گفتگو با بهروز خلیق(۴) پيرامون انتخابات، پايگاه اشرف، سازمان مجاهدين و گروه هوادار

انتخابات مجلس شورای اسلامی دو ماه ديگر برگزار می شود. تحليل و مواضع سازمان نسبت به انتخابات مجلس چيست؟ اين انتخابات چه تفاوتی با انتخابات دوره های قبل دارد؟

تحليل و مواضع سازمان در مورد انتخابات در دو بيانيه هيئت سياسی ـ اجرائی که مدتی قبل منتشر شد و در بيانيه اخير شورای مرکزی آمده است. ضرورتی برای تکرار آن در اينجا وجود ندارد.
اين انتخابات به جهت وضعيت سياسی کشور در عرصه ملی و بين المللی از ويژگی هائی برخوردار است که آن را از انتخابات دوره های قبل متمايز می کند. ويژگی های اين انتخابات عبارتند از:
١. انتخابات مجلس  نخستين انتخابات بعد از کودتای انتخابات سال ١٣٨٨ است. در اين انتخابات گروه های وسيعی از مردم بيش از پيش به جايگاه و اهميت رای خود پی برده و ديگر حاضر نيستند در انتخاباتی فرمايشی و غيرسالم مشارکت ورزند. طبعا نيروهای جنبش اعتراضی رای خود را پشتوانه کانديداهای اصول گرايان نخواهند کرد.
٢. سازمان های اصلاح طلب، زندانيان سياسی و چهره های شاخص اصلاح طلب عدم شرکت در انتخابات مجلس را اعلام کرده اند. اين انتخابات بدون مشارکت اصلاح طلبان برگزار خواهد شد. برای نخستين بار از انقلاب به اين سو بخشی از نيروهای سياسی که قبلا در قدرت بودند، همراه با نيروهای اپوزيسيون در يک صف قرار گرفته اند و يک صدا و يک زبان بر نفی انتخابات فرمايشی تاکيد دارند. به بيان ديگر گسترده ترين نيروهای سياسی به عدم شرکت و يا تحريم انتخابات روی آورده اند.
٣. خطر حمله نظامی و تشديد تحريم ها بر فضای سياسی کشور سايه انداخته است. تحريم بانک مرکزی، پتروشيمی و نفت و گاز از يکسو و از سوی ديگر مسدود کردن راه های دور زدن تحريم ها از جمله وادار کردن امارات متحده عربی بر قطع پل ارتباطی، می تواند اقتصاد کشور را فلج کند. غرب در پيشبرد برنامه خود جدی است و مرتبا برای افزايش فشارها و تحريم ها برنامه ريزی می کند. دول غربی برنامه تحريم، محاصره و منزوی کردن ايران را در پيش گرفته اند.
٤. رژيم ايران در شکننده ترين وضعيت خود قرار دارد. رژيم ايران تا اين حد نيرو از دست نداده بود، تا اين حد لاغر نشده بود و شکاف ملت ـ دولت تا اين حد عمق پيدا نکرده بود.
٥. اين انتخابات زمانی برگزار می شود که نزاع در درون حکومت و بين جريان های اصول گرا حدت بی سابقه ای پيدا کرده است. راست سنتی، فرماندهان سپاه و بيت خامنه ای می خواهند کانديداهای احمدی نژاد و تيم او را به عنوان جريان انحرافی حذف کنند. آن ها نگرانند که مجلس را از دست بدهند. دولت احمدی نژاد که برگزار کننده انتخابات است، حاضر نيست انتخاباتی را برگزار کند که در آن کانديدهای او و تيمش رد صلاحيت شده باشند. احمدی نژاد و تيم او مدت ها است که برای دست بالا پيدا کردن در مجلس برنامه ريزی کرده اند. تقابل اين دو جريان می تواند بحران بيآفريند.
٦. خامنه ای و فرماندهان سپاه و ارگان های اطلاعاتی رژيم به شدت نگران انتخابات مجلس هستند. نگران فراهم آمدن فرصت مناسب برای انفجار نارضايتی ها، برآمد جنبش اعتراضی و يا به خيابان کشيده شدن نزاع های درون حکومت. خامنه ای چند ماه قبل نگرانی خود را از انتخابات اعلام کرد. روزنامه کيهان هم چند روز پيش اعلام نگرانی کرد که انتخابات "به محلي برای افشاگری و بر ملا كردن اسرار نظام در رقابت های سياسی"، "کودتای نرم"، "فراهم آمدن فرصت برای شبکه سازی"، " هماهنگي برخی گروه ها از داخل كشور با بيرون و فراهم كردن زمينه تشديد فشار خارجی به نظام"، "تشديد شكاف های درون حاكميت از طريق از حد گذشتن بگومگوهای انتخاباتی و تبديل رقابت به مخاصمه" و "تبديل انتخابات به صحنه ای برای مشروعيت زدائی از مكانيسم های ساختاری نظام" تبديل شود.
می توان گفت که انتخابات آتی برای رژيم از اهميت و حساسيت بالا برخوردار است. رژيم در اين انتخابات با تناقض جدی روبرو است. از يکسو می خواهد انتخابات با مشارکت وسيع مردم برگزار شود تا مشارکت مردم را به عنوان مشروعيت خود قالب کند و از سوی ديگر از برآمد جنبش اعتراضی و انفجاز نارضايتی ها، نگران است و لذا می خواهد در فضای به شدت بسته و امنيتی انتخابات را برگزار کند. برگزاری انتخابات در چنين فضائی که همراه با تحريم گسترده انتخابات توسط نيروهای اپوزيسيون است، به کاهش ميزان مشارکت مردم به ويژه در شهرهای بزرگ خواهد انجاميد و رژيم را بيش از پيش بی اعتبار خواهد کرد.
برای نيروهای اپوزيسيون فرصت مناسبی فراهم شده است تا فعالانه به تحريم انتخابات برخيزد، برآمدهای مشترک را سازمان دهند و از فعالين جنبش اعتراضی بخواهند که از فضای سياسی برای گردهمائی ها، نزديکی ها و آگاه سازی مردم استفاده کنند و مردم را برای خالی گذاشتن صندوق ها رای فراخوانند.

