رئیس جمهور بولیوی، عصر عشق و محبت و صلح را بجای عصر پایان

ترجمه از: 
حسن نادری

جهان (آپوکالیپس) توصیه می کند.

"مانیقست جزیره خورشید"

در 21 دسامبر شب یلدا برای ایرانیان و همه اقوام آریایی، شبی باشکوه بنظر می آید. در این شب براساس محاسبات ستاره شناسان، در نیم کره شمالی "انقلاب زمستانی خورشید" رخ می دهد و از فردای شب طویل، کم کم بر طول روزافزوده می شود.

در همین روز طیف طرفداران همیشه در انتظار پایان فاجعه آمیز کره حیاتی (آپوکالیپس) در اقصا نقاط جهان و اینبار با قرائت سوداگرایانه  از تاریخ "مایا" با آذوقه های خود به بلندیها و سرپناها هجوم بردند تا از این "فاجعه" جان سالم در برند! این انتظار پایان جهان نه نخستین بود و نه آخرین خواهد بود. نا گفته نماند که این "پیشگوئی" برخاسته از فرهنگ یهودی ـ مسیحی و سپس اسلام، در قالب ظهور مهدی، تا کنون انگیزه ای برای به اجرا در آوردن ده ها فیلم برتر و جنجالی و پر درآمد شده است.  

اما در 21 دسامبر 2012 امسال، اِ وو مورالس(1) رئیس جمهوری چند ملیتی بولیوی، "جزیره خورشید را برای برگزاری جشن"، "انقلاب  تابستانی خورشید" انتخاب کرد. در این گردهم آئی او "مانیفست جزیره خورشید" را به سمع مردم رساند. بخاطر اهمیت این سخنرانی شایسته است بخشهائی از این مانیقست ترجمعه و به علاقمندان ارائه شود.

"ما امروز 21 دسامبر در جزیره خورشید، در دریاچه مقدس تیتیکاکا(2) گرد آمدیم تا به شما بگوئیم که در انتظار پایان جهان نیستیم.... بلکه  در این سپیده دم روزِ بلند برای دادن امید به همه خلقها در اینجا جمع شدیم... . این جزیره بنیانگذار عصر و تاریخ " پسران خورشید" است. اما بعد از ورود مهاجمان خارجی به تاریکی سقوط کرد. ما، امروز از این جزیره، زادگاه "تاوانتینشویو"(3)، امپراطوری اِنکا، اعلام می کنیم که عصرتاریکی، عصر بی تاریخی پایان یافته است. اینک دوباره عصر "پاچاکوتی"(4)، عصرروشنائی و رنسانس به رویمان باز می شود. بار دیگر همه خلقها جهان، جنبشهای نوین، همه به حاشیه رانده شدگان، همه تبعیض شده ها و همه تحقیر شده ها خود را سازمان می دهند، به حرکت در می آیند، اعتماد به نفس می گیرند و مانند عصر "پا چاکوتی" بپا می خیزند. دنیا در یک بحران جهانی فرو رفته است... . عصر سرمایه داری و مصرف مفرط نامحدود، عصر انسان مدعی برتر از "مادر زمین"، عصرتسلط بی رحمانه  و چپاولگری اش به پایان می رسد. از یکسو همچنان اصرار به سرمایه داری، خصوصی سازی و سوداگری بیشتر، بهره برداری غیر عقلائی و مخرب از منابع طبیعی واصرار بر حمایت از بنگاههای تولیدی و حمایت از منافع خصوصی است. از سوی دیگر، بر حقوق های اجتماعی کمتر، بهداشت و آموزش عمومی و رایگان کمتر، حمایت کمتر از حقوق اجتماعی اصرار دارند. امروزه جوامع و خلقهای کشورهای پیشرفته بطور تاسف آوری در بحران سرمایه داری ایجاد شده بواسطه قوانین بازار زندگی می کنند. دولتهای کشورهای سرمایه داری می پندارند که نجات دادن بانکها مهمتر از انسانها می باشد... . در این سیستم سرمایه داران دارای حقوق اقتصادی ویژه و ممتاز می باشند و بعنوان شهروندان درجه یک محسوب می شوند، تا آن حد که بانکها مهمتر از زندگی دیگرانند. در این جنگل وحشی، انسانها و خلقها برادر و شهروند نیستند، بلکه بدهکاران بد و نامطمئن، انسانهای همیشه در انتظار "کمک رسانی" اجاره نشین و مشتری هستند.

ما در عصر حاکمیت رنگ سبز زندگی می کنیم: سیاستهای پولی، توسعه و اکولوژی همانند دلار سبز هستند. در قبال موج جدید بحران سیستم سرمایه داری، نظریه پردازان این سیستم، منادی خصوصی سازی طبیعت هستند که نام آنرا هم "اقتصاد سبز" یا سرمایه داری سبز می نامند. توصیه های لیبرالیسم بازاری و خصوصی سازی مولد فقر، طرد، انزوا و گرسنگی بیشتر خواهند بود. اما 21 دسامبر برای ما، نخستین روز "پاچا کوتی" است که مبین انتقال از دوران خشونت بین انسانها و نیزعلیه طبیعت به سوی عصر نوینی که در آن انسان و "مادر زمین" یکی می شوند، می باشد تا همه انسانها  در هماهنگی و تعادل با کل جهان هستی زندگی کنند. ما مبارزان رنگین کمان هستیم، جنگجویان و شورشیان جهانی که میل به بهتر زیستن و عصر نوین دارند." عصر نوین یعنی دارا بودن کار، احترام به جوامع هموند، همبستگی خلقها، صمیمیت و همدلی همه انسانها با "مادر زمین".

ما ده توصیه برای مقابله با سرمایه داری و ساختمان فرهنگ زندگی بهتر ارائه می دهیم:

ـ  پی ریزی دوباره دموکراسی و راهبرد از طریق انتقال قدرت به تهیدستان و قرار دادن آن در خدمت به مردم؛

ـ  دادن حقوق اجتماعی و حقوق انسانی بیشتر، عدم کالایی پنداشتن نیازهای عموم بشری؛

ـ رفع استعمار از خلقها و فرهنگهای ما در راستای ساختمان " سوسیالیسم جامعه گرا برای بهتر زیستن"، این "سوسیالیسم متکی به حقوق و شکوفائی و سعادت انسانها است نه بر پایه منافع قشری خاص؛

ـ یک راهبرد واقعی زیست محیطی در مقابل " استعمار به هر قیمت از محیط زیست با نام اقتصاد سبز"،

ـ حاکمیت ملی بر منابع طبیعی از شرایط رهائی بخش از اسعمار نو میباشد  و طرح توسعه کامل خلقها را ارائه دهیم؛

ـ دستیابی حاکمیت ملی و حق انسان به مواد غذائی؛

ـ ائتلاف خلقهای جنوب علیه سیاستهای مداخله گرایانه،استعمار نو و استعمار؛

ـ توسعه دانش و فناوری برای همه،

ـ ساختمان نهاد مشترک جهانی خلقها،

ـ هدف توسعه اقتصادی نباید نه بر اساس انباشت سرمایه و منافع و نه بر اساس سود حاصل از بازارها باشد. بلکه باید جمعی و برای سعادت مردم و همآهنگ با "مادر زمین" باشد.

1-       Evo Morales

2-      Titicaca

3-       Tahuantinsuyo

4-       Pachakuti

 

افزودن نظر جدید