سید عظیم شیروانی یکی از چهره های برجستۀ ادبیات آذربایجان(همراه با ترجمه آذری)

سید عظیم شیروانی، یکی از چهره های برجستۀ ادبیات سدۀ نوزدهم و یکی از پیروان سبک ادبی محمّد فضولی در ادبیات آذربایجان بشمار می رود.

سید عظیم شیروانی در روز ٩ ماه ژوئیۀ سال ۱٨٣۵، در یک خانوادۀ روحانی در شهر شماخی آذربایجان دیده به دهر گشود. پدرش محمّد، یکی از شخصیتهای سرشناس شهر بود. سید عظیم در سنین کودکی، پدرش را از دست داد و پس از آن در نزد پدر بزرگ مادریش، ملا حسین بزرگ شد. پدر بزرگ او روحانی روستای یاقساق داغستان بود. سید عظیم در اثر زحمات زیاد پدر بزرگش زبانهای فارسی و عربی را یاد گرفت. او، تقریبا پس از ده سال زندگی در داغستان، به شماخی بازگشت و در این شهر به تحصیل در مکتب مشغول شد. در سال ۱٨۵٦، بقصد ادامۀ تحصیلات عالی روحانی به عراق رفت. ابتدا در نجف و بغداد، بعد هم به مکتب عالی روحانی شهر شام در سوریه وارد شد و در پایان تحصیل، به شماخی برگشت. اما، هیچگاه به کار روحانیت نپرداخت. او در سال ۱٨٦٩، مدرسۀ نظام جدید را در شماخی تأسیس کرد و تا پایان عمر در این مدرسه به تدریس مشغول شد. در این مدرسه، زبانهای آذربایجانی و فارسی، تاریخ، جغرافیا، حساب و درسهای دیگر تا مقطع ابتدائی تدریس می شد.

میرزا علی اکبر صابر، سلطان مجید غنی زاده و برخی دیگر از نویسندگان آذربایجان، تحصیل کردۀ مدرسۀ سید عظیم شیروانی بودند. سید عظیم با تشکیل مجلس شعر «بیت الصفا» در منزل نزدیکترین دوستش محمّد صفا در شماخی، مدتی طولانی این مجلس را رهبری می کرد. این مجلس با مجالس شعر شهرهای دیگر آذربایجان رابطه تنگاتنگی برقرار کرده بود.

ارثیۀ بدیعی سید عظیم شیروانی بسیار غنی و همه سویه است. او، دو جلد کلیات به زبانهای آذربایجانی و فارسی از خود بیادگار گذاشته است. کلیات آذربایجانی او شامل سه بخش می باشد. بخش اول: قصیده، هجو، مکتوبات منظوم، ترجیع بند و ترکیب بند، مخمّس، تخمیس، مسدّس، مستضاد و غیره بوده، بخش دوّم: غزل، رباعی، قطعه، بیت و فردها و بخش سوّم آثار او را حکایات منظوم تشکیل می دهد.

کلیات حجیم سید عظیم شیروانی به زبان فارسی را میرزا حبیب گردآوری کرده است. این کلیات عبارت از چهار بخش می باشد: بخش اوّل؛ قصاید، بخش دوّم؛ غزلهای مربوط به عزاداری دینی، بخش سوّم؛ غزلهای عاشقانه و بخش چهارم، شامل ترجیع بند، ترکیب بند، مخمّس، مسدّس، مثنوی و رباعیات می باشد.

تاریخ آغاز فعالیت خلاقانۀ سید عظیم شیروانی معلوم نیست. ترجمه های او از منابع شرقی، تجنیسها و نظیره هائی که بر اشعار سعدی، حافظ و فضولی نوشته است، موجود است. اکثریت آثار شاعر را اشعاری تشکیل می دهند که بر اساس سبک غزلهای غنائی نوشته شده است. شاعر، بیش از هزار بیت غزل به زبانهای فارسی و آذربایجانی سروده است. غزلیات اوا را می توان به پنج قسم تقسیم کرد: اوّل؛ غزلهای عاشقانه، دوّم؛ غزلهائی در وصف می، سوّم؛ غزلهائی در ردّ خرافات دینی و روحانیت، چهارم؛ غزلیات که در شأن دوستان نزدیک و معاصران خود سروده است و پنجم؛ غزلهائی با مضمون دینی و فلسفی.