مشکل پايگاه اشرف در حال حل شدن است. آيا حل اين مشکل راه را بر تحولات در سازمان مجاهدين باز خواهد کرد و مجاهدين در نگاه و عملکرد خود بازنگری خواهند کرد؟ نظر شما در اين زمينه چيست؟

بين عراق و ایالات متحده توافقنامهای امضا شد که برپایه آن بغداد اجازه خواهد داشت اعضای ۳۴۰۰ نفره سازمان مجاهدین در پايگاه اشرف را در خاک عراق جابهجا کند تا برای سازمان ملل متحد فرصت رسيدگی به وضعیت پناهندگی فراهم شود. سازمان مجاهدین خلق نيز اعلام کرده است که در صورت دریافت تضمینهای امنیتی از سوی آمریکا و سازمان ملل متحد، بیش از سه هزار عضو این سازمان آمادهاند تا اردوگاه اشرف را ترک کرده و به مکان دیگری منتقل شوند.
جای خوشحالی است که گام مهمی در جهت حل انسان دوستانه معضل اردوگاه اشرف برداشته شده و اين امکان فراهم آمده است که ساکنين آن بتوانند از حصار اشرف بيرون بيآيند. اميد است که آن ها بعد از بيرون آمدن از حصار اشرف، در حصار ديگر گرفتار نشوند و امکان انتخاب محل سکونت خود را پيدا کنند.
اين سئوال مطرح است که آيا شکستن حصار اشرف و آزاد شدن ساکنين آن، راه را برای شکستن حصاری که سازمان مجاهدين به دور خود کشيده است، باز خواهد کرد؟ حصار اشرف به سمبل حصار مجاهدين تبديل شده بود. مجاهدين متاسفانه در شکستن حصار اشرف نه تنها پيشقدم نشدند، بلکه تاجائی که می توانستند مقاومت کردند و تلفات سنگينی را متحمل شدند. سرانجام عليرغم ميل خود و بنا به فشار دولت عراق مجبور شدند که به انتقال ساکنين اشرف تن دهند.
برای سازمان مجاهدين فرصت مناسبی پيش آمده است که بعد از برچيده شدن اشرف، اين بار داوطلبانه و آگاهانه حصار دوم را برچيند و از سازمان بسته و درخود بيرون بيآيد، درهای خود را باز گشايد، به نقد ريشه ای عملکرد گذشته خود بپردازد، برگذشته خود روشنائی افکند، به پاسخ های عديده در اين مورد جواب دهد، خود را در معرض نقد ديگران قرار دهد، به منتقدين به عنوان خصم نگاه نکند، فرهنگ اتهام زنی به منتقدين را کنار بگذارد، با ساير سازمان های سياسی اپوزيسيون ارتباط برقرار کند، چهره خود را در بين افکار عمومی مردم ايران و جامعه سياسی کشور بازسازی کند، با نخبگان کشور رابطه برقرار کند،  به نقد و توصيه سازمان ها و فعالين سياسی با ديده مثبت بنگرد، ساختارهای تشکيلاتی را برپايه موازين دمکراتيک پی بريزد، مناسبات اعضا و رهبری را باز تعريف کند، از رهبری کاريزماتيک فاصله گيرد، سيستم ولايت تشکيلاتی را کنار بگذارد، به اعضای سازمان تشخص دهد تا مستقلا بيانديشند، امکان آزادی بيان و انتقاد را در درون سازمان فراهم سازد و به يک سازمان باز و پاسخگو تبديل شود تا بتواند جايگاه خود را