پيرامون سفر پنج روزه حسن روحانی به نیویورک، ...

گفتگو با بهروز خليق* (١٣)، مسئول هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)

 

گفتگو با بهروز خليقپيرامون سفر پنج روزه حسن روحانی به نیویورک، نيروهای مخالف تنش زدائی بين ايران و غرب و مواضع سازمان 

موضع شما نسبت به سفره پنج روزه حسن روحانی به نیویورک و شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل چيست؟ آيا از نظر شما چرخشی در سياست خارجی جمهوری اسلامی صورت گرفته است؟

پافشاری باراک اوباما بر پيشبرد سياست گفتگو با ايران از يك‌سو و از سوی ديگر پيروزی حسن روحانی در انتخابات با شعار تدبير و اميد و اتخاذ سياست تعامل سازنده با جهان و رويکرد خامنه ای به "نرمش قهرمانانه"، فرصت مناسبی را فراهم آورده است تا ديوار بی اعتمادی بين دو کشور کوتاه شود و يخ های مناسبات خصمانه بين آندو به تدريج آب گردد. هيئت سياسی ـ اجرائی سازمان در اعلاميه خود خاطر نشان کرده بود که حضور حسن روحانی و تيم او در اجلاس عمومی سازمان ملل متحد، فرصت طلائی برای هر دو طرف فراهم آورده است تا بعد از سال ها چالش، برسر پروژه هسته ای و پايان دادن به تحريم های اقتصادی به توافق برسند. اين فرصت برای خاتمه دادن به خصومت ديرينه بين تهران و واشنگتن هم، فراهم آمده است. بايد از اين فرصت بهره گرفت. جای خوشحالی است که روحانی و تيم او از اين فرصت نادر بهره گرفتند و فضای مساعدی برای گفتگوی بين ايران و کشورهای ٥+١ و کاهش تنش بين ايران و امريکا را فراهم ساختند. اين حرکت آغازين، اميدآفرين است و فضای مساعدی را برای حل بحران هسته ای فراهم آورده است. اما بايد منتظر اقدامات عملی و بده و بستان ها شد.  

 جمهوری اسلامی از مواضع قبلی عقب نشسته و تصميم گرفته است که به بحران هسته ای و تحريم های اقتصادی پايان دهد. خامنه ای و ديگر گردانندگان حکومت به خوبی از ابعاد بحران اقتصادی آگاه هستند. گزارش هائی که هم اکنون از وضعيت اقتصادی کشور منتشر می شود، عمق بحران اقتصادی و وخامت زندگی گروه های وسيعی از جامعه را  نشان می دهند. حکومت از اين وضع و از تاثيرات ويرانگر تحريم های اقتصادی احساس خطر کرده و برای برون رفت از وضعيت بحرانی به تغيير سياست خارجی روی آورده است. روحانی هم به پشتوانه رای مردم و موقعيتی که در ساخت قدرت دارد، توانسته است اعتماد نسبی خامنه ای را برای حل بحران هسته ای و پايان دادن به دشمنی بين دو کشور ايران و امريکا جلب کند.

 رويکرد دولت روحانی در عرصه سياست خارجی با حمايت اکثريت مردم کشور ما روبرو است. انتشار نامه ٢٣٠ نماينده مجلس و مواضع اعلام شده، نشان می دهد که بخش اعظم اصول گرايان هم با اين سياست همراه هستند. برای اولين بار بين خامنه ای، دولت، اصلاح طلبان و بخش اعظم اصول گرايان حدودی از هم صدائی و همراهی در اين عرصه به وجود آمده است.

 آنچه مشخص است اينکه جمهوری اسلامی عقب نشينی کرده و چرخشی در سياست خارجی آن صورت گرفته است. چرخش از سياست تهاجمی و تنش زا به سياست تنش زدائی و تعامل سازنده با جهان، از دشمن تراشی به برقراری مناسبات عادی با ديگر کشورها، از خصومت افزائی با امريکا به باز کردن راه گفتگو و مذاکره دوجانبه. اين روند تازه آغاز شده و با فراز و نشيب همراه خواهد بود. اين امکان وجود دارد که به جهت فشارهای اعمال شده از جانب مخالفين اين روند در هر دو طرف، گفتگوها و مذاکرات با مشکلات مواجه شود و يا دچار وقفه گردد. با این حال بايد تأکید است که امروزه رویکرد کانون های اصلی قدرت، چه در ایران و چه در امریکا، متوجه کاستن از تنش های میان دو کشور است.