غزلیات عاشقانۀ شاعر نسبت به دیگر اشعارش بسیار بیشتر است. سید عظیم با این غزلهایش به محمد فضولی می پیوندد و خود را بعنوان ادامه دهندۀ ماهر راه او می نمایاند. شیروانی با اشعار دارای مضمون عرفانی خود، واقعیت زیبائی، عشق و محبت را ترنم می کند.

مرحلۀ دوّم خلاقیت شاعر، با اشعار طنز انتقادی و روشنگرانۀ او آغاز می شود که، از این زمان به بعد، واقع گرائی در صناعت او برتری می یابد. در گذار او به عرصۀ خلاقیت شعر واقع گرایانۀ، روزنامه های (اکینچی)، (برزگر) و (کشکول) نقش مهمی ایفاء کردند. بخصوص، تحت تأثیر (اکینچی)، شاعر به یک سری مسائل ضروری علاقمند گردید.

روزنامۀ (اکینچی)، اولین روزنامه آذربایجان بمدیریت حسن بیک زردابی، یک کرسی خطابه برای این شاعر روشنگر بود. او خلق را به بیداری از خواب غفلت و جهالت فرامی خواند.

حکایات منظوم، در مجموعۀ صناعت شاعر جایگاه خاصی را احراز می کنند. سید عظیم بیش از یکصد حکایت کوتاه و بلند نوشته است که بخشی از آنها را از کلاسیکهای آذربایجان و فارس ترجمه و اقتباس کرده است. شیروانی روی داستانها و روایات منابع مختلف دو باره کار کرده و آنها را با مسائل زندگی معاصر انطباق داده است. این داستانهای منظوم که در رابطه با مسائل مملکت و رعیت، خلق و معیشت تحریر شده است، مضمون تربیتی داشته، به سبک مثنوی و دارای قافیۀ زوج می باشند.

سید عظیم یکی از بزرگترین ظنزپردازانی بود که راه قاسم بیک ذاکر و میرزا فتحعلی آخوندوف را تداوم بخشید. نوشته های طنز او در سالهای ٨۰- ۷۰، سبک طنزپردازی را به سطح عالی ارتقاء داد. موهومات دینی، روحانیت مرتجع، بیکها و خوانین، حاکمان و قاضیان طفیلی، در یک کلام، پس مانده های جامعه، هدف اصلی اشعار طنز سید عظیم بودند.

سید عظیم با طنزهای «کؤپه یه احسان» (احسان به سگ)، «قارئنقولو آباد» (شکمو آباد)، «ده لی شیطان» (شیطونه می گه) و طنزهای دیگر،شخصیت روحانیون دو رو را که حرف و عمل شان بر هم منطبق نیست، هدف انتقادهای خود قرار داده است. با طنز «خان و دهقان»، از یک سو سلطۀ مناسبات فئودالی مردسالارانه بر جامعه و عوامگری دهقانان را که در شرایط سخت استثمار زندگی می کردند، از دیگر سوی، نگاه حقارت آمیز و از بالا به پائین اشرافیت محلی به دهقان را به زیر آتش انتقادهای خود گرفته است.

خلاقیت سید عظیم شیروانی در تاریخ ادبیات قرن نوزدهم آذربایجان جایگاه افتخارآمیزی احراز می کند. آثار وی را هر چند جاهلان زمان او درک نمی کردند، اما، آنها در نزد روشنفکران و آگاهان زمان، از احترام و ارزش والائی برخوردار بودند.