در بين جامعه سياسی کشور باز يابد. راه بازگشت مجاهدين به جامعه سياسی کشور و پذيرش آن ها از جانب سازمان ها، فعالين سياسی، اجتماعی، حقوق بشر به تحولات مجاهدين بستگی دارد. با لابيگری در بين محافل ذينفوذ در امريکا نمی توان به آلترناتيو در کشور ايران تبديل شد. مجاهدين به جای اينکه مسئله اشان را با دولت امريکا حل کنند، بايد بکوشند که مشکل شان را با مردم ايران، با نيروهای سياسی و نخبگان کشور حل کنند. حل اين مسائل مستلزم تغيير پايه ای نگاه و عملکرد مجاهدين است.
به سود مجاهدين، دمکراسی و جامعه سياسی کشور است که سازمان مجاهدين خلق ايران از اين فرصت پيش آمده بهره گيرد، حصاری که دور خود کشيده است، به شکند و نيروی اصلی خود را  به بازنگری در نگاه و عملکرد خود متمرکز کند. بدون ترديد سازمان ما از تحولات مثبت در سازمان مجاهدين خلق ايران استقبال خواهد کرد.

يکی از گروه هوادار سازمان که تحت عنوان "در دفاع  از سوسياليسم" مطالبشان را منتشر می کنند، در آخرين نوشته شان مسئله به رسميت شناختن فراکسيون کمونيستی را مطرح کرده است. آيا در سازمان تشکيل فراکسيون مجاز است؟
آری. اين گروه هوادار از شورای مرکزی خواسته است که فراکسيون کمونيستی را به رسميت به شناسد. به اطلاع اين رفقا می رسانم که تشکيل فراکسيون در اساسنامه پيش بينی شده است و ارگان های سازمان موظف به اجرای اساسنامه هستند. لذا هرگرايشی در سازمان بخواهد فراکسيون تشکيل دهد، به شرط رعايت پرنسيپ های مندرج در اساسنامه مجاز است، فراکسيون تشکيل دهد. فراکسيون کمونيستی هم شامل همين پرنسيپ ها است. برپايه اساسنامه:  "فراکسیون دارای پلاتفرم، نام و هویت جمعی بوده و سازمانیافته است"، "فراکسیون برپایۀ پلاتفرم کتبی تشکیل و رسمیت آن بر اساس اساسنامه توسط شورای مرکزی اعلام میشود. فراکسیون رابطی را برای ارتباط با نهادهای سازمانی انتخاب و به شورای مرکزی معرفی میکند. فراکسیون باید لیست نام اعضای خود را به شورای مرکزی ارائه کند." و "فعالیتهای فراکسیون شفاف و علنی است. موازین حاکم بر مناسبات درونی فراکسیون همان اساسنامه است. فراکسیون حق ایجاد تشکیلات جدا از تشکیلات سازمان را ندارد."
طبعا بدون رعايت آنچه گفته شد، ارگان های سازمان نمی توانند برای تشکيل فراکسيون مجوز صادر کنند. فعاليت فراکسيون بايد شفاف و علنی باشد. نمی توان فراکسيون غيرشفاف و غيرعلنی و با افراد بيرون از سازمان در درون يک سازمان فراکسيون تشکيل داد. اعضای فراکسيون بايد عضو سازمان باشند.
طبعا شورای مرکزی سازمان آمادگی دارد که به هر ترکيبی از رفقا که با رعايت ضوابط مندرج در اساسنامه بخواهند فراکسيون تشکيل دهند، مجوز صادر کند.

