانزده سالگی به سازمان پیوستم. باز به اولین شب حضور زن چریک در خانه تیمی باز میگردم و از نوشته رفیق مریم سطوت وام میگیرم. تا رنج رفته بر زن در سازمان را آشکار سازم. ایشان شب اول مخفی شدن زن بویژه دختران که بیشتر احساسی بودند را بسیار دشوار ترسیم کرده است. شبی که مرز جدائی از تمامی علائق و وابستگی ها تعریف میشد و درهمان شب اول زندگی برعظمت چریکی با واقعیت های تلخ و خشن معیارهای خانه تیمی مواجه می شود. رفیق مریم در یادداشت " عشق در تیم های چریکی" میگوید : من روز مخفی شدنم نتوانستم یک لقمه نهاربخورم و خاطره شب اول هنوز( با گذشت بیش از سه دهه) با من است. در تاریکی شب احساس میکردم که این سیاهی شب است که مرا میبلعد. حال در شب اول حضور در خانه تیمی بر رفقا طاهره خرم وغزال آیتی که ازطبقه بورژوا و متوسط و دیگر رفقای زن که موقعیت اجتماعی- اقتصادی متفاوتی داشتند چگونه سپری شد. اما خیلی از این رفقای زن احساس و عواطف خود را حفظ کردند چناچه رفیق مریم هنوزازتاثیر شبهای خانه تیمی تاثر ملال آور خود را بیان کرده است. باز دراین خصوص مریم پیشتاز است. وی از آخرین اجرای قرار بی بازگشت صبا بیژن زاده میگوید: میدانست که باید سر قرار خطرناکی برود. او میبایست دنبال ماشینی میرفت که سازمان خریده بود ولی بنظر میرسید لو رفته و از ما مشورت میخواست شاید بهانه ای از رفیقی بشنود تا مانع اجرای قرار شود. گفتیم سر قرار نرو. گفت سازمان نیاز مالی دارد. بحث تا نیمه شب ادامه یافت و نوبت پاس شب با من بود. دیدم که صبا بیدار است و اشک میریزد. اولین بار نبود که رفیقی را دراین حالت میدیدم. دست مرا گرفت و گفت تو هم میتوانی گریه کنی. من خوشحال شدم که میتوانستم یک بار بعد از مدتها اشکهایم را رها کنم و از آن شرم نداشته باشم. ما هر دو آرام اشک ریختیم . بعد از آن شب با فروزش خورشید از پس کوههای زاگرس، سهند ، دماوند و سبلان، صبا سر قرار رفت و دیگر هیچ گاه دیده نشد.                       

به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی                                                                                  

سخن آخر اینکه آنچه در بالا گفته شد و آمد انگیزه تحقیر گذشته سازمان نبود. کوششی بود برای بازگویی حقایق وبدور از هرگونه جهت گیری. بنابر این ما را تا جایی خواهد بود که به جنگ با باورهای رادیکالیستی برخیزیم که در زمانه خاص، اشکال ویژه دارد. جنگ با باورها ادامه دارد. باید با آنچه که دوستان و منتقدان نوشته اند کنار آئیم و ازهمین رو باید آماده شنیدنی ها باشیم. حسن انتقاد پذیری وفواید هنر گوش دادن مفید آن است که ادعاهای اقدام خالی از خطا را کنارمی نهیم و خطا ها را میپذیریم تا در امتداد آن سعی مؤثر انجام دهیم .                                                                                                            

ما گذشته را فراموش نکرده ونمیکنیم زیرا اعتقاد دارم فراموشتان نمیکنم. درحافظه تاریخ جنبش چپ مانند کوهید. حال که نگاه زاویه دار اما کنکاش واربه گذشته های دور برای انعکاس افتخارات رفقای زن در خانه های تیمی، با هدف فروزش بیشترچراغی فراروی زن رونده راه آینده صورت می گیرد. زنی که امروز مادر، همسر و یا خواهر است. تلخی مبارزه مسلحانه زن چریک به تجربه ای انجامید، برآیند شکست تلخ، تجربه گوارا و دلنشینی شد که از بند آن رستیم تا بار دیگر به خطا نرویم تا زن را آن سان ببینیم که هست. جامعه شناسان برخلاف روانشناسان معتقدندکه تفاوتهای زن و مرد معلول تفاوت در رفتاری است که جامعه در مورد آنها پیش می گیرد. آنها معتقدند که این دو جنس در اساس با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارند بلکه رفتار اجتماع موجب میشود که آنها گرایشهای متفاوتی را پیدا کنند. سازمان های سیاسی چپ با زنان به گونه ای برخورد میکردند که خود خواهانش بودند و زن در خانه های تیمی تنها امکانی بود برای توجیه و پوششی برای مرد چریک رهبر و نه به مسند رهبری رسیدن.                                                           

موضوع قابل بررسی که از آن نمیتوان عبورکرد که بی میلی زن چریک از تداوم مبارزه نظامی تنها خاص سازمان چریکهای فدائی خلق نبود. سازمانهای چریکی بعد از دگر دیسی با بحرانی روبرو شدند که میلوان جیلاس سالیان قبل بدان پرداخته بود و آنهم تمایز رفتار زنان بعد از پایان مبارزات پارتیزانی یوگوسلاوی بود که زنان پاتیزان بعد از پایان مبارزه علیه فاشیسم از پناهگاه بازگشتند به فردیت زنانه در زندگی اجتماعی                                                               بازمیگردند که نقطه مقابل حضورشان درزندگی نظامی بود.   

 

منابع مورد استفاده :                                                                                                               

1) نشریه اتحاد کار شماره 52 مرداد 1377 گفتگو با مریم سطوت. فاطی و.....                                     

2) آرزوهای بزرگ – مریم سطوت .( وبسایت رفیق فتاپور 2/2003                                                 

3) رویای دیرین- مریم سطوت                                                                                                 

4)عشق در تیم های چریکی ( مریم سطوت – کار آنلاین                                                                 

5) برگی از یک داستان – مریم سطوت – سایت ایران گلوبال                                                            

6) نقش زنان در سازمان های سیاسی – گفتگوی شیرین فامیلی با مریم سطوت – وبسایت رفیق فتاپور        

7) شمه ای از خاطرات زندگیم  - سخنرانی رفیق مرضیه تهیدست شفیع – شمسی – کار آنلاین

افزودن نظر جدید