سید عظیم بعنوان معلمی روشنفکر، همیشه مورد نفرت افراد و دستجات جاهل بود. خبرچینها گزارشهای زیادی برعلیه او نوشته و به والی قفقاز می فرستادند. خوشبختانه، در روز ٢٢ ماه مه سال ۱٨٨۷، مأموریت رسیدگی به این گزارشها به یک شخصیت بزرگ منش، حسین افندی غایب اوف محول شد. او، بعد از تحقیق و بررسیهای مقتضی، به تفلیس بازگشت و گزارشی دایر بر اعطای مدال به سید عظیم تنظیم نمود. بدنبال آن، بمنظور اگاهی عموم، فرمان امپراطور تزار مندرج در پراویتلستوننی وستنیک (خبرنامه دولتی)، در شماره ۱۵ ژانویه سال ۱٨٨٨ روزنامۀ «قفقاز» مجددا درج گردید. در متن فرمان چنین آمده بود: بفرمان حکومت تزار، سید عظیم شیروانی بخاطر مساعی خود، بدریافت مدال نقره مفتخر می گردد. سید عظیم در تاریخ۱۰ماه مه سال ۱٨٨٨مدال را اخذ کرد. این خبر، حسادت روحانیون مرتجع را تشدید نمود و آنها،۱۰ روز بعد، روشنفکر زمان را در حین خروج از مسجد با یک ازدحام ساختگی، در زیر دست و پا کشتند. بدین ترتیب، در ٢۰ ماه مه سال ۱٨٨٨ به زندگی پربار سید عظیم پایان داده شد. سید عظیم در سال (1267ش.1888م) روز 21 رمضان در سن 53 سالگی چشم از جهان فرو بست.

من اویله بیلردیم کی منه یار اولاجاقسان

عالمده منه یار وفادار اولاجاقسان

من اویله خیال ائتمیشیدیم ای گول رعنا

سربسته اولان غملره غمخوار اولاجاقسان

قد تجلی من شعاع الکاس انوارالبها

تلک فضل الله بل یهدی لنور من یشا

مشرق ساغردن ائتدی آفتاب می طلوع

مغرب میناده وئردی عالمه نورو بها

مئی ظهورو اولدو ساغردن عیان عالملره

کور اولما چئشمیمنه وئر دور ساغردن جلا

غولغول مینا صدای حقی ائیلر آشیکار

دعوت حقدیر بو گون آفاقی توتموش بو صدا

جان و دل صبح ازلدن طالیب دلدار ایکن

شوکر کیم تاپدی گوزوم دیدار ساغردن ضیا

جام مئی آیینه اسرار حقدیر ای کونول

ایسته سن اسرار حقی جم ایله اول آشینا

یوخدو بیر رمز آشنا بو عصر بد فرجامدا

ایلمه اسرار حقی چوخدا "سید" برملا

سید عظیم شیروانی

سید عظیم شیروانی ۱۸۳۵-جی ایل یول آیینین ۹-دا شاماخیدا روحانی عائله سینده آنادان اولموشدور. سید عظیم کیچیک یاش لاریندا ایکن شاماخی نین تانینمیش، معتبر شخص لرین دن اولان آتاسی سید محمد وفات ائتمیشدیر. سید عظیم آنا باباسی موللا حسینین حمایه سی آلتیندا یاشامیش دیر. موللا حسین داغیستاندا یاقسای کندینده روحانی لیک ائدیردی. باباسین دان عرب و فارس دیل لرینی اؤیرنن سید عظیم تخمینن ۱۰ ایل سونرا شاماخییا قایی دیر و بورادا مدرس هده اوخویوب اورتا روحانی تحصیلینی تاماملاییر. ۱۸۵۶-جی ایلده عالی روحانی تحصیلی آلماق هوسی ۲۱ یاشلی گنج سید عظیمی عراقا، اول نجف و باغدادا، سونرا ایسه سوریانین شام شهرینه آپاریر. گنج شاعر عراقدا اوخویارکن دونیوی علم لره ده بؤیوک ماراق گؤستریر. شاماخییا قاییتدیق دان سونرا ۱۸۶۹-جو ایلده اورادا یئنی اصول اوزره مکتب آچاراق عؤمرونون آخیرینا قدر بورادا معلم لیک ائدیر. کؤهنه موللاخانالاردان فرق لی اولاراق او، بو مکتبده اوشاق لارا دینی علم لرله یاناشی، آذربایجان و فارس دیل لرینی تعلیم ائدیر، تاریخ، جوغرافیا، حساب و سایر فن لردن ایبتیداعی معلومات دا وئریردی. تصادفی دئییل کی، آذربایجانین گؤرکم لی شاعری میرزه الکبر صابیر، مشهور یازیچی و پئداقوق سلطان مجید غنی زاده و بیر سیرا باشقا یازیچی لار محض اونون مکتبینده اوخوموشلار.

