چرا تحریم چیها از رای مردم دفاع می کنند!؟

نگاهی کوتاه به مواضع برخی از احزاب
پدیده انتخابات 22 خرداد در ایران، و برخورد و واکنش نیروی اپوزیسیون به آن امری است که میتواند به گونهای بارز نشانگر چگونگی رفتار سیاسی اپوزیسیون در مرحله حساسی از تاریخ میهنمان باشد. رفتار سیاسی ای که در خود هم میتواند بیانگر نوع تناقضات آن باشد، و هم بیانگر واقعگرایها و سرانجام زیگزاگهای فکری و سیاسی در کنشهای تاکتیکی و استراتژیک. در اینجا برای اینکه بتوانم بطور مشخصی به این ادعاهای خود بپردازم، نگاهی به مواضع یک سری از نیروهای اپوزیسیون به امر انتخابات 22 خرداد، چه قبل و چه بعد از آن می اندازم.
کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران در اطلاعیهای همراه با یک سری از احزاب دیگر خواهان عدم مشارکت مردم در انتخابات شد، و چنین امری را کمک به پایههای تحکیم قدرت مذهبی در ایران ارزیابی کرد. در آن اعلامیه از جمله آمده است: " ترديدی نباید داشت که مبارزه مستقل مردم و رشد و پایگیری جنبشهای مردمی با تکیه بر خواستههای حقطلبانه شان، مهمترین عرصه مبارزه با رژیم است. عدم شرکت در بازیهای سیاسی این رژیم، که تنها خود از آن بهره میبرد و بایکوت انتخابات فرمایشی، راهی است که پایههای رژیم اسلامی را سست کرده و اجازه خواهد داد تا سرانجام آلترناتیوی مردمی در برابر حکومت قد برافرازد." اما بعد از تقلب گسترده در انتخابات و واکنشهای مردمی به آن همان کمیته مرکزی چنین مینویسد: "ما از همه هموطنان خود در خارج از کشور دعوت میکنیم تا در تظاهرات و اقدامات اعتراضی که در کشورهای مختلف برعلیه بازیچه قرار دادن مردم و به سخره گرفتن رای آنان در انتخابات نمایشی ریاست جمهوری رژیم صورت میگیرد وسیعا شرکت کرده و با جنبش اعتراضی مردم در داخل کشور همگام شوند."
عجب روزگاری! معلوم نیست چگونه میتواند "بازی سیاسی انتخابات" چنان یک دفعه تغییر ماهیت دهد که برای دفاع از رای مردم در آن باید در اقدامات اعتراضی شرکت کرد؟! لطفا به این جمله توجه کنید: "... علیه سخره گرفتن رای آنان در انتخابات نمایشی...".
حزب دمکرات کردستان ایران نیز که همراه با حزب کومله طی اعلامیهای از مردم کردستان خواسته بود انتخابات را تحریم کنند، و بعد از انتخابات طی سپاس نامهای نیز به زعم خود از بایکوت انتخابات از طرف مردم کردستان تشکر کرد، هم اکنون با انعکاس خبرهای اعتراضی مردم در شهرها عملا بر ضد منطق قبلی خود می ایستد. از جمله به این تیتر لطفا توجه کنید که در سایت این حزب آمده است: " کشته و زخمی شدن چندین تن در درگیری میان نیروهای رژیم و مردم تهران" حال معلوم نیست که انتخاباتی که این حزب تحریم کرده چه جوری به علتی برای درگیری میان مردم و نیروهای رژیم انجامیده. خوب بود این دوستان در این مورد منطق قابل توجهی می داشتند.