 روحانی و تيم او اين چرخش را تجديدنظر در چارچوب اصول پايه ای سياست خارجی جمهوری اسلامی نمی دانند. سخنان روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، نشان دهنده اين امر است. او در بخش اول سخنان خود، مواضع هميشگی جمهوری اسلامی را بيان کرد که مورد تائيد سران سپاه و نيروهای افراطی قرار گرفت.

 نيروهائی هستند که با اين روند مخالفند. از نظر شما اين نيروها چه جايگاه و وزنهای در ساختار حکومت دارند؟

رويکرد آشتی جويانه دولت روحانی در سياست خارجی و تلاش برای کاهش تنش با امريکا و بالاخص گفتگوی تلفنی روحانی با اوباما، با واکنش تند نيروهای افراطی در داخل کشور روبرو شده است. جمهوری اسلامی در طی سه دهه و نيم با سياست امريکاستيزی زيسته و شعار "مرگ امريکا" را به پرچم خود تبديل کرده است. به همين خاطر، چرخش جمهوری اسلامی و گفتگوی تلفنی با "شيطان بزرگ"، برای نيروهای تندرو از جمله جريان راست افراطی قابل هضم نيست. در طی شانزده سال اخير نيروی راست افراطی در سايه حمايت خامنه ای تقويت شده و به يکی از نيروهای اصلی حکومت تبديل گشته است. خامنه ای بيشترين نزديکی را با اين نيرو دارد. در چرخش حکومت در عرصه سياست خارجی بخشی از آنها با "نرمش قهرمانانه" همراه شده، بخش ديگر فعلا سياست سکوت اختيار کرده و بخش سوم به تقابل با آن برخاسته است. اين تقابل را می توان در اعلام موجوديت دو گروه، در اظهار نظر برخی فرماندهان سپاه و روحانيون و در برخی رسانه ها به ويژه در روزنامه کيهان ديد. اين نيرو تاکنون خودش را با ولی فقيه تعريف کرده  و برای  خود هويت جدا از او قائل نبوده است. بهمين خاطر آنها در سخت ترين انتخاب خود قرار گرفته اند. تداوم روند ذوب شدن در ولايت فقيه و يا زاويه باز کردن با او. بخشی از آنها زاويه باز کرده اند اما هنوز وزن آن ها مشخص نيست. گروهی از باند ثروت و قدرت نيز که از قبل تحريم ها به ثروت های بی کران دست يافته اند، امروز در مقابل سياست تنش زدائی قرار گرفته اند.

 فضای امنیتی و تهدید خارجی در سال های گذشته، بستر مساعدی برای رشد نيروهای افراطی فراهم آورده است. آنها در ساختار حکومت، موقعيت های بالائی کسب کرده و منافع عظیمی به جيب زده اند که حاضر به چشم پوشی از آن ها نيستند. دور زدن تحریم‌های اقتصادی مستلزم انجام معاملات غيرقانونی و پنهانی بوده است. به همين خاطر تحريم ها بر قدرت اين نيرو افزوده است. نبايد اين نيرو را دست کم گرفت. قدرت تخريب اين نيرو بالا است و در ساختار حکومت از حاميان قدرتمندی برخوردار است. اظهار نارضايتی خامنه ای از گفتگوی تلفنی اوباما و روحانی و کوبيدن مجدد امريکا، نشان از عقب نشينی او در مقابل راست افراطی و فرماندهان سپاه است. جعفری فرمانده سپاه قبل از اظهار نظر خامنه ای، اين گفتگو را تاکتيک نادرست تلقی کرده بود.

 در عرصه جهانی هم دولت دست راستی اسرائيل و لابی های آن، نيروهای افراطی در امريکا و برخی دولت های منطقه از نزديکی ايران و امريکا و حل بحران هسته ای ناخرسند هستند. سخنان نتانياهو در جلسه عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه او با بی.بی.سی نشان داد که چه اندازه دولت افراطی او نگران پايان يافتن تخاصم بين ايران و غرب است. در گذشته سياست افراطی احمدی نژاد، بهانه های زيادی را به دست نتانياهو می داد. اما امروز نتانياهو منزوی شده و ديگر سياست های افراطی او خريدار ندارد.