زنگین ادبی یارادیجیلیغا مالیک اولان سید عظیم شیروانی نین بدیعی ارثی بیری آذربایجانجا، دیگری ایسه فارسجا ایکی بؤیوک کلیات دان عبارتدیر.

شاعرین اثرلری ایچری سینده موختلیف شرق منبع لریندن ائتدیگی ترجوم هلر، سعدی، حافیظ و فضولی شعرلرینه یازدیغی نظیر هلر ده واردیر. لاکین بون لار شاعرین زنگین بدیعی ارثی ایچری سینده آز یئر توتور. سید عظیم شیروانی یارادیجی لیغی نین چوخ حیسه سی لیریک ژانردا یازیلمیش اوریژینال اثرلردن عبارت دیر کی، بون لارین دا چوخو غزل لردیر. شاعرین غزل لرینده حیات سئوگی سی، نیک بین احوال-روحیه، دینی عتقاد خصوصی یئر توتور. اونون عاشیقانه غزل لری داها چوخدور. مؤلفین شعره حرارت و جان وئرن درین لیریکاسینی محض بو غزل لرده گؤرمک اولور.

گئجه گؤردوم سنی ائی آفتی دؤوران یوخودا،

کی ائلردین منه یوز لوطفی فیراوان یوخودا.

سید عظیم شیروانی یارادیجی لیغی نین ایکینجی مرحله سی اونون معاریفچی و تنقیدی- ساتیریک شعرلریله باشلاییر کی، آرتیق بو زامان دان اعتباراً اونون یارادیجیلیغیندا رئالیزم اوستونلوک تشکیل ائدیر. اونون رئالیست شعر یارادیجی لیغی ساحه سینه کئچمه سینده “اکینچی” غزئتی نین موهوم رولو اولموشدور. چونکی، محض “اکینچی”نین تأثیریله شاعر گونون بیر چوخ زروری مسئله لری ایله ماراق لانیر و یارادیجیلیغیندا یئنی مؤوضولارا کئچیر، معاصر حیاتین طلب لرینه اویغون شعرلر یازیر، آذربایجانین ایلک مطبوع اورقانیندا نشر ائتدیریر. معاریفچی شاعر اوچون “اکینچی” خالقا مراجعت یئری ایدی. او، خالقی غفلت و جهالت یوخوسون دان اویانماغا چاغیریر، حسن بئی زردابی نین خیرخواه، معاریفچی تشببوس لرینی آلقیشلاییر، اونو بیلیک لی بیر معلم و خیرخواه بیر اینسان کیمی قیمتلن دیریردی. او، “اکینچی”ده چاپ ائتدیردیگی شعرلریله معاصرلرینی بو غزئتی اوخوماغا، اونا کؤمک ائتمهیه چاغیریردی:

بس اکینچی جلالیمیزدیر بیزیم

ناصحی خوشمقالیمیزدیر بیزیم

سعی ائدک، ائی گوروهی نیکصیفات

ائتمه سین تا بیزیم اکینچی وفات

شاعرین اثرلری ایچری سینده اؤیود، تمثیل و دیداکتیک ماهیت داشییان منظوم حکایه لر واردیر کی، بون لارین دا معین بیر حیسه سی اؤز ادعالاری اعتباریله اونون معاریفچی شعرلری ایله بیرلشیر. دوغروچولوق، مردلیک، دوستلوق، یولداش لیقدا متانت، چالیشقان لیق، ازیلن لره کؤمک، اینسان لارلا یاخشی رفتار و سایر گؤزل و نجیب صیفت لرین تربیه لندیریلمه سی همین اؤیودلرین اساس مضمونونو تشکیل ائدیر.

سید عظیم شیروانی نین اجتماعی ماهیت داشییان ساتیرالاری اونون عومومی یارادیجیلیغیندا موستثنا مؤوقعی توتور. اونو اؤز دؤورونون بؤیوک رئالیست شاعری کیمی تانیدان “یئردکی لرین گؤیه شیکایت ائتمه لری، دلی شیطان، مکری -زنان، بلخ قاضی سی و خراط، موجتهیدین تحصیلدن قاییتماسی، علمسیز عالیم، عالیم اوغول ایله عوام آتا و سایر ساتیرالاری دیر.

