تأسیس دانشگاه بهاییان در ایران صلح آمیزترین شیوه مبارزه با تبعیض تحصیلی است

هلاکو رحمانیان در سال 1385 موفّق به کسب مدال نقره المپیاد ریاضی کشوری شد و در سال 1386 علی رغم کسب رتبه ی 54 در سطح منطقه، به علت اعتقاد به آیین بهاییت از ورود به دانشگاه های کشور محروم شد. وی بعد از محرومیت از تحصیل در دانشگاه های رسمی کشور، وارد دانشگاه بهاییان شد.

در ادامه متن کامل گفتگو کمپین حق تحصیل با هلاکو رحمانیان آمده است:

آقای رحمانیان لطفا خودتان را بیشتر به دنبال کنندگان کمپین حق تحصیل معرفی کنید.

 من، هلاکو رحمانیان، در یک خانواده ی بهائی و تحصیل کرده در تهران به دنیا آمده و بزرگ شدم. تحصیل در خانواده ی ما (همانند اکثر خانواده های بهائی) از مهم ترین امور بوده و هست. همواره در مقاطع مختلف تحصیلی شاگرد ممتاز بودم و با نمرات نزدیک به 20 سال های تحصیلی را به پایان می بردم. تلاش های من برای یادگیری و تأکید بر درس خواندن در دبیرستان به اوج خود رسید. در سال 1385 موفّق به کسب مدال نقره المپیاد ریاضی کشوری شدم و در سال 1386 علی رغم کسب رتبه ی 54 در سطح منطقه، از ورود به دانشگاه های کشور محروم شدم. بعد از محرومیت از تحصیل در دانشگاه های رسمی کشور، وارد دانشگاه غیررسمی و زیرزمینی BIHE یا همان Baha’i Institute for Higher Education شدم. در این دانشگاه دو مدرک لیسانس «مهندسی کامپیوتر» و «ریاضیات و علوم کامپیوتر» کسب کردم. هم اکنون جهت ادامه ی تحصیل در ایالات متحده هستم و ان شاء الله از پاییز پیش رو در مقطع دکترا در رشته علوم کامیپوتر در دانشگاه University of California at Santa Cruz مشغول به تحصیل خواهم شد.

فکر میکنید چرا از ادامه تحصیل محروم شدید؟ اعتقادات مذهبی شما در دانشگاه چه مشکلی ایجاد می کرد؟

همواره آزار و اذیت بهائیان در ایران از آغاز دین بهائی وجود داشته است. هرچند بعد از انقلاب سال 1357 به شکلی گسترده تر و نظام-مند تر آزار و اذیت بهائیان صورت می پذیرد. طبیعتا" یکی از راه های فلج کردن یک جامعه، قطع دسترسی ایشان به تحصیلات عالیه است. محرومیت شخص من از تحصیلات عالیه بخشی کوچک از محرومیت همه ی جوانان بهائی ایران از تحصیلات دانشگاهی است.

در چه مقطعی و به چه شکلی از تحصیل محروم شدید؟

من در دو سال 1386 و 1387 در کنکور سراسری شرکت کردم و در هر دو سال از ورود به دانشگاه محروم شدم: در سال 1386 در سه کنکور ریاضی و فنی، زبان و هنر شرکت کردم و به ترتیب موفّق به اخذ رتبه های 54، 260 و 114 در منطقه شدم. هرچند، بعد از انتخاب رشته با عبارت «مردود» در سایت سازمان سنجش روبه رو شدم. بعد از مراجعه به سازمان سنجش در خیابان کریم خان زند و همچنین مشکین دشت کرج، متوجّه شدم که صرفا" به دلیل اعتقاد به دین بهائی از تحصیلات عالیه محروم شدم. در سال 1387 در کنکور ریاضی و فنی شرکت کردم و این بار حتی از مشاهده ی نمرات و رتبه ی خود محروم گشته و با عبارت «نقص پرونده» در سایت سازمان سنجش روبه رو شدم. با مراجعه به سازمان سنجش در خیابان کریم خان زند و همچنین مشکین دشت کرج دیدم که نقصی در پرونده ی بنده وجود نداشته و باز هم تنها و تنها به خاطر بهائی بودن از ورود به دانشگاه های کشور ممنوع شده ام.

شما در دانشگاه بهاییان تحصیل کردید، نحوه ی ثبت نام شما چگونه بود و عملکرد این دانشگاه به چه شکلی بود؟

از آنجا که در جامعه ی بهائی بودم، نحوه ی ثبت نام در BIHE فرآیند پیچیده ای نبود، کافی بود که با یکی از مسئولین مرتبط با BIHE تماس می گرفتم و با ارائه ی مدارک درسی (نمرات درسی دبیرستان و غیره) وارد موسسه ی آموزشی عالی علمی بهائی می شدم. هر داوطلب بنا به نمرات و نتایج آزمون خویش، در یکی از رشته هایی که انتخاب کرده است، پذیرفته می شد. با توجه به وسعت کار BIHE، کسی نیست که هیچ برنامه و رشته ای در BIHE قبول نشود. دانشگاه BIHE به صورت حضوری-آنلاین کار می کند. سایتی وجود دارد (که اخیرا" هم دوباره فیلتر شده است!) که دانشجویان و اساتید به آنجا مراجعه کرده و فعالیت های آموزشی (همانند تکلیف، آزمون، مواد درسی) در آنجا انجام می دهند. در عین حال، در طول یک ترم هر چند وقت یک بار کلاس های حضوری نیز برگزار می گردد.