 بين راست افراطی در داخل کشور با راست افراطی در اسرائيل و امريکا در مخالفت با رويکرد دولت روحانی در عرصه سياست خارجی همسوئی بوجود آمده است. حسين شريعتمداری که در گذشته نيروهای دگرانديش و اصلاح طلب را به جهت همسوئی در برخی سياست ها با کشورهای غربی، وابسته می دانست، امروز درمانده است که چگونه همسوئی خودش را با نتانياهو توضيح دهد. به همين خاطر نعل وارونه می زند.

 چرا شما از حل بحران هستهای و کاهش تنش بين جمهوری اسلامی و غرب دفاع میکنيد؟

به نظر سازمان ما حل بحران هسته ای و کاهش تنش بين جمهوری اسلامی و غرب، دستآوردهای گرانباری  برای کشور ما خواهد داشت. مهمترين و برجسته ترين دستآورد اين رويکرد، برطرف شدن خطر حمله نظامی و برداشته شدن تدريجی تحريم ها است. به نظر ما بيشترين سود رويکرد به سياست تعامل سازنده با جهان و فاصله گيری از سياست تخاصمی، حل بحران هسته ای و پايان دادن به خصومت ديرينه بين ايران و امريکا را مردم ايران و از جمله کارگران و زحمتکشان کشور خواهند برد. بيشترين بار تحريم های اقتصادی روی دوش آن ها است. اقتصاد ملی و معيشت مردم کشور ما بر اثر تحريم ها و سياست های دولت احمدی نژاد تخريب شده، بخش  توليدی کشور ضربه خورده، اقتصاد کشور شديدا به واردات وابسته شده، فقر و بيکاری افزايش يافته، تورم به ٤٠ درصد رسيده و نابرابری بيشتر شده است. بر اثر اين نابسامانی ها، بنيان های اخلاقی به وجه شديدی آسيب ديده، سرخوردگی و افسردگی به ويژه در بين نسل جوان گسترش پيدا کرده و افيون اعتياد و انواع جرم و جرائم به طور بی سابقه ای افزايش يافته است. جامعه ما سير تباهی اخلاقی را طی می کند. در شرايط بحران اقتصادی، گروه های وسيعی از جامعه همواره درگير مسائل اقتصادی و تامين معيشت هستند و فرصت و امکان پرداختن به مسائل سياسی را پيدا نمی کنند و يا مسائل سياسی در نزد آنان به مسئله درجه چندم تقليل پيدا می کند. طبعا دمکراسی در چنين شرايطی پا نمی گيرد.

 حل بحران هسته ای و برداشته شدن تحريم ها، می تواند به تقويت بنيان های اقتصادی کشور و بهبود معيشت مردم منجر گردد و از رنج آن ها کاسته شود. با مهار تورم، کاهش بيکاری و راه افتادن توليدات کشور، از آهنگ  تباهی اخلاقی جامعه کاسته شده و اميد به تغيير جایگزين سرخوردگی و افسردگی می شود. کاهش فشارهای اقتصادی، فرصت و امکان پرداختن به مسائل سياسی و مبارزه برای آزادهای سياسی و دمکراسی را برای گروه های وسيعتری از جامعه فراهم می سازد. به طور کلی می توان گفت که پايان يافتن تنش بين ايران و غرب، به سود مردم و اقتصاد کشور و روندهای دمکراتيک در جامعه ما و به زيان دولت دست راستی اسرائيل و نيروهای افراطی در امريکا و در داخل کشور ما است.

 شما جزو سازمانهای اپوزيسيون هستيد. برخورد اپوزيسيون نسبت به رويکرد دولت  روحانی در عرصه سياست خارجی چيست؟

بخشی از اپوزيسيون از رويکرد دولت روحانی در عرصه سياست خارجی استقبال کرده و آن را به سود منافع ملی، تقويت ساختارهای اقتصادی کشور و بهبود معيشت مردم می دانند. آن ها سفر روحانی و تيم او را موفق ارزيابی می کنند.