سازمان مجاهدین نیز با همین منطق و البته بسیار تندروانهتر (طبق معمول) با انتخابات 22 خرداد و حوادث بعد از آن برخورد میکند. این سازمان نیز که قبلا انتخابات تحریم کرده بود، بعد از حوادث اعتراضی مردم نوشت: "در حالى كه مخاصمات باندهاى درونى رژیم آخوندى و جنگ و جدال آنها بر سر نمایش انتخابات بالا گرفته است، هزاران تن از مردم تهران به ویژه جوانان در اعتراض به انتخابات نامشروع و تقلبهاى كلان این رژیم، در مناطق مختلف شهر از جمله خیابان فاطمى، خیابان و میدان ولى عصر و میدان ونك، خیابان شریعتى، خیابان تخت طاووس، سعادت آباد دست به تظاهرات زدند. تظاهر كنندگان با شعارهاى: «مرگ بر دیكتاتور»، «نصرمن اله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب»، «اى ملت باغیرت حمایت حمایت»، «توپ، تانك، بسیجى دیگر اثر ندارد»... خواستار سرنگونى تمامیت رژیم آخوندى با همه باندها و جناحهاى آن شدند."
در این پاراگراف البته کلمات و اصطلاحات "باندهای درونی رژیم" و "مردم" بسیار به هم نزدیکند. زیرا که هم اکنون لااقل بخشی از مردم درگیر عملی این "جنگ باندها" هستند. اما از طرف دیگر معلوم نیست که مردمی که برای صیادت از رای خود برخاستهاند (متن مجاهدین میگوید در اعتراض به تقلبهای کلان) چگونه خواستار سرنگون شدن کل حاکمیت بودهاند، و معلوم نیست شعارهای بالا که در متن مطرح میشوند، تا چه حد در واقع با کل و تمامیت رژیم میتوانند تماس برقرار کنند.
در این میان برخورد سازمان اکثریت و حزب دمکرات کردستان از روند منطقیتری برخوردار بود. یعنی روش برخورد آنان پس و بعد از انتخابات از هارمونی بیشتر و تناقض کمتری برخوردار بود. سازمان اکثریت که قبل از انتخابات با دادن اعلامیهای اعلام کرد که پشت سر هیچ کاندیدائی قرار نخواهد گرفت، اما با به رسمیت شناختن حق مردم در چگونگی برخورد به این انتخابات، به طور ضمنی از شرکت مردم برای شکست احمدی نژاد پشتیبانی به عمل آورده بود. این سازمان بعد از حوادث اخیر بیشتر با حرکات مردم همگام شده و با دادن اعلامیههائی، هم اصلاح طلبان و هم مردم را به مقاومت در برابر وضع موجود فرا خواند. حزب دمکرات کردستان نیز که از بایکوت دوری گزید و به طور ضمنی سعی در برجسته کردن امر قومی و ملی در کردستان از طریق برجسته کردن شعارها و خواستههای کروبی داشت، بعد از انتخابات طی گزارشی در سایت اصلی خود زیر عنوان "مردم کرد به احمدی نژاد رای ندادند" بعد از اشاره به آنچه که در سنندج و ایلام گذشت، نوشت کهمردم در شهرهای بوکان، سقز، مریوان، پاوه، سردشت، پیرانشهر، اشنویه، کامياران، و... به شیواهی قابل توجه شرکت کردهاند، و در همه این شهرها احمدی نژاد به شیوهای گسترده شکست خورده است.* یعنی برخورد این حزب هم، به امر انتخابات از هارمونی بهتر و خوبتری برخوردار بود. در واقع برخوردهای این دو حزب نسبت به امر انتخابات 22 خرداد چه پس و چه بد از آن از ارتباط ارگانیکی بهتری برخوردار است. البته ناگفته نماند که حزب دمکرات کردستان ایران آن چنان که مطرح شد، از این سخن گفت که مردم کردستان انتخابات را بایکوت کردند، و حزب دمکرات کردستان هم از مشارکت مردم سخن گفت!
فاکتهای بالا نشان میدهد که چگونه اولا در رفتار سیاسی بخشی از اپوزیسیون هنوز هماهنگی و هارمونی رفتار سیاسی وجود ندارد (که این به عدم تعریف دقیق پایههای معرفتی چگونگی مبارزه برمیگردد) و دوما اینکه چگونه بخشی از اپوزیسیون تنها از دریچه صرف دشمنی و آمال خود با پدیدههای سیاسی و اجتماعی برخورد میکنند، امری که خیلی آسان میتواند آنان را به تناقض رهنمون شود.
* Saturday 13 June 2009 - 12:37:19

افزودن نظر جدید