جایگاه علمی این دانشگاه در چه سطح است؟ آیا دانشگاه های خارج از ایران مدارک این دانشگاه را قبول می کنند؟

از نظر علمی، موسسه آموزشی عالی علمی بهائی کاملا دارای استاندارد های لازمه می باشد. دانشکده های مختلف، اساتید، اساتید راهنما، استادیار و غیره همه در این دانشگاه موجود است. موفقیت فارغ التحصیلان در عرصه های علمی و شغلی در سراسر جهان (از جمله ایران) گواهی بر سطح استاندارد این دانشگاه است. بسیاری از دانشگاه های خارج از ایران مدارک این دانشگاه را قبول دارند. از جمله دانشگاه هایی در ایالات متحده، کانادا، هندوستان، استرالیا، انگلستان، آلمان، نروژ و غیره. شخصا" توانستم با مدرک لیسانس خود از BIHE، از دپارتمان های علوم کامپیوتر دانشگاه های University of Texas at Arlington ، Texas A&M University در مقطع فوق لیسانس و از دانشگاه University of California at Santa Cruz در مقطع دکترا پذیرش بگیرم.

بهائی ها بعد از انقلاب فرهنگی از تحصیل در دانشگاه ها محروم هستند، جامعه بهائیان ایران برای رفع محرومیت از تحصیل برای بهائیان چه کارهایی کرده است؟

 اصلی ترین کار، برپایی موسسه آموزشی عالی علمی بهائی است. شخصا" اعتقاد دارم که این موضوع غیر قابل انکار است که بهائیان ایران با تأسیس BIHE صلح-آمیزترین شیوه مبارزه با تبعیض تحصیلی را برگزیدند. در کنار این موضوع، هرساله تلاش های فراوانی از سوی داوطلبان بهائی کنکور سراسری که از ورود به دانشگاه محروم می شوند برای احقاق حقوق حقه خویش برای تحصیلات عالیه در تعامل با مراجع ذی ربط (سازمان سنجش، وزارت علوم و غیره) صورت می پذیرد.

نحوه ی بازداشت اساتید دانشگاه بهاییان و برخورد هایی که هم اکنون صورت می گیرد، چگونه است؟

به صورت کلی، هر کسی که به نوعی در BIHE دخیل است، احتمال تفتیش، بازجویی و بازداشت وی هست: از استاد تا کسی که برگه ها را کپی می کند. دستگیری ها و تفتیش ها معمولا" حالت ناگهانی و یورش-مآبانه دارد. اصلی ترین موج بازداشت در سال های اخیر، یکم خرداد ماه 1390 بوده است که در آن طی یک یورش گسترده به منازل اساتید و مسئولین BIHE تعدادی از این ایشان را بازداشت، منازل زیادی را تفتیش و بسیاری را بازجویی کردند. هم اکنون آقایان کامران مرتضایی، فرهاد صدقی، رامین زیبایی، محمود بادوام، کامران و کیوان رحیمیان، شاهین نگاری، فواد مقدم و ریاض سبحانی در زندان رجایی شهر، و خانم ها نوشین خادم و فاران حسامی در زندان اوین مسجونند.

 به نظر شما شهروندان بهایی با پدیده محرومیت از تحصیل باید چطور برخورد کنند؟

کاری که هم اکنون انجام می دهند: برای احقاق حق مسلم تحصیلات عالیه خویش تلاش کنند؛ همزمان با تمام نیرو به کسب دانش و علم بپردازند؛ و نهایت سعی خود را برای آبادانی کشور خویش مبذول دارند.

دیدگاه غیربهائی ها نسبت به محرومیت از تحصیل بهائی ها و تجارب شخصی خودتون نسبت به این موضوع؟

تمام غیربهائی هایی که من با ایشان تعامل دارم همواره محرومیت تحصیل بهائیان ایران را محکوم می کنند و بسیاری از آنها به من برای پیگیری حق ضایع شده ی خود پیشنهاد کمک دادند. دوستان و آشنایان غیربهائی من – بدون حتی یک استثناء – محرومیت من (به عنوان یک محروم از تحصیل بهائی) را غیرمنطقی یافتند و همیشه سعی کردند در این خصوص با من همدردی کنند و بسیاری نیز به من یاری رساندند.

حرف آخر ؟

علاقه مند هستم که به این نکته تأکید کنم که در نگاه من داستان جوانان بهائی محروم از تحصیل و BIHE، «داستان قربانی ها و محرومیت ها» نیست؛ بلکه من آن را «داستان پیروزی» می بینم. این که جامعه ی بهائیان ایران طی بیش از ربع قرن در نهایت صلح و مهربانی – همچون آموزه های آیین خویش – با محرومیتی که با آن رو به رو شده بود، یعنی همان حق تحصیلات دانشگاهی که از اصلی ترین حقوق یک شهروند است، دست و پنجه نرم کرد و ثمره ی این مبارزه ی به غایت صلح-جویانه، موسسه آموزشی عالی علمی بهائی و جوانان بهائی تحصیل کرده است. شاید این بتواند الگوی بسیاری از مبارزان صلح طلب باشد.

 

منبع: 
دانشجو نیوز

افزودن نظر جدید