 لازم است به اين نکته توجه کرد که رويکرد جديددولت روحانی در عرصه سياست خارجی، موفقيت برای اپوزيسيون به حساب می  آيد. بيش از دو دهه است که بخشی از اپوزيسيون خواهان پايان دادن به سياست دشمن تراشی، کنار گذاشتن شعار مرگ بر اين و يا آن کشور، تعامل سازنده با جهان و برقراری مناسبات عادی بين دو کشور ايران و امريکا است. سازمان ما از دهه ٧٠ چنين رويکردی در عرصه سياست خارجی را مطرح کرده است. در برنامه سازمان ما پيشبرد سياست تنش زدائی، همزیستی مسالمت آميز و برقراری مناسبات مبتنی بر برابر حقوقی و احترام متقابل با ديگر کشورها. تقويت موقعيت اقتصادی و سیاسی کشور در منطقه و جهان و اجتناب از سیاست دشمن تراشی و خصومت با امریکا و اسرائيل، پيشبرد سياست همکاری و تعامل با اتحاديه اروپا و امريکا، تاکيد شده است. امروز دولت روحانی وجوهی از همان سياستی را پيش می برد که سازمان ما و بخش ديگری از اپوزيسيون سال ها از آن دفاع کرده و خواستار کاربست آن ها توسط جمهوری اسلامی بوده است.

 گرايشی در بين نيروهای اپوزيسيون وجود دارد که از پيشرفت مذاکرات جمهودی اسلامی با غرب به خاطر امکان تشديد سرکوبها در داخل کشور، نگران است. آيا شما هم چنين نگرانی را داريد؟

در بين برخی نيروهای مخالف، اين نگرانی وجود دارد که اگر بحران هسته ای حل شود، تنش بين ايران و غرب کاهش يابد و به خصومت ديرينه ميان دو دولت ايران و امريکا پايان داده شود، دست جمهوری اسلامی برای سرکوب فعالين سياسی و مدنی مخالف در داخل کشور باز خواهد شد، موج دستگيری ها راه خواهد افتاد و فضا تنگتر خواهد گشت. يعنی روند سازش در خارج و سرکوب در داخل پيش رفته و استبداد دينی تثبيت و جامعه مدنی تضعیف خواهد شد.

 اين نيروها به عقب نشينی جمهوری اسلامی و تن دادن به قطعنامه شورای امنيت در سال ١٣٦٧، استناد می کنند. در آن سال جمهوری اسلامی در رابطه با جنگ به خواست غرب تن داد ولی چند ماه بعد از پذيرش قطعنامه، هزاران زندانی سياسی را قتل عام کرد. يعنی عقب نشينی را با کشتار نيروهای مخالف همراه کرد. به باور آن ها، اين خطر وجود دارد که جمهوری اسلامی با حل معضلات خود با غرب و با برداشته شدن فشارهای بين المللی، به سرکوب شديد نيروهای منتقد و مخالف روی بيآورد.

 به نظر ما اين نگرانی در شرايط کنونی چندان به جا نيست. به دلايل متعدد از جمله  دلايل زير:

ـ با حل و يا کاهش معضلات بين ايران و غرب، موضوع حمله نظامی منتفی شده و سران حکومت مطمئن خواهند شد که تغيير رژيم در دستور کار غرب به ويژه دولت امريکا نيست. يعنی اين احساس خطر که غرب از جنبش های اجتماعی  و نهادهای مدنی و يا حرکت های اعتراضی برای اعمال فشار به رژيم ايران و برکناری آن بهره خواهد گرفت، کاهش يافته و نگرش امنيتی نسبت به آن ها از جانب حکومت تضعيف خواهد شد. لذا اين امکان وجود دارد که فضای مناسب تری نسبت به چند سال گذشته برای فعاليت آن ها فراهم شود.

 ـ در فضای تشديد تنش  بين ايران و غرب، نيروهای امنيتی ـ نظامی قدرت می گيرند. روندی که در سال های گذشته پيش رفت و منجر به قدرت گيری نيروهای امنيتی ـ نظامی شد که پيآمدهای مخربی برای کشور ما داشت و به تضعيف جامعه مدنی و گسترش سرکوب انجاميد. با کاهش تنش ها حداقل روند تقويت نظامی ـ امنيتی ها متوقف می شود و فضا برای تنفس کشيدن فعالين سياسی و مدنی فراهم می شود.

