مردان شورشی و زنان ناراضی

طبق نظز فمنیست های آنارشیست،  طرح آنارشیستی مردان برای تکمیل برابری حقوق زن و مرد در جامعه بورژوایی ناکافی است. سه نماینده مهم تئوری آنارشیستی عبارتند از پرودن، باکونین و کروپتکین. ادعای زنان آنارشیست امروزی اینست که این سه تن درعمل نه آنارشیست بودند و نه فمنیست و مثل سایر مردها ساختار سنتی پدرسالاری را در زندگی خصوصی خود اعمال میکردند. هر سه متاهل بودند، گرچه باکونین و کروپتکین ازدواج را نفی میکردند، زنانشان بسیار جوانتر از خود آنان بودند و شرکتی در مبارزه آنارشیستی آنزمان نداشتند. با این وجود کروپتکین از دو تن دیگر بیشتر مدافع برابری حقوق زن و مرد بود.

مهمترین زنان جنبش آنارشیستی عبارتند از – لویزه میشل فرانسوی، مبارز کمون پاریس، اما گلدمن، یهودی آلمانی تبار روس، ورا فیگنر روس، ولتیره د کلیر آمریکایی، و ایتو نئوی ژاپنی. خانم  اما گلدمن مینویسد که یکروز مهمان کروپتکین بود. در حالیکه با او بحث داغی داشت، زن جوان اش در فاصله چند متری نشسته بود و لباسهای دختر کوچکش را گلدوزی میکرد.

امروزه در باره سه متفکر مرد آنارشیست نامبرده اشاره میشود که تئوری آنان معلول سالهای تجربه عملی شان در مبارزه خیابانی بود و مطالعه بیوگرافی آنان ارزش مهمی برای شناخت مدل نظری آنان دارد. به این دلیل من در اینجا اشاره کوتاهی به زندگی کروپتکین، آنارشیست معروف روس می کنم.

    کروپتکین، اشرافزاده روس، پایه گذار آنارشیسم کمونیستی است. او در سالهای 1921-1842 زندگی کرد. گرچه از خانواده ای ثروتمند برخاسته بود، اما در روسیه تزاری، هیچ پست و مقام سیاسی به او واگذار نشد.

فمنیست ها اشاره میکنند که نظریه های وی در باره انسان بطورعام است و نه برای جنس خاصی مثل زن. کروپتکین شیفته آثار و نظرات پرودن و باکونین بود. در یکی از آثارش با عنوان "رفاه برای همه" به جامعه انسانی و نقش زن نیز اشاره میکند. او می گفت که نقش زن و مرد در جامعه بورژوازی، بیولوژیک و غریزی نیست بلکه اجتماعی و کسبی است.

از جمله اصلاحات پیشنهادی او برای زنان این بود که میگفت  رنج کار خانگی زنان باید از طریق ماشین و اتومات ها کاهش یابد و کار جمعی سازماندهی شده باید زنان را از رنج تنهایی و گوشه گیری در خانه و شبستان و آشپزخانه بیرون آورد.

در بیوگرافی کروپتکین آمده که رفرمهای اجتماعی که از آلکساندر دوم،  تزار روسیه،  انتظار میرفت، بر اثر بوروکراتی ارتجاعی،  با شکست روبرو شدند. کروپتکین در سال 1867 در شهر پتروگراد، پایتخت روسیه تزاری آنزمان، به تحصیل رشته جغرافی و ریاضیات پرداخت ولی به دلیل فعالیتهای سیاسی به سیبریه تبعید شد و بقول خودش در آنجا آنارشیست گردید.

بعلت قطع کمک مالی پدرش به او، وی یک زندگی دانشجویایی فقیرانه اسپارتی را گذراند. بعد از بازگشت از تبعید همچون سایر نارودنیکهای خلقگرا کوشید تا از طریق کار تخصصی مانند معلمی، پرستاری و مبلغ سیاسی یا از طریق علم و دانش و فن به مردم روستاها کمک کند.

سرانجام او در سال 1872 برای آشنایی با افکار سوسیالیستی به سوئیس فرار نمود. بعد از بازگشت از سوئیس به محفل چایکوفسکی پیوست. نارودنیکها یکی از جریانات خلقی نیهلیستی بودند که زیر تاثیر آثار تولستوی،  باکونین،  و هرتسن انقلابی شده بودند.