اؤز زنگین یارادیجی لیغی ایله آذربایجان ادبیاتی تاریخینه قیزیل صحیف هلر علاوه ائدن سید عظیم شیروانی ۱۸۸۸-جی ایل یونون ۱-ده شاماخیدا وفات ائتمیشدیر.

اقتدای تن و جان و دل شیدا ائتدیم

اؤزومو عاشیق اولوب مایل دنیا ائتدیم

دیل و جان و تنیمه وئرمک اوچون راحت لر

رنج لر چکدیمو اسباب مهیا ائتدیم

ملک عالمده پریشانلیغا اسباب اولدو

من کی، جمعیت اوچون هر نه تمنا ائتدیم

عالم قدسده بیر عاقل و فرزانه ایکن

اؤزومو عالم ناسوتده روسوا ائتدیم

راحت ایدیم، ره تشویش و بلانی توتدوم

عجب آسوده ایدیم دغدغه پیدا ائتدیم

هیچ سوده گیرهی آچمادی احوالیمدان

عاجز اولدوم دخی ترک هامی سودا ائتدیم

عشق پیدا اولوبان توتدو منیم دامنیمی

یاخدی غیرت اودونا بو دل و جان و تنیمی

امّهاتا اولوبان سعبۀ رخشان شوهر

چکدی لر رنج لر ایجادیم اوچون هفت پدر

هفت آبا منه اظهار ائله دی تربیتین

ائتدی تولید منی تا کی، بو اسفل مادر

دؤرد آنا یئددی عطا دان اوچ اوغول اولدو عیان

اولدو بو اوچ اوغولون افضلی انواع بشر

عقل ایستردی منه تربیت ائتسین، ناگه

عشق پیدا اولوبان قیلدی منی زیر و زبر

سالدی سودایه منی رشتۀ کاکیل هوسی

قیلدی آشفته و درهم منی زلف دلبر

ایستر ایدیم گونو گوندن اولا جانیم نیکو

ائیله دی عشق منیم جانیمی بددن بدتر

مختصر، عاشیق اولان اولماز ایمیش دهرده شاد

بیر زامان اولماز ایمیش درد و بلادن آزاد

ای خوش اول دم کی منیم عشق ایله کاریم یوخ ایدی

بیم اغیار، کؤنولده غم یاریم یوخ ایدی

گلممیشدیم هله من کتم عدمدن بیرون

وادیی عشق بلاخیزه گذاریم یوخ ایدی

عشق و عاشیق لیک ایشین بیلمز ایدیم عالم آرا

دیل بیدرد ده اندوه و غباریم یوخ ایدی

خار خاریم یوخ ایدی بو گول رعنا لر اوچون

فکر نوروز، غم فصل باهاریم یوخ ایدی

نظریمده یوخ ایدی جلوۀ حسن محبوب

ذره جه آیینۀ دلده غباریم یوخ ایدی

غفلت ائتمیشدی منی دام بلادن فارغ

کی، حریم حرم قیدده باریم یوخ ایدی

رشک آساییشیمه چرخ جفاکار ائتدی

درد اوچون تا کی عدمدن منی اظهار ائتدی

ائتدی اول گول منی بو بادۀ گفتارایله مست

سیندیریب بت لریمی چکدیم علایق دن دست

کعبۀ کؤنلومو ائتدیم دخی بت لردن پاک

ید قدرتله ائدیب لات ایله اوضانی شکست

کئچیبن عشق مجازینی حقیقت تاپدیم

اوزولوب زندۀ جاوید ایله اولدو پیوست

وار امیدیم کی، منی سالماز آیاقه گردون

وئردی معشوق ازل چونکی منیم دستیمه دست

جان مشامینه گلیب عشق حقیقت بویی

تا دل و جانیم اولوب طالب پیمان الست

دیله نقش ائیله دیم اول خالق داور عشقین

کی، منی دهرده نابود ایکن، اول ائیله دی هست

عضو عضومدن اولور عالمه صادر بو صدا

لا شَریک لَهُ فی المُلک و ربَّ اَحَدا

افزودن نظر جدید