سخنان اوباما و روحانی در یک نگاه‌

 

باراک اوباما و حسن روحانی در شصت و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی کردند. آنچه‌ بطور خلاصه‌ محور سخنان روحانی را تشکیل می داد، موارد زیر بودند:

موارد عقیدتی ـ فکری

ـ تاکید وی بر انزجار از جنگ و تمایل ایران برای ایجاد ثبات و صلح و آرامش در منطقه‌ و جهان،

ـ عصر بازی های با حاصل جمع صفر پایان یافته است. در واقع تاکید بر بازی برد برد،

ـ مخالفت با استفاده‌ از ابزار زور و روش یکسان سازی جهان،

ـ مخالفت با تحریم به‌ عنوان یک روش سیاسی،

ـ مخالفت با اقدامات یک جانبه‌ و تروریسم در هر شکل آن،

ـ ارتقاجامعه انسانی از مرحله‌ بردباری منفی به مرحله‌ تعاون مشترک،

ـ سرایت دادن 'اعتدال" به‌ یک روش برای حل مشکلات جهانی، از جمله‌ به‌ مورد بحرین.

موارد عملی ـ سیاسی

ـ اینکه‌ علیرغم مشکلات و خطرات موجود، اما فرصتهای بی نظیری هم بوجود آمده‌ است،

ـ تاکید و ابراز نگرانی از اینکه‌ ادامه‌ وضع موجود می تواند به‌ روابط بین قدرتهای بزرگ هم سرایت کند،

ـ پایان دادن به‌ بحران سوریه‌ یک هدف و عمل مشترک بین المللی است، (جمهوری اسلامی نسبت به امنیت منطقه و جهان مسئولانه برخورد می کند و آمادگی همکاری چند جانبه و همه جانبه با سایر بازیگران مسئول در این عرصه ها را دارد، استفاده‌ از صندوق رای برای حل این بحران)،

ـ پذیرش حق طبیعی، قانونی و مسلم ایران به‌ عنوان ساده ترین راه حل موضوع پرونده‌ هسته‌ای ایران، و تاکید دوباره‌ بر صلح آمیز بودن این برنامه‌،

ـ پذیرش اعمال حق غنی سازی و سایر حقوق هسته ای در خاک ایران از طرف قدرتهای بزرگ،

ـ عزم ایران برای تعامل سازنده بر اساس احترام متقابل و منافع مشترک با دیگر کشورها و در این چارچوب اجتناب از افزایش تنش با ایالات متحده آمریکا. اینکه‌ در صورت عزم سیاسی رهبران آمریکا و خودداری از دنبال کردن منافع گروه های فشار جنگ طلب، می توان به چارچوبی برای مدیریت اختلافات رسید.

پیشنهاد جدید در رابطه‌ با نگاه‌ و عمل جهانی

ـ به جای گزینه‌ ناکارآمد "ائتلاف برای جنگ" در مناطق مختلف جهان به "ائتلاف برای صلح پایدار" در سراسر جهان اندیشیده‌ شود.

 

مختصات سخنان باراک اوباما

موارد عقیدتی ـ سیاسی

ـ با طرح اعمال دو طرف، سعی در یک برخورد انتقادی دوجانبه‌ داشت (اشاره‌ به‌ نقش آمریکا در کودتای 32 و برخوردهای دشمنانه‌ ایران بعد از انقلاب 57).

ـ اعتقاد جدی به‌ اینکه‌ مسیر دیپلماتیک حتما باید آزموده شود. 

موارد عملی ـ سیاسی

ـ محتاطانه ابراز خوشبینی کردن در مورد رفع اختلافات با ایران،

ـ اینکه‌ مسئله‌ برنامه‌ اتمی، قدم مهمی در‌ حل بحران مناسبات است،

ـ اینکه‌ دولت آمریکا به دنبال تغییر حکومت در ایران نیست، و حق مردم ایران برای دست یابی به انرژی اتمی صلح آمیز را به رسمیت می شناسد. در عوض اصرار دارند که دولت ایران به مسئولیت های خود در قبال معاهده منع گسترش سلاح های اتمی و قطعنامه های سازمان ملل عمل کند،

