رای مردم ايران به "تغيير"

پيروزی در انتخابات را به مردم ايران تبريک می گوئيم!

 

مردم ايران بار ديگر در انتخابات شگفتی آفريدند. آن ها در انتخابات وسيعا شرکت کردند، به کانديداهای اصول گرايان "نه" گفتند، مخالفت خود را با سياست های حکومت ايران در عرصه داخلی و خارجی ابراز کردند و با انتخاب آقای حسن روحانی به "تغيير" رای دادند.

انتخابات رياست جمهوری شکست آشکار نيروهای نظامی ـ امنيتی و راست افراطی و راست سنتی است که با هدايت ولی فقيه کشور ما را به سوی وضعيت بحرانی پيش بردند. اين انتخابات نشانه زنده بودن جنبش سبز و پتانسيل بالای اعتراضی در جامعه است که در پرتو آن امکان شکست دادن نيروهای افراطی در انتخابات مهندسی شده فراهم گرديد. 

پيروزی در انتخابات، اميد به "تغيير" را در مردم زنده کرد. تغيير فضای سنگين امنيتی، گشايش در فضای سياسی کشور، مهار عملکرد لجام گسيخته نيروهای امنيتی ـ نظامی، آزادی زندانيان سياسی و رفع حصر از خانم زهرا رهنورد، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، اتخاذ سياست های کارا برای مهار بحران اقتصادی، بهبود وضعيت معيشتی مردم، فراهم آوردن زمينه های مساعد برای برداشتن تدريجی تحريم های اقتصادی و  حل بحران هسته ای.

ما پيروزی در انتخابات را به مردم ايران تبريک می گوئيم، با تلاش آنها برای تغيير سياست های کلان کشور همراه هستيم و اميدواريم که آقای روحانی به وعده های خود عمل کند، به مطالبات مردم پاسخ مثبت دهد و برای برون رفت کشور از وضعيت بحرانی، گام های موثر بردارد.

هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

٢٥ خرداد ١٣٩٢ (١٦ ژوئن ٢٠١٣)

 

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

آیا این حرکت شگفتی آفرین هیچ تماسی با اصلاح طلبی بطور اعم و با اصلاح طلبان به طور ویژه نداشته و یا آنقدر کمرنگ که حتا قابل اشاره هم نبوده ؟!!!!!!!

آیا این حرکت شگفتی آفرین هیچ تماسی با اصلاح طلبی بطور اعم و با اصلاح طلبان به طور ویژه نداشته و یا آنقدر کمرنگ که حتا قابل اشاره هم نبوده ؟!!!!!!!

کاش به توصیه های فرخ و نگرانی های امیر ممبینی توجه می شد.ایکاش اندکی هم به دغدغه های گروه خردادبها داده می شد.تجربه نشان داد که آنها با واقعبینی بیشتری اوضاع را رصد کردندو ارزیابیشان از اوضاع،منطقی تر است.در حقیقت چون با مردم بودند،غافلگیر نشندند.حالا هم کمتر دچار شگفتی شده اند.می دانید بسیاری از کسانی که به هر دلیلی از علاقمندان شما هستند بر خلاف تصمیم شما عمل کردند و در انتخابات شرکت کردند و به آقای روحانی رای دادند.آیا فکر نمی کنید این عقب ماندن از مردم و هوادارانتان،اگر همینطور تکرار شود باعث سلب اعتماداز شما خواهد شد؟

رفقا - تبریکتان مقبول اما تحریمتان را چگونه پاسخ می گوئید و به کسانی که پرچم تحریم تان را برافراشتند چه پاسخی می دهید . مردم و حداقل بخشی از مردم به شما می نگرند و برخی طبق عادت مالوف و برخی از سر پیروی معطوف به تاریخ از شما تبعیت می کنند . پاسخی درخور باید حزب طراز نوین را . چگونه خطا از پس خطا را پاسخ می دهید . یکی از دلایل جدی عدم تاثیر جدی جنبش چپ بر ساز و کارهای اجتماعی و عدم رویکرد مردم ویا بخشی از انان در درون طبقه متوسط و طبقه کارگر و زحمتکش از همین روست . دستاوردهای مبارزه صادقانه و خونین 40 ساله را اینگونه با اشتباهات ریز و درشت به حراج ننهید . حداقل نسل دومی های زنده انتظاراتی بحق از شما دارند . انقدر فرخ نگهدار - امیر ممبینی - طهماسب مظاهری و دیگر نسل اولیهای کمیته مرکزی دهه 60 بیراهه نمی روند که اینچنین بایکوت شوند و فضای رادیکالیسم خارج نشینی بر واقع بینی سیاسی سیطره یابد . من از اشتباهات دهه 60 دفاع نمی کنم اما از بی عملی و جداافتادگی سالهای اخیر هم دستاوردی نمی بینم

