فانوس سیاە و مردان مردد و خشمگین

روز قدس در ایران، مناسبتی شد تا بار دیگر در آن، عالیترین مقامات جمهوری اسلامی دوبارە مواضع قبلی خودشان را در مورد اسرائیل و موجودیت آن تکرار کنند، امری کە علاوە بر برانگیختن واکنش یک سری از کشورهای مهم جهان، عکس العمل اعتراضی بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد را نیز باعث شد، و بدین ترتیب دور دیگری از مشاجرات لفظی در سطح جهانی آغاز شد.

البتە سخنان خامنەای و احمدی نژاد، تنها موارد مطرح شدە در خصوص تهدید در صحنە سیاسی نبودند. قبل از آغاز این سخنان و تهدیدهای دوبارە مقامات جمهوری اسلامی در مورد موجودیت اسرائیل، مقامات اسرائیلی نیز با استناد بە یک گزارش مخفی از طرف سرویسهای اطلاعاتی آمریکا (کە بعدا موضوعیت آن از طرف خود آمریکائیها رد شد) مبنی بر اینکە ایران فاصلە چندانی در دستیابی بە سلاح اتمی ندارد، و تهدید مستقیم ایران بە حملە نظامی، خود بە یکی دیگر از دلایلی تبدیل شد کە بە متشنج تر کردن بیشتر اوضاع کمک کرد. در واقع تکرار سیاستهای خصمانە دولت ایران در تریبونهای رسمی در قبال اسرائیل و اصرار مقامات اسرائیل برای حملە بە ایران (کە در این اواخر بسیار از طرف مقامات این کشور تکرار می شود)، دو عاملی هستند کە وضعیت را از آنچە کە هست بسیار غامض تر کردە است.

اما این سئوال بزرگ و پیچیدە کە آیا واقعا ما در شرایط جنگی و یا بە عبارتی دقیقتر در شرایط تمهیدات جنگی قبل از آغاز آن قرار گرفتەایم یا نە، پرسش بزرگی است کە ذهن خیلیها را بە خود مشغول کردە است. سئوالی کە یافتن جواب آن زیاد آسان نیست، و شاید اساسا از آن پرسشهایی باشد کە نتوان برای آن جواب قطعی یافت. پرسشهایی کە تنها باید با آنها زندگی کرد و جواب آنها را عملا و بیشتر در وضعیت عملی جامعە و شرایط منطقە جستجو کرد، و نە تنها در جوابهای شفاهی و نوشتاری.

اسرائیل از یک جنگ یک ماهە می گوید کە در جریان آن جمهوری اسلامی شکست قطعی می خورد و از مردم اسرائیل تنها پانصد نفر کشتە می شوند، اما نهایتا تهدید لفظی و عملی جمهوری اسلامی از سر آن کشور برداشتە می شود، و البتە این مقامات جنگ طلب معین نمی کنند کە چگونە و با چە سلاحهایی این پیروزی سریع و معجزەآسا دست یافتنیست. و از مقامات ایرانی نیز می شنویم کە مسئولان دولتی در اسرائیل حرفهای گندەتر از دهانشان می زنند.

در اینکە هنوز امکان آغاز جنگ در منطقە علیە ایران نیست، ظاهرا و با استناد بە یک سری دلایل منطقی، شکی نیست. عدم آمادگی و همراهی آمریکا با این مسئلە در لحظە کنونی، اصرار بر ادامە برخورد سیاسی با ایران و سرانجام امکان گسترش دادن تحریمها، بزرگترین دلایل روی میز می باشند (علاوە بر اعتراضات مردمی در داخل خود اسرائیل و نیز برخی مقامات رسمی و غیر رسمی این کشور)، و نیز اینکە اسرائیل نمی تواند بدون هماهنگی با آمریکا بە چنین حملەای مبادرت ورزد، دلیل دیگری بر عدم امکان آغاز جنگ از طرف اسرائیلیها می تواند باشد، جنگی کە چگونگی شروع و خاتمە آن تاثیرات بسیار قاطعی بر جغرافیای سیاسی منطقە و کل جهان دارد، منطقا نمی تواند تنها در اسرائیل روی آن تصمیم گیری شود. بدون هماهنگی با قدرتهای بزرگ جهانی و بویژە آمریکا، چنین امری خارج از تصور است.

پس با این وصف، علت رجزخوانیهای دولت اسرائیل و نیز کوبیدن بیشتر جمهوری اسلامی بر طبل تهدیدها علیە اسرائیل چیست؟ آنگاە کە سخن بر سر دلایل از جانب طرف اسرائیلی می باشد. می توان از دو نوع دلیل تاریخی و موخر گفت. کە دلایل تاریخی همانا خصومت دیرینە، تهدیدهای مکرر طرف ایرانی و تمهیدات آن در منطقە علیە اسرائیل می باشد. اما آنگاە که سخن از دلایل موخر است، می توان موارد زیر را برشمرد:

ـ عدم اطمینان طرف اسرائیلی از تاثیرگذاری قاطع تحریمها علیە ایران، چنانکە بتواند نهایتا رژیم ایران را بە تسلیم و تمکین در مقابل خواست غربیها وادارد،

ـ احتمال دستیابی بە اطلاعات مخفی سرویسهای امنیتی آمریکا در خصوص برنامەهای اتمی ایران کە بە نوعی با اطلاعات رسمی مباینت دارند،

ـ ترس از پیامدهای بهار عربی کە در آن عمدتا نیروهای اسلامی بە قدرت رسیدند و می تواند در میان مدت و دراز مدت بە نفع جمهوری اسلامی باشد،

ـ و سرانجام مورد سوریە کە با تشدید جنگ و نفوذ و حضور بیشتر نیروهای ایرانی در آن کشور، و امکان فعالیت بیشتر و آزادانە آنها (بە نوعی کە حتی نیروهای سوری نیز نتوانند کنترل مناسبی بر روی آنها داشتە باشند)، دولت اسرائیل را راجع بە امنیت خودش بسیار نگران کردە است.

جمع موارد ذکر شدە بالا در مورد دلایل موخر، می توانند توضیح دهندە و توجیە کنندە گفتەهای اخیر مقامات اسرائیل در بارە خطر حملە احتمالی نیروهای نظامی این کشور بە ایران باشند.

در مورد جمهوری اسلامی نیز علاوە بر دلایل تاریخی کە خود را در ایدەئولوژی و استفادە سیاسی از این عنصر در پیشبرد سیاستهای منطقەای رژیم باز می یابد، در چهارچوب دلایل موخر خود را در موارد زیرین باز می یابد:

ـ پاتک و ضد حملە سیاسی رژیم در شرایط تشدید تحریمها و فشارهای سیاسی غرب بر روی آن،

ـ تهییج و بسیج افکار عمومی جهان عرب علیە غرب در شرایطی کە جمهوری اسلامی در بحران سوریە بشدت درگیر است بە نفع جبهە خود،

ـ و سرانجام استفادە ابزاری از آن برای ایجاد انسجام و اتحاد میان نیروها و جناحهای مختلف درون رژیم کە در این اواخر شاهد انفصال بیشتر آنها از همدیگر بودیم.

بدین ترتیب فانوس سیاە جنگ در شرایط کنونی، تنها می تواند بمثابە پدیدەای قابل اشتعال، اما در دستان یاغیان مردد و خشمگینی باشد، بە عنوان یک ابزار، برای دالانهای هنوز بە احتمال قوی تنگ و تاریک روابط ایران و اسرائیل در آیندە.

 

 

افزودن نظر جدید