ـ اظهارات آشتی جویانه برای اینکه به نتیجه برسد، باید با اعمال شفاف و ملموس همراه شود،

- استناد به حرف خامنه ای که گفت ما بمب نمی خواهیم به عنوان یک فتوا (فتوا را اوباما به کار برد) و این نتیجه گیری که "بر پایه اظهارات رهبران دو کشور می توان به راه حلی دیپلماتیک دست یافت،

ـ عدم مهار ایران کە در عمل بە معنای تائید ضمنی قدرت منطقەای ایران می باشد،

ـ خشنودی از اینکه مردم ایران به رئیس جمهور روحانی مسئولیت داده اند که روشی معتدلتر در پیش بگیرد.

 

یک مقایسه‌

نقاط افتراق

با مقایسه سخنان طرفین می توان به‌ نتایج زیر رسید:

ـ ‌باراک اوباما در سخنان خود وزنه‌ بیشتر را روی مسائل عملی ـ سیاسی قرار داد، در صورتی که‌ روحانی به‌ طرح مسائلی در رابطه‌ با تغییر دیدگاهها و منش در حل معضلات جهانی نیز پرداخت، امری که‌ به‌ نوعی یادآور نوع برخورد دولت پیشین است،

ـ اوباما لحن صریح تری در انتقاد داشت، به‌ بیانی دیگر وی با انتقاد دو جانبه‌ سعی می کند که‌ با اقرار به‌ خطاها بویژه‌ از جانب آمریکا، زمینه‌ و صمیمیت بیشتری را برای حل معضل فراهم کند. در صورتی که‌ چنین لحن انتقادی در سخنان روحانی یافت نمی شود، و در بهترین حالت می توان آن را به‌ شیوه‌ای مکنون در طرح ایده‌ "اعتدال" مشاهده‌ کرد،

ـ آمریکا کماکان روی اقدامات مشخص از طرف ایران در رابطه‌ با پرونده‌ اتمی پای می فشارد، در صورتیکه‌ طرف ایرانی هنوز کل مسئله‌ را در چهارچوب برخوردهای استراتژیکی شمولی تری می بیند، از جمله‌ با طرح مسئله‌ بحرین.

نقطه‌ مشترک

ـ تاکید طرفین بر حل مسالمت آمیز مسائل، و اراده‌ برای فائق آمدن بر بیشتر از سی سال جو تخاصم.

 

نکته‌ پایانی

اگر بیشتر بر روی مسئله‌ پرونده‌ اتمی متمرکز بشویم، مشاهده‌ می کنیم که‌ هنوز پیشنهادات مشخص جدیدی ارائه‌ نشده‌اند، و طرفین کماکان به‌ تکرار موضع گیریهای پیشین پرداختند، اما آنچه‌ نوین است اراده‌ برای حل مسالمت آمیز این مسئله‌ است. بنابراین انتظار می رود که‌ طرفین در ماههای پیش رو با طرح پیشنهادهای مشخص و عملی این بستر مسالمت آمیز نسبتا همگرایانه‌ را به‌ یک سیاست عملی فرا برویانند و برای همیشه‌ به‌ یکی از اختلافات مهم سیاسی در تاریخ بین کشورها پایان دهند.

شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، نە تنها یک ابراز سیاسی از جانب طرفین برای یک شروع دیگر، بلکە فراتر از آن نشانه های گشودن کادر وسیعتری برای توافق است؛ چیزی که به آن در دیپلماسی مذاکره، بزرگتر کردن کیک می گویند تا هر کس از سهمی که عایدش می شود راضی باشد. باشد که‌ این ابراز سیاسی و علائم گشودن کادر وسیعتر بتواند در عمل به‌ سیاستهای مشخص و عملی فرابروید. تاکید طرف ایرانی بر تغییر در دیدگاه های کلان کشورهای غربی آن چنان که‌ روحانی خواهانش است (پذیرش اعتدال)، مسیری دو سویه‌ است که‌ یک سویه‌ آن از جمله‌ به‌ گسترش همکاریهای این کشور با آژانس اتمی برمی گردد. خوب می بود که‌ روحانی از این فرصت بهتر استفاده‌ می کرد، و با طرح مواضع دوستانه‌تر بیشترین گامها را در روند عادی سازی روابط بر می داشت.