ادبيات اين گروه هوادار با ادبيات سازمان متفاوت است. نظر شما نسبت به ادبيات اين گروه هوادار چيست؟
متاسفانه اغلب نوشته های اين گروه هوادار پر است از اهانت و اتهام های بی دليل و مدرک به سازمان. ديگر گروه های هوادار از چنين برخوردهائی فاصله دارند. اين گروه خود را هوادار سازمان می نامد ولی تحت عنوان هواداری از سازمان، تهمت های زيادی به سازمان می زند. کار آن  نه نقد است و نه روشنگری، بلکه اهانت و اتهام زنی است. اين برخورد برای خيلی ها از رفقای ما و فعالين سياسی سئوال برانگيز شده است.
در فرصت های مناسب به اهانت ها و اتهامات اين گروه هوادار پرداخته خواهد شد. ولی در اينجا به آخرين نوشته اين گروه اشاره می کنم که حاوی اتهام ها و اهانت های زيادی است. در آن نوشته آمده است: "از مدتها پیش این موضوع فکر ما را مشغول خود ساخته بود که "منازعه" رهبری فعلی سازمان با "فراکسیون کمونیستی" به کجا خواهد انجامید؟ و "ذوبشدگان در ولایت رهبری غیرکمونیست" سازمان با چه بهانه و دستاویز دیگری باز هم خواهند توانست ……" (در دفاع از سوسياليسم ـ شماره ٣٧).
اين گروه هوادار از واژه هائی که در مورد حاميان رژيم به کار برده می شود، وام گرفته و اعضای سازمان را "ذوب شدگان....." در شورای مرکزی به حساب آورده و شورای مرکزی را "ولايت غيرکمونيست" ناميده و مناسبات اعضای سازمان را با شورای مرکزی با رابطه "ذوب شدگان در ولايت فقيه" مقايسه کرده است. اين امر توهين آشکار به اعضای سازمان و شورای مرکزی است. معلوم نيست اين گروه هوادار چرا به خود حق می دهد اينگونه به ديگران و به کسانی که چندين دهه برای آزادی، دمکراسی، عدالت اجتماعی و سوسياليسم مبارزه کرده اند، اين چنين توهين کند. سازمان ما، سازمان کادرها است. اعضای آن کادرهای باسابقه و با تجربه جريان چپ ايران هستند. ما سانتراليسم ـ دمکراتيک را کنار گذاشتيم. اعضای سازمان از بيشترين حقوق برخورارند و در سازمان ما مناسبات دمکراتيک بين شورای مرکزی و اعضا وجود دارد. تاسف بار است که اين گروه هوادار بدون اطلاع از مناسبات درون سازمان و از راه دور، به خود اجازه می دهد که اين چنين به شورای مرکزی و اعضای سازمان توهين کند.
به نظر می رسد که اين دسته از رفقا کم اطلاع هستند و از تجربه کار حزبی چندانی برخوردار نيستند و نمی دانند که شيوه برخوردشان بر سازمان و اعضای آن به شدت تاثير منفی می گذارد. در کار حزبی اتهام زنی و اهانت، اعتماد سوز است و به تخريب مناسبات رفيقانه منجر می گردد. سازمان از نقد استقبال می کند ولی مخالف فرهنگ اتهام زنی و اهانت است. اميدوارم رفقای اين گروه در شيوه برخوردشان تجديد نظر کنند، دست از اهانت و تهمت زنی بردارند و در جهت تقويت اعتماد متقابل حرکت کنند. نقد و روشنگری، آری. ولی اتهام زنی و توهين، نه.

برای تماس و طرح سئوالات
آدرس ايميل:
goftgou@fadai.org

افزودن نظر جدید