او در سال 1874 دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد ولی بعد از دو سال از زندان فرار نمود و در انگلیس تقاضای پناهندگی نمود و در سال 1878 به سوئیس بازگشت و در آنجا مجله شورش را منتشر نمود و در سال 1882 بعد از سوء قصد به جان الکساندر دوم از سوئیس اخراج شد و به فرانسه فرار نمود و در آنجا دستگیر و به پنج سال زندان محکوم شد. بعد از آزادی از فرانسه به انگلیس رفت و فعالیت تبلیغاتی در باره آنارشیسم کمونیستی نمود. این کوشش او مورد توجه شدید اقشار زحمتکش جامعه انگلیس قرار گرفت.

کروپتکین حین انقلاب اکتبر به روسیه بازگشت ولی بر اثر بیماری و پیری در سال 1921 درگذشت. مراسم میلیونی خاکسپاری او آخرین نمایش قدرت جنبش آنارشیستی روسیه بود. بعد از آن غالب آنارشیست ها یا دستگیر شدند و یا به خارج فرار کردند.

دو اثر مهم کروپتکین – کمونیسم آنارشیستی ؛ اصول و پایه در سال 1888 – و کمک متقابل در جهان انسان و حیوان،  نشر سال 1902 بودند. پیش از کروپتکین از طریق پرودن و باکونین یک سیستم فلسفی سیاسی آنارشیستی وجود داشت. ایدههای کروپتکین زمانی مطرح شدند که مبارزه مسلحانه آنارشیستها بر اثر بمب و ترور موجب عقب نشینی اقشاری از مردم شده بود.

او مدعی بود که توانسته تئوری آنارشیستی را با شناخت علمی با هم متحد کند. کروپتکین چون تحقیقات زیادی در رفتار شناسی کرده بود مدعی بود که میان جانداران در روی کره زمین خصوصیت کمک متقابل وجود دارد. او قانون تکامل انسان و سعادت جویی او را عامل کوشش برای دستیابی انسان به آزادی میدانست. او میگفت که انسان همچون طبیعت دائم در حال تغییر و تکامل است چون ایستابودن موجب مرگ و نیستی موجود میشود. در نظر او آزادی فرد در تاریخ تکامل طبیعت و جهان آخرین  قدم منطقی پیشرفت انسانی است.

در نظر کروپتکین جنبه اقتصادی انقلاب برای پیروزی و مقاومت طبقه انقلابی تعیین کننده است. او مینویسد که جامعه آنارشیستی متکی به تعادل قواست،  بجای دولت یک سیستم فدرالی بر اساس شوراها باید بوجود آید. با کاهش ساعات کار مردم میتوانند دنبال هنر و علم بروند و این دو فقط در دسترس افرادی خاص و متخصصان نخواهد بود.

مهمترین شعار اتوپیستی کروپتکین، از هرکس به اندازه توانایی اش – و به هرکس به اندازه نیازهایش بود. خوشبینی او در آنجاست که مینویسد جامعه آنارشیستی کمونیستی در آینده عملی خواهد شد چون انسان موجودی است اجتماعی و به کمک متقابل میان نوع بشر تمایل دارد.

کروپتکین در مورد جامعه طبقاتی مینویسد که دولت نفعی برای مردم ندارد و تنها نقش آن جنگ طلبی و خشونت با مردم است. او مخالف دمکراسی پارلمانی نیز است چون آن فقط مدافع منافع حاکمان است و ناتون برای تضمین آزادی فرد.

در نظر کروپتکین در نظام سرمایه داری حقوق پایه ای دمکراتیک فقط ظاهری هستند و تا زمانی مطرح میشوند که مخالف منافع استثمارگران نباشند. از جمله آزادی تجمع و آزادی مطبوعات و یا تضمین مکاتبات محرمانه بین مردم.

در نظر کروپتکین سیستم اقتصاد کاپیتالیستی  قوی ترین ابزار برده نمودن انسان است. مالکیت شخصی وسایل تولید و مالکیت زمین همه دزدی هستند. او سوسیالیسم مارکسیستی را نیز جانشین مناسبی نمیداند چون در نظر او دولت  جای سرمایه داری خصوصی را در عمل به عهده خواهد گرفت.  وی میگوید که راه خروج از سیستم غیرانسانی کاپیتالیستی،  آنارشیسم است که به لغو مالکیت خصوصی و نظام مزدبگیر و دولت میپردازد.

در نظر کروپتکین انقلاب اجتماعی و سیاسی اجتناب ناپذیر است. هدف آن حذف مالکیت از سرمایه داران است. او در شرایط خاص،  جنگ مسلحانه و تبلیغ عمل از طریق خشونت را وسیله ای مناسب میدانست. کروپتکین با طرح نظریه " انقلاب مداوم " تئوری انقلاب آنارشیستی را تا امروزه تحت تاثیر خود قرار داده است.

افزودن نظر جدید