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

روحانی در سازمان ملل مسایلی را مطرح کرد که با نگرش و سیاست های جمهوری اسلامی که تا کنون مطرح شده است تفاوت چندانی نداشته و تنها تغییر در نحوه گقتن مودبانه تر و یا ادبیات فاخر تر ان است . بدلایل زیر : ایشان مطرح کرده غرب و بویژه امریکا اکنون همان سیاست ها و برنامه های برتری جویانه گذشته را دنبال می کند . جمله ایشان چنین است " اقدامات زورمدارانه اقتصادی و نظامی برای حفظ و تداوم سلطه و برتری گذشته، با مجموعه ای از قالب‌های مفهومی همراه شده که همگی ضد صلح، ضد امنیت، ضد کرامت انسانی و ضد آرمان های بشری می باشند. از جمله این قالب های مفهومی، یکسان سازی جوامع و تعمیم ارزش های غربی بعنوان ارزش های جهانی است "
یا می گوید " در گفتمان متعارف سیاسی بین المللی، یک مرکز متمدّن با حاشیه های غیرمتمدن به تصویر در آمده است. در این تصویر نسبتِ کانون قدرت جهانی و حاشیه ها، نسبتی آمرانه قلمداد شده است. "
در مقابل این تصویر از غرب که شامل زورمداری ؛ جنگ طلبی ؛ تلاش در جهت ادامه تسلط بر جهان ؛ ضد ارمان بشری بودن و ..... که با زرورق های حقوقی مجامع جهانی مزین می باشد ؛ اقای روحانی تصویری از جمهوری اسلامی ارائه می دهد که کشوری است دمکرات ؛ صلح طلب ؛ که حقوق مردم خود و کشورهای دیگر را محترم می داند و یک رهبر فرزانه دارد که از این ارمان های شریف پاسداری نموده و به حقوق مردم ایران و جهانیان احترام می گذارد . خلاصه هر چه پلیدی است را غرب دارد و همه خصایل نیک را ما یکجا داریم .
مطالب فوق با مضمون گفته های احمدی نژاد و سایر مقامات دولت گذشته چه تفاوتی دارد که بتوان تبیین کرد اقای روحانی دیدگاهی واقع بینانه و یا اصلاح طلبانه را بیان داشته است . من به اقای روحانی رای دادم و هنوز امید دارم که ایشان در جهت ان وعده های زمان انتخابات باقی بماند ؛ ولی نمی توانم بپذیرم که صحبت های ایشات در سازمان ملل تبیینی درست از ان وعده ها بوده است . احتمالا ایشان ناچار شد بگونه ای که به ایشان تکلیف شد صحبت نماید و یا مصلحت بینی تامین نظر جناح های افراطی عامل ان بوده است . منکر وجود جنبه های مثبت در بیانات ایشان از جمله دعوت همه به اعتدال و دفاع از منافع ملی و ... نیستم اما نمی توان اذعان نداشت که جنبه های اصلی اصلی صحبت های ایشان تفاوت مهمی با مواضع گذشته جمهوری اسلامی نداشته است .
ایشان در ادامه می گوید : " مردم جهان از جنگ، خشونت و افراط خسته اند و این فرصتی بی نظیر است. آنها امید به تغییر وضعیت کنونی دارند. جمهوری اسلامی ایران باور دارد که با ترکیب هوشمندانه ای از امید و اعتدال می توان همه چالش ها را مدیریت کرد " .
این تناقض در گفتار اقای روحانی چگونه می توان توجیه کرد ؛ که از یک سو معتقد باشی غرب کماکان سیاست های استعماری گذشته را دنبال می کند و هم بتوانی با وی بر سر حل مساله مهمی چون انرژی هسته ای که تا حد پیوند بقای جمهوری با ان ارتقا یافته و با ملی کردن نفت برابر شده به توافق برسی .
البته ایشان حدود یک ماه پیش نیز گفته بود که در سیاست خارجی لحن ما تغییر می یابد اما اهداف ما همان است که بوده . به نظرم مطالب ایشان در سازمان ملل دقیقا بر پایه همین دیدگاه مطرح شده است ؛ دیدگاه تغییر لحن و نه اهداف و حتی نه بر پایه نرمش قهرمانانه . در واقع اصرار بر ادامه همان سیاست هسته ای کجایش نرمش هست ؟ ایا می توان پذیرفت که غرب مساله اش فقط تغییر لحن بوده و با این تغییر لحن قانع می شود و یا از مواضع اش کوتاه می اید ؟ به گفته دیگرش توجه کنید :
" ۲- هدف دوم یعنی پذیرش اعمال حق غنی سازی و سایر حقوق هسته ای در خاک ایران تنها راه تامین هدف اول است. دانش هسته ای در ایران بومی شده و فن آوری هسته ای از جمله غنی سازی به مرحله تولید انبوه رسیده است. لذا تصور اینکه با مانع شدن از برنامه هسته ای ایران از طریق اعمال فشارهای غیرقانونی می توان صلح آمیز بودن چنین برنامه ای را تضمین کرد موهوم و به غایت غیر واقع بینانه است ".
لذا جمهوری اسلامی ایران ضمن پافشاری بر اعمال حقوق خود و ضرورت احترام و همکاری بین المللی در اعمال این حقوق، آماده گفتگوهای بدون تأخیر برای اعتمادسازی متقابل ورفع دوسویه ابهامات از طریق شفافیت کامل می باشد. "
بدین تر تیب جموری اسلامی در برنامه هسته ای خود تغییری نمی دهد . اطمینان سازی را نیز تیم هسته ای قبلی نیز بارها تکرار کرده بود . اگر این پا فشاری در مذاکرات رسمی 1+5 ادامه یابد و مثلا راضی به توقف حتی غنی سازی 20 درصد نشوند – لاوروف چند روز پیش گفته بود که ایران اماده است غنی سازی 20 درصد را متوقف سازد - ان وقت حد اقل دو حالت قابل تصور است : 1 – غرب با توافق روی کنترل گسترده تر اژانس و احتمالا پذیرش ایران جهت پیوستن به پروتکل الحاقی و مسایلی از این دست بگوید متقاعد شده که برنامه هسته ای ایران صلح امیز است و به تبع ان تحریم ها را بتدریج بر چیند .
در صورت وقوع چنین حالتی ایران می تواند مدعی شود که برنده این جریان بوده و غرب مجبور به عقب نشینی شده است و طرح مسایلی از این دست . در مقابل غرب خواهد گفت ایران دیگر خطری برای جهان نخواهد بود و متقاعد شده که دولت روحانی تند رو نیست و ... . 2- غرب بر موضع فعلی استوار باشد و ایران نیز عقب نشینی نکند . در اینصورت تحریم ها ادامه و احیانا تشدید خواهند یافت . اگر چنین حالتی پیش بیاید ان وقت روحانی نمیتواند مدعی شود که به وعده هایش در مبارزات انتخاباتی وفادار بوده است لذا انتقادات وی به اقای جلیلی می تواند به خودش بر گردد. این قضیه ان وقت بیشتر حساس می شود که بیاد اوریم مردمی که به ایشان رای دادند بدان جهت بوده که مساله تحریم و مشکلات اقتصادی شان حل شود . از طرف دیگر همان مردم به واقع اکثریت شان خواهان رابطه عادی با امریکا هستند هرچند لازمه اش حتی توقف کامل غنی سازی باشد . اگر توافق صورت نگیرد و مساله تحریم حل نشود می توان نتیجه گرفت که اقای روحانی به وعده های داده شده اش در زمان تبلیغات انتخاباتی وفا دار نمانده است . انها تصور خواهند کرد که برای وی نیز ارمان ها ؛ منافع یا مصالح نظام برایش مهمتر از منافع عموم مردم و یا کشورش است . این خطری است که باید تاکید کرد تا اقای روحانی متوجه اش باشد . اگر حالت دوم متخقق شود ان وقت روشن تر می شود که چقدر سخن رانی ایشان در سازمان ملل اشتباه امیز بوده و انطباقی با منافع ملی نداشته است . امید است این اشتباه در ادامه مذاکرات تداوم نیابد زیرا ان وقت روزهای سختی در انتظار ملت ایران خواهد بود .