این بیانیه نشان از سزدزگمی هئیت سیاسی این سازمان دارد. آخر چگونه می توان در تحریم انتخابات بیانیه صادر کرد و بعد از پیروزی میانه رو ها از آن انتخاب بعنوان یک پیروزی نام برد. هئیت سیاسی در این واقعه مهم نشان داد که اصلأ سیاسی نیست

یواش دوستان. از هول حلیم توی دیگ می افتید. رای دادن اکثریت رای دهندگان به روحانی چه چیزی را می رساند؟ روحانی کیست و چقدر به وعده های خویش عمل خواهد کرد؟ سابقه های امنیتی وی چقدر موجب نزدیکی وی با فرماندهان سپاه خواهد بود؟ اینکه ایشان روابط متعادلی با ولی فقیه، آقایان رفسنجانی و خاتمی دارد، نشانگر این است که ایشان قادر خواهند بود حلقه واسطی ما بین آنها باشند. اما همه می دانیم که در درون حکومت، مراکز اصلی قدرت، نهاد اقتصادی و سیاسی سپاه پاسداران از یکطرف و ولایت فقیه از طرف دیگر می باشد. ایا ایشان خارج از محدوده ایندو مراکز قدرت قرار دارند؟
مردم جهت پس گرفتن رای خود رای دادند. مردم به مذاکره با غرب جهت حل بحران هسته ای و بر چیده شدن تحریمهای اقتصادی رای دادند. مردم در زندان بزرگی به نام ایران، که زندانیان آن جهت بهبود وضعیت زندان، با امید بر اورده شدن خواسته های کوتاه مدت خویش، مجبورا ما بین بد و بدتر ؛ بد را انتخاب کردند. این دلیل نمیشود وجود زندانی بزرگی به نام ایران را نفی کرد. بین سیاستهای کلان و برنامه استراتژیک از یک طرف، با تاکتیهای انتخاب شده باید رابطه ای همگون و همنوا و همسویی حاکم و استوار باشد، نه رابطه ای متناقض.
طبیعتا باید بازتاب های انتخابات اخیر را همه ما آنالیز کرده و درسهای لازم را بیاموزیم. این به آن مفهوم نیست که اشتباهات درسهای تاریخی را که با گوشت و پوست ما عجین شده اند را به فراموشی بسپاریم و اشتباهات تاریخی را برای چندمین بار تکرار بکنیم.
اگر هدف استراتژیک همه ما رسیدن به جامعه ای آزاد، سکولار، دموکراتیک عادلانه و متمدن و مترقی بر محورهای ارزشهای والای انسانی و حقوق بشری می باشد، دسته ای از ما متعقدیم که از طریق اصلاحات درون حکومتی میتوان به این مقصد رسید، دسته ای دیگر معتقدیم که از طریق تحولات اساسی و عبور تاریخی از نظام ولایتی جمهوری اسلامی ایران. این دو روش میتوانند در کنار هم و به موازات هم به رقابت سیاسی خویش ادامه دهند. هر دو روش به نوبه خود تاثیرات خویش را در چالشهای سیاسی جهت رسیدن به مقصد مشترک خواهند گذاشت. منتظر باشیم و ببینیم تا چه اندازه آقای روحانی به وعده های خویش عمل خواهد کرد؟ فراموش نکنیم که همیشه جمهوری اسلامی ایران از سیاست دو گام به پیش، یک گام به پس استفاده کرده است. اگر روی کار آمدن احمدی نژاد دو گام به پیش در پیشبرد سیاستهای عموم حکومتی بود جمهوری اسلامی و خصوصا ولایت فقیه بود، روی کار آمدن روحانی یک گام به پس در این راستا می باشد.

٢٥ خرداد ١٣٩٢ برابر با پانزدهم ماه ژوئن است نه شانزدهم! تاریخ این بیانیه نادرست است و نیاز به ویرایش دارد!

این بیانیه نشان از سزدزگمی هئیت سیاسی این سازمان دارد. آخر چگونه می توان در تحریم انتخابات بیانیه صادر کرد و بعد از پیروزی میانه رو ها از آن انتخاب بعنوان یک پیروزی نام برد. هئیت سیاسی در این واقعه مهم نشان داد که اصلأ سیاسی نیست