 ـ مذاکره با غرب و کاهش تنش ها به دست نيروئی صورت می گيرد که برآمده از انتخابات ٩٢ است که وعده  شکستن فضای امنيتی را داده است. بعد از انتخابات از ميزان فشارها اندکی کاسته شده است.

 - و دلیل آخر این که در سیاست هیچ نیروئی رقم زنندۀ تام و تمام یک وضعیت نیست. پس مسئله در واقع به این صورت مطرح است: آیا جامعۀ ما در شرایط تشدید و تداوم تنش با امریکا از امکانات بیشتری برای مقابله با سرکوب و برای طرح مطالبات دموکراتیک خود را دارد یا در شرایط رفع این تنش ها؟ به نظر ما حالت نخست زمینۀ به مراتب مناسبتری برای تشدید سرکوب است تا حالت دوم.

 اما اين نگرانی به جا هم وجود دارد که پروژه هسته ای و تنش زدائی بين ايران و غرب موجب شود که مسئله نقض گسترده حقوق بشر توسط رژيم ايران در مجامع بين المللی در سايه قرار گيرد. به نظر ما اين امر نبايد موجب شود که ما بر نتايج مثبت عقب نشينی جمهوری اسلامی در سياست خارجی چشم بپوشيم. بايد به سهم خود بکوشيم که بعد از حل بحران هسته ای، حقوق بشر به مسئله اول مجامع بين المللی تبديل گردد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* برای تحليل رويدادهای سياسی، طرح مواضع سياسی و برنامه ای سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، فراهم آوردن امکان گفتگوی متقابل با فعالين سياسی و گسترش ارتباط با آنها و پاسخ به سئوالات مطروحه در مورد سازمان و مواضع آن، برنامه "گفتگو" به خواست کنگره دوازدهم سازمان تهيه و انتشار می يابد. برای تماس و طرح سئوالات:

آدرس ايميل:

goftgou@fadai.org

 

افزودن نظر جدید

دیدگاه‌ها

اقای بهروز خلیق با سلام و تشکر از تحلیل خوب شما
. با این که محتوی اصلی تحلیل تان را درست می دانم با این وجود در موارد زیر مسایل ام را مطرح می کنم و اگر لازم دیدید توضیح دهید .
شما در ابتدای پاراگراف دوم مقاله پیرامون سفر پنج روزه روحانی به نیویورک روحانی گفتید : " جمهوری اسلامی از مواضع قبلی عقب نشسته و تصميم گرفته است که به بحران هسته ای و تحريم های اقتصادی پايان دهد. " در ادامه این تصریح تصمیم جمهوری اسلامی را با ذکر جمله ای دیگر :" آنچه مشخص است اينکه جمهوری اسلامی عقب نشينی کرده و چرخشی در سياست خارجی آن صورت گرفته است " تکمیل کردید . ولی بعد به پاره ای واقعیت ها اشاره کردید که با فضای ترسیم شده فوق در تضاد بود . منطورم مطالبی است از قبیل مقاومت نیروهای راست تا عقب نشینی اقای خامنه ای و موارد مشابه . من با طرح دو مورد متضاد فوق می خواهم بگویم پس شما در همان ابتدا می توانستید بگویید نشانه هایی که می بینیم برای حل مساله هسته ای و برقراری روایط عادی با امریکا نمی دانیم تا کجا و تاکی و حتی تا چه میزانی به موفقیت منجر می گردد . ایا استباطم اشتباه است ؟
موادی را که در زیر می اورم توضیحاتی در این راستای اصلی و پاره ای پیچیدگی هایی است که می خواهم شما و یا ارگان سازمان به انها بپردازند تا درک ما و شیوه برخورد با تحولات جاری کشورمان مشخص تر و دقیق تر گردد . انچه می گویم برای ان است که خودم نیز متقاعد بشوم که حقیقت مسایل چه می باشند به اعتباری این ها طرح سوال نیز می باشند نه ادعای نظر دقیقا درست .
در مقدمه عرض کنم که من به اقای روحانی رای دادم ؛ از ان روی که می دانستم انتخاب دیگری از اصول گرایان منحر به ادامه کم و بیش فلاکتی خواهد شد که احمدی نژاد در همه عرصه های زندگی ما ایرانیان به بار اورده بود . احتمال همراهی و تغییری در منش و رفتار سیاسی اقای خامنه ای با توجه به اوضاع وخیم داخلی و خطرات ناشی از اقدامات حاد غرب و اظهارات خودش نیز مد نظر بود . انچه در ان زمان و وحتی تا کنون نمی توان به قاطعیت پیش بینی کرد حد انعطاف و تغییر روش اقای خامنه ای است . ما به تجربه دوران اقای رفسنجانی و خاتمی می دانستیم اصلاح طلبان در اداره صحیح تر کشور با همه کارشکنی هایی که رخ خواهد داد موفق تر عمل خواهند نمود .
همانطور که شما بدرستی اشاره کردید اقای روحانی در صحبت های خود در سازمان ملل همان مواضع قبلی جمهوری اسلامی را مطرح کرد . این درست است ؛ تفاوتی نیز اما وجود داشت و ان تغییر لحن بوده است . قبل از مسافرت اقای روحانی گفته بود ما اهداف مان در رابطه با مساله هسته ای تغییر نکرده است و همان است که بوده ولی لحن ما تغییر می یابد و بعد ها نیز مطرح گردید که این تغییر لحن ان چنان اهمیتی دارد که می تواند مشکلات روابط فی مابین و مساله هسته ای با غرب را حل کند . ایا به نظر شما این نهایت سادگی نیست که اقای روحانی یگوید و ما هم با نپرداختن به این درک خطا هر دو تصور کنیم که غرب تنها منتظر تغییر لحن ما بوده تا مشکل به فوریت و به کل حل گردد ؟ من این را سادگی می دانم . مساله این است که سازمان ها و گروه های مسئول باید به اقای روحانی و یا جمهوری اسلامی تفهیم کنند یا بگویند برای حل مساله ما نا چاریم امتیازی بدهیم و از ان طرف هم امتیازی بگیریم . تا جایی که من به یاد دارم فضای مناظرات تلویریونی زمان انتخابات به این ایده بسیار نزدیک تر بود تا فضای کنونی . صرف نظر از محدودیت های اقای روحانی که امکان دارد منشا حرف های فوق ایشان باشد ما باید صریحا بگوییم که اگر در مذاکرات ناچار شویم غنی سازی حداقل 20 درصد را متوقف کنیم و مثلا پروتکل الحاقی را بپذیریم مطابق منافع ملی عمل کرده ایم . در مقاله شما و سایر فدائیان بیان صریح ای در این مورد مشاهده نکردم . گفتن موارد کلی کمکی نمی کند ؛ سازمان باید توصیه های مشخصی ارائه دهد تا امکان تاثیر گذاری روی جو مذاکرات و احتمالا روی حتی مقامات جمهورب را فراهم کند .حالا حتی اگر انها به این توصیه ها ترتیبب اثر ندهند می توان گفت سازمان به وظیفه ملی خود عمل نموده است .
در مورد ایده اقای خامنه ای " نرمش قهرمانانه " هم نگفتید مفهوم حقیقی و هدف دقیق طرح ان چیست ؟ به نظرم اقای خامنه ای نه حدود نرمش را مشخص کرد و نه حدود و حتی معنی قهرمانی را و شاید هم به عمد . پس ما با مفهومی طرف هستیم که واضح و صریح نیست و امکان می دهد تا هر کسی استنباط خود را داشته باشد . تنها می توان گفت پیشرفت در این بوده که اقای خامنه ای برای اولین بار لفظ نرمش را بکار برده است . بلی این نکته مثبتی است حالا فرض می گیریم این حرف اقای روحانی درست بوده که گفته من اختیارات تام دارم . تجربه نشان داده اصلاح طلبان و اعتدالیون دروغ یا نمی گویند و یا کمتر می گویند و یا دروغ شاخدار نمی گویند . با این وصف همانطور که شما نیز اشاره کردید اقای خامنه ای می گوید بعضی کارها به جا نبوده . ایا ان اختیارات تام صحیح نبوده و یا ان مواردی که به جا نبوده ؟ جنجال بعد از ان هم که مشخص است روزنامه کیهان چکار کرد . کیهان ظاهرا مطابق نظر اقای ظریف دروغ گفته و دست به تحریف سخنانی زده که قرار بوده اصلا محرمانه باشد . اقای ظریف خواهان پخش کامل صحبت هایش در مجلس از رسانه ملی تلویزیون شده تا معلوم گردد که غش در چه کسی است . عجیب ان است که کسی با این روزنامه کاری ندارد . اقای خامنه ای در این مورد مهم که پای خودش هم با ان نرمش قهرمانانه قابل تفسیر در ماجرا دخیل است تا کنون چیزی به کیهان نگفته است . گویند سکوت علامت رضا است . این پیام ایا بدان معنی نیست که در نظام جمهوری اسلامی به جزء رهبر هیچ کس از هیچ مصونیتی برخوردار نیست البته اگر ایشان بخواهد .
به عقب تر برگردیم ؛ در مذاکران هیئت ایرانی با 1+5 نیز دستاورد مشخص و تازه ای بدست نیامد . قرار است اقای ظریف طی یکسال اعتماد طرف را جلب نماید . تلویحا یعنی اثبات کند که جمهوری اسلامی صرفا به دنبال استفاده صلح امیر از انرژی هسته ای است . اقای روحانی نیز گفت می توان ظرف سه تا شش ماه به توافق رسید ؛ ولی نگفت این توافق چه شاخصه های معینی دارد . از ان طرف اقای کری می گوید ایران باید اجازه بازرسی بدهد ؛ غنی ساری را به حد ود 5 درصد کاهش دهد و به پروتکل الحاقی به پیوندد . مطابق انچه مقامات جمهوری از اقای خامنه ای تا روحانی گفته اند ان ها از حق غنی سازی نمی گذرند و زبان تحکم را نمی پذیرند . پس به حل مساله فعلا نمی توان خیلی زیاد خوش بین بود . حالا قضیه در ادامه چه خواهد شد ما دقیقا نمی دانیم و حتی خیلی دقیق نمی دانیم نظر واقعی و یا مصلحتی اقای خامنه ای چیست و در چه شرایطی اجازه می دهد نرمش بیشتر گردد و مساله هسته ای به همراه تحریم ها حل گردد . ولی می توانیم حالات احتمالی بر شمریم که ممکن است اتفاق بیفتد . مثلا بگوییم هیچ توافقی در کوتاه مدت صورت نمی پذیرد یا ایران غنی سازی 20 درصد را متوقف می کند و تحریم ها نیز بتدریج حذف می شوند و حالاتی دیگر . البته بر پایه دلایلی که هر مورد را توجیه کند . انتظار من از سازمان و نیروهای زبده ان این است که به تحلیل این مسایل و روشن کردن این زوایا بپردازند تا براساس انها مواضع خود را در هر حالتی که پیش اید بدانند که چیست . اگر در سازمان مثلا دو نظر متفاوت وجود دارد اشکالی ندارد هر دو نظر اعلام شود . دموکراسی درون سازمانی یعنی همین .
حضور هیئت ایرانی اما بی نتیجه نیز نبوده است . انها گامی بزرگی بر داشتند و با همه تردیدها و دو دلی دو رئیس جمهور به مذاکره تلفنی پرداختند و اقای ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی نیز با وزیر امور خارجه امریکا به مذاکره رودر رو پرداختند کاری که برای اولین بار بعد از سه دهه صورت گرفت . این پیروزی بزرگی بود که می توانست ادامه داشته باشد اگر اقای خامنه ای از ان حمایت می کرد ؛ اما ایشان در صحبتی که می دانید گفتند من از دولت حمایت می کنم و در عین حال گفت بعضی اقدامات به جا نبوده . این به معنی انست که جلوی روندی که می توانست به حل مساله در کوتاه مدت بیانجامد مانع بزرگی قرار داده شود و شرایط تازه ای در مقابل دولت نهاده گردد که حل ان مستلزم صرف انرژی زیاد است . می توان گفت اوضاع فعلا با این اظهار نظر تاریک تر شده و کار دولت مشکل تر . اگر اقای روحانی خطوط اصلی برخورد با غرب را قبلا با ایشان هماهنگ کرده که قاعدتا چنین نیز باید شده باشد ؛ پس من نتیجه می گیرم که اقای خامنه ای تکلیف اش را با خودش روشن نکرده است . گویی او خود در انتخاب موضع با تردید روبرو است ؛ مگر انکه بگوییم این ها سیاستی است اگاهانه تا غرب را وا دارد امتیازهای بیشتری را در مذاکرات به دولت ایران بدهد . با شما موافق نیستم که او متاثر از فرمانده سپاه و روزنامه کیهان و تندروها موضع عقب نشینی را برگزیده ؛ بر عکس معتقدم اظهارات فرماندهان سپاه قبلا با اقای خامنه ای هماهنگ شده است . ما می دانیم پس از اظهارات اقای روحانی دال بر عدم دخالت سپاه در مسایل سیاسی اقای خامنه ای نیز گفت سپاه لارم نیست در این مسایل دخالت کند . هم چنین بیاد اوریم اظهارات اقای روحانی در همین موارد در جریان مناظرات انتخاباتی و پیروزی ایشان و مطالب بعدی که منجر شد به انکه سپاه در اقدامی غیر منتظره خود اعلام کند که در مسایل سیاسی و اقتصادی دخالت نمی نماید . فرماندهان رده بالای سپاه ؛ بسیج ؛ ارتش ؛ نیروهای انتظامی و .... در موقعیتی قرار ندارند و یا اعتقاد ندارند که به خود جرئت دهند در مقابل اقای خامنه ای نظر مخالف بدهند و یا کار مخالف بکنند . انها که در مقابل اقای روحانی عقب نشسته بودند و قول حمایت و همکاری می دادند در مقابل اقای خامنه ای که همه ارگان های تو در توی قدرت و کنترل را در دست خود دارد هیچوقت مخالفت نخواهند کرد زیرا در صورت چنین حرکتی خیلی چیزهای خود را اردست خواهند داد و حد این از دست دان را نیز اقای خامنه ای تعیین می کند . ان سرمایه داران نو پا نیز می دانند اکنون ان قدر قوی نشده اند که توان مخالفت داشته باشند ؛ ان ها به برکت وجود اقای خامنه ای به این موقعیت و ثروت رسیده اند و می دانند چناچه ایشان اراده نماید از هستی ساقط خواهند شد . سازهای مخالف محدود دیگر نیز اصلا قابل اعتنا نمی باشند و منشا اثر مهمی نیز نیستند . وضعیت جنبش توده ای هم که معلوم است فعلا .
چه چیز اقای خامنه ای را متقاعد کرده تا پیروزی روحانی را بپذیرد و وی را به امثال احمدی نژاد ترجیح دهد ؟ چه چیز ایشان را متقاعد کرده که باید در رابطه با غرب بر سر مساله هسته ای و رفع تحریم ها سیاست جدیدی اتخاذ کند ؟ ایشان اجازه می دهد که اقای روحانی مانور دهد اما تا جایی که خودش تشخیص می دهد . در عین حال عوامل متعددی می توان شمرد به عینه و هم چنین به گمان که ممکن است ایشان را متقاعد کند تا انعطاف کمتر و یا بیشتر را درحل مساله هسته ای و رفع تحریم ها اجازه دهد .
با توجه به مراتب فوق هم چنین ما باید به مقامات جمهوری اسلامی و مردم بگوییم که هر روز تاخیر در حل مساله هسته ای و برقراری روابط عادی با غرب مترادف است با زیان بزرگ منافع ملی . هر قدر اجماع بر سر طرح موضوع فوق بین نیروهای سیاسی داخلی و خارجی گسترده تر باشد امکان تاثیر گذاری ان هم بیشتر می شود . باید توضیح داده شود که بقای خود جمهوری نیز بستگی دارد به این عادی سازی مناسبات با غرب ؛ مبارزه جدی با فساد ؛ گسترش ازادی های اجتماعی و سیاسی و مواردی از این دست .
با احترام تجلی

دودل نباشید کمتر شدن احتمال حمله نظامی به سود جنبش سبز مردم